فرانتس زاور کروتس (Franz Xaver Kroetz)، داستاننویس، نمایشنامهنویس، بازیگر و کارگردان تئاتر و سینمای آلمان در سال ۱۹۴۶ در مونیخ به دنیا آمد. پدرش مامور اداره مالیات آلمان بود. او در منطقه باواریا بزرگ شد و در سالهای دهه شصت به عنوان بازیگر در نقشهای فرعی در تئاتر آلمان از جمله در نمایش «ضد تئاتر» رینر ورنر فاسبیندر بازی کرد.
کروتس، نمایشنامهنویسی با گرایشهای سیاسی و اجتماعی است و نمایشنامههایش به زبانهای مختلف ترجمه و در کشورهای زیلدی اجرا شدهاند. نمایشنامههای «مزرعه»، «لانه»، «كنسرت درخواستي»، «قطار ارواح»، «کار مردان»، «خونِ میشی»، «یک مرد و یک دیکشنری»، «ابله» (با نام اصلی «من می یر»)[1]، «مرگ دهقانان»، و «از میان برگها» از جمله مهمترین نمایشنامههای زاور کروتس به شمار میروند. کروتس در سال ۱۹۷۲ به حزب کمونیست آلمان پیوست و تا ۱۹۸۰ در این حزب فعال بود. او از پرکارترین و محبوبترین نمایشنامهنویسان آلمانی در دهههای هفتاد و هشتاد بود و نمایشنامههایش در سرتاسر این کشور اجرا میشد. رولف-پیتر کارل، در کتابش با عنوان «فرانتس زاِور کروتس» (۱۹۷۸)، آثار او را به سه بخش تقسیم کرده است: پیش از ۱۹۷۲، دورهٔ «تجربی» (۱۹۷۲–۱۹۷۳)، و دوره بعد از ۱۹۷۴. او « مزرعه» و «قطار ارواح» را مهمترین نمایشنامههای دورهٔ اولیهٔ کروتس دانسته است. «عبور از بازی»، نخستین نمایشنامه زاور کروتس است که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد. نمایشنامه دو پردهای «کله شق» و نمایشنامه «کار کردن در خانه» نوشتۀ کروتس در سال ۱۹۷۰ در تئاتر کامراشپیل آلمان اجرا شد. «کار کردن در خانه» از سوی تئاتر هیوت به عنوان مهمترین نمایشنامه سال ۱۹۷۱ برگزیده شد اما به خاطر درونمایه سیاسی و ضد سرمایهداری آن مورد حمله نئوفاشیستهای آلمانی واقع شد تا حدی که گروه مجبور شدند آن را زیر نظارت پلیس اجرا کنند.

کروتس با آثارش، زیباییشناسی سیاسی نوینی را بنا گذاشت و به صدای رسای مردمی فلاکتزده و خاموش تبدیل شد. شخصیتهای نمایشنامههای او عموما از طبقه کارگر و اقشار محروم و ستمدیده جامعه آلماناند که زیر چرخدندههای نظام سرمایه داری در حال لهشدناند. در نمایشنامههای کروتس، نظم عادلانهٔ جهان اساساً وجود ندارد. هولمبِرگ، منتقد آلمانی، نمایشنامههای کروتس را بهعنوان گونهای از “درام ناتوانی” در بیان توصیف کرده است. به عقیدۀ او مشخصهٔ سبک کروتس، خلق شخصیتهایی است که حتی نمیتوانند واژهای برای بیان اندوه یا خشم خود پیدا کنند. کروتس در آثارش بر پویاییهای عاطفی و شعر پرقدرتی تکیه میکند که مشخصهٔ آثار نمایشی بزرگ است. او نمایشنامهنویسی است که در اغلب آثارش، به ستم طبقاتی و جنسیتی که زنان طبقهٔ کارگر به دوش میکشند، پرداخته است. کروتس قادر است رویدادهای روزمره را به کنشهایی دراماتیک و هیپنوتیزمکننده تبدیل کند. تأثیر نمایشنامههای کروتس بر تماشاگران، عمدتاً از راه برانگیختن حس شفقت (compassion) است. نمایشهای اولیهٔ او به شکل خشونتآمیزی به پایان میرسند. کروتس معتقد است که “نمایشنامهنویس باید با شخصیتهایش سختگیر باشد. احساساتگرایی وسوسهانگیز و یک دام است؛ چون تماشاگران عاشق نمایشهای احساساتیاند.”[2]
ناتورالیسم افراطی نمایشنامۀ «کنسرت درخواستی» باعث شد که بعدها آن را با فیلم «ژان دیلمن، شماره ۲۳ کی دو کومرس، ۱۰۸۰ بروکسل (۱۹۷۵) ساختۀ شانتال آکرمن و نیز با نمایشنامۀ «شب بخیر، مادر» (۱۹۸۳) اثر مارشا نورمن مقایسه کنند. گوتام داسگوپتا آثار کروتس او را با آثار راینر ورنر فاسبیندر مقایسه کرده و گفته است که نمایشنامههایش “بر پایهٔ کلیشهها، به شیوهٔ یونسکو، ساختار یافتهاند”. او همچنین نمایشنامۀ «تام فول» را بهخاطر تصویر خانوادهای در حال فروپاشی با نمایشنامهٔ «بازگشت به خانه» اثر هارولد پینتر مقایسه کرده است.[3]
در دهه هفتاد، کروتس به دلیل بیش از حد تکراری بودن یا بیش از حد غیرسیاسی بودن، مورد انتقاد شدید قرار گرفته بود. برخی از آثار او در این دهه از جمله «دروازهای به دولومیتها» (۱۹۷۲)، «ماریامگدالنا» (۱۹۷۲)، «اشترنتالر» (۱۹۷۴)، «هایمات» (۱۹۷۵) و «آگنس برنائر» (۱۹۷۶) نه تنها موفقیتی در گیشه نداشتند بلکه با بیاعتنایی منتقدان تئاتر مواجه شدند. به عقیده آنها، وجود عناصر برشتی در نمایشنامههای دهه هفتاد کروتس، آنها را نسبت به آثار پیشیناش کمقدرتتر کرده و به ملودرام یا نمایشنامههای تلویزیونی شبیه ساخته است. کروتس پس از ۱۹۷۲ به شکل تحلیلیتری از درام سیاسی روی آورد که به مسائل کلان اقتصادی میپرداخت. کروتس خود سبک نمایشنامههای اولیهاش را “رئالیسم توصیفی” و آثار بعدیاش را “رئالیسم تحلیلی” یا “رئالیسم متعهد” خوانده است. نمایشنامههای «اشترنتالر» و «هایمات» شامل نماهنگهایی از محیطهای کاری و نیز ترانههای انتقادی-اجتماعی کارگران آلماناند. موری مکگوان در مقالهاش دربارهٔ نمایشنامه «مرگ دهقانان» (۱۹۸۵) نوشت که کاتولیسیسم باواریا، محافظهکاری سرسختانه و بیاعتمادی به نوسازی، در آثار اوایل دههٔ ۱۹۷۰ کروتس بهعنوان عناصری برجسته مورد تأکید قرار گرفتهاند اما نقش هویت باواریایی او در شکلگیری برخی تنشها در آثارش اغلب نادیده گرفته شد.[4]

کروتس در دهه هشتاد به بازیگری و کارگردانی در تلویزیون پرداخت و فیلم تلویزیونی موفق «رویال کوکتل» را ساخت. به گفتهٔ کریگ دِکر، کروتس در آثار تلویزیونیاش نشان میدهد که چگونه تلویزیون میتواند آگاهی مخاطب را محدود کند؛ “او امیدوار است مردمی بیافریند که از فرهنگ مصرفی جدا شوند و بهجای مصرفکننده همچون شهروند عمل کنند.”[5]
نمایش سوررئالیستی «نه ماهی، نه گوشت» (۱۹۸۱) نمایشی جنجالی بود که بهخاطر بازنمایی دقیق شرایط اجتماعی و زبان مردمی که به تصویر کشیده بود، با تحسین منتقدان مواجه شد هرچند نیمی از تماشاگران در اجرای نخست آن در مونیخ تا پایان پردهٔ سوم سالن را ترک کردند. نمایشنامه «اشتیاق» کروتس نیز که نسخهٔ بسط یافتهٔ نمایشنامۀ «فریتس عزیز» (۱۹۷۱) بود، بهخاطر محتوای جنسیاش بحثبرانگیز شد. آخرین نمایشنامه زاور کروتس به نام «پایان یک جفت گیری» در سال ۲۰۰۰ به وسیله کلاوس پیمان در برلینر انسامبل به روی صحنه رفت. به عقیدۀ بسیاری از منتقدان از جمله آرتور هولمبِرگ، منتقد نیویورک تایمز ، «از میان برگ ها»* بهترین نمایشنامه کروتس است. او در «از میان برگها»، به کالبدشکافی یک رابطۀ پرکشش و طاقتفرسا که بر مبنای امیال ناسازگار شکل گرفته و به دلیل واکنشهای شرطی و شکست کامل زبان فرو میپاشد، پرداخته است. کروتس نشان میدهد که هر دو شخصیت نمایش، قربانی شرایط اقتصادی و اجتماعی نامناسب و نابودکنندهاند. «از میان برگها»، خاطرات روزانۀ زنی میانسال به نام مارتا است که کار سخت قصابی و زندگی در تنهایی او را از پا درآورده است. او برای فرار از این تنهایی به رابطه ای پرتنش و بیمارگونه با جوان کارگر و فقیری به نام اتو تن می دهد اما وجود اتو به عنوان یک معشوق نیز نمیتواند او را از تنهایی درآورد. در جایی از نمایشنامه از زبان مارتا می خوانیم: “یه وقتایی احساس میکنم که نیاز دارم با کسی حرف بزنم، اما یادم میافته که هیچ دوستِ زنی ندارم. خیلی دوست داشتم که یکی پیدا میکردم…”
«از میان برگها» در یازده صحنه نوشته شده و حدود ۹ ماه از رابطهی مارتا و اتو را دربرمیگیرد. رابطهای که از دید مارتا روایت میشود و پایان هر صحنه با خاطرهای از مارتا که در دفتر خاطرات روزانهاش می نویسد به پایان میرسد. مارتا بیشتر اوقاتش را با اتو در اتاق پشتی مغازهی قصابیاش، میگذراند. او عاشق اتو است و نیازهای مالی و جنسی او را برآورده میکند اما اتو خشن و نامهربان است و با مارتا و سگش رفتار زنندهای دارد. اتو، کارگری لمپنمآب و مردسالار است و نیازهای عاطفی مارتا را نادیده میگیرد. او مدام مارتا را بهخاطر شغل مردانهی قصابی و نداشتن ظرافت، تحقیر میکند. مارتا خواهان داشتن رابطه ای عمیق و عاشقانه با اتواست اما اتو میترسد پایبندی به یک رابطۀ عمیق و دائمی، آزادیاش را بهخطر بیاندازد. او به شکل بی رحمانهای با عواطف مارتا بازی میکند و از رابطهاش با زنان دیگر حرف میزند.
نمایشنامه «از میان برگها» ازجهاتی به نمایشنامۀ دیگری از کروتس به نام «تام فول» (Tom Fool, 1978) به معنی آدم ابله شباهت دارد و بسیاری از منتقدان آن را نشانهای از پیوستگی تماتیک و سبکی در کارنامهٔ حرفهای کروتس میدانند. کروتس خود نمایشنامههای «اتریش علیا»، «لانه» و «تام فول» را یک تریلوژی دانسته که تم مشترکی دارند. او اغلب شخصیتهایش را با همان نامها در آثار مختلف بازمیآفریند، گویی در حال ترسیم پازلی بزرگ از زندگی طبقهٔ کارگر است؛ پازلی که در هر نمایش، بخشی از آن آشکار میشود. شخصیت های زن و مرد در هر دو نمایشنامه، اسمهای مشابهی دارند. این تکرار نامها میتواند استعارهای باشد از تداوم وضعیت انسانهای فرودست؛ انگار کروتس میخواهد بگوید اتو و مارتا فقط دو شخصیت نیستند، بلکه بازنمایی تمام اتوها و مارتاهای جامعهٔ کارگریاند که در هر دوره و مکانی با همان مسائل دستبهگریباناند.هر دو نمایشنامه، بر روابط انسانی در میان طبقات فرودست جامعه آلمان متمرکزند؛ جایی که فقر، فشار اقتصادی و محدودیتهای فرهنگی، فضای نمایش را شکل میدهد. هر دو نمایشنامه با همان رویکرد «رئالیسم تحلیلی» کروتس نوشته شدهاند که در آن، شخصیتها ناتوان از بیان کامل احساسات خود هستند و گفتگوها بهطور عمد، ناتمام، ساده و پر از سکوت است. در هر دو نمایش، سلطهگری مرد و سرخوردگی زن موضوع محوری است اما در «از میان برگها»، رابطهٔ پرتنش مارتا و اتو محور اصلی درام است، درحالی که در «تام فول»، فروپاشی یک خانواده کارگری به نمایش گذاشته میشود. منتقدان هر دو اثر تأکید کردهاند که تماشاگر بیشتر از طریق همدلی و شفقت تحت تأثیر قرار میگیرد تا از طریق خطابهٔ سیاسی مستقیم. میتوان گفت که «تام فول» درواقع ادامه و گسترش دغدغههایی است که کروتس در «از میان برگها» مطرح کرده بود: هر دو به فرسایش عاطفی و محدودیتهای طبقاتی میپردازند، اما اولی در مقیاس رابطهٔ عاشقانه و دومی در مقیاس خانواده. بنابراین میشود آنها را به عنوان دو پرده از یک نمایش بزرگتر دانست که نشان میدهد انسانهای طبقهٔ کارگر چگونه در زیر فشارهای جامعه سرمایهداری و محدودیتهای زبانی و جنسیتی گرفتار میشوند.

کروتس در نمایشنامۀ «ازمیان برگها»، میخواهد نتایج و تاثیرات جهان مصرفی و ماتریالیستی را بر آدمهای حاشیهای جامعه حتی در خصوصیترین لحظات زندگیشان نشان دهد. بری وی. دنیلز، دربارۀ نمایشنامه «از میان برگها» نوشت: “زمانی که تماشاگران عمدتاً طبقهٔ متوسط و تحصیلکرده با مسئلهٔ اساسی نمایش یعنی انسانیت ژرف آن روبهرو میشوند، سد میان آنها و شخصیتهای طبقهٔ پایین شکسته میشود”.[6] جینی ام. وودز نیز در نقدی که بر اجرای ۱۹۸۷ «از میان برگها» در تئاتر دالاس نوشت، این نمایش را از نظر روانشناختی ستود و آن را “نمایشی عمیقاً آزاردهنده” توصیف کرد و نوشت: “واقعیت تلخ نمایش با گرمای شخصیت مارتا و هم با کمدی گروتسک تلطیف میشود.”[7]
نمایش «از میان برگ ها»، با عنوان «کاسبی مردانه» در سال ۲۰۰۲ در تئاتر سادرک لندن اجرا شد. تا جایی که اطلاع دارم این نمایشنامه نخستین اثر فرانس زاور کروتس است که به فارسی ترجمه و منتشر میشود. آنتونی ویویس مترجم انگلیسی نمایشنامۀ «از میان برگ ها»، از معروف ترین مترجمان آثار نمایشی است که نمایشنامههای برتولت برشت، کارل گئورگ بوشنر، رینر ورنر فاسبیندر، گرهارت هاپتمن و بوتو اشترواس را به انگلیسی برگردانده است. او همچنین اقتباسهایی از «فاوست» گوته و «والنشتاین» شیلر انجام داده است. به عقیدۀ فرانک ریچ منتقد نیویورک تایمز؛ «از میان برگها»، نمایشنامه “دلپذیری نیست، اما همچون خاری در ذهن میماند”.[8]
*نمایشنامه «از میان برگها» نوشته فرانتس زاور کروتس با ترجمه شیوا اخوان راد و پرویز جاهد از سوی نشر افراز در تهران منتشر شده است.
[1] Tom Fool
[2] Holmberg, Arthur, “HIS PLAYS SEEK ‘THE REALITY OF THE MIND'”. The New York Times, 7 October 1984.
[3] Dasgupta, Gautam, “Review of Farmyard and Four Plays”. Performing Arts Journal. (1977). 1 (3): 115.
[4] McGowan, Moray, “‘Die Stadt ist der Metzger’: The Crisis of Bavarian Peasant Identity in Franz Xaver Kroetz’s ‘Bauern sterben'”. German Studies Review. (1996). 19 (1): 29–40.
[5] Decker, Craig, “… und den Kasten zusammenhauen”: Televisual Questions and the Dramas of Franz Xaver Kroetz”. The German Quarterly. (1991).64 (1): 25–32.
[6] Daniels, Barry V. “Review of Through the Leaves”. Theatre Journal. (1984). 36 (4): 537.
[7] Woods, Jeannie M. “Review of Through the Leaves”.Theatre Journal. (1988). 40 (2): 263–264.
[8] Rich, Frank, “Stage: ‘Through the Leaves”. The New York Times. 6 April 1984.


