در بخشی از نمایشنامهی «مرگ یزدگرد» نوشتهی بهران بیضایی بزرگ، زن آسیابان میگوید: «کجا شد آن پندار و گفتار و کردار نیک؟ کجا شد آن سوگند سلحشوری، کجا شد آن درفش آهنگران؟ هر دم گویی به سنگ منجلیقم میکوبند…» و این جملات انگار از اعماق رگ و پی و استخوان تکتک ما ایرانیها، در این روزهای آتش و خون، نوشته شده است. در ماهی که گذشت و در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، میلیونها ایرانی جان به لب رسیده از گرانی و فقر و بیعدالتی، کشتار و اعدام، زندانهای لبریز از زندانی سیاسی، ویرانی محیط زیست و منابع آب و انرژی، فساد و دزدی و جنگ افروزی رژیم و در کل ویرانی و تباهی ایران و ایرانی به دست جمهوری اسلامی، به خیابانها آمدند. حکومت جمهوری اسلامی در طی دو روز و دو شب، دست کم چهل هزار ایرانی را با انواع سلاح جنگی کشت و جسدهای دهها هزار جوان و کودک و پیر را در کیسههای سیاه یک شکل از پیش تعیین شده، گذاشت. ما همه شاهد وقوع یک هولوکاست در ایران بودهایم. هزاران کشته، هزاران مجروح، هزاران نابینا، هزاران مفقود و میلیونهای خانوادهی عزادار.
همچنین از آن روزها تا به امروز، هر روز صدها بازداشت و زندانی کردن غیرقانونی و بدون دلیل هموطنانمان در ایران اتفاق میافتد. در این یادداشت، اسامی تعدادی از هنرمندان بازداشت شده آمده است. یادداشتی که با یک چشم اشک و با یک چشم خون، تحقیق، گردآوری و به روی کاغذ آوردم، در زمستانی که سردتر و سیاهتر از آن را هرگز به یاد نداشته و نخواهم داشت.
علی اسدالهی، شاعر، نویسنده و مترجم

یکی زندان برای گل
یکی محبس در آن بلبل
یکی آهو
یکی گلدان
یکی پیچک
یکی سروی که دور افتاده از بستان
یکی از خانهها اما…
یکی از خانهها خون است
یکی از خانهها خالیست
شعری که خواندید یکی از اشعار «علی اسدالهی» شاعر و مترجم جوان ایرانی است که در تیر ماه سال ۱۴۰۳ در نشریهی الکترونیکی «بانگ» منتشر شده. این شاعر ۳۸ ساله، در تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۴، با یورش مامورین امنیتی به خانهاش بازداشت شده و تا کنون در زندان به سر میبرد. آنطور که همسرش مونا رشیدی گفته مامورین امنیتی هنگام بازداشت، او را مورد ضرب و شتم قرار داده و وسايل شخصی او از جمله لپتاپ و موبایلاش را ضبط کرده و با خود بردهاند. علی اسدالهی پیش از این نیز درجریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت و در اوین زندانی بود. خواهرش، «انیسا اسدالهی»، نویسنده، مترجم و فعال کارگری نیز از سال ۱۴۰۲ در زندان، مشغول گذران پنج سال حبس خود است. از او تاکنون شش کتاب شعر با نامهای «الف تا ی» (انتشارات آهنگ دیگر ۱۳۸۸)، «چشم به راه ابریشم» (انتشارات نگاه ۱۳۹۰)، «پنیسیلین» (نشر ناممکن ۱۳۹۲)، «بنبست فرشته» (نشر منجنیق ۱۳۹۶)، منظومهٔ لالکی» (نشر میدان ۱۳۹۷)، «هشت نامه و سه شعر» (نشر پوئتیکا ۱۳۹۹) منتشر شده و همچنین اشعاری از او در نشریات معتبر ادبی آمریکایی به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است.
نگین خاکسار، نوازنده پیانو و مدرس موسیقی

نگین خاکسار که فارغالتحصیل رشتهی نوازندگی از دانشگاه تهران است، در تاریخ ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شده و بعد از روزها بیخبری، طی تماس کوتاهی از زندانی شدن خود خبر داده است، بدون آنکه از اتهامات خود و دلیل بازداشتاش اطلاعی داشته باشد. خانم خاکسار که ۳۴ سال دارد، در بند ۲۰۹ زندان اوین محبوس است. در شبکههای اجتماعی، ویديوهای بسیاری از نوازندگیهای پیانوی این نوازنده جوان و مدرس ساز پیانو، منتشر شده و دوستاناش نسبت به وضعیت او ابزاز نگرانی کردهاند.
کیمیا موسوی، بازیگر و عروسکگردان

کیمیا (مرضیه) موسوی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و همچنین عروسک گردان ساکن تهران، در تاریخ چهارم بهمن ماه ۱۴۰۴، با یورش سیزده مامور امنیتی به خانهاش و شکستن چهار در، بازداشت و از محل نگهداری او و وضعیت جسمانیاش خبری در دست نیست. خانوادهی او تا کنون نتوانستهاند از او اطلاعی کسب کنند. این در حالی است که خانم موسوی در زمان بازداشت، دچار سوختگی شدید از دو پا بوده و شرایط جسمانی وخیمی داشته است. کانون هنرمندان ایرانی فیلم و تئاتر برونمرز «آیفتا» نیز با انتشار گزارشی نسبت به وضعیت او ابراز نگرانی کرده است.
حسین مزینانی، نوازندهی سه تار

حسین مزینانی، نوازندهی سه تار در جریان اعتراضات بیستم دی ماه، همراه برادرش مهدی مزینانی بازداشت و از وضعیت این دو برادر اطلاعی در دست نیست. حسین مزینانی ۴۲ سال دارد و دارای دو مدرک کارشناسی مهندسی کامپیوتر از دانشگاه خواجه نصیر طوسی و کارشناسی نوازندگی موسیقی ایرانی از دانشگاه تهران است. او که پدر، عمو و دو داییاش در جنگ ایران و عراق کشته شدهاند، دراعتراضات سال ۱۳۸۸ نیز بازداشت و زندانی شده بود. به گزارش آخرین خبرهای منتشر شده، این دو برادر در خطر اعدام قرار گرفتهاند.
البرز عادی، نقاش

البرز عادی، متولد اراک، ۳۶ ساله و دارای دو مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد نجف آباد و کارشناسی نقاشی از دانشگاه هنر اصفهان است. او در تجمعات اعتراضی ۱۸ دی ماه در اراک، از ناحیه سر، سینه و کمر به شدت مجروح شده و چندین ساچمه به بدناش اصابت کرده است. البرز عادی همان شب، توسط نیروهای امنتی در خانهاش در اراک بازداشت و به زندان منتقل شده است. به گفتهی دوستان اقای عادی، او در زندان تحت شکنجه است تا به اتهاماتی واهی وبیاساس اعتراف کند. البرز عادی تا کنون چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و گروهی برگزار کرده و از هنرمندان بنام اراک و اصفهان است.
غزال وکیلی، بازیگر

غزال وکیلی، ۳۸ ساله، متولد رشت و ساکن تهران، بازیگر سینما و تلویزیون در تاریخ ۲۳ دی ماه در خیابانی در تهران بازداشت شده و بعد از آن مامورین امنیتی به خانهاش یورش برده تا منزل او را مورد تفتیش قرار بدهند و اموال شخصی او را ضبط کنند. از آن زمان تا کنون از محل نگهداری او خبری در دست نیست. خانم وکیلی به بیماری آسم مبتلاست. کانون هنرمندان ایرانی فیلم و تئاتر برونمرز (آیفتا) با انتشار بیانیهای اعلام کرد همراه با دیگر هنرمندان، روند اطلاعرسانی درباره این بازداشت و موارد مشابه را ادامه خواهد داد.
مسعود مرادی، خواننده

مسعود مرادی، خوانندهی اهل بوشهر که آهنگهای بومی بوشهری میخواند، در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده و تا کنون از محل نگهداری او و وضعیت جسمانیاش خبری منتشر نشده است. او که صاحب چند کافه در بوشهر نیز بوده، خوانندهی سرشناسی در این استان محسوب شده و یکی از ویدئوکلیپهای او در یوتیوب بیشتر از یک میلیون بازدیده کننده داشته است.
داوود محمد نیا، شاعر

داوود محمدنیا شاعر جوان بختیاری و اهل مسجد سلیمان است که حدودا یک ماه پیش در این شهر بازداشت شده و در زندانی در اصفهان نگهداری میشود. او از شاعران فعال در شبکههای اجتماعی بوده و شعرهای اجتماعی-سیاسی مربوط به وقایع سالهای اخیر در ایران میسراید. از آثار منتشر شدهی او میتوان به مجموعه دو بیتی «عصری پر از لبخند قرمز»، مجموعه غزل «شعر من ریخت از دهنات» و مجموعه غزل «شب را کسی زیر پتو میکشت». خانوادهی آقای محمدنیا گفتهاند پسر خردسالاش «آوش» بیقرار پدرش است. از اشعار او میتوان به پارهای از یک شعر بلندتر اشاره کرد که در صفحهی اینستاگرام او منتشر شده است.
«مرا ببین و بیخیال
نمیشود که بعد از این
ادامه داد و ترس و ترس
نمیشود صدا نشد
نمیشود بههم نریخت
نمیشود شنید و هیچ
نمیشود نشست و دید
که بغض در گلوی مرد
که حسرت صدای زن
که مرگ کودکان کار
که مادران داغدار
که مرگ سرزمینمان»
ملیکا ملک محمدی، فیلمنامه نویس و بازیگر

ملیکا ملک محمدی، بازیگر تئاتر، دستیار کارگردان و فیلمنامه نویس جوان ایرانی، اول بهمن ماه ۱۴۰۴، با یورش نیروهای امنیتی به خانهاش در تهران بازداشت شده و تا کنون هیچ خبری از محل نگهداری و وضعیت جسمانیاش به خانوادهاش نرسیده است. مأموران امنیتی هیچ گونه توضیحی در مورد دلایل بازداشت خانم ملک محمدی ارائه ندادهاند. ملیکا در نمایشهای «مکبثالدوله»، «کافه مک آدم»، «آقای اشمیت کیه؟» و «سوتفاهم» دستیار کارگردان بوده است.
یوسف انصاری، نویسنده

یوسف انصاری، نویسنده و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، در روز هجدهم دی ۱۴۰۴، در مراسم سالگرد «بکتاش آبتین»، شاعر و فیلمساز کشته شده توسط رژیم جمهوری اسلامی، در تهران بازداشت شده و در زندان تهران بزرگ به سر میبرد.
کانون نویسندگان ایران طی اطلاعیهای نوشت: «یک ماه از بازداشت یوسف انصاری میگذرد اما او همچنان به رغم بیماری در زندان تهران بزرگ محبوس است. این در حالیست که که برای او قرار وثیقهی یک میلیارد تومانی صادر شده که به رغم تامین فوری وثیقه، بازپرس شعبه ۸ از پذیرفتن آن سر باز زده است.» این کانون با اشاره به بیخبری از وضعیت آقای انصاری تاکید کرد: «بدیهی است که مسئولیت جان و سلامت او بر عهدهی قوهی قضائیه و ادارهی زندانهاست.»
یوسف انصاری، ۴۲ ساله و متولد تبریز است و داستان کوتاه مینویسد. از آثار او میتوان به کتابهای «احساسی که تنها یک آرایشگر می تواند حس کند»، « امروز شنبه، فهميدم ناصر مردي كه فكر ميكردم نيست»، «دو خط موازی»، «برف» و «سگ سار» اشاره کرد.
داوود عباسی، فیلمساز و فیلمبردار

داوود عباسی از فیلم سازان فیلم کوتاه و همچنین فیلمبردار در بیستم دی ماه ۱۴۰۴ در گوهردشت کرج در حالیکه سوار بر تاکسی بوده، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و با ضرب و شتم به زندان قزل حصار منتقل میشود. به طوری که چشمها و مهرههای کمرش آسیب دیده و در زندان درمانی در موردش صورت نگرفته است. مریم کیان ارثی، وکیا آقای عباسی در صفحهی اینستاگرامش نوشت: «بار دیگر تبصرهی ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری مبتنی بر عدم ورود وکیل مستقل به پروندههای سیاسی مانع از این شد که بتوانم در دادسرا و طی یک ماه بازداشت، وکالت یک هنرمند زندانی را به عهده بگیرم.»
از دیگر هنرمندانی که در هفتههای اخیر و در طی اعتراضات خونبار دی و بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شدهاند می توان به کژال شاهی، بازیگر، ارشک زعفرانی، خوانندهی موسیقی محلی کرمانج، شوار کریم زاده، بازیگر سینما و تئاتر، حمیدرضا آخوند نصیری، نویسنده و کارگردان، یلدا عباسی، نوازندهی دو تار و خواننده، پیام فریدیان، عکاس و سفالگر، مسعود یوسف حصر چین، مترجم، آرتین غضنفری، عکاس خبری، آرا صلاحی، خواننده، رامین پوراصل، آهنگساز و مدرس موسیقی، سامیار مطلبی، نوازندهی ویلن سل، پیمان یوسفی، نوازنده گیتار و خواننده، نسترن باقر زاده، بازیگر تئاتر، سهند عباس نیان، نوازندهی دوتار، فائزه طاهری، بازیگر تئاتر، نوید ذرهبین ایرانی، عکاس، علی صفری، بازیگر تئاتر، محمد ابراهیمی، نقاش، امیر مهدی رجبی، خوانندهی رپ، فریبرز حیدری، عکاس حیات وحش، مسعود پیاهو، خواننده و پارسا مصلحی فرد، آهنگساز و نوازندهی پیانو اشاره کرد و همینطور دانشجویان رشتهی هنر دانشگاه تبریز: محمد محمدزاده، احمدرضا افشاری نژاد، علی اصغر عبادی، امیرجسین محمدی و سهند طاهری و همینطور علی طاهری کیا، دانشجوی ارشد رشتهی کارگردانی در دانشگاه هنرهای زیبای تهران، که آقای طاهری نیا به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به دو سال حبس تعریزی نیز محکوم شده است.
همچنین دهها هنرمند در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، در لیست هزاران انسان بی گناهی بودهاند که با دستان خالی در اعتراض به ۴۷ سال ظلم، جنایت و بیعدالتی رژیم جمهوری اسلامی، در سرتاسر ایران، به خیابانها رفتند اما با گلولههای جنگی، تیربار و مسلسل به خاک و خون کشیده شده و کشته شدند، از جمله جواد گنجی، کارگردان سینما، صهبا رشتیان، نقاش و انیماتور، ایرج یوسفی، نوازندهی عود، مجید زنگنه، دانشجوی تئاتر، پوریا مختاری، خوانندهی رپ، امید مولایی، هنرمند گرافیتی، عسل شاکری، عکاس و فیلمبردار، غزل دمیرچی، هنرجوی گرافیک، حسین تهرانچی، نوازنده و خواننده، مریم ابراهیمزاده، هنرمند سفالگری و مجسمهساز، ملیکا دستیاب، نوازندهی تنبور، یاسر مدیرروستا، نوازندهی تار و سهتار، سورنا گلگون، نوازندهی پیانو، زهره شماعیزاده، دوبلور، منشی صحنه و دستیار کارگردان، شبنم فردوسی، عروسک ساز و گرافیست، شکوفه عبدی، عکاس، پوریا فراگردی، نوازندهی ویولن، امیرعلی زارعی، نوازندهی هنگ، صنم پوربابایی، نوازنده و مدرس ویولن، احمد عباسی، طراح گرافیک و بازیگر تئاتر، مهدی سلحشور، مجسمهساز و روبینا امینیان، دانشجوی رشتهی طراحی پارچه و لباس
اینها همه نامهایی هستند که تا کنون منتشر و تایید شدهاند. چه بسیار هنرمندانی که در شهرهای بزرگ و کوچک ایران کشته، مجروح، مفقود و یا زندانی شدهاند که خبری از آنها منتشر نشده، و یا کسی اصلا از آنها خبر ندارد و گمنام و بینامند. این مطلب را با ادای احترام به همهی آنها به پایان میبرم.


