من آنِ توام
مرا به من باز مده. . .
مولوی
«جستارهایی در باب عشق» نوشتۀ آلن دو باتن، اثری نیمه اتوبیوگرافیک است که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد. داستان از جایی آغاز میشود که راوی داستان با کلوئه در پروازی از پاریس به لندن ملاقات کرده و عاشق او میشود. این اثر با آمیزهای از نگاهی فلسفی، حکایات شخصی و مشاهدات روشنفکرانه، به جزئیات این دلبستگی عاشقانه میپردازد.
آلن دو باتن در سال ۱۹۶۹ در زوریخ به دنیا آمد و هشت سال بعد به همراه خانوادهاش به بریتانیا نقلمکان کرد. او در مدرسهٔ دراگن در آکسفورد تحصیل کرد و زبان انگلیسی را آموخت. سپس در دانشگاه کمبریج به تحصیل تاریخ پرداخت و برای مقطع فوقلیسانس در سال ۱۹۹۲ در کینگز کالج لندن به مطالعهٔ فلسفه مشغول شد. او همچنین دورهٔ دکترای خود را در زمینهٔ فلسفهٔ فرانسه در دانشگاه هاروارد آغاز کرد، اما تصمیم گرفت این دوره را نیمهتمام بگذارد و به جای آن بر نوشتن کتاب برای عموم تمرکز کند. کتابهای او در ۳۰ کشور پرفروش بوده است. پس از انتشار نخستین رمانش، «جستارهایی در باب عشق» (۱۹۹۳)، دو رمان دیگر به نامهای «جنبش رمانتیک» (۱۹۹۴) و «ببوس و بگو» (۱۹۹۵) به چاپ رساند. سپس با کتابهایی چون «پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند» (۱۹۹۷)، «تسلی بخشیهای فلسفه»، «هنر سیر و سفر»،«اضطراب وضعیت»، «معماری شادمانی» و «خوشیها و مصائب کار»، به ناداستان روی آورد.
در دنیای مدرن امروز، عشق یکی از پیچیدهترین و پرچالشترین احساسات انسانی است. آلن دو باتن در «جستارهایی در باب عشق» به این موضوع با نگاهی عمیق و تحلیلگرانه میپردازد. او در این اثر که به نوعی پلی است میان ادبیات و روانشناسی، با روایت تجربیات شخصی و احساسات آشنا و روزمره، عشق را نه تنها از منظر یک احساس زیبای انسانی، بلکه به عنوان سفری پر چالش و پر نشیب و فراز بررسی میکند. دو باتن خوانندۀ هوشمند خود را به تفکر در باب ماهیت عشق، ارتباطات و دستاندازهای نهفته در آن دعوت میکند.
«جستارهایی در باب عشق» با صداقت و طنز خود، به پیچیدگیها، شادیها و دردهای عشق میپردازد و تمامی کش و قوسهای روابط یک زوج جوان را از شیفتگی تا دلشکستگی دنبال میکند. دو باتن، با ارجاعات فلسفی و ادبی، از متفکرانی چون افلاطون و کامو، روایت خود را غنا میبخشد. سفر راوی شامل لحظاتی از ناامیدی عمیق و تلاش برای کنار آمدن با پایان رابطه است.
این اثر، تمهایی چون ایدهآلسازی عشق و تقابل و تعامل عشق به خود و نفرت از خویشتن را بررسی میکند. کتاب به سبکی نو و مقالهوار نگاشته شده که ترکیبی از داستان و ناداستان است و هم روایتی شخصی و هم تحلیلی گستردهتر در مورد عشق را ارائه میدهد.
آنچه «جستارهایی در باب عشق» را متمایز میکند، عمق و صداقت عاطفی آن است. دو باتن از ادبیات، روانشناسی و فلسفه بهره میگیرد تا حقایق و نکات اغلب ناگفته درباره عشق را روایت کند. این کتاب به دلیل نثر صمیمانهاش مورد تحسین قرار گرفته و خوانندگان زیادی با آن ارتباط برقرار کردهاند.
«جستارهایی در باب عشق» برای کسانی که روابط عاطفی را با تمام شدت و عمق خود تجربه کردهاند، کتابی خواندنی و جذاب است.در بخشی از «جستارهایی در باب عشق» چنین میخوانیم: «اغلب، کسی که طرد میکند، برچسب شیطان بر او اطلاق میشود و آن که طرد شده، مظهر نیکی از آب در میآید. این برداشت هم در رفتار کلوئه و هم خود من دیده میشد. کلوئه طرد عشق و عدم قابلیت دوست داشتناش را شیطانی میدید و عشق مرا به خودش مظهر نیکی و به همین دلیل، بر این تصور بود که از من، که با تمام حسن نیتم هنوز میتوانستم او را دوست بدارم، آدم پستتری بود.»
«جستارهایی در باب عشق» با تمرکز بر میل، آسیبپذیری و جستجوی معنا در روابط، نکات ارزشمندی را ارائه میدهد که مدتها پس از خواندن آن در ذهن باقی میماند. چه در یک رابطۀ عاشقانه باشید، چه در حال خیالپردازی درباره عشق، یا صرفاً به دنبالِ درک عمیقتری از احساسات انسانی، این اثر، تجربهای غنی است که الهامبخشِ دروننگری و خودکاوی است.
«جستارهایی در باب عشق» با ترجمۀ گلی امامی توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است.