چند سال خانهام، فقط پانصد متر با ساختمانی که به «ساختمان رقصان» در شهر مالیخولیایی پراگ، معروف است، فاصله داشت. ساختمانی که به ظاهر دو ساختمان کنار هم است، انگار زن و مردی در آغوش هم میرقصند. پراگ، پایتخت جمهوری چک و یا به قول خودشان «چکیا» یک شهر قدیمی است، با ساختمانهایی صد ساله و دویست ساله و چهارصدساله و حتی قدیمیتر، متعلق به قرون وسطی که البته بازسازی شدهاند. اما بازسازیهای بیرونی و ظاهری ساختمانها هم اغلب بسیار قدیمی است. شهری که حتی در طول جنگ جهانی دوم هم، نسبت به کشورهای همسایهاش چندان آسیی ندیده است، چون توسط نازیها به تسخیر درآمده و در سالهای جنگ جزو خاک آلمان محسوب میشده است. قلب شهر که بخشهای تاریخی و قدیمی آن نیز هست، ساختمانها همه یکدست قدیمی و با معماری دوران گوتیک، با زیبایی و اصالت منحصر به فردی خودنمایی میکنند. که اصلا یکی از جاذبههای شهر، دیدن همین معماری و بناهای قدیمی و دست نخورده و نظاره کردن اصالت آنهاست. به جز معدود ساختمانهایی که در زمان کمونیستی ساخته شدهاند که آنها از چند فرسخی هم قابل تشخیص هستند. ساختمانهایی مکعبی با سیمان خاکستری و شیشههای مات.
اما درست در یکی از خیابانهای اصلی مرکز شهر که از مهمترین بناهای تاریخی پراگ میگذرد و به موازات رود «وولتاوا»ست، بنایی سر به آسمان کشیده که سال ۱۹۹۶ ساخته شده است، آن هم توسط معمار شهیر کانادایی-آمریکایی، «فرانک گری» (Frank Gehry). امروز پنجم دسامبر ۲۰۲۵ که خبر درگذشت او را خواندم، پرتاب شدم به مقابل «ساختمان رقصان» پراگ. جایی که شاید هفتهای یک بار از مقابلش میگذشتم و یادم است که وقتی برای اولین بار دیدماش، ساعتی روبرویش، آن طرف چهارراه و کنار پلی که از وولتاوا میگذرد، ایستادم و نگاهاش کردم. بنایی که اتفاقا در پراگ زیاد محبوب نیست و خیلی از چکیها اصلا دوستاش ندارند و شاید به همین خاطر هم، اهدافی که برای ساختهشدناش مد نظر مسيولین وقت بوده، به سرانجام نرسیده است.
«واسلاو هاول» رهبر «انقلاب مخملی» چکسلوواکی سابق، و اولین رئیس جمهور کشور جمهوری چک را احتمالا مخاطبین ایرانی، به واسطهی ترجمهی فارسی آثارش خوب میشناسند. مردی نمایشنامه نویس و نویسنده که در خانوادهای اشرافی و ثروتمند در پراگ به دنیا آمد. اما در زمان کمونیستی اموال خانوادگیشان به نفع دولت ضبط شد. به طوری که او در جوانی مدتی مجبور به کارگری و بنایی بوده است. بعد از پیروز شدن انقلاب مخملی، واسلاو هاول موفق شد اموال خانوادگی خود را پس بگیرد. اگر چه بیشتر آنها را وقف فرهنگ و هنر کشورش کرد. از جمله زمینی که در آن «ساختمان رقصان» ساخته شد. آن زمین که ساختمانی به همان قدمت و اصالت بقیه بناهای بخش مرکزی پراگ بوده، در سال ۱۹۴۵، توسط نیروهای متفقین بمباران شد. بعد از پیروزی انقلاب مخملی در سال ۱۹۹۱، واسلاو هاول به هدف ساخت بنایی که نشانی ماندگار از آزادی کشورش از اسارت رژیم کمونیستی باشد، ساخت بنای جدید را به فرانک گری سپرد. یک بانک هلندی، بودجهی مراحل طراحی، برنامه ریزی و ساخت آن را بر عهده گرفت و فرانک گری به همراهی «ولودا میلونیچ» که یک آرشیتکت معروف کروات-چکی بود، ساختمان رقصان را طراحی کردند.

ساختمان شامل دو بخش ایستا و پویاست. یک بخش بزرگتر که ایستاست و یک بخش کوچکتر که پویاست و شامل بخش ورودی ساختمان میشود. ساختمانی گرد با ستونهای منحنی. و کل ساختمان را دهها پنجره با قابهایی برآمده از دیوار، پوشاندهاند. اما خطوطی که در کل ساختمان به صورت مواج طراحی شدهاند، این تصور را ایجاد کردهاند که دو نفر در حال رقصاند. قرار بوده که این بنا تبدیل شود به یک مرکز فرهنگی و هنری. که البته این اتفاق نیفتاد و تنها جای معروفی که در طبقهی آخر و بام آن قرار داشت، رستوران لاگچری و گرانی بود که بعدتر کافه شد و توریستها میتوانستند از آن بالا منظرهی بخش قدیمی پراگ، پل چارلز، میدان ساعت، قصر روی تپه و ایفل کوچک پراگ پنج را ببینند که چه در شباش و چه در روزش معرکه بود.
این ساختمان نامتقارن، در فضاهای داخلی هم نامتقارن است و هر واحد، شکل متفاوتی دارد. یک ساختمان ۹ طبقه با یک بخش اداری و البته هتل و آپارتمانهایی که هر کدام در میتوانند در بخش جینجر و یا فرد باشند. جینجر و فرد نام دو رقصنده بزرگ، نام دیگر این ساختمان است. ساختمانی ۹ طبقه، با دو طبقه زیر زمین، که تفسیرهای متفاوتی نیز از آن شده است. مثل یین و یانگ، ساختمانی که روح زنانه را با قدرت مردانه در هم آمیخته است.
ساختمان رقصان پراگ هر چه که هست، نمونهای است از کار یکی از مهمترین معمارهای یک قرن گذشته جهان که المانهای نمادین آثار فرانک گری را تماما داراست. یعنی ساختارشکنی، فرمهای نامتقارن، سیالیت، حرکت و نگاه کردن به ساختمان به عنوان یک شی هنری، مثل مجسمه، و یا حتی یک رقصنده. فرانک گری معماری بود که آزادی در فرم، جسارت در بکارگیری مصالح جدید و پویایی در استفاده از مدرن ترین تکنولوژیها را با نبوغ، رویا، تخیل و بدعت در هم آمیخت و با ۹۶ سال سن، سرانجام در ۵ دسامبر ۲۰۲۵ به ابدیت پیوست. ساختمان رقصان که تنها یکی از دهها بنای نبوغآمیز او در سرتاسر جهان است، حالا بیشتر از سی سال است که به یکی از نمادهای شهر تاریخی پراگ تبدیل شده است. فراتر از اینکه مردم شهر دوستاش دارند یا نه، در ذهن من همیشه بنایی است که فارغ از همهی رنجها و دردهای بشری، آزاد و رها میرقصد و میخندد و به عالم فخر میفروشد.


