آکادمی سلطنتی هنر در بریتانیا میزبان نمایشگاه دیدنیای است که از ترکیب کار دو هنرمند بزرگ از دو دوران مختلف شکل گرفته است: ونسان ون گوگ نابغه در کنار انسلم کیفر، هنرمند شگفتانگیز معاصر که همواره جهان خاص خود را میآفریند و امضای ویژهاش را در هر اثرش با ما قسمت میکند.
در نگاه اول شاید کیفر و ون گوگ شباهت چندانی به یکدیگر نداشته باشند، اما این نمایشگاه با کنار هم نهادن نقاشیها و طراحیهای ون گوگ، و طراحیها، نقاشیها و مجسمههای در ظاهر متفاوت انسلم کیفر، به شباهتهای شگفتآوری میرسد.
کیفر اولین بار در هجده سالگی با اثری از ون گوگ روبرو شد، زمانی که با دریافت یک بورسیه هنری توانست به هلند، بلژیک و فرانسه سفر کند. کیفر طراحیهایی تحت تأثیر ون گوگ کشید که تعدادی از آنها در این نمایشگاه دیده میشود. علاوه بر آن نوع ترکیببندی آثار ون گوگ، تأثیر زیادی بر کیفر گذاشت که تا به امروز با او باقی مانده است: طبیعتی که ون گوگ زیباییهایش را با تلخی درونیاش تصویر میکرد، مقدمهای شد برای جهان آخرالزمانی کیفر با طبیعتهای سوخته و چشماندازهای از بین رفته که به مولفه آثار او بدل شدند.
کیفر درباره اولین برخوردش با آثار ون گوگ میگوید: «بر خلاف انتظار از یک نوجوان، وجه احساسی کار ون گوگ یا زندگی غمگیناش برای من جالب نبود. چیزی که من را تحت تأثیر قرار داد ساختار گویا و ساخت و ساز بیپروای نقاشیهای او در زندگیای بود که به شدت داشت از کنترلش خارج میشد. »
دو اثر مهم کیفر در ابعاد بزرگ در این نمایشگاه دیده میشود: اولی کلاغها نام دارد که در سال ۲۰۱۹ خلق شده و دومی «دیگر ابداً» (که باز با کلاغ ارتباط دارد). در هر دو ترسهای آخرالزمانی کیفر نمایاناند و هر دو ادای دین و تأثیر پذیری مستقیمی از ون گوگ را به نمایش میگذارند: از طریق بهرهگیری از خطوط افق بلند، نمای نزدیک در کنار پرسپکتیوهای عمیق و قالبهای پانورامایی. این آثار همچنین موتیفهای مشترکی همچون کلاغها و مزرعههای گندم را منعکس میکنند.
انسلم کیفر هنرمند آلمانی که جزو ستایششدهترین هنرمندان زنده دنیا محسوب میشود، واقعیتهای تلخ زندگی جهان پیرامونش را به زیباترین شکل ممکن به صورت نقاشی- مجسمههای دیدنیای ارائه میدهد؛ با نگاهی غالباً رو به گذشته که سایه تاریخ را در آن میتوان حس کرد.

او گاه از بستر عکس برای نقاشی کردن استفاده میکند و با ترکیب نقاشی و مجسمهسازی به آثار خلاقانهای دست مییابد که عمدتاً در اندازههای بزرگ هستند یا بسیار بزرگ. در واقع کیفر از بزرگی اثر در جهت اثرگذاری بیشتر و شاید نشان دادن عمق فاجعهای بزرگ- که در دنیای او در انتظار بشر است- سود میجوید.
مایههایی که دلمشعولیهای کیفر را بازتاب میدهند، دانش(با نماد کتاب که به شکل فلزی درآمدهاند وشاید از جنگ جان سالم به در میبرند)، عدالت(با نماد ترازو)، طبیعت از دست رفته(با نماد گلهای آفتابگردان سوخته) و از همه مهمتر جنگ (با نماد هواپیماهای جنگی) است.
کیفر در سالی پا به جهان میگذارد که جنگ دوم جهانی به پایان میرسد (۱۹۴۵)، اما گویی جنگ برای او تمام نمیشود و بارش بر دوش او سنگینی میکند. از این رو هواپیماهای قدیمی بخش مهمی از آثار او هستند؛ مجسمههای کوچک هواپیماهایی – که گاه دو نیم شدهاند یا زیر یک سنگ بسیار بزرگ قرار گرفتهاند تا شاید پیغامآور پایان جنگ باشند- یادآور روزهای تلخی هستند که گلهای آفتابگردان سوخته حاصلاش است. این گلها که به صورت رشتههای بلند در میان نقاشیها و مجسمهها قرار گرفتهاند، از طبیعت از دست رفتهای حکایت دارند که نوستالژی اصلی کیفر را شکل میدهند.
همه آثار کیفر در واقع به شکلی ترس و نفرت از جنگ را با ما در میان میگذارند؛ حتی آنهایی که به شکلی مستقیم به جنگ ارتباط ندارند به نوعی زاده جنگ محسوب میشوند و سایهای از حس ویرانی جنگ در دل دارند و به جهانی آخرالزمانی پیوند مییابند.
کیفر که حالا در فرانسه زندگی میکند، ذهن درگیر خود را با مسألهای به نام آلمانی بودن و جنگ دوم جهانی با ما قسمت میکند و ظاهراً گریز و گزیری از آن ندارد.


