Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    داستان ادبیات پیشنهاد سردبیر

    ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

    افشین رضاپورافشین رضاپور۱۴ دی , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    ماشین پرواز
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    ترجمۀ افشین رضاپور


    در سال ۴۰۰ پ.م، دیوار بزرگ چین تاج‌وتخت امپراتور یوآن  را از شر دشمنان حفظ کرد و اکنون در زمان صلح، زمین از باران سرسبز بود و آماده‌ی درو و رعیت نه خیلی شاد بود نه خیلی غمگین.

    سپیده‌دم اولین روز اولین هفته‌ی دومین ماه سال جدید، امپراتور داشت چای می‌نوشید و خود را در برابر نسیم گرم، باد می‌زد که خدمتکاری فریادزنان از میان کاشی‌های سرخ و آبی باغ دوید: «اوه! امپراتور! امپراتور! معجزه!»

    امپراتور گفت: «آره هوا امروز عالیه!»

    خدمتکار با شتاب تعظیم کرد و گفت: «خیر! خیر! یه معجزه!»

    «و این چای طعم خوبی داره و بی‌شک این یه معجزه‌س!»

    «خیر! خیر! عالی‌جناب.»

    «پس بذار حدس بزنم؛ خورشید طلوع کرده و روز جدیدی پیش روی ماست یا دریا آبیه و این فعلا بهترین معجزه‌هاست!»

    «عالی‌جناب یه مرد داره پرواز می‌کنه!»

    امپراتور دست از باد زدن خود کشید: «چی؟»

    «خودم دیدمش! یه مرد با دو تا بال داشت پرواز می‌کرد! شنیدم کسی از آسمان فریاد زد و وقتی بالارو نگاه کردم، یه اژدهایی تو آسمان بود و یه مرد تو دهنش؛ یه اژدهایی از کاغذ و خیزران به رنگ خورشید و چمن!»

    امپراتور گفت: «اول صبحه و احتمالاً تازه از خواب بیدار شدی!»

    «اول صبحه ولی من با چشم‌های خودم دیدمش! خودتون بیاید و ببینید!»

    امپراتور گفت: «بیا این‌جا پیش من بشین و یه کم چای بنوش. اگه راست گفته باشی، دیدن مردی که پرواز می‌کنه خیلی عجیبه! تو باید وقت داشته باشی بهش فکر کنی. منم باید وقت داشته باشم برای دیدنش آماده بشم!»

    چای نوشیدند. بالاخره خدمتکار گفت: «زود باشید امپراتور وگرنه می‌ره!»

    امپراتور غرق در فکر بلند شد: «حالا بریم نشونم بده که چی دیدی.»

    به باغی رفتند و بعد به چمنزار سرسبزی روی یک پل کوچک؛ از لابه‌لای درختستان عبورکردند و سرانجام از تپه‌ی کوتاهی بالا کشیدند.

    خدمتکار گفت: «اون‌جاست! اون‌جاست!»

    امپراتور به آسمان نگاه کرد؛ در آسمان مردی را دید که با صدای بلند فریاد و قهقهه می‌زد؛ با نی و کاغذ شبرنگ، بال‌ها و دم زیبای زرد رنگی ساخته و به خود بسته بود و همچون بزرگ‌ترین پرنده در میان پرندگان، همچون اژدهایی جدید در سرزمین اژدهایان باستانی، پرواز می‌کرد.

    آن مرد در باد خنک صبحگاهی فریاد می‌زد: «من پرواز می‌کنم! من پرواز می‌کنم.»

    خدمتکار برایش دست تکان داد: «آره! آره!»

    امپراتور حرکتی نکرد؛ در عوض به دیوار بزرگ چین نظر دوخت که اکنون خارج از مه در دوردست-ها و میان تپه‌های سبز شکل می‌گرفت. مار سنگی غول‌پیکری با شکوه فراوان دور آن سرزمین حلقه زده بود. دیوار شگفت‌انگیزی که بارهای بار آن‌ها را در برابر خیل دشمنان محافظت کرده و سال‌های بی‌شمار صلح را پایدار نگاه داشته بود. شهر را دید که در کنار رودخانه و جاده و تپه‌ای آرمیده بود و رفته‌رفته بیدار می‌شد.

    به خدمتکارش گفت: «بگو ببینم کس دیگه‌ای هم این مرد رو دیده؟»

    خدمتکار درحالی‌که رو به آسمان دست تکان می‌داد و لبخند می‌زد، گفت: « فقط من دیده‌ام عالی‌جناب!»

    امپراتور کمی دیگر آسمان را نگاه کرد و گفت: «بگو بیاد پایین پیش من!»

    خدمتکار دست‌اش را دور دهان حلقه کرد و فریاد زد: «آهای! بیا پایین، بیا پایین! امپراتور می‌خواد تو رو ببینه!»

    وقتی‌که مرد پرنده در باد صبحگاهی پایین می‌آمد، امپراتور نگاهی به دور و بر انداخت؛ کشاورزی را دید که اول صبح از کشتزارش آسمان را می‌پایید و جای او را به‌خاطر سپرد.

    مرد پرنده در میان خش‌خش کاغذ و قژقژ نی‌های خیزران فرود آمد و مفتخر و با لباس‌های بی‌قواره‌اش، نزد امپراتور رفت و مقابل پیرمرد تعظیم کرد.

    امپراتور پرسید: «تو چه‌کار کردی؟»

    مرد پاسخ داد: «در آسمان پرواز کردم عالی‌جناب.»

    امپراتور دوباره پرسید: «چه‌کار کردی؟»

    مرد پرنده فریاد زد: «من که بهتون گفتم!»

    امپراتور دست لاغرش را پیش برد تا کاغذ زیبا و دم پرنده‌گون ماشین را لمس کند. بوی باد خنک صبحگاهی را می‌داد.

    «تو هیچی نگفتی!»

    «قشنگ نیست عالی‌جناب؟»

    «چرا خیلی قشنگه!»

    مرد لبخند می‌زد: «این تنها ماشین پرنده‌ی دنیاست. مخترعش خودم هستم.»

    «فقط یکی توی دنیا؟»

    «قسم می‌خورم که فقط همینه.»

    «کس دیگه‌ای هم خبر داره؟»

    «هیچ‌کس حتی زنم که فکر می‌کرد آفتاب به سرم تابیده و دیوونم کرده! فکر می‌کرد بادبادک درست می-کنم. من نیمه‌شب بلند شدم و پیاده به پرتگاه‌های دوردست رفتم و وقتی نسیم صبح وزید و خورشید طلوع کرد، همه‌ی شهامتمو جمع کردم عالی-جناب! از روی صخره پریدم و پرواز کردم! اما زنم چیزی نمی-دونه.»

    امپراتور گفت: «در مورد زنت بعداً تصمیم می‌گیریم. همراه من بیا.»

    به قصر بزرگ برگشتند. اکنون خورشید وسط آسمان می‌درخشید و بوی علف‌های تازه بلند شده بود. امپراتور، خدمتکار و مرد پرنده در باغ بزرگ ایستادند.

    امپراتور دست‌ها را به‌هم زد: ««آهای نگهبان‌ها!»

    نگهبان‌ها دوان دوان آمدند.

    «این مرد رو بگیرید.»

    نگهبان‌ها مرد پرنده را گرفتند.

    امپراتور گفت: «جلاد رو صدا کنید.»

    مرد پرنده بهت‌زده گفت: «یعنی چی! مگه من چه‌کار کردم» و به گریه افتاد؛ طوری‌که ماشین زیبای کاغذی می‌لرزید.

    امپراتور گفت: «مردی این‌جاست که ماشین مخصوصی ساخته و تازه از ما می‌پرسه که چه‌کار کرده! خودش هم نمی‌دونه چه‌کار کرده. برای اون فقط اختراع مهمه بی‌این‌که بدونه چرا و برای چی؟ حتی نمی‌دونه که با این ماشین چه‌کارهایی می‌شه کرد!»

    جلاد با یک تبر تیز نقره‌ای دوان‌دوان آمد و با بازوهای عضلانی بلند و برهنه‌اش آماده ایستاد؛ صورت-اش را با ماسک سفیدی پوشانده بود.

    امپراتور گفت: «یه لحظه!» و به طرف میزی چرخید که ماشینی رویش قرار داشت و خودش آن را ساخته بود. کلید طلایی کوچکی را از گردنش باز کرد؛ به ماشین کوچک و ظریف زد، رو به بالا چرخاند و به راه‌اش انداخت.

    ماشین، باغی بود از فلز و جواهر. همین‌که روشن می‌شد، پرنده‌ها لابه‌لای درختان کوچک فلزی آواز می‌خواندند. گرگ‌ها به جنگل‌های مینیاتوری قدم می‌گذاشتند و آدم‌های کوچک درحالی‌که با بادبزن‌های مینیاتوری خود را باد می‌زدند، به آواز پرندگان کوچک زمردین گوش می‌سپردند، چشمه‌های کوچک پرسروصدا را می‌نگریستند و از سایه به آفتاب می‌رفتند، از آفتاب به سایه.

    امپراتور گفت: «قشنگ نیست؟ اگه از من می‌پرسیدی که چه‌کار کردم، جواب خوبی بهت می‌دادم. من آواز پرنده‌ها رو ساختم. خش-خش جنگل‌ها رو ساختم و مردمی‌رو که در این جنگل‌ها قدم می‌زنن و از برگ‌ها و سایه‌ها و نغمه‌ها لذت می‌برن. این کاریه که من کردم.»

    مرد پرنده زانوزنان و اشک‌ریزان، لابه‌کنان گفت: «ولی امپراتور منم همون کارو کردم! منم زیبایی‌ رو پیدا کردم؛ در باد صبحگاهی پرواز کردم. باغ‌ها و خونه‌های خواب‌آلود رو دیدم. از ورای تپه‌ها و اون بالا، دریا رو دیدم و بو کشیدم و مثل پرنده‌ها پریدم. اوه! نمی‌تونم بگم چه‌قدر اون بالا توی آسمون قشنگه! بادی که به آدم می‌خوره! بادی که مثل یه پر، مثل یه بادبزن به آدم می‌وزه و بوی اول صبح آسمون! چقدر آدم خودشو آزاد حس می‌کنه! این قشنگه امپراتور! این قشنگه!»

    امپراتور غمگینانه گفت: «آره می‌دونم، همه‌ش درسته. وقتی پرواز می‌کردی، دلم فقط پیش تو بود و مدام از خودم می‌پرسیدم یعنی چه‌طوریه؟ آدم چه احساسی داره؟ آبگیرا از اون بالا چه شکلی می‌شن؟ کاخ‌ها و خدمتکارهام چی؟ شکل مورچه‌ها؟ و شهرهای دوری که هنوز از خواب بیدار نشد‌ن، چه‌جوری به‌نظر میان؟»

    «پس منو عفو کنید.»

    امپراتور غمگین‌تر از همیشه گفت: «اما وقت‌هایی هست که اگه یه نفر ذره‌ای زیبایی‌ رو داشته باشه، دیگری تمام زیبایی رو از دست می‌ده. من از تو نمی‌ترسم، ترسم از مرد دیگه‌ایه.»

    «کدوم مرد؟»

    «مردی که با دیدن تو، از کاغذ شبرنگ و چوب خیزران چیزی شبیه این بسازه. مردی که صورت و قلبی شیطانی داره و اون موقع‌ست که زیبایی نابود میشه. من از این مرد می‌ترسم.»

    «آخه برای چی؟»

    امپراتور گفت: «از کجا می‌دونی یه روزی یه چنین مردی با وسیله‌ای از کاغذ و نی پرواز نکنه و سنگ بزرگی روی دیوار بزرگ چین نیندازه؟»

    هیچ‌کس حرکتی نکرد و کلمه‌ای نگفت.

    امپراتور گفت: «گردنشو بزن.»

    جلاد تبر نقره‌ای‌اش را چرخاند.

    امپراتور گفت: «بادبادک و جنازه‌ی مخترعش رو بسوزونید و خاکسترشون رو با هم دفن کنید!» خدمتکارها پی دستور رفتند.

    امپراتور رو به خدمتکار مخصوص‌اش که مرد پرنده را دیده بود، چرخید و گفت: «جلوی زبونت رو بگیر! همش یه خواب بود، غم‌انگیزترین و زیباترین خواب‌ها! به اون کشاورز هم که از توی زمینش آسمون رو نگاه می‌کرد بگو به نفعشه فکر کنه تمومش خیالات بوده. اگه فقط یه کلمه درز کنه، بلافاصله هردوی شما کشته می‌شید.»

    «شما بخشنده‌اید امپراتور!»

    پیرمرد گفت: «نه بخشنده نیستم.»

    آن سوی دیوار باغ، نگهبان‌ها ماشین زیبای کاغذی را که بوی باد صبحگاهی می‌داد، آتش می‌زدند و دود سیاهی به آسمان می‌رفت.

    «نه. فقط خیلی گیج و وحشت‌زده‌ام…»

    و نگهبان‌ها را دید که گودال کوچکی می‌کنند تا خاکسترها را دفن کنند.

    «زندگی یه مرد در برابر میلیون‌ها نفر چه ارزشی داره؟باید با این فکر خودم رو تسکین بدم.»

    کلید را از زنجیر گردن‌اش باز کرد و یک‌بار دیگر باغچه‌ی زیبای مینیاتوری را به راه انداخت؛ به زمین‌های اطراف دیوار بزرگ، شهر آرام، کشتزارهای سبز و رودخانه‌ها و جویبارها نگاه کرد و آه کشید. باغ کوچک، قطعات ظریف و نادیدنی‌اش را به صدا در آورد و به حرکت افتاد. آدم‌های کوچک در جنگل‌ها به گردش پرداختند. روباه‌های کوچک با پوست‌های زیبا و درخشان در سبزه‌زارهای نورگرفته جست وخیز کردند و در میان درختان، نغمه‌ی ریز مرغان پیچید و پرندگانی به رنگ زرد و آبی روشن در آسمان کوچک به پرواز، پرواز، پرواز درآمدند…

    امپراتور چشم‌هایش را بست و گفت: «وای! پرنده‌هارو ببین! پرنده‌هارو ببین!»

    داستان داستان کوتاه
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیبهرام بیضایی، چشم‌های آبی همیشه جوان‌اش؛ و خوشبختی زمان ما
    مقاله بعدی زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم
    افشین رضاپور

    مطالب مرتبط

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.