کلاسکه هاویک | ترجمه: زها بابایی
جایی که نور
از پنجرههای شکسته و غبارگرفته به درون میتابد،
آنان در سکوت از میان سالنهای خالی میگذرند،
صداهای پیشین را میشنوند،
قدمهای پیشین را بر کف،
از شمارههای نقشبسته بر بتن،
از ریلهای زنگزده؛
ردهای بهجامانده.
همهی اینها
سالها پیش به پایان رسیده است.
و با اینهمه… تصور کن:
پنجرهای،
چشماندازی رو به شهر،
نیمطبقهای،
میزی برای نوشتن،
کفی چوبی،
پردهای،
کلاسی،
پلکانی،
گشودگیای،
دری…
پشتِ آن در،
زندگیِ تازه آغاز میشود1.
این شعرِ کوتاه، حاصلِ برداشتی از کارگاهی در سال ۲۰۱۳ بود که در محلِ کارخانهی آردِ سابق در لایدنِ هلند برگزار شد؛ ساختمانی که قرار بود توسط معمار سوئیسی، پیتر زومتور (Peter Zumthor)، بازسازی شود. ما به همراه یوهانی پالاسمای فنلاندی (Juhani Pallasmaa) در کارخانه قدم زدیم و قرار بود با پیتر زومتور و فیلسوف آلمانی، گرنوت بومه (Gernot Böhme)، دیدار کنیم؛ همان فیلسوفی که در سنت آلمانیِ شلینگ (Friedrich Schelling) و اشمارشو (August Schmarsow)، به واکاویِ درونمایهی «اشتیمونگ» (Stimmung) یا همان «جو/اتمسفر» پرداخته و آن را با معماری پیوند داده است2.
بعدتر، همان شب، در آمستردام، به مناسبت انتشار شمارهی جدید مجلهی معماری OASE که دربارهی موضوع «اتمسفر» و با همکاری این سه صاحبنظر ــ یوهانی پالاسما، پیتر زومتور و گرنوت بومه3 ــ تهیه کرده بودیم، مناظرهای عمومی برگزار کردیم.
سالن سخنرانی آن شب مملو از جمعیت بود. در میان حاضران، علاوه بر دانشگاهیان، شمار زیادی از معماران حرفهای نیز دیده میشدند.
برای من، این پروژه تجربهای در حوزهی نشر بود که توانست اهمیت پرداختن به موضوعاتی مبهم اما بنیادین، مانند «اتمسفر» در معماری را هم در فضای دانشگاهی و هم در عرصهی حرفهای مطرح کند؛ موضوعاتی که تعریف آنها صرفاً با زبان علمی و معیارهای عینی آسان نیست، اما برای فهم و خلق معماری معنادار نقشی اساسی دارند.
در واقع، رابطههای عاطفیای که انسانها با مکانها برقرار میکنند، همزمان هم در سطح آگاهی و ادراک شکل میگیرند و هم در تجربهی جسمانی و زیستهی ما؛ هم مادیاند و هم مفهومی؛ هم فضاییاند و هم زمانی؛ روابطی که نمیتوان آنها را بهآسانی و بهسرعت در قالب مفاهیم علمیِ دقیق صورتبندی کرد.
برخی از مفاهیم اصلیِ کار من در سالهای گذشته، نظیر روایت، تجربه و اتمسفر، ممکن است از تعاریف قطعی به نظر گریزان برسند؛ اما من دقیقاً در همین ویژگیِ آنها، یعنی تواناییشان در عبور از ساحتها و رشتههای گوناگون، نقطهی قوت میبینم. شاید مهمترین وظیفهی معمار، میانجیگری میان رشتهها و شیوههای مختلفِ تفکر و عمل باشد؛ و وظیفهی ما، یعنی نویسندگان و دانشگاهیانِ معماری، یافتنِ زبانِ مناسب برای ایفای همین نقش.
من نیز در این دوره از سمپوزیوم «معماری، فرهنگ و معنویت » Architecture, Culture, and Spirituality) Symposium) میخواهم شما را به قلمرو شعر ببرم؛ چرا که شاید از رهگذرِ تخیل شاعرانه بتوانیم با کیفیتهای گریزپای معماری مواجه شویم؛ کیفیتهایی که معماری را به رشتهای بدل میکنند که بر تجربهی ذهنی و جسمانی ما از محیطِ زندگیِ روزمرهمان اثر میگذارد.
تکان دادن
لوکوربوزیه (Le Corbusier) در کتاب «به سوی یک معماری» (Vers une Architecture)، که در سال ۱۹۲۴ منتشر شد، مینویسد:
«کارِ ساختوساز نگهداشتنِ چیزها در کنار هم است؛ کارِ معماری، تکان دادنِ ما.»⁴
جذابیت این جمله در معنای دوگانهی واژهی فرانسویémouvoir نهفته است؛ واژهای که از یک سو به حرکتِ فیزیکی اشاره دارد و از سوی دیگر به متأثر شدن، برانگیخته شدن و تأثیر پذیرفتنِ ذهنی و عاطفی.
امید دارم در این نوشتار بتوانم میان این دو وجهِ «متأثر شدن» پیوند برقرار کنم. در ادامه، قدرتِ تخیلِ شاعرانه را در برانگیختنِ ما، هم در معنایی جسمانی و هم معنوی، بررسی خواهم کرد و استدلال خواهم کرد که زبان ادبی میتواند جایگاهی میانجی میان تجربهی بدنمند و اندیشهی وجودی فراهم آورد.
از ظرفیتِ زبانِ شاعرانه بهره خواهم گرفت تا به ادراکِ معماری نزدیک شوم و کیفیتهای معنویِ آن معماریهایی را آشکار کنم که قادرند ما را تکان دهند.
اینکه معماری چگونه ما را، هم در ساحتِ جسمانی و هم در ساحتِ ذهنی، به حرکت درمیآورد و متأثر میکند، موضوعی است که سارا رابینسون (Sarah Robinson)، معمار و فیلسوف، اخیراً در کتاب «معماری یک فعل است» (Architecture is a Verb) به آن پرداخته است:
«آنچه یک بنا انجام میدهد؛ اینکه بناهایمان چگونه بر احساس و ادراک ما اثر میگذارند؛ و اینکه چگونه امکانِ گونههای خاصی از کنشهای بدنی و ادراک را فراهم میآورند و آنها را تقویت میکنند.»⁵
از نظر او، معماری امری فعال است؛ بر کاربرانِ خود اثر میگذارد و از اینرو میتوان آن را، بیش از آنکه اسم (یک شیء ساکن) باشد، فعل (یک کُنشِ جاری) به شمار آورد.
نکتهی قابلتوجه این است که کنشمندیِ معماری اغلب تنها در سطحی فناورانه ــ مثلاً از طریق سنجشِ بهرهوریِ انرژی ــ فهمیده و ارزیابی میشود. اگرچه این مسائل بهنوبهی خود اهمیتِ انکارناپذیری دارند، اما جنبههای مبتنی بر تجربهی زیسته و معنویِ عملکردِ معماری اغلب نادیده گرفته میشوند.
آنچه در این نوشتار بر آن تأکید دارم، باز پیوند زدن میان فناوری، هنر و ادبیات است؛ و این هدف را با بررسی ظرفیتهای تخیلِ شاعرانه دنبال میکنم؛ تخیلی که ریشه در واژهی یونانیِ poiesis دارد؛ واژهای که میان تخیل و هنرِ آفرینش پیوند برقرار میکند.
انسانها از هر بنا هم استفاده میکنند و هم آن را با حواس، بدن و ذهنِ خود تجربه میکنند. بناها بخشی از زندگیِ روزمره، خاطرات و روایتهای آناناند.
معماران، که بناهای آینده را تخیل میکنند، باید تأثیر معماری بر انسانها را بخشی از مسئولیتِ حیاتیِ خود بدانند؛ اینکه انسانها چگونه در بناها حرکت میکنند و بناها چگونه، بهواسطهی ترکیببندی، ساخت، مادیت و دیگر ویژگیهایی که ادراکِ ما از فضا را شکل میدهند، بر آنان اثر میگذارند.
ازاینرو، بحث دربارهی تأثیرگذاریِ بناها باید بهطور همزمان در سطوح فناورانه، تجربهی زیسته، فرهنگی و معنوی پیش برود؛ و poiesis همان مفهومی است که این ساحتهای مختلف را به هم پیوند میدهد.
پانویس
.1 شعرهای آغاز و پایان این مقاله سرودهٔ نویسندهاند و پیشتر در منبع زیر منتشر شدهاند:
Havik, Klaske. Way and Further. Montreal: Right Angle Publishing, 2021
Böhme, Gernot. Architektur und Atmosphäre. München: Wilhelm Fink Verlag, 2006.2
همچنین:
Böhme, Gernot. “Atmosphere as Mindful Physical Presence in Space.” In OASE 91: Building . Atmosphere رجوع کنید به ارجاع ۳
Havik, Klaske; Gus Tielens; and Hans Teerds (eds.). OASE 91: Building Atmosphere. With .3 Juhani Pallasmaa and Peter Zumthor. Rotterdam: nai010 publishers, 2013.
.4متن اصلی نقلقول از:
.Le Corbusier. Vers une Architecture. Paris: Les éditions G. Crès et Cie., 1923.
ترجمهٔ انگلیسی نقلقول از:
Le Corbusier. Towards a New Architecture. New York: Dover Publications, 1986, p. 19.
Robinson, Sarah. Architecture is a Verb. New York and London: Routledge, 2021, p. 9. .5
Klaske Havik
دانشگاه صنعتی دلفت، هلند
Delft University of Technology, the Netherlands
معماری، فرهنگ و معنویت ۲۰۲۲ (ACSF 12)


