Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    پیشنهاد سردبیر

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتیبی‌تا ملکوتی۷ فروردین , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    عارف، مردی برای تمام فصول

    روز ۲۹ اسفند سال ۱۴۰۴، تنها ساعتی از سال تحویل غریبانه‌ی ما در غربت و عزا و بهت و ماتم هولوکاست ایرانی و نگرانی از آینده جنگ و وطن نگذشته بود که خبری تیر خلاص زد به بخشی از خاطرات خوش من در کودکی. کودکی که در آغاز کشف جهان پیرامون‌اش، انقلاب ۵۷ مثل بمب در وسط خانه‌اش ترکیده بود و خانه را که باید امن‌ترین مکان برای یک کودک باشد، تبدیل به جهنمی از دعواها و بحث‌ها و صدای شلیک گلوله از بیرون و صدای نکره‌ی الله اکبر مرد همسایه و بوی تهوع آور لاستیک سوخته کرده بود. عارف دیگر در این دنیا نفس نمی‌کشد. 
    عارف در تمام لحظات کودکی من حضور داشت. در تمام جشن تولدها و مهمانی‌های خانوادگی کوچک و بزرگ ما. در خانه‌ی مادربزرگ و دایی‌ها و خاله‌ام. در خانه‌ی دوستان خانوادگی و دوستان مدرسه. و من چقدر با آهنگ «کوچولو»‌یش رقصیده‌ بودم و یا با آهنگ‌های فیلم «سلطان قلب‌ها» که همیشه خودم را در قالب لیلا فروهر کودک فیلم تصور می‌کردم و جلوی تلویزیون می‌رقصیدم. انقدر فیلم وی‌اچ‌اس را گذاشته بودم توی دستگاه ویدئو و فیلم را از اول تا آخر نگاه کرده بودم که روی نوار فیلم کلی خط افتاده بود، اما من ول کن ماجرا نبودم و در تخیلاتم به دنیال مرد پولدار و مشهوری می‌گشتم که می‌آید و ماشین بزرگ آخرین مدل دارد و مرا با خودش به دیدن تمام دنیا می‌برد. عارف مرد محبوب کودکی‌هایم بود. مردی با یک چهره‌ی کاملا سینمایی اما مهربان. با صدایی به معنی واقعی مخملی و آرامش‌بخش و شخصیتی که از آن متانت و با کلاسی شره می‌کرد، بدون آنکه ذره‌ای آلوده به غرور و خودنمایی باشد. در این بیست سالی که خارج از ایران هستم، همیشه دلم می‌خواست به کنسرت‌اش بروم اما هرگز پیش نیامد. 
    عارف عارف کیا، که مادرش اهل باکو و دندانپزشک و مادربزرگش خواننده‌ی اپرا بود، از کودکی آواز می‌خواند و کوک خواندن را از طریق گوش دادن به موسیقی‌های کلاسیک و فولکلور آذری یاد گرفته بود. شاید به همین دلیل بود که خیلی زود توانست به جایگاهی کم‌نظیر در موسیقی پاپ ایران و محبوبیتی در حد و اندازه‌‌های ویگن، در میان مردم برسد. او بعد از انقلاب، شش ماه هم در ایران ماند اما به دلیل احساس خطر از بازداشت و حتی کشته شدن، ابتدا به لندن و بعد به امریکا مهاجرت کرد. عارف محبوب، حتی تا همین اواخر، با آنکه ۸۴ سال داشت، اما فعال و پویا بود و در آخرین مصاحبه‌هایش از امیدی می‌گفت که برای بازگشتن به ایران در دلش جوانه زده بود. اما بیماری سرطان به این ستاره‌ی قلب‌ها مهلت نداد تا به آرزوی دیرینه‌اش دست یابد، اگرچه او در تمامی ترانه‌های درخشانش و در آن صدای مخملی جادویی‌اش در حافظه‌ی تاریخی ایرانیان زنده است و تا ایران ماناست، جاری و جاوید خواهد ماند. عارف خواننده‌ای بود که ایرانیان در هر نسلی، در هر عروسی و عزا، در هر تولد و مرگ، در هر عاشق شدن و به اوج رفتن و در هر سقوط و به حضیض خواری افتادن با ترانه‌هایش خاطره ساختند و بعد از مرگش هم خواهند ساخت. 

    بهرام بیضایی و ناصر تقوایی، سال سیاه سینمای مستقل ایران

    فیلم‌سازان مستقل، همیشه برایم قابل احترام، تحسین و حتی ستایش بوده‌اند. سال ۱۴۰۴ یکی از سیاه‌ترین سال‌ها برای سینمای مستقل و مولف ایران بود. اگرچه این سیاهی از سالها قبل‌ترش شروع شده بود. از سال ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ که دو پروژه‌ی سینمایی ناصر تقوایی ناتمام ماندند. مخصوصا فیلم «چای تلخ» که فیلم‌نامه‌اش را خوانده بودم و داستانی درخشان از یک عشق را در دل جنگ ایران و عراق روایت می‌کرد. از سالی که دیگر بعد از فیلم «کاغذ بی‌خط» فیلمی نساخت و در جشنواره‌ی فرمایشی فجر هم شرکت نکرد و بعد از اعلام جایزه‌ی ویژه‌ی هیات داوران، نه در مراسم حاضر بود و نه سیمرغ بلورین را گرفت و نه حواله‌ی نوبتی خرید پراید و گفت: «نه پولی برای خرید ماشین دارم و نه جایی در خانه‌ی کوچکم، برای بهترین و بزرگترین جایزه‌ها، مخصوصا اگر ویژه هم باشد.»
    ناصر تقوایی از سال ۱۳۸۰ تا سال مهر ۱۴۰۴ که چشم از جهان فروبست، یعنی ۲۴ سال آزگار، هیچ فیلمی نساخت. بیشتر اوقات خانه نشین بود و تنها می‌نوشت، آثاری که جز فیلم‌نامه‌ی «کوچک خان جنگلی» هیچ کدام منتشر نشدند و در کمد این فیلم‌ساز مهم سینمای مستقل ایران خاک خوردند. فقدانی بیشتر برای هنر، ادبیات وسینمای معاصر ایران. 
    چنین حسرتی در مورد بهرام بیضایی، دیگر فیلم‌ساز مستقل سینمای ایران در روز پنجم دی‌ماه ۱۴۰۴ تکرار شد. فیلم‌سازی که نه چپ بود و نه راست و به هیچ جریان سیاسی تعلق نداشت الا جریان فکری و چهارچوب‌های نظری و جهان‌بینی منحصربه فرد و یگانه‌ی خودش. بهرام بیضایی با آن چشمان آبی متفاوت‌اش، متفاوت‌ترین فیلم‌های سینمای مستقل ایران را ساخت. از رگبار تا سگ‌کشی، از مرگ یزدگرد تا مسافران، از چریکه‌ی تارا تا باشو غریبه‌ی کوچک. 
    بهرام بیضایی، خود نیز شخصیتی متفاوت داشت. در خانواده‌ای بهایی به دنیا آمد، از دانشگاه انصراف داد. از سنین جوانی شروع به نوشتن نمایشنامه، فیلمنامه، برخوانی، داستان کودکان و مقالات پژوهشی و تحقیقاتی کرد. او که تنها دیپلم داشت، از چندین و چند دکترا و استاد دانشگاه بیشتر می‌دانست و بیشتر آموخته‌هایش را در قالب ده‌ها کتاب در اختیار علاقمندان به هنر سینما و تئاتر قرار داد. بهرام بیضایی تا پیش از انقلاب استاد دانشگاه بود اما بعد از انقلاب به علت «بهایی زاده بودن»، از کار در دانشگاه محروم شده و به سختی و با وجود سانسور و موانع مختلف ۸ فیلم ساخت و در نهایت در سال ۱۳۸۹ ابتدا به اروپا و بعد به دعوت بخش ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد به کالیفرنیا مهاجرت کرد و تا پایان عمر گرانبهایش در آنجا ماند. شاید بتوان گفت بهرام بیضایی این بخت را داشت که بعد از مهاجرت به آمریکا، چندین نمایشنامه از خود را به روی صحنه ببرد و چندین نمایشنامه و فیلم‌نامه را بدون مجوز و سانسور و سلاخی ارشاد، منتشر کند و شاگردان بیشتری را در شمال کالیفرنیا تربیت کند. اگرچه اکثریت دوستداران آثار بیضایی نتوانستند از نزدیک شاهد آثار صحنه‌ای او باشند اما فیلم آن اجراها در اینترنت در دسترس قرار گرفته و کتاب‌هایش نیز موجودند. بهرام بیضایی تا شب آخر زندگی پر سعادت‌اش کار می‌کرد و در نهایت، او نیز به دلیل بیماری سرطان در روز تولدش پنجم دی ماه درگذشت و در همان سرزمینی که به او امکان کار و خلق و آفریدن داده بود، به دست خاک و باد و آب و آتش سپرده شد.
     ناصر تقوایی در ۸۴ سالگی و بهرام بیضایی در ۸۷ سالگی چشم از جهان فروبستند. 

    شیوا ارسطویی، زیبایی‌ای که ربوده شد

    سال ۱۴۰۴ من اما از همان بهارش و از ماه اردیبهشت‌اش به تلخی شروع شد. شیوا ارسطویی که تنها ۶۴ سال داشت، خود به زندگی‌اش پایان داده بود. من سال‌ها با او خاطره ساخته بودم که بیشترش خوش بود و از جنس قلم و داستان و ادبیات. هنوز دانشجوی رشته‌ی نمایشنامه نویسی بودم که با شیوا ارسطویی آشنا شدم. همان اولین ملاقات، مجذوب چهره‌ی زیبا و شخصیت طنازش شدم. گقت کلاس مکتب‌های ادبی دارد ومن که داستان کوتاه نویسی را با آقای جمال میرصادقی و چهار واحد داستان نویسی در دانشگاه هنر و معماری شروع کرده بودم، رفتم کلاس‌های مکتب‌های ادبی شیوا ارسطویی که در یک سوئیت کوچک هر سه‌شنبه عصر در شهرک غرب برگزار می‌شد. شیوا نه تنها باسواد بود که معلمی بود با حضور ذهنی مثال زدنی و رک و روراست. که البته من همیشه رک بودن را می‌پسندیدم و خصیصه‌ی مورد علاقه‌ام بود. اگر داستان بدی می‌نوشتی، مستقیم زل می‌زد توی چشم‌هات و بدون رودربایستی می‌گفت بد است. مزخرف است. و دلایلش را هم می‌گفت. هرگز ندیدم نویسنده‌ای را الکی بزرگ کند و یا از روی حب و بغض بکوبد. این کلاس‌ها برمی‌گردد به سال ۱۳۷۶ خورشیدی. حیف که از همان زمان‌ها که خیلی جوان بود و خیلی زیبا و خیلی دلربا، پر از پیچیدگی‌های روانی و روحی بود و بسیار زودرنج و بسیار حساس و همین حس‌ها و حساسیت‌های بی‌حد و مرزش او را در از همان سال‌ها درگیر فکر خودکشی کرده بود. شیوا ارسطویی نوشتن را با رضا براهنی و عزاله علیزاده شروع کرده بود و همیشه می‌گفت عزاله آنقدر زیبا و خلاق بود که همان دو خصلت بلای جانش شد و خودش را حلق‌آویز کرد. برای غزاله زیبایی ربوده شده قابل تحمل نبود و برای شیوا ازسطویی هم. 

    یونس نراکمه، مرد محجوب نقد ادبی و داستان کوتاه

    یونس تراکمه را هم در جلسات داستان‌خوانی خانه‌ی شیوا دیده بودم. شیوا معمولا نویسندگان دیگر را دعوت می‌کرد تا برای ما نویسندگان تازه‌کار، داستان کوتاه و یا بخشی از رمان خود را بخوانند. آقای تراکمه‌ی عزیز و محترم هم یکی از آن نویسندگانی بود که دعوت شیوا را پذیرفته بود. در همان جلسه او را مردی محترم، ساده، با قلمی توانا یافتم و اگرچه در تمام این بیست‌ سال، کلمات او را تنها از پشت پنجره‌های شبکه‌های اجتماعی خوانده بودم، اما همچنان از قلم شیرین و صمیمی‌اش لذت می‌برم. نویسنده‌ای از یاران حلقه‌ی «جنگ اصفهان» که در کنار هوشنگ گلشیری و احمد میرعلایی نوعی از ادبیات مدرن را پایه‌گذاری و آبیاری کردند. ادبیاتی که فرم را بر ایدئولوژی ترجیح می‌داد. یونس تراکمه اگرچه نویسنده‌ای کم کار نبود اما آثار انگشت شماری را به دست انتشار سپرد. او معتقد بود که داستان‌هایش در خانه خاک بخورند، بهتر است تا زیر تیغ سانسور بروند. او همچنین به ادبیات دیاسپورا ایمان داشت و در مصاحبه‌ای گفته بود: «جایی در این جهان نویسنده‌ای دارد برای ادبیات ایران یک شاهکار خلق می‌کند و روزی از همین‌ راه‌های نو به دست ما خواهد رسید.» هر دو فرزند او بهار و اردوان، در جریان اعتراضات «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ بازداشت شده و مدتی در زندان بودند. اتفاقی که برای آقای محجوب نقد و پژوهش و داستان کوتاه ادبیات ایران، ناگوار بود. او در ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ در ۷۸ سالگی درگذشت. 

    هادی مرزبان، وفادار همیشگی اکبر رادی

    برای تئاتر بروهای حرفه‌ای، هادی مرزبان با آثار اکبر رادی تعریف می‌شود. کارگردان تئاتری که فعالیت حرفه‌ای خود را در حیطه‌ی کارگردانی صحنه‌ی نمایش از بعد از انقلاب شروع کرد و از همان سالهای ابتدایی به سراغ آثار اکبر رادی رفت و تا همین دو سال پیش که همچنان فعال بود، این وفاداری به نمایشنامه‌های نمایشنامه‌نویس محبوب‌اش، اکبر رادی را ادامه داد. او در هر دهه، بر روی صحنه بردن برخی از نمایشنامه‌های آقای رادی را تکرار می‌کرد و در مجموع ده اثر از این نمایشنامه نویس فقید ایرانی را به روی صحنه برد. او کلا به نمایشنامه نویسان ایرانی علاقه‌ی ویژه‌ای داشت و آثاری از بهرام بیضایی، علی نصیریان، محمد رحمانیان و امیر دژاکام را نیز در طی پنج دهه کار، به روی صحنه برد. آقای مرزبان دین بزرگی به گردن مخاطب جدی تئاتر ایران دارد، در شناختن نمایشنامه‌نویسان مهم ایرانی. او در آذرماه ۱۴۰۴ به علت بیماری، در ۸۱ سالگی، همسرش فرزانه کابلی از رقصندگان رقص‌های محلی و سنتی ایران در قبل از انقلاب و بازیگر توانای تئاتر و همچنین دوستدارانش را تنها گذاشت. 


    سال خاموشی بازیگران قدر و خواننده‌ی «ایران ایران ایران، 
    رگبار مسلسل‌ها»

    سال ۱۴۰۴، سال وداع با چند تن از بازیگران توانای سینمای ایران بود. عنایت بخشی، بازیگر پیشکسوت سریال و سینمای قبل و بعد از انقلاب که بیشتر در نقش‌های منفی ظاهر می‌شد و اکثر مواقع چه درخشان بود و در چندین نقش اثری ماندگار در ذهن مخاطب بر جای گذاشت، نقش‌هایی چون پدر یک پای فیلم «پرواز در قفس»، ساخته‌ی حبیب کاووش و یا راننده مفلوک کامیون فیلم «مسافران» شاهکار بهرام بیضایی. همایون ارشادی، آرشیتکتی که توسط عباس کیارستمی فقید برای ایفای نقش در فیلم «طعم گیلاس» کشف شد و بعد از آن در سینمای و تلویزیون ایران در نقش مرد روشنفکر بازنده، خودش را تثبیت کرد و حتی توانایی‌های بیشتری از خودش نشان داد، چنانکه در بیش از هفتاد فیلم و سریال بازی کرد. رضا رویگری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون که ابتدا با خواندن سرود «ایران ایران ایران» در زمان انقلاب به شهرت رسید و با بازی در فیلم‌های اجاره نشین‌ها و بوتیک به بازیگری مطرح تبدیل شد. او در ده سال گدشته به علت سکته مغزی، خانه نشین شده و به علت فقر در کهریزک بستری شده بود.  
    محمد کاسبی، جمال اجمالی، شیرین یزدان بخش و سعید پیردوست از دیگران بازیگرانی بودند که در سال ۱۴۰۴، درگذشتند. 

    سال تلخ موسیقی فولکلور گیلان

    موسیقی ایران نیز دو چهره‌ی مشهور خود را از دست داد. ناصر مسعودی از بزرگان و مشاهیر موسیقی فولکلور خطه‌ی گیلان و حمید هیراد، خواننده موسیقی پاپ

    ناصر مسعودی که از خوانندگان قدیمی موسیقی شمال ایران بوده است، بعد از انقلاب تا سال‌ها امکان فعالیت نداشت اما بعد از خواندن روی موسیقی سریال «کوچک جنگلی» در دهه‌ی شصت، دوباره توانست امکان فعالیت داشته باشد. آقای مسعودی در طول نود سال عمر گرانبهای خود، صدها ترانه‌ی محلی و غیرمحلی خوانده است و صدای گرم و لهجه‌ی شیرین گیلگی او، از گنجینه‌های فرهنگ و هنر گیلان و ایران زمین است. دوستداران گیلانی او حتما فکر می‌کنند که شاید ناصر مسعودی بزرگ، سعادت داشت که رفت و سوختن بازار زیبای رشت را به دست نیروهای امنیتی و قتل‌عام مردم این شهر و دیگر شهرهای گیلان و مازندران را ندید که اگر دیده بود، تاب توان این همه عزا را نداشت.

    حمید هیراد ترانه سرا و خواننده‌ی موسیقی پاپ نیز در آخرین روزهای اسفند ۹۴ در حالیکه تنها ۳۴ سال داشت، به علت بیماری سرطان درگذشت. او که کار خوانندگی را با گروه «پازل بند» در سال ۱۳۹۵ آغاز کرده بود، خیلی زود به شهرت رسید، اگرچه شهرت او با شایعه‌ی سرقت ادبی از دیگر شاعران و همینطور لب‌خوانی در کنسرت‌های زنده، خدشه‌دار شد اما در نهایت بعد از سالها مبارزه با بیماری سرطان، دوستداران خود را تنها گذاشت. 

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیجادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل
    مقاله بعدی جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران
    بی‌تا ملکوتی

    مطالب مرتبط

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    بلا تار؛ سونات غمگین زندگی

    محمد عبدی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.