Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما سریال پیشنهاد سردبیر

    «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

    نگاهی به سریال فرانسوی «قلب‌های سیاه»
    پرویز جاهدپرویز جاهد۱۷ شهریور , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    قلب‌های سیاه
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    سریال فرانسوی «قلب‌های سیاه» (Dark Hearts)، سریالی جذاب، پرتعلیق و نفس‌گیر در ژانر جنگی است با سبک بصری چشمگیر، روایت پرکشش، سکانس‌های جنگی خیره‌کننده و شخصیت‌پردازی خوب. «قلب‌های سیاه»، روایتی از عملیات ضد داعش یکتیم کماندویی نیروهای ویژۀ فرانسوی در بحبوحه نبرد برای آزادسازی موصل در عراق از دست نیروهای داعش است که این شهر را تصرف کرده‌اند. این نبرد یکی از مهم‌ترین عملیات‌های ضد داعش در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ بود که با مشارکت نیروهای عراقی و حمایت ائتلاف بین‌المللی، از جمله فرانسه، منجر به بازپس‌گیری شهر موصل از تروریست‌های داعش شد. سریال در دو فصل (سیزن) ساخته شده و اخیراً فصل دوم آن از شبکه بی‌بی‌سی‌فور پخش شده است. نویسندگان آن، دانگ تای دونگ و کورین گارفن‌اند و کارگردانی آن با زیاد دوعیری بوده است.

    در این سریال، تمرکز بر یک یگان ویژه از نیروهای مسلح فرانسه است. این نیروها بخشی از یگان‌های نخبه نیروهای ویژه فرانسه‌اند که برای کمک و مشاوره به نظامیان عراقی و اجرای عملیات اطلاعاتی و نظامیِ فوق‌محرمانه علیه عناصر داعش به عراق اعزام شدند. این یگان به دلیل آموزش‌های پیشرفته و تجربه عملیاتی، در مأموریت‌های دشوار و حساس برون‌مرزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سریال با الهام از رویدادهای واقعی، موضوعاتی چون تروریسم، وفاداری و ابهام اخلاقی را در بستر عملیات موصل واکاوی می‌کند. نیروهای ویژه فرانسه در عراق علاوه بر حمایت عملیاتی و فنی از نیروهای عراقی، عمدتاً مأموریت شناسایی و تعقیب تروریست‌ها و جهادی‌های فرانسوی‌ یا فرانسه‌زبان عضو داعش را بر عهده داشتند. آن‌ها وظیفه داشتند هویت جهادی‌هایی که در درگیری‌ها زخمی یا بازداشت می‌شدند را شناسایی کنند تا از بازگشت‌شان به کشورهای اروپایی و انجام اقدامات احتمالی تروریستی جلوگیری نمایند. جمع‌آوری اطلاعات، ارائه مشاوره، پشتیبانی پهپادی و عملیات ویژه برای مقابله با تهدید جهانی داعش ازجمله وظایف اصلی این نیروها بود.

    «قلب‌های سیاه،» ریتم تند و منسجمی دارد و میان ماموریت‌های پرتنش و لحظات خلوت و تنهایی شخصیت‌ها، توازن خوبی برقرار می‌کند. تعلیق، عنصر کلیدی در هر اپیزود است. مأموریت‌های گروه ویژه، اغلب شجاعانه و پرخطرند و اعضای گروه، بی باکانه به قلب پایگاه‌ها و مخفی‌گاه‌های داعش حمله می‌برند. این ساختار، باعث حفظ هیجان و درگیری مخاطب از طریق فراز و فرودهای احساسی و صحنه‌های اکشن شده است.

    برخلاف بسیاری از درام‌های جنگی ساخته شده درباره جنگ در خاورمیانه، «قلب‌های سیاه» در شخصیت پردازی، فضاسازی و طراحی صحنه‌های درگیری شهری  و یورش‌های ناگهانی به مخفی‌گاه‌های نیروهای داعشی بسیار موفق است. بخش مهمی از سریال در پایگاه نظامی فرانسوی‌ها در عراق می‌گذرد و دوربین جز در مواردی که گروه عازم ماموریت و اجرای عملیات جنگی علیه داعشی‌ها می‌شود، از پایگاه خارج نمی‌شود. افراد نظامی برخلاف کلیشه‌های متداول آثار جنگی، با رویکردی انسانی و واقع‌گرایانه ترسیم شده اند. مناسبات بین سربازان و فرماندهان آنها بر پایه دوستی، وفاداری و کشمکش‌های انسانی بنا شده و از دیسپلین متعارف و سفت و سخت و خشک نظامی در آنجا خبری نیست. با اینکه اعضای گروه، اغلب در شرایط بحرانی شدید قرار می‌گیرند و به ماموریت‌های خطرناک و مرگبار اعزام می‌شوند اما در زمان فراغت، لحظه‌های دلچسبی از دوستی، رفاقت و همبستگی را به نمایش می‌گذارند. سریال روابط پیچیده بین شخصیت‌ها را در فضای پرتنش جنگ نمایش می‌دهد؛ از رفاقت عمیق گرفته تا اختلاف نظر و درگیری عاطفی که بار احساسی سریال را افزایش می‌دهد. هر یک از اعضای گروه، نه تنها به‌عنوان یک نیروی نظامی، بلکه به‌عنوان فردی دارای دغدغه‌ها، زخم‌ها و انگیزه‌های شخصی به تصویر کشیده می‌شوند. شخصیت‌ها اغلب بین وظیفه نظامی، فشارهای روانی، ترس از مرگ و مسئولیت در برابر خانواده‌های خود در کشاکش‌اند و با چالش‌های اخلاقی و انسانی زیادی مواجه می‌شوند.

    «قلب‌های سیاه»، در نمایش عملیات مخفی علیه داعش در عراق و به کارگیری قواعد ژانر جنگی خوب عمل می‌کند. مأموریت‌های مخفی با جزییات و دقت بالایی به تصویر کشیده می شوند اما با تمرکز بر تاب‌آوری روحی و بحران‌های شخصی افراد گروه، هم‌زمان بسیاری از کلیشه‌های این ژانر را زیر سوال می‌برد. سریال، همچنین سختی‌ها و آسیب‌های روانی ناشی از جنگیدن در سرزمینی ناشناخته و گرم با تنوع قومی و زبانی و فرهنگی متفاوت و در برابر دشمنی که در ظاهر تمایز هویت قومی و مذهبی‌اش با هویت مردم بومی برای افراد گروه دشوار است را خوب نشان می‌دهد. زندگی در پایگاه، دوری از خانواده، شکست برخی عملیات‌های نظامی و از دست دادن همقطاران، برخی شخصیت‌ها را دچار افسردگی، بحران درونی، احساس عذاب وجدان و اضطراب جدی می‌کند. این روند باعث همدلی مخاطب با آنها شده و بیننده، آسیب‌پذیری و شکنندگی‌ آنها را به خوبی احساس می‌کند.

    قلب‌های سیاه

    وجه دیگر شخصیت‌پردازی خوب سریال، حضور شخصیت‌های زن قوی و باهوش است که همچون مردان، نقش‌های تاثیرگذار و فعالی در گروه ویژه دارند و در تصمیم‌گیری‌های حیاتی گروه و رهبری و هدایت عملیات نظامی سهیم‌اند و حضور آنها، بُعد تازه‌ای به کلیشه‌های رایج آثار جنگی می‌بخشد و جنبه واقعی‌تری به روایت اضافه می‌کند. «قلب‌های تاریک» با پرهیز از سیاه‌ و سفید کردن شخصیت‌ها، تجربه‌های انسانی، ترس‌ها و آرزوهای آنها را در بستر یک روایت جنگی به تصویر می‌کشد؛ تا جایی که هر شخصیت، سازنده بخشی از اتمسفر پرتنش و چندلایه این داستان است. کارگردان با تاکید روی مشکلات روحی و زخم‌های روانی، کشمکش‌های عاطفی، وابستگی‌های خانوادگی و دوگانگی‌های وظیفه/وجدان در شخصیت‌ها، آنها را از تیپ‌های ساده و کلیشه‌ای فراتر ‌برده و ابعادی انسانی به آنها بخشیده و آنها را باورپذیرتر کرده است.

    اما «قلب‌های سیاه»، به‌رغم اجرای تکنیکی قوی و روایت پرکشش، از منظر روایت تاریخی و پرداخت سیاسی، دارای ضعف‌های جدی است. سریال فضای کلی جنگ موصل و درگیری با داعش را به تصویر می‌کشد، اما پرداخت تاریخی وقایع اغلب ساده‌سازی شده است و ابعاد گسترده و پیچیده این جنگ در عراق (به‌ویژه رنج غیرنظامیان و جنایات داعش) کمتر به نمایش درمی‌آید. خطوط روایی، عمدتاً در چارچوب قهرمانی و عملیات مخفی گروه ویژه باقی می‌ماند و نگاه جامع به مشارکت نیروهای ائتلاف و پیامدهای اشغال، کم‌رنگ است.

    «قلب‌های سیاه» به عنوان یک سریال جنگی و اکشن؛ نفس‌گیر، خوش‌ریتم و از نظر میزانسن و کار دوربین خلاقانه است اما در روایت سیاسی، به دامِ مرکزیت‌بخشیِ ملی می‌افتد: نقش فرانسه برجسته و سهم بازیگران کلیدی دیگر یعنی ایالات متحده، دولت و نیروهای عراقی و ایرانی در سطح نفوذ منطقه‌ای، کم‌رنگ یا حاشیه‌ای می‌شود. تکیه بر زاویه دید نظامیان فرانسوی و روایت قهرمانانه آنها باعث شده که دیگر بازیگران صحنه جنگ در عراق از جمله مردم بومی عراقی، نقش حاشیه‌ای و کمرنگی در سریال داشته باشند و تصویر چندلایه تاریخی، قربانی فیلتر روایت تک‌قطبی شود. سریال بیش از حد بر نقش موثر و مثبت نیروهای ویژه فرانسه در مبارزه علیه داعش تاکید کرده و از نمایش یا حتی اشاره به زمینه‌های جنجالی‌تر حضور نظامی کشورهای غربی در منطقه، ابعاد سیاسی و منافع استراتژیک آنها پرهیز می‌کند. مأموریت نیروهای ویژه عمدتاً در چارچوب کنترل و حذف تهدید تروریستی و شکار جهادی‌های فرانسوی در عراق روایت می‌شود، بدون تمرکز کافی بر ریشه‌های بومی پدیده داعش، همکاری نظامی-امنیتی پیچیده ائتلاف و انتقادات رایج به سیاست‌های مداخله‌گرایانه غرب در عراق.

    از نظر سیاسی، سریال، گرایشی آشکار یا پنهان به مشروعیت‌بخشی به حضور نظامی فرانسه و متحدانش در عراق دارد و با کیفیات قهرمان‌پردازانه، نیروهای ویژه را به عنوان ناجیانی بی‌بدیل معرفی می‌کند. این رویکرد می‌تواند نوعی تطهیر نقش کشورهای خارجی (به‌ویژه فرانسه) در پرونده پرحاشیه عراق تلقی شود. روایت یکدست، فقدان دیالوگ انتقادی یا تضاد جدی درباره حضور نظامی خارجی و عدم طرح منافع ژئوپلیتیک یا پیامدهای بلندمدت حضور نیروهای غربی در منطقه، بیانگر یک نوع سیاست‌زدایی پنهان است.

    به نظرم «قلب‌های سیاه» با تمرکز بر اکشن پرتعلیق و پرداخت قهرمانانه، از ظرفیت بازخوانی انتقادی وقایع تاریخی و سیاست‌های مداخله غرب در خاورمیانه فاصله گرفته است و با وجود تصویرسازی قوی، لایه‌های عمیق‌تر نقد تاریخی-سیاسی را کمتر منعکس می‌کند. سازندگان سریال، هوشمندانه از یک مقطعِ بغرنج تاریخی برای خلق تعلیقی نفس‌گیر استفاده کرده و بیابان‌های خشک و مناطق کوهستانی عراق، جاده‌ها و گذرگاه‌های باریک، کوچه‌های تنگ و خانه‌های روستایی افراد بومی را به صحنه‌هایی پرتحرک برای نبردی تن به تن بین کماندوهای فرانسوی و داعشی‌ها بدل کرده‌اند. اگرچه سریال هرچندگاه به حضور نیروهای ائتلاف علیه داعش در عراق اشارهٔ ضمنی دارد، اما سهم و نقش تعیین‌کنندۀ بازیگران اصلی در میدان نبرد علیه داعش؛ از ارتش عراق گرفته تا نیروهای آمریکایی حاضر در عراق و نیز نقش نیروهای ایرانی در این میان نادیده گرفته شده و به جای آن تنها بر نقش نیروهای کُرد عراقی در این مبارزه تاکید شده است.

    سریال با تمرکز بر نیروهای ویژهٔ فرانسه، عملاً تاریخ را از روزنهٔ محدود یک بازیگر ملی می‌بیند. در حالی که نبرد موصل محصول هم‌افزایی پیچیدهٔ نیروهای عراقی (ارتش، پلیس فدرال و نیروی ضدتروریسم)، ائتلاف به رهبری آمریکا (اطلاعات، پشتیبانی هوایی، آموزش)، و بازیگران منطقه‌ای—از جمله سپاه قدس‌ ایران و حضور مؤثر گروه‌های محلی به‌ویژه کردها بود. انتخاب زاویه دید فرانسوی، از نظر روایت‌پردازی یعنی تمرکز بر فعالیت یک یگان کوچک ضد تروریستی فرانسوی در عراق قابل دفاع است، اما از منظر تاریخ‌نگاری تصویری ضعیف است و بینندهٔ ناآشنا با ژئوپولیتیک منطقه ممکن است نسبت نیروها را وارونه درک کند. نامرئی‌سازی ائتلاف و دولت عراق، محوریت نظامی فرانسه و تقلیل نقش کردها و نیروهای عراقی در حد پشتیبانی برخی عملیات، از مصادیقِ بارز سوگیری در بازنمایی عملیات نظامی برای نابودی داعش در عراق است.

     در خطوط داستانیِ کلیدی، افق عملیاتی به‌گونه‌ای طراحی شده که بدون نمایش مؤثر سامانهٔ فرماندهی–کنترلی ائتلاف یا قوای میدانی عراق هم مأموریت‌ها ممکن می‌نماید؛ در حالی‌که واقعیت نبرد موصل وابسته به این شبکهٔ گسترده بود. روابط میدانی با بازیگران محلی (عنصر اطلاعاتی، راهنمای شهری، یگان‌های کُرد) بیشتر فرعی و در حد مشاوره و کارکرد دراماتیک می‌ماند تا ترسیم شراکت عملیاتیِ برابر. سریال حتی نشان می‌دهد که دخالت آمریکا و نیروهای عراقی در نقشه‌هایی که گروه ویژه و سازمان امنیت فرانسه برای آزادی یکی از اعضای گروه ویژه (دختری به نام سب) از دست داعش می‌کشند، نه تنها بی‌فایده بلکه مخرب است و اغلب کار آنها را خراب می‌کند. سریال در لحظات قضاوت اخلاقی، صدایِ وجدان را عمدتاً به کاراکترهای فرانسوی می‌سپارد؛ صدای غیرـ‌فرانسوی غالباً یا ابزاری است یا خاموش. نتیجه، تقویت یک زاویهٔ دید ناسیونال–لیبرال است که خشونت مشروع را از روزنهٔ وظیفهٔ حفاظتی فرانسه صورت‌بندی می‌کند.

    از حیث جزئیات تاکتیکی (روش‌های نفوذ، ردیابی عوامل داعش، پروتکل‌های حداقلی) سریال، معقول و اقناع‌کننده است؛ اما هر قدر به نقشهٔ کلان‌تر نزدیک می‌شویم، صحت تاریخی آن کمتر می‌شود. اگر هدف، صرفاً درامی تمرکز‌یافته بر یک یگان نظامی باشد، سریال موفق است؛ اما اگر توقع، بازنمایی متوازن جغرافیای سیاسی جنگ با داعش باشد، آن‌گاه همین نقطهٔ قوتِ تمرکز روایی، به ضعف سیاسی بدل می‌شود.

    سریال در صحنه‌های داخل پایگاه نظامی، آهسته و آرام پیش می‌رود اما در صحنه‌های عملیات نظامی، شتاب بیشتری گرفته و ریتم آن تندتر می‌شود. صحنه‌های تهاجم، درگیری و عقب‌نشینی افراد گروه ویژه با قطع‌های سریع و از زاویه‌های مختلف، نشان داده شده و ضرباهنگ گفت‌وگوها، مخاطب را در وضعیت دائمیِ آماده‌باش نگه می‌دارد. این ریتم، وقتی مؤثرتر می‌شود که پیامدهای تصمیمات فرماندهان در سطح خُرد (یک گروگان نظامی، یک خانواده داعشی و یک هم‌رزم قربانی) به عملیات پرتعلیق پیوند می‌خورد و صحنه‌های نفس‌گیری می‌سازد.

    میزانسن در سریال، اغلب تاکتیکی است: آرایش خطیِ نیروها در زمان عملیات، چه در صحرا و چه در درون خانه‌ها و استفادهٔ مکرر از نماهای بسته و قاب‌های تنگ برای القای حس در تنگنا بودن. دوربینِ روی دست با تکان‌های کنترل‌شده، کات‌های نزدیک به صورت‌ها، و لنزهای با عمق میدان کم، حس حضور در صحنه را به تماشاگر می‌دهد. در مقابل، نماهای هوایی یا لانگ‌شات‌ها از فضاهای شهری و روستایی یا حرکت گروه ویژه با اتومبیل در جاده‌های بیابانی، حس اضطراب و ناامنی و مورد شبیخون قرار گرفتن در افراد گروه ویژه را به تماشاگر منتقل می‌کند.

    قلب‌های سیاه

    «قلب‌های سیاه» به‌عنوان یک درام پرماجرای جنگی موفق می‌شود با پرهیز از قهرمان‌سازی کلیشه‌ای و نمایش خاکستری شخصیت‌ها، به تجربه‌ای متفاوت در ژانر جنگ بدل شود. سریال؛ نه صرفاً بر خشونت و نمایش قدرت نظامی، بلکه بر بحران‌های اخلاقی، زخم‌های روانی و پیامدهای تصمیمات گاهاً اشتباه فرماندهان نظامی تمرکز می‌کند و همین امر آن را از الگوی رایج قهرمان فاتح در جنگ جدا می‌سازد. کارگردان، در عین استفاده از عناصر آشنای ژانر جنگ مثل صحنه‌های نفوذ، تعقیب و گریز و تیراندازی، رویکرد بصری و میزانسن‌های تاثیرگذار، دوربین سیال و ریتم پرشتاب، این عناصر را به شکلی تازه و نفس‌گیر بازآفرینی می‌کند؛ نتیجه، درامی است که هم در سطح تعلیق و هیجان کارآمد است و هم از منظر درونی‌سازی بحران جنگ، تصویری غیرکلیشه‌ای و انسانی‌ ارائه می‌دهد.

    سکانس‌های پرتعلیق و نفس‌گیر «قلب‌های سیاه» از مهم‌ترین عواملی هستند که این سریال را از یک روایت صرفاً نظامی فراتر می‌برند و به تجربه‌ای دراماتیک و تأثیرگذار بدل می‌سازند. نمونه‌ای شاخص در این زمینه، عملیات گروه کماندویی ویژه فرانسوی در فصل اول برای یافتن دختر زئید (از عوامل داعش) و دستگیری فارِس (از فرماندهان داعش) است: انتظار طولانی افراد گروه در بالای تپه برای زیرنظر گرفتن تحرکات افراد داعش در روستا، استفاده از دوربین‌های دید در شب، مونتاژ موازی میان تحرکات داعش و پیشروی فرانسوی‌ها، و هم‌زمانی روایت از زاویه‌های مختلف (کلوزآپ‌های نفس‌گیر، شات‌های پهبادی از بالای ده و نماهای اسکوپ‌دار از دریچهٔ تفنگ) ضرباهنگی پرتنش می‌آفریند که تماشاگر را عملاً در قلب عملیات قرار می‌دهد. تصمیم شخصیت سِب (سرباز زن فرانسوی) در مورد آزادکردن یک پسربچه چوپان که خطری بالقوه برای عملیات گروه است، از نظر منطق جنگی غیرواقعی جلوه می‌کند، اما دقیقاً به کارکرد تبلیغاتی و انسان‌نمایی سربازان فرانسوی گره خورده است؛ بااین‌حال، همین کشمکش اخلاقی، سطح دیگری از تعلیق روایی را به صحنه می‌افزاید.

    در جایی از سریال، زئید که به صورت مشروط از طرف فرانسوی‌ها آزاد شده و طی عملیاتی پیچیده، سِب را به گروگان گرفته، تهدید می‌کند که او را خواهد کشت. اَدل، افسر فرانسوی درمقابل، او را تهدید می‌کند که آنها هم دختر او را تحویل کُردهای عراقی می‌دهند و آنها حتما او را خواهند کشت. زئید می‌گوید شما این کار را نمی‌کنید چون به حقوق بشر پایبندید که این حرف او کاملاً جنبه تبلیغاتی دارد. در صحنه‌ای دیگر، پزشکی که با نیروهای داعش به رهبری مختار همکاری می‌کند پس از جدایی از گروه مختار؛ خود را به نیروهای فرانسوی معرفی می‌کند. وقتی ادل از او می‌پرسد چرا خودت را به آمریکایی‌ها معرفی نکردی می‎گوید چون آنها مرا به گوانتانامو می‌فرستند اما رفتار شما فرانسوی‌ها، انسانی‌تر است.

    سکانس ردیابی و تعقیب بی‌وقفۀ زئید با بهره‌گیری از حرکت دوربین پهبادی در کوچه‌های تو‌در‌توی موصل، سکانس پرتنشی است. مخاطب هیچ‌گاه مطمئن نیست که زئید به سوی خیانت یا همکاری با فرانسوی‌ها می‌رود و همین ابهام، همراه با فرارهای لحظه‌ای و تعقیب فرانسوی‌ها با ردیاب، لحظاتی پیش‌بینی‌ناپذیر و نفس‌گیر می‌سازد. یا در صحنهٔ مبادلهٔ صحرایی دختر زئید با سِب، که به‌ظاهر بر اساس نقشه پیش می‌رود اما با یک اشتباه فرو می‌پاشد، تدوین سریع و نماهای متقاطع بین افراد فرانسوی و زئید و افرادش، ریتمی پرتنش ایجاد می‌کند. در مجموع، این سکانس‌ها با ترکیب حرکت دوربین روی دست، کلوزآپ‌های شدید، شات‌های پهبادی و مونتاژ موازی، فضایی چندلایه و پرتحرک خلق می‌کنند که ضرباهنگ دراماتیک سریال را پیوسته بالا نگه می‌دارد و مخاطب را تا آخرین لحظه در حالت تعلیق قرار می‌دهد.

    یکی از نقاط قوت «قلب‌های سیاه»، پرداختن به لایه‌های انسانی و روانی اعضای یگان ویژه است؛ جایی که سریال از یک اکشن نظامی صرف فاصله می‌گیرد و چهرهٔ آسیب‌پذیر سربازان را به‌عنوان انسان‌هایی با عشق‌ها، ترس‌ها و زخم‌های شخصی بازمی‌نمایاند. شخصیت اَدل در این میان پیچیده‌ترین نمود را دارد؛ فرمانده قاطع و خونسردی که هنگام ماموریت، سرسخت و انعطاف ناپذیر، اما در زندگی شخصی پس از مرگ دوست پسرش الیور به‌شدت تنها و شکننده است. این تضاد او را از یک تیپ کلیشه‌ای افسر ضدتروریسم جدا کرده و کاراکتری انسانی به او می‌دهد. مارتین، یکی از فرماندهان دسته نیز درگیر شک و تردید همسرش نسبت به رابطهٔ احتمالی او با سِب است و این ساحت خانوادگی، فشار روانی مأموریت‌های برون‌مرزی را با بحران‌های شخصی و خانوادگی گره می‌زند.

    از سوی دیگر، سریال به سِب، سرباز زن فرانسوی که اسیر داعش می‌شود، فضایی خاص می‌دهد. تجربهٔ او نه فقط بُعد فیزیکی اسارت، بلکه شکنندگی هویت زنانه در میانهٔ جنگ و خشونت ایدئولوژیک را برجسته می‌کند. همدردی گروه با برادر الیور پس از مرگ او نیز نمونه‌ای از کار جمعی در تولید همبستگی عاطفی است؛ سربازان در عین سختی مأموریت، به‌عنوان یک خانوادهٔ جایگزین برای یکدیگر عمل می‌کنند. همین وجه انسانی در صحنه‌هایی مثل رابطهٔ یکی از اعضای گروه با سگ تربیت‌شده‌اش برجسته می‌شود. در حالی که او در خلوت می‌داند همسرش در فرانسه به او خیانت می‌کند؛ تضاد میان وفاداری بی‌چون‌وچرای حیوان و بی‌وفایی انسانی، عمقی تلخ به شخصیت او می‌دهد.

    نقش مختار در فیلمنامه خیلی مبهم است. او یکی از فرماندهان اصلی و بی‌ر‌حم داعش است اما به خاطر اختلافش با یکی دیگر از روسای داعش، جاسوس سازمان امنیت فرانسه شده اما اعمالش قابل توجیه نیست. او یک مامور سیا را دستگیر کرده و تا حد مرگ شکنجه می‌کند. از طرفی برای تحویل جنازه مامور سیا به آمریکایی‌ها با آنها معامله می‌کند که او را با پهباد نزنند اما وقتی  از زئید می‌خواهد که جنازه را ببرد و به آمریکایی‌ها تحویل دهد، در ماشین زئید بمب می‌گذارد و او را از بین می‌برد. مختار، خیلی راحت با فرانسوی‌ها در ارتباط است و با آنها معامله می‌کند بدون اینکه اصلا شک داعش را برانگیزد و این باورپذیر نیست.

    دستگیری سِب به نقطهٔ عطفی دراماتیک در سریال بدل می‌شود. گروه با اضطراب و احساس گناه جمعی روبه‌روست، و همین واکنش‌ها، فضای پر از تنش و همدلی میان آنها به وجود می‌آورد. سکانس نجات سب از زیرزمین بیمارستانی در موصل که در دست نیروهای داعش است، یکی از گیراترین و نفس‌بُرترین سکانس‌های سریال است. همینطور صحنه اعدام اسرای داعش در ملا عام در حالی که سب هم در میان آنهاست و مختار با دادن اسلحه به او ازش می خواهد یکی از اسرا را با تیر بزند؛ صحنه ای تکان دهنده و به شدت دراماتیک با تعلیقی سنگین است؛ هرچند تماشاگر از قبل می‌داند که مختار سب را نمی‌کشد و دارد او را با گرفتن پول از دولت فرانسه مبادله می‌کند. به این ترتیب، پرداختن به این درگیری‌های عاطفی و روانی باعث می‌شود سریال «قلب‌های سیاه» نه تنها از حیث نظامی بلکه به‌عنوان یک درام انسانی نیز اثرگذار باشد؛ جنگ نه فقط در میدان، که در دل و ذهن سربازان جریان دارد.

    سریال
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیاز تبر ابراهیم تا سلفی‌های اینستاگرام
    مقاله بعدی غریبه ای که آشنای جهان شد | درباره «باشو غریبه کوچک»
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.