Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

    شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

    توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      «اودیسه» کریستوفر نولان؛ بادکنک بادشده

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵

      «حجامت» و زیبایی‌شناسی فستیوالی

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵

      باده ناخورده | در سینمای عباس کیارستمی

      ۲۵ تیر , ۱۴۰۵

      فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۳- اجاره‌نشین‌ها (داریوش مهرجویی)

      ۲۳ تیر , ۱۴۰۵

      سینمای هنری اروپا در اوج | گزارشی از جشنواره‌ی کن ۲۰۲۶

      ۶ خرداد , ۱۴۰۵

      مرور فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره کن: یک دور کامل

      ۴ خرداد , ۱۴۰۵

      روایتی از مقاومت در برابر فاشیسم | نگاهی به فیلم «زمین و آزادی» ساختۀ کن لوچ

      ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۵

      شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

      ۲۰ تیر , ۱۴۰۵

      روابط مدرن؛ سوژۀ خلق وحشت! | یادداشتی بر فیلم شیفتگی (Obsession) به کارگردانی کری بارکر

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      «بی‌عاطفه»؛ کارخانه‌ای برای تولید مردانی که تنها بهانه و  راز زندگی‌شان زن است

      ۷ تیر , ۱۴۰۵

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دمکراسی قابل صدور نیست |  نگاهی به فیلم مستند «جنگ علیه دمکراسی» جان پیلجر

      ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۵

      «اودیسه» کریستوفر نولان؛ بادکنک بادشده

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵

      شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۵

      «اودیسه» کریستوفر نولان؛ بادکنک بادشده

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵

      «حجامت» و زیبایی‌شناسی فستیوالی

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      شهرنوش پارسی‌پور و سبک رئالیسم جادویی عرفانی

      ۱۸ تیر , ۱۴۰۵

      عروس‌های پستی | دربارهٔ رمان «مای نیم ایز لیلا»، نوشتهٔ بی‌تا ملکوتی

      ۴ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵

      شهر از پشت‌بام | روایتی از تغییر اتمسفر و زندگی شهری در زمان جنگ

      ۷ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      شهرنوش پارسی‌پور و سبک رئالیسم جادویی عرفانی

      ۱۸ تیر , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش پایانی

      ۲۳ تیر , ۱۴۰۵

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش اول

      ۹ تیر , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش سوم

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش دوم

      ۱۸ خرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵

      تحلیلی بر تروما در حکومت­‌های تمامیت­‌خواه با نگاهی به سرزمین­ گوجه­‌های سبز اثر هرتا مولر

      ۲۴ خرداد , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نظریه تئاتر تئاتر پیشنهاد سردبیر

    عباس نعلبندیان با تفاوت آغاز می‌شود!

    هر کاری کردم تا عباس نعلبندیانِ مشهور را با عباس نعلبندیانِ واقعی، همین خودم، یکی کنم. نشد که نشد!
    جواد عاطفهجواد عاطفه۱۹ اردیبهشت , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    نعلبندیان
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    نوشتنش گرفته بود. ساعت نه صبح بود. رفته بود توی کتاب‌خانه‌ی کارگاه و در را از پشت قفل کرده بود. بچه‌ها سر تمرین بودند. روز قبل قرار گذاشته بودند بروند توی شاه‌رضا غذا بخورند. ساعت دوازده بود و هیچ خبری از او نشد. در زدند. صدایی نمی‌آمد. نگران بودند که مبادا بلایی سر خودش آورده باشد! در زدند. باز هم خبری نشد. به این نتیجه رسیدند که حتماً صلاح نیست بیرون بیاید یا کسی پیشش برود. پس بهتر است بروند نهارشان را بخورند. رفتند. زود برگشتند. درِ کتاب‌خانه همچنان بسته بود. ساعت سه‌و‌نیم بعدازظهر بود که قفل در از پشت باز شد. بیرون آمد. میان سفیدی چشم‌هایش خون نشسته بود. مثل همه‌ی شب‌هایی که برای شب زنده‌داری یا کتاب خواندن، نوشتن، تا صبح بیدار می‌ماند. عینکش سیاه و پر هیبت، چشم‌های خسته‌اش را قاب گرفته بود. سبیل پر و سیاهش همچون نماد پیروزی در ارتفاع یک‌متر‌و‌هشتاد‌و…، در اهتزاز بود. و موهای سیاهش، در پیچشی ابدی، کاسه‌ی سرش را پنهان کرده، گم کرده بود. یکی گفت: «جون به سر شدیم. معلومه کجایی؟» عباس ساکت بود. گفتند: «هر چی در زدیم جواب نمی‌دادی.» توی خودش بود. به آن‌ها نگاه ‌کرد. گفتند: «بَه، بابا خواب بودی؟ در رو داشتیم می‌شکستیم.» گفت: «تمام شد.» گفتند: «چی تمام شد؟!» گفت: «ناگهان هذا حبیب‌الله، مات فی حب‌الله، هذا قتیل‌الله، مات بسیف‌الله.» و این آغاز ماجرا بود. ماجرایی که بعدها شد خود زندگی‌اش!

    نمایشنامه چاپ شد. آن را تقدیم کرده بود به “ح. [ع] و: م.ف.”، م.ف پیغام داده بود که: «یکی طلبت!» عباس گفت: «برای چی؟!» م.ف گفته بود: «حالا به جایی رسیده‌ای که به من می‌زنی؟» عباس گفت: «من از تو دفاع کرده‌ام!» م.ف گفته بود: «تو دفاع کرده‌ای یا خواسته‌ای مرا رسوای عالم کنی؟» عباس گفت: «رسوا؟! تو دوست من هستی. من تو و فریدون‌ها را تبرئه کرده‌ام.» م.ف گفته بود: «به هم می‌رسیم، عباس… .»

    «ناگهان…» بر خلاف دیگر نمایشنامه‌های نعلبندیان بر اساس یک قصه شکل گرفته و پیش می‌رود. با آن‌که قصه در فضایی کاملاً واقع‌گرایانه به نظر می‌رسد، اما عناصری چون «سدا» و «صاحب‌خانه» واقع‌گرا بودن قصه‌ی نمایشنامه را به چالش می‌کشند. نام آدم‌ها از نام‌های خاص و نیست در جهان دیگر نمایشنامه‌هایش به نام‌هایی آشنا، معمولی و پیش پااُفتاده در ناگهان تغییر یافته است. نعلبندیان بدعت را در ساختار و در جهان زیرین متن پایه‌ریزی می‌کند. او واقع‌گرایانه‌ترین متن فراواقع‌گرایانه‌ی خود را با شیوه‌ی نعلبندیانی روایت می‌کند. او مخاطب را به بازی گرفته، آدم‌های مفلوک نمایشنامه‌اش را با شکل و شمایلی معمولی و با روانی خاص و غیرمعمولی ترسیم می‌کند. شخصيت‌هايی كه واقعيت وجودي و هويت‌شان براي ما روشن نيست. شخصيت‌هاي نمايشنامه‏‌های نعلبنديان، گاه «آن‌قدر زمينی و قابل لمس مي‌‏شوند كه آن‌ها را در اطراف خود مي‏‌بينيم و زمانی آن‌چنان فرازمينی و دور از دسترس‌اند كه درک و پذيرش آن‌ها بيرون از صحنه‌ی نمايش دشوار به نظر می‌رسد.» شخصيت‌هايی که تنها طرحی كلی از یک انسان را ترسيم می‌كنند و تنها در پی خلق فضای کلی اثر هستند. آن‌ها استعاره‏ای از سرگشتگی انسان مدرن و گم‌شده در خود و جهان پیرامون خود هستند. آن‌ها در این گم‌گشتگی با خشونت و عصبیتی بی‌حد و حصر، خود را قربانی می‌پندارند و برای آن‌که قربانی نباشند، به دنبال قربانی می‌گردند. و خشونت در بالاترین سطح خود، که همان کشتن انسان به دست انسان دیگر است، برنامه‌ریزی شده و اجرا می‌شود. خشونت پنهانی که در تاروپود ساختار، شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها و فضای کلی ناگهان… جاری و ساری است، خشونتی که باعث به‌وجود آمدن تم اصلی اثر که همانا گناه و قتل جمعی است می‌شود. از منظر امیل دورکیم «هر عملی وقتی جرم محسوب می‌شود كه احساسات قوی و مشخص وجدان جمعی (گروهی) را جريحه‌دار سازد.» بزهكاري هم پديده‌ی بسيار پيچيده‌ی اجتماعی است كه در محيط‌های اجتماعی مختلف به شكل‌های متفاوتی ديده می‌شود. از منظر جامعه شناسی؛ قاتل شخصی است که دارای نشانه‌هایی چون «اضطراب، تشويش، دلهره، خودبيمار انگاری، اجتماع ستيز و عدم رشد اجتماعی، افكار پارانوئيد، شخصيت وسواس‌فكری – عملی، نابالغ بودن عاطفی، عصيان‌گری و بی‌طاقتی، احساس خصومت، پايين بودن آستانه تحمل در شكست‌ها وناكامی‌ها» است. همه‌ی چیزهایی که در ذات و بنیه‌ی شخصیتی آدم‌های نعلبندیان، به صورت نهان و آشکار خودنمایی می‌کند. آن‌ها فی‌نفسه، با خشمی که در بطن وجودی خویش از جهان و زمان و مکان دارند، قاتل محسوب می‌شوند. حتی اگر فریدون را به قتل هم نمی‌رساندند، آن‌های قاتلینی بالفطره‌اند که خود یا دیگری را به تباهی و نیستی می‌کشانند. به قول هانا آرنت، در یک رفتار خشن «همه‌چیز بسته به قدرتی است که پشت خشونت قرار می‌گیرد، نه خود فعلِ خشونت.» خشونت همواره از خشم سرچشمه می‌گیرد و آن‌طور که آرنت نشان می‌دهد، در یک وضعیت خشمناک، آن چه تهی شدگی از معنای انسان را به تصویر می‌کشد نه واکنشی خشن، که فقدان آن است. پس عقلانی است که در برابر خشونت، خشن بود، درست همان‌طور که این هفت نفر خشمگین از خشمی که زندگی بر آن‌ها روا داشته، خشونت را در بالاترین سطح خود به کار می‌بندند. و به نظریه‌ی فانون، مبنی بر این‌که «ستم دیده فقط از طریق خشونت می‌تواند انسانیت خویش را بازیابد» جامه‌ی عمل می‌پوشانند! هر اشاره‌ای به وجهِ آفرینش‌گر خشونت علیه یک «دیگری»، تلاشی است ناموفق برای تبدیل یک سلبیت به یک ایجاب. خشونت علیه دیگری، هر قدر هم که خودآگاه باشد، در نهایت سائقی، غریزی است. خشونتی که «خود» را همزمان به سوژه و ابژه‌ی عمل خشونت‌آمیز بدل می‌کند، دقیقاً از آن‌رو که نمایان‌گر وجهِ ایجابی خشونت است، وجهی خودآگاه که غریزه را پس می‌زند، خود‌ آفرینندگی را نیز یدک می‌کشد.

    و این خشونت موجود در این خانه‌ی به ویرانی رفته و نهایتاً جامعه‌ای که خود نعلبندیان را هم به نیستی می‌کشاند و فرجامی مشابه فریدون را برایش رقم می‌زند، نتیجه‌ی یک دگردیسی و تحول و تغییر براندازنده برای نعلبندیان و امثالهم است. رویه‌ای که از سال‌های اوج او در کارگاه نمایش با نقد‌های مقرضانه و شخصی‌نگر اغاز شده و نهایتاً مرگی خودخواسته را بر او دستور کرد.

    کمبود گفتمان بین اعضای تئاتر و نهایتاً رسیدن به یک رادیکالیسم افراطی و تخریب هم‌نوع در اواخر دهه‌ی چهل و دهه‌ی پنجاه، کار را به جایی می‌رساند که تحمل هم ‌صنفی‌ها هم سخت می‌شود. هرکس فکر می‌کند با تخریب و براندازی وقربانی کردن هم‌کار، همه‌ی مشکلات و دردها حل خواهد شد. اما این تجربه‌ی تلخ نشان داد که قضایا به گونه‌ای رقم خورد که همه در آن قربانی و به مسلخ برده شدند. در چنین فضای سیاه، سفید و ایدئولوژی زده‌ای، قطعاً یکی که خارج از این شرایط باشد، ایزوله شده، رو به انحطاط و نیستی پیش خواهد رفت. نعلبندیان در ناگهان خودش، آستیم، فریدون و … را تصویر کرده است. و عجیب آن‌که فرجام آستیم هم فرجامی مشابه فریدون و عباس می‌شود. نعلبندیان از مرگ تا مرگ را در ناگهان، با تکنیک‌های خلاقانه، فاصله‌گذاری شده و سورئال می‌نویسد. نعلبندیان، آستیم و فریدون، هر سه مُرده‌اند! و در لحظه‌ی پایان آغاز خود، آرام و با پای خود به سوی گور خود رفته‌اند. گوری که دیگران برایشان ساخته و آماده کرده‌اند. آیا ناگهان قصه‌ی شرم ما و ما است. «من، تو را انتظار می‌کشم، ای فرجام خوب!»، «آنک اتصال، اینک حیات.» «مرا به نوازش سترگ خاک مهمان کنید.» و …. .

    عباس نعلبندیان با تفاوت آغاز شد و با تفاوت به پایان ‌رسید! با همه‌ی اهمیت، تأثیر و یگانگی‌اش در دوردست‌هاست! چه خودخواسته، چه دگرخواسته، همیشه در دوردست‌ها بوده و در دوردست‌ها هم ماند و به مرگ رسید! برخورد بسیاری از همکاران و دوست‌دارانش با او، برخوردی توریستی و بیشتر عشق‌بازی با یک امر مهم و شخصیت مطرح بوده و هست! بی‌آن‌که او را خوانده باشند، فهمیده باشند! به استناد یادداشت‌های خودش، بزرگان کارگاه نمایش هم، در روزهایی که او در اوج بود، با او چون زیردستی بی‌‌مایه برخورد می‌کردند! و برای خودی و غیرخودی، تا آخر، همان «پسرک روزنامه‌فروش» ماند! پس از انقلاب؛ در سال‌های خانه‌نشینی و سیاه زندگی‌اش، بسیاری از مدیران فرهنگی و تئاتری‌ها او را ندیدند، نخواستند که ببینند!

    واقعیت این است که نعلبندیان در اسفند ۵۷؛ پس از دستیگری و زندانی شدن در زندان قصر، مُرد! و از تیرماه ۵۸؛ پس از آزادی از زندان، تا یکم خردادماه ۶۸، جسدی بود که پس از دو خودکشی نافرجام، به فرجام و سرانجام خودخواسته‌ی خود، با قرص‌هایی که ترکیب‌شان را به دقت یادداشت کرد، رسید! و پس از خوردن قرص‌ها، نوشت: «کاش تا سه روز کسی در این خانه را نزند، تا جنازه‌ام حسابی بو‌ کند!» و دگمه‌ی ضبط صدا را فشار داد و آخرین حرف‌ها را درباره‌ی برخی دوستان و دشمانش زد تا به سکوت مرگ برسد و تنها صدای هوا باشد و دیگر هیچ، و به مرگی که به قول خودش «اختتامی نیکو» است، برسد!

    عباس نعلبندیان را حتی نزدیک‌ترین دوستانش هم نشناخته بودند. یادداشت‌های روزانه‌ی سال‌های پیش و پس از انقلاب او، از زمانی که در اوج بود تا زمانی‌که در ناکجای زندگی‌اش گم شد، تصویری تلخ و تراژیک از مردی تنها و مأیوس و حیران است. حیرانی که در سال‌های آخر عمر با سرگشتگی افیون و قرص یکی شده و او را فارغ از زمان و مکان کرده، راه رسیدن به بُعد دیگر را برایش محیا کرد. نعلبندیان در تمام زندگی‌اش در تضادهای مدام و مادام زندگی کرد. او در روزهای سرخوشانه‌ی اقتدار و اوج (از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷) هم در فضایی متضاد از زندگی خانواده‌ای که در آن رشد کرده و تربیت یافته بود، تنهای تنها، حیران و شیدا بود تا آخر عمر. او در یکی از یادداشت‌های آخرش نوشت: «هر کاری کردم تا عباس نعلبندیانِ مشهور را با عباس نعلبندیانِ واقعی، همین خودم، یکی کنم. نشد که نشد!»

    سال‌ها گذشته و هر کس به‌قدر درک و حافظه‌ی خودش چیزهایی از او در ذهن دارد. زمان، همه چیز، حتی حقیقت و نهایتاً واقعیت را هم تغییر داده است. این‌که آیا بعد از این همه سال می‌توان به روایتی سرراست و درست از او رسید، بحثی است که نتیجه‌ی مشخصی نخواهد داشت. با همه‌ی تلاش‌های که به کار بسته و می‌بندیم؛ عباس نعلبندیان اکنون، تصویری است سایه‌وار؛ پرتره‌ای است که در غبار گم شده، مردی که سال‌ها است در گور خود خفته و مرگ را زندگی‌می‌کند! و عباس نعلبندیان با تفاوت آغاز و به پایان می‌رسد! همین…

    تئاتر نمایش
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیسینمای شخصی سام فولر؛ مردی با سیگار برگ
    مقاله بعدی نگاهی به داستان «گل‌ها» نوشته‌ی «آلیس واکر»
    جواد عاطفه

    مطالب مرتبط

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    محمد عبدی

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

    شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

    توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.