Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

    چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

    به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

      ۲ شهریور , ۱۴۰۵

      زنی که مثل هیچکس نیست | تحلیلی بر شخصیت حمیرا در فیلم بی داد

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      «سکوت»؛ آخرالزمان همین امروز است

      ۱۸ مرداد , ۱۴۰۵

      «اودیسه» نولان؛ گذشته‌ای که بیش از اندازه شبیه ما شده است

      ۸ مرداد , ۱۴۰۵

      سینمای هنری اروپا در اوج | گزارشی از جشنواره‌ی کن ۲۰۲۶

      ۶ خرداد , ۱۴۰۵

      مرور فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره کن: یک دور کامل

      ۴ خرداد , ۱۴۰۵

      روایتی از مقاومت در برابر فاشیسم | نگاهی به فیلم «زمین و آزادی» ساختۀ کن لوچ

      ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

      ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی سینما به دست کسانی می‌افتد که سینما را نمی‌شناسند |  بازخوانی «آرزوی بزرگ» خسرو شجاعی

      ۳۰ مرداد , ۱۴۰۵

      تنش مینمیال | یادداشتی بر فیلم دعوت (The Invite) به کارگردانی اولویا وایلد

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      این‌قدر که ما مندرسیم | تحلیلی بر فیلم توقیفی «بی داد»

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      بتر کال ساول: ایجاز و گسستِ اخلاقی از جهانِ بریکینگ بد

      ۵ شهریور , ۱۴۰۵

      برادری از معشوقۀ دیگر | یادداشتی بر مینی‌سریال نیمه‌مرد (Half Man) به کارگردانی ریچارد گد

      ۱۱ مرداد , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دمکراسی قابل صدور نیست |  نگاهی به فیلم مستند «جنگ علیه دمکراسی» جان پیلجر

      ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      آغاز پوست‌اندازی اکران در عصر یوتیوب | وقتی سینما از سالن‌ها بیرون می‌آید

      ۷ شهریور , ۱۴۰۵

      آغاز پوست‌اندازی اکران در عصر یوتیوب | وقتی سینما از سالن‌ها بیرون می‌آید

      ۷ شهریور , ۱۴۰۵

      بتر کال ساول: ایجاز و گسستِ اخلاقی از جهانِ بریکینگ بد

      ۵ شهریور , ۱۴۰۵

      شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

      ۲ شهریور , ۱۴۰۵

      «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

      ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • معماری

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش دوم

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش اول

      ۶ مرداد , ۱۴۰۵

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش پایانی

      ۲۳ تیر , ۱۴۰۵

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش اول

      ۹ تیر , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵

      تحلیلی بر تروما در حکومت­‌های تمامیت­‌خواه با نگاهی به سرزمین­ گوجه­‌های سبز اثر هرتا مولر

      ۲۴ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ادبیات تازه های نشر

    چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

    امیر گنجویامیر گنجوی۹ شهریور , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    رمان «چشم برجک»
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    امروز می‌خواهم دربارهٔ رمانی صحبت کنم که از یک جهت در ادبیات داستانی معاصر فارسی بسیار تازه و مهم است. نه به این دلیل که پیش از آن هیچ رمان جنایی یا پلیسی به زبان فارسی نوشته نشده، بلکه چون نویسنده‌اش قواعد این گونهٔ ادبی را برداشته و آن‌ها را وارد یکی از ایرانی‌ترین و درعین‌حال کمتر روایت‌شده‌ترین فضاهای ادبیات ما کرده است: یک گروهان ژاندارمری در منطقه‌ای مرزی، در سال‌های پرتنش پس از انقلاب.

    این رمان «چشم برجک» نوشتهٔ داریوش کریمی است؛ اثری که در سال ۱۴۰۵، برابر با ۲۰۲۶، از سوی نشر آسمانا منتشر شده است.

    اما پیش از ورود به خود کتاب، بد نیست چند کلمه‌ای دربارهٔ نویسنده بگوییم. داریوش کریمی در کرمانشاه متولد شده و در تهران ادبیات انگلیسی خوانده است. در همان دوره کتاب تزوتان تودوروف دربارهٔ اندیشه‌های میخائیل باختین را با عنوان «منطق گفت‌وگویی» به فارسی ترجمه کرد و مدتی نیز ادبیات انگلیسی و نظریهٔ ادبی تدریس کرد. او از سال ۱۳۷۸ به بی‌بی‌سی پیوست و بعدها در شکل‌گیری تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی نقش داشت. برای بسیاری از مخاطبان، نام او بیش از هر چیز با برنامهٔ «پرگار» پیوند خورده است؛ برنامه‌ای که محور آن نه ارائهٔ یک پاسخ نهایی، بلکه برخورد دیدگاه‌ها و صداهای متفاوت بود.

    این سابقه از این جهت جالب است که در رمان‌های کریمی نیز معمولاً حقیقت در اختیار یک صدا نیست. حقیقت از برخورد روایت‌ها، خاطره‌ها، سکوت‌ها و سوءتفاهم‌ها شکل می‌گیرد. در چشم برجک هم زبان فقط وسیلهٔ ارتباط نیست؛ خودش بخشی از معماست. شخصیت‌ها فارسی، ترکی و کردی حرف می‌زنند، اما همیشه زبان یکدیگر را نمی‌فهمند. گاهی کسی حرف نمی‌زند، گاهی دیگری ترجمه را ناقص انجام می‌دهد و گاهی قدرت از همین ناتوانی در گفت‌وگو استفاده می‌کند. این چندصدایی را می‌توان با همان حساسیتی مرتبط دانست که کریمی سال‌ها پیش در مطالعه و ترجمهٔ باختین با آن درگیر بوده است.

    خلاصهٔ داستان را می‌توان بسیار کوتاه تعریف کرد. زن جوان کُردی به نام آگرین پس از پیمودن مسیری طولانی خود را به یک گروهان ژاندارمری در اطراف ارومیه می‌رساند. ظاهراً برای پناه گرفتن آمده، اما کسی زبانش را درست نمی‌فهمد و معلوم نیست از چه کسی یا چه چیزی گریخته است. جلال، معاون جوان فرماندهٔ گروهان، تصمیم می‌گیرد او را تا صبح در آنجا نگه دارند و روز بعد به مرکز هنگ بفرستند. اما صبح روز بعد، ماجرا به یک پروندهٔ جنایی تبدیل می‌شود و جلال ناخواسته وارد تحقیقی می‌شود که نه‌فقط آرامش گروهان، بلکه موقعیت خودش را نیز به خطر می‌اندازد. همین مقدار برای ورود به داستان کافی است؛ باقی ماجرا بهتر است در جریان خواندن کتاب کشف شود.

    برای فهم اهمیت چشم برجک باید کمی دربارهٔ جایگاه داستان جنایی در ادبیات فارسی صحبت کنیم. ادبیات معاصر ما سنتی بسیار غنی در رمان اجتماعی، سیاسی، روان‌شناختی، تاریخی و مدرنیستی دارد. اما ادبیات ژانری، به‌خصوص رمان پلیسی و جنایی، معمولاً در حاشیه مانده است. این نوع داستان از اواخر دورهٔ قاجار و عمدتاً از راه ترجمه وارد زبان فارسی شد و بعدها در پاورقی‌ها، روایت‌های پلیسی، خاطرات مأموران و شماری آثار مستقل ادامه پیدا کرد؛ اما هیچ‌گاه مانند ادبیات انگلیسی، فرانسوی یا آمریکایی به یک جریان گسترده و پیوسته تبدیل نشد.

    البته نمونه‌های مهمی داریم. «فیل در تاریکی» قاسم هاشمی‌نژاد یکی از شاخص‌ترین نمونه‌هاست و برخی رمان‌های اسماعیل فصیح نیز ساختاری جنایی و کارآگاهی دارند. اما حتی با وجود این نمونه‌ها، پیشنهاد ژانری آن‌ها به یک مسیر پایدار تبدیل نشد. یک گونهٔ ادبی با یک یا دو کتاب ساخته نمی‌شود؛ به تداوم، تجربه، خواننده و بازآفرینی نیاز دارد.

    از این نظر، کار داریوش کریمی مهم است. چشم برجک یک تجربهٔ اتفاقی یا نخستین برخورد او با ادبیات جنایی نیست. کریمی پیش‌تر در رمان «کوچهٔ آخر» نیز به سراغ روایتی معمایی و پلیسی با درون‌مایه‌ای سیاسی رفته بود. بنابراین چشم برجک ادامهٔ مستقیم داستان آن کتاب نیست، اما بی‌تردید ادامهٔ همان پروژهٔ ژانری است: استفاده از تعلیق، جنایت و تحقیق برای باز کردن پرونده‌ای بزرگ‌تر دربارهٔ حافظهٔ سیاسی و سازوکار قدرت.

    حتی رمان «رودی و راوی و موجی»، با وجود آنکه بیشتر اثری روان‌شناختی و چندصدایی است، پیوند ظریفی با چشم برجک دارد. در مرکز آن رمان نیز زنی غایب قرار گرفته که مردان مختلف می‌کوشند با روایت کردن خاطراتشان او را بشناسند، اما هیچ‌یک تصویر کامل و قطعی‌ای از او ارائه نمی‌دهند. بنابراین یکی از دغدغه‌های مداوم کریمی این است که چگونه دربارهٔ انسانی که دیگر نمی‌تواند از خودش سخن بگوید، داستان می‌سازیم؛ و اینکه آیا این روایت‌ها واقعاً او را آشکار می‌کنند یا فقط تخیلات و تمایلات راویان را نشان می‌دهند.

    همین پرسش در چشم برجک نیز وجود دارد. آگرین حضور کوتاهی در برابر جلال دارد، تقریباً با او سخنی نمی‌گوید و خیلی زود به یک غیاب تبدیل می‌شود. اما تصویرش در ذهن جلال باقی می‌ماند: زنی روی یک سنگ، با یک دست بر سربند و دست دیگر در برابر نور. جلال کم‌کم فقط در پی کشف یک واقعیت جنایی نیست؛ می‌خواهد زنی را بشناسد که عملاً فرصتی برای شناختنش نداشته است.

    این یکی از قراردادهای قدیمی ادبیات نوآر است: زن غایبی که مرد جست‌وجوگر از او تصویری خیالی می‌سازد. اما کریمی این قرارداد را بدون نقد تکرار نمی‌کند. ناهید، نامزد جلال، در جایی او را با همین مسئله روبه‌رو می‌کند: تو از کسی که چند ساعت بیشتر ندیده‌ای، موجودی خیالی ساخته‌ای، اما ممکن است انسان‌هایی را که زنده و در برابر تو هستند نبینی. این مواجهه اهمیت زیادی دارد، چون اجازه نمی‌دهد آگرین فقط به تصویر زنی زیبا، خاموش و اسرارآمیز در ذهن یک مرد تقلیل پیدا کند. خود نگاه جلال نیز بخشی از موضوع رمان می‌شود.

    اما از نظر ژانری چشم برجک دقیقاً چه نوع رمان جنایی‌ای است؟

    در الگوی کلاسیک داستان کارآگاهی، که نمونه‌های مشهورش را در آثار آگاتا کریستی می‌بینیم، جنایتی در گذشته رخ داده و کارآگاه باید با کنار هم گذاشتن سرنخ‌ها آن را بازسازی کند. تودوروف می‌گوید این نوع رمان درواقع از دو داستان ساخته شده است: داستان جنایت و داستان تحقیق. جنایت نظم جهان را شکسته و کارآگاه با کشف حقیقت، دست‌کم از نظر ذهنی، آن نظم را دوباره برقرار می‌کند.

    اما در سنت دشیل همت و ریموند چندلر، یعنی در رمان سخت و نوآر، جنایت یک حادثهٔ استثنایی در جامعه‌ای سالم نیست. جنایت بخشی از زندگی عادی آن جامعه است. پلیس، سیاست، تجارت و دستگاه قضایی ممکن است خودشان آلوده یا ناتوان باشند. کارآگاه حقیقت را پیدا می‌کند، اما پیدا کردن حقیقت الزاماً چیزی را ترمیم نمی‌کند. فیلیپ مارلو در آثار چندلر انسانی نسبتاً اخلاقی است که در محیطی خشن و فاسد حرکت می‌کند؛ ارزش او در این نیست که جهان را نجات می‌دهد، بلکه در این است که حاضر نمی‌شود کاملاً شبیه آن جهان شود.

    به نظر من چشم برجک به سنت دوم بسیار نزدیک‌تر است. این کتاب یک نوآر نهادی است؛ یعنی مسئله فقط حضور یک مجرم درون داستان نیست. خود نهاد، با سلسله‌مراتب، مقررات، گزارش‌نویسی، ترس از رسوایی و میل به مختومه کردن پرونده، به بخشی از معما تبدیل می‌شود.

    انتخاب جلال به‌عنوان شخصیت اصلی در همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند. او کارآگاهی خصوصی مانند مارلو نیست که بیرون از دستگاه پلیس بایستد و با بدبینی به آن نگاه کند. جلال خود یک افسر است. لباس همان نهادی را پوشیده که می‌خواهد اسرارش را کشف کند. بنابراین تقریباً هر اقدامی که از نظر یک داستان کارآگاهی منطقی است، از نظر نظامی نوعی سرپیچی محسوب می‌شود. رفتن به روستا، گفت‌وگو با مردم، تماس با دوستی در بخش اطلاعات یا پرسیدن سؤال‌هایی که فرمانده مایل نیست مطرح شوند، همگی می‌توانند به‌عنوان عبور از سلسله‌مراتب تعبیر شوند.

    در یک رمان پلیسی متعارف، مجرم در برابر تحقیق مقاومت می‌کند. در اینجا گاهی این خود ساختار اداری است که مقاومت می‌کند. گزارش باید به‌سرعت نوشته شود، پرونده باید از روی میز برداشته شود، مقام بالاتر نباید ناراحت شود و آبروی گروهان نباید به خطر بیفتد. حقیقت تا زمانی پذیرفتنی است که نظم سازمان را مختل نکند. به همین دلیل، جلال هرچه بیشتر مانند یک محقق رفتار می‌کند، برای سازمانی که به آن تعلق دارد خطرناک‌تر می‌شود.

    این انتقال نوآر به فضای ایرانی، به نظر من مهم‌ترین دستاورد کتاب است. کریمی صرفاً خیابان‌های لس‌آنجلس چندلر را با جاده‌های ارومیه عوض نکرده است. او منطق نوآر را درون تاریخ و نهادهای ایرانی قرار داده است: ژاندارمری، برجک، پاسگاه، بی‌سیم، مرخصی سربازان، رابطهٔ افسر و درجه‌دار، زبان بخشنامه‌ای، سوءظن سیاسی و فاصلهٔ عمیق میان نیروهای نظامی و مردم محلی.

    وجه تازه‌تر این جابه‌جایی آن است که نوآر از شهر بزرگ به یک جغرافیای روستایی و مرزی منتقل می‌شود. نوآر در حافظهٔ ادبی و سینمایی معمولاً با خیابان خیس، نور نئون، هتل، بار، ادارهٔ پلیس و ازدحام ناشناس شهر پیوند خورده است؛ اما در چشم برجک تاریکی از دل روستا، جاده‌های خلوت، کوهستان، پاسگاه دورافتاده و روابط بستهٔ یک جامعهٔ محلی بیرون می‌آید. این فقط عوض کردن پس‌زمینه نیست؛ قواعد ژانر را نیز تغییر می‌دهد. در شهر، گمنامی و ازدحام به مجرم امکان ناپدید شدن می‌دهند، اما در روستا تقریباً همه یکدیگر را می‌شناسند و راز درست از دل همین نزدیکی و شناخت ظاهری زاده می‌شود. از این جهت می‌توان چشم برجک را یکی از نمونه‌های کم‌سابقهٔ «نوآر روستایی» در ادبیات فارسی دانست؛ نوآری که به‌جای نور نئون و آسفالت خیس، از برجک، خاک جاده، سکوت کوهستان و سوءظن میان نیروهای نظامی و مردم محلی تغذیه می‌کند.

    حتی طنز کتاب نیز از همین فضا بیرون می‌آید. رمان با وجود موضوع تلخش، بارها خنده‌دار است؛ نه به معنای سبک یا بی‌اهمیت بودن، بلکه به شکل طنزی سیاه. فرماندهان از واژه‌های رسمی و پرطمطراق استفاده می‌کنند، سربازان همان موقعیت‌ها را با زبان روزمره و شوخی‌هایشان توضیح می‌دهند و فاصلهٔ میان زبان رسمی و واقعیت گاه به‌شدت مضحک می‌شود. کریمی فضای نظامی را از طریق جزئیات کوچک می‌سازد: پوتین، چای، غذای سربازخانه، بخشنامه، نگهبانی، دلتنگی سرباز و رقابت‌های کودکانه میان آدم‌هایی که اسلحه در دست دارند.

    نماد مرکزی کتاب نیز همان چیزی است که در عنوان آمده: برجک. برجک قرار است چشم نهاد امنیتی باشد. از بالای آن می‌توان جاده، روستا، چاه آب و رفت‌وآمد مردم را دید. اما رمان میان «دیدن» و «شناختن» تفاوت می‌گذارد. یک دستگاه ممکن است همه‌چیز را زیر نظر داشته باشد، اما از زندگی واقعی آدم‌ها چیزی نفهمد. ممکن است بداند چه کسی از خانه بیرون آمده، اما نداند چرا فرار می‌کند. ممکن است حرکات یک زن را ببیند، اما خشونتی را که در زندگی‌اش جریان دارد نبیند.

    به همین دلیل عنوان چشم برجک بسیار دقیق است. این چشم، چشم مراقبت نیست؛ بیشتر چشم نظارت است. نگاه می‌کند تا کنترل کند، طبقه‌بندی کند و گزارش بنویسد، نه لزوماً برای آنکه بفهمد یا نجات دهد.

    از نظر معمایی، باید با انتظار درستی سراغ کتاب رفت. اگر کسی فقط به دنبال معماری کاملاً هندسی آگاتا کریستی باشد؛ یعنی مجموعه‌ای بسته از مظنونان، سرنخ‌های دقیق و یک افشاگری نهایی که همه‌چیز را بی‌نقص در جای خود قرار دهد، شاید چشم برجک را متفاوت بیابد. قدرت اصلی این رمان صرفاً در پیچیدگی معما نیست. معما دروازه‌ای است برای ورود به جهانی بزرگ‌تر: جهانی که در آن حقیقت ممکن است شناخته شود، اما شناختن آن لزوماً به عدالت منجر نمی‌شود.

    این تفاوت، ضعف کتاب نیست؛ محل اصلی انتخاب ژانری آن است. چشم برجک بیشتر به نوآر نزدیک است تا به معمای کلاسیک. پرسش رمان به‌تدریج از «چه کسی این کار را کرده؟» فراتر می‌رود و به پرسشی دشوارتر می‌رسد: چه شرایطی این جنایت را ممکن کرده و چرا دستگاهی که باید حقیقت را کشف کند، گاهی از حقیقت می‌ترسد؟

    به نظر من چشم برجک یکی از جدی‌ترین و موفق‌ترین کوشش‌های سال‌های اخیر برای نوشتن یک رمان جنایی ایرانی است. کتاب تعلیق دارد و خواننده را وادار می‌کند فصل بعد را بخواند؛ اما هم‌زمان تاریخ، سیاست، جغرافیا، خشونت خانگی، مناسبات قومی و سازوکار قدرت را وارد داستان می‌کند، بی‌آنکه رمان به مقاله‌ای سیاسی تبدیل شود.

    مهم‌تر اینکه این کتاب نشان می‌دهد میان ادبیات جدی و ادبیات ژانری دیواری وجود ندارد. یک رمان می‌تواند هم داستانی پرکشش و خواندنی باشد و هم دربارهٔ قدرت، مسئولیت و حقیقت حرف بزند. درواقع، ژانر در بهترین شکلش همین کار را می‌کند: خواننده را با یک معما وارد داستان می‌کند و بعد او را در برابر جهانی قرار می‌دهد که از خود معما پیچیده‌تر است.

    به همین دلیل خواندن چشم برجک را پیشنهاد می‌کنم؛ نه فقط برای اینکه بدانیم چه اتفاقی افتاده، بلکه برای اینکه ببینیم یک نویسنده چگونه توانسته سنت نوآر را از فضای آشنای شهرهای غربی بیرون بیاورد و در یک گروهان ژاندارمری، میان کوه‌ها، روستاها و جاده‌های شمال‌غرب ایران دوباره متولد کند.

    چشم برجک در نهایت رمانی است دربارهٔ فاصلهٔ میان دیدن و فهمیدن؛ دربارهٔ قدرتی که از بالا همه را می‌پاید، اما ممکن است انسانی را که درست مقابل چشمش ایستاده، واقعاً نبیند. با این سؤال نهایی در ذهن که برجک چشم دارد، اما آیا وجدان هم دارد؟


    منابع و یادداشت‌های پژوهشی

    ۱. داریوش کریمی، «چشم برجک»، نشر آسمانا، ۱۴۰۵/۲۰۲۶.

    ۲. معرفی کتاب در وب‌سایت نشر آسمانا.

    ۳. معرفی داریوش کریمی در وب‌سایت نشر آسمانا.

    ۴. نوشته‌ای دربارهٔ رمان «کوچهٔ آخر» در رادیو زمانه.

    ۵. معرفی «رودی و راوی و موجی» در نشر نوگام.

    ۶. تزوتان تودوروف، «گونه‌شناسی داستان کارآگاهی».

    ۷. رالف ویلت، «داستان کارآگاهی سخت‌پز».

    داستان کتاب رمان
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیبه یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران
    مقاله بعدی سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت
    امیر گنجوی

    مدیریت مرکز فرهنگی هنری فینیکس. فیلم‌ساز. تهیه‌کننده سینما. برگزارکننده جشنواره سینمایی. محقق و منتقد سینما. محقق در فلسفه حقوق. فعال مدنی

    مطالب مرتبط

    سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

    پریسا جوانفر

    حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

    امید فاخر

    پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

    بی‌تا ملکوتی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

    چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

    به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.