Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ستون آزاد پیشنهاد سردبیر

    هر کجا باشم، شعر مال من است

    برای سال نویی که می‌آید. با این آرزو که با آزادی و عدالت بیاید
    بی‌تا ملکوتیبی‌تا ملکوتی۳۰ اسفند , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    نوروز در تبعید
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    برای هر ایرانی، نوروز کلمه‌ایست مترادف با کودکی‌ها، با پدر و مادر و مادربزرگ و دایی و خاله و عمو و بچه‌های فامیل. با عطر سنبل و بنفشه‌های تازه کاشته شده توی باغچه. با بوی ماهی سفید سرخ شده و عطر سبزی تازه‌ی سبزی پلو که با چوب‌های سیر در حال دم کشیدن هستند. با لباس‌های نو و کفش‌های ورنی سیاه براق و روبان قرمز پایین موهای بافته‌ی شده‌ی تا سر شانه. برای من اما عید نوروز با شهر زادگاهم تعریف می‌شود. با تهران کودکی‌هایم. با تهرانی که کوچک‌ترین شباهتی به تهرانی که امروز می‌شناسیم نداشت. تهران سال ۵۵، ۵۶ و ۵۷… تهرانی با ابرهای بزرگ نزدیک پنبه‌ای و آسمان یک دست آبی، با خیابان‌های خلوت و کوچه‌های از آن خلوت‌تر. با درختان چنار تازه جوانه زده، بوته‌های گل محمدی صورتی و شاخه‌های زرد یاس. با نسیمی که از البرز می‌وزد. با خانه‌های بزرگ و کوچک ویلایی که هر کدام حیاط دارند و حوض و ایوان‌های دلباز. با تخت‌های چوبی توی حیاط و پنجره‌های مشبک رنگی اتاق مهمان‌خانه. با معماری پهلوی اول و دوم که نشانی از حسرت بدلی‌های امروز را ندارد. نشانی از نما‌های رومی، ستون‌های بدقواره و شیشه‌های قدی بی‌حساب و کتاب. نوروز برای من با اتوبوس‌های دوطبقه تعریف می‌شود و رنوی پنج زرد قناری مادرم که من و برادرم را گاهی به  «پیتزا پترو» می برد. اولین پیتزا فروشی تهران، مقابل پارک شاهنشاهی. ما را با همان رنوی زرد قناری به رستوران «برج» می‌برد. به سوسیس و کالباس‌فروشی «آندره». به «پیراشکی خسروی» نزدیک «کافه نادری». به بلال فروشی‌های کنار میدان تجریش  و ساندویج فروشی کوچک سوسیس آلمانی در خیابان گاندی. ترافیک نیست. دود نیست. ازدحام آدم و ماشین نیست. تهران دلباز است و باصفا. امن است و اصیل. خانه‌ی مادربزرگم خیابان امیریه در مرکز شهر است و برای ما اولین عید دیدنی‌‌ یعنی خانه‌ی پروین جون. از شمیران تا آنجا از روی دو پل در خیابان حافظ می‌گذریم. من عاشق آن دو پل هستم. و عاشق نشستن روی صندلی‌های طبقه‌ی دوم اتوبوس‌ها که از میدان اختیاریه می‌روند تا میدان توپخانه. از آن بالا خانه‌ی مردمان پیداست و دلشان پیداست. پدرم دبیر ادبیات است و مادرم تازه در یک مدرسه‌ی راهنمایی در مجیدیه تهران متصدی آزمایشگاه شده. ما یک خانواده‌ی چهار نفره از طبقه‌ی متوسط هستیم که گاهی تعطیلات عید می‌رویم اصفهان و گاهی شیراز و گاهی مشهد و هر سال قم که زادگاه پدرم است، دیدن حریر جان، مادرش. پدرم یک قران کوچک طلاکوب دارد که هر نوروز، لایش  پر می‌شود از اسکناس‌های ده تومانی و بیست تومانی نو. از آن عیدی‌های متبرک پر برکت که می‌شود با آنها کیهان بچه‌ها خرید، ساندویج کتلت خرید. آدامس خرید و یام‌یام و توپ پلاستیکی و انگار هرگز تمام نمی‌شوند. مادرم همیشه برای سفره‌ی هفت سین سنبل سفید می‌خرد و بوته‌ی بید مشک. خودش سبزه‌ی عدس می‌گذارد و ساعت همیشه یکی از سین‌هاست سر سفره. بوی ماهی دودی روی سبزی‌پلو و کوکو سبزی کنارش، همیشه بخشی از هفت سین ماست.

    از نوروز ۵۸، صدای الله‌ اکبر همسایه به نوروز ما اضافه شد. و به جای چهره‌های زیبای نلی و بتی و نسرین توی تلویزیون سیاه و سفیدمان، تعدادی زن عبوس و مرد ریشو سرود می‌خواندند. چهره‌ی مادرم که هنوز خیلی جوان بود، دیگر شادابی و خندانی همیشگی‌اش را نداشت. پدرم سر سفره دیگر کراوات نمی‌زد و از اسکناس‌های نواش کم شده بود. از نوروز ۶۰ تا هفت سال، هفت سین ما آغشته بود به صدای آژیر قرمز، نوحه‌‌ی آهنگران، بوی چسب روی پنجره‌ها، پارازیت‌های رادیویی که نمی‌شد آن ایستگاه لعنتی را پیدا کرد، حجله‌های جوانانی که هر روز بر شمارشان افزوده می‌شد. جوان ناکام فلانی، جوان ناکام بیساری… و هراس دختربچه‌ای که دیگر خیلی انتظار لباس نو، کفش نو، و آن سفره‌های رنگین را نداشت و حالا به این فکر می‌کرد نکند بچه‌ی ناکامی باشد که قرار است زیر آوار بمباران «بعثی‌ها» کشته شود. و این اضطراب هولناک از جنگ، از گشت ارشاد، از هر چه نام پلیس و پاسدار و بسیجی است، از کمیته‌ی انضباطی دانشگاه، از دستگیری، از بازداشت و از بودن در یک سلول انفرادی حتی اگر یک شب بوده باشد با من و در خون و رگ و استخوان من ماند. همانطور که از آن نوروزها تا نوروز ۱۳۸۴ که اگرچه دیگر آنقدر هیجان‌انگیز و محبوب نبود، هنوز مادر بود و پدر بود و خویشاوند و دوست و آن خانه‌ها و کوچه‌ها و محله‌ها بودند که هنوز نقشی از آن سالهای شاد و رها داشتند.

    نوروز سال ۱۳۸۶، اولین نوروزی بود که من سی و چهار ساله‌ تنها در خانه‌ چهل متری‌ام، در یک مجمتع آپارتمانی در خیابان شانزدهم واشینگتن دی‌سی، تنها نشسته بودم. بدون هیچ نشانه‌ای از تمام آنچه که از نوروز می‌شناختم. هنوز تنها راه ارتباطی‌ام با ایران، تماس تلفنی بود. برای تبریک عید به خانه‌مان تلفن کردم. مادرم هزاران کیلومتر دورتر ازم پرسید: «هفت سین چیدی؟» گفتم نه، برای کی؟ برای چی؟ من خودمم و خودم. با بغضی در گلویش گفت: «در هر شرایطی باید هفت سین بچینی، بدون هفت سین بهار نمی‌شه». هنوز رنگ صدایش وقتی با تحکم و گریه‌ی توامان گفت باید هفت سین بچینی یادم نمی‌رود. اما هیچ کدام از سین‌هایش را نداشتم. نه سنجد، نه سمنو، نه سبزه و نه سماق. با خودم فکر کردم چه سین‌هایی دارم. ساعت داشتم و سکه و سیر توی یخچال و یک گلدان کوچک کاکتوس که می‌توانست جای سبزه باشد. سیب هم بود. با همان‌ها یک پنج سین چیدم و قاب عکس پدر و مادرم را گذاشتم کنار دیوان حافظ تصحیح احمد شاملو که هر جا می‌رفتم همراهم بود. بعد از آن سال، هر نوروز، درهر شرایطی بودم، خسته و ناامید، سردرگم و لت و پار، بی‌حوصله و عصبی و یا افسرده و غمگین، هفت سین بود روی میز. حتی وقتی پدرم پر کشید و من تبعیدی نتوانستم نه در زمان مریضی و نه در مراسم خاکسپاری و نه در سالگرد و یادبودش شرکت کنم.

    از حدود ده سال پیش اسکایپ و واتساپ و میت هم به پایش به سفره‌های هفت‌سین ما تبعدیدی ها باز شد. هم زمان با خانواده، هر کدام یک سر دنیا سال را تحویل می‌کردیم در حالیکه هر کدام سر یک سفره‌هفت نشسته بودیم. من از پراگ، برادرم از نیوجرسی آمریکا، پدر و مادرم از تهران، یک دخترخاله از ایتالیا، یک خاله از لس‌انجلس، گاهی یک فامیل همسر از آلمان و دیگری از سوئد و… اکثر مواقع اینترنت خوب کار نمی‌کرد. تصویر مادرم توی لب‌تاپ ثابت می‌شد. تصویر پدرم تار می‌شد. صدای یکی نمی‌آمد. صدای آن یکی با تاخیر می‌آمد. پدرم به تکنولوژی لعنت می‌فرستاد و مادرم برای اینکه نمی‌تواند نوه‌‌هایش را یک دل سیر با خیال راحت ببیند، به گریه می‌افتاد. دل همگی‌مان خون می‌شد و دعا می‌کردیم سال بعد، موقع سال تحویل، ساعت‌ها به هم نخورد و نصف شب باشد و ما خواب باشیم و یا آنها خواب باشند و این رنج دوری مضاعف نشود.

    سخت‌ترین سال نو اما برای من که دیگر نوزده سال شده است که نتوانسته‌ام به کشورم بازگردم، اولین سال نویی بود که مادر شده بودم. عید سال ۱۳۹۳. چهار سالی بود که به پراگ مهاجرت کرده بودم. پسرم حدودا یک ساله بود و من غمگین‌ترین مادر جهان بودم. ماه مارس در پراگ هوا هنوز سرد بود و بعضی سا‌ل‌ها برف هم میامد. آنجا ایرانی کم بود و اگر هر چیز ایرانی می‌خواستیم باید از آلمان می‌خریدیم. هفت‌سین را چیده بودم اما هرگوشه‌اش به چشمم زار می‌زد. من تمام نوروز کودکی‌هایم را در آغوش مادربزرگ و دایی‌ها و خاله‌ها گذارنده بودم. با کلی مهمانی و عیدی و رقص و آواز و موسیقی. با ترانه‌هایی که خاله ثریا از نوری می‌خواند و همسرش از ویگن و آوازهای دایی حمید از افشین و کیوان و فرهاد و دایی مسعود از منوچهر سخایی. مادربزرگم «شد خزان» می‌خواند و شهلا جان، یکی از زن دایی‌‌ها، «شب چهارشنبه چار، چارور دنیا، نیت کردم که بنشینم سر راه». حالا پسرکم تنها بود، در پراگ تنها بودیم. خبری از مهمانی و شیرینی‌های خانگی و قهقهه‌های بلند خنده و شوخی و رقص و آواز بزرگتر‌ها و بچه‌ها نبود. خبری از بوسه و آغوش نبود. خبری از پول‌های نو و هدیه‌های جورواجور نبود. روزها و شب‌های زیادی توی خانه می‌چرخیدم. راه می رفتم، از اتاق خواب تا اتاق نشمین، از آشپرخانه تا حمام، از بالکن کوچکی که رو به شهر پراگ داشتیم تا پشت در وردی. بعد از مدت‌ها رفته بودم سراغ چخوف عزیزم. به جای خواب، نمایشنامه‌هایش را می‌خواندم. راه می‌رفتم و چخوف می‌خواندم. آنقدر بی‌خوابی کشیدم تا یک شعر متولد شد. یک شعر که شد اولین عیدی پسرم آراد. شعری که با ترجمه‌هایش از سلیمانیه‌ی عراق تا پاریس سفر کرد. از میلان تا حلبچه، از برنو تا گوتنبرگ. وقتی آدم‌ها از زبان و فرهنگ‌های متفاوت این شعر را دوست داشتند، فهمیدم شعر توانسته تنهایی یک مادر دور از مادرش را، دور از وطنش را تجسم بخشد. این شعر و مخاطبانش توانسته بودند یک مادر تبعیدی را در آغوش بگیرند و مرهمی باشند بر زخم‌های جانش. از آن تاریخ به بعد بیشتر به جادوی ادبیات پی بردم. به معجزه‌ی شعر، به ایجاز کلمه، به خانه‌ای که متعلق به همه‌ی جهان است. هر کجای دنیا باشم، باشم، شعر مال من است.

      «مرز» 

    من و تو از مرز گذشتیم

    شهر من از محدوده‌ی دست‌های تو آغاز می‌شود

    شهر تو از انحنای کتف من

    من و تو وطن نداریم

    دو اسب چوبى داریم و از روی کابوس‌ها می‌پریم

    بی گذرنامه

    گذرنامه‌ات

    همان کشتزارهای آفتابگردان است

    که از پشت پنجره قطار به سویت می‌چرخیدند

    گذرنامه‌ات دو ورق آزادی است

    و برگی از بهار پراگ

    شناسنامه‌ات

    گل‌های نسرین

    آوازهای خانگی کوچه‌ی اختر

    و یک پای روی مین مانده‌ی پسر همسایه

    شناسنامه‌ات

    ابرهای منتظر است

    و بوی شیرین لیموهای شیمیایی شده

    برگه‌ی عبور نداری

    اما هر شب

    لالایی می‌خواند برایت ماه

    از گلوی كولى هاى دوره گرد

    و هر صبح

    پدر یک درخت می‌کشد

    روی پیشانی‌ات

    هر بار گریه کنی

    برگ‌ها می‌ریزند روی زمین

    و  گلوله‌ها را می‌پوشانند

    پسرم شهر تو ابتدای باد است

    تهران

    تنها طرح پارچه‌ى پيراهنى است

    عیدها بر تنم

    در عوض کنار ماست

    گور کافکا

    سال که تحویل شود

    حسن یوسف‌ها را می‌بریم

    خویشاندوی نیست

    چخوف اما می‌آید

    آن وقت به نامت می‌کند هر چه باغ آلبالوست

    یک روز یلنایت می‌شوم

    و فردایش نینا

    اصلا همان دختر گرجی می‌شوم

    که برایت

    روی رود ارس راه می‌رود


    شب سال نوی ۱۴۰۴
    ۱۹ مارس ۲۰۲۵

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلینوروز در شاهنامه | گاهمندی و خردورزی در آغاز دوباره
    مقاله بعدی «هاگای رویا می‌بیند»؛ رقص یک شمن زیر نورهای رنگی 
    بی‌تا ملکوتی

    مطالب مرتبط

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.