دییَنا دِلمار اِوَنز
ترجمۀ افشین رضاپور
لویاتان، یک هیولای کهن دریایی در فولکلور عبری است (ماهی، کروکودیل یا نهنگی غولپیکر) که در پنج متن شاعرانهی عهد عتیق از آن سخن به میان آمده (ایوب ۳: ۸؛ ایوب ۴۱: ۱؛ مزامیر داوود ۷۴: ۱۳-۱۴؛ مزامیر داوود ۱۰۴: ۲۶؛ اشعیا ۲۷: ۱) و در دیگر بخشها و همچنین آپوکریف[1] توصیف شده و مورد اشاره قرار گرفته است. گفته میشود که لویاتان با دماش به زمین ضربه میزند و آشوب به پا میکند و محتویات معدهاش را بالا میآورد و بیماری را فراگیر میکند. کتاب نمایهی موتیفها به لویاتان با عناوین «ماهی غولپیکر»، «نهنگ غولپیکر» و «یونس. ماهی (یا هیولای آبی) مردی را میبلعد» اشاره میکند که موتیف آخر در فولکلور ایرلند، ایتالیا، بابل، هند، مِلانزیا، هاوایی و سرخپوستان آمریکای جنوبی دیده میشود.
یوسیف میگوید وقتی اسطوره در تورات مورد استفاده قرار میگیرد، به «دو شکل مرسوم و کلاسیک عمل میکند: روایت جهان خدایان و شرح نزاعشان با نیروهای آغازین و روابطشان با جهان انسان؛ و اسطوره به مثابهی گزارش سرمنشأ چیزها و پدیدههای گوناگون جهان (اسطورهی علتشناختی)». با این که بیشتر بخشهای اسطورهی لویاتان در تورات کارکردی مطابق با تعبیر اول دارد، شواهدی از لویاتان به مثابهی اسطورهای علتشناختی در دست است زیرا مرز میان خشکی و دریا را توضیح میدهد. منطقی است اگر باور کنیم که نویسندگان و تدوینکنندگان کتاب مقدس میترسیدند که هنگام استفاده از بخشهای اسطورهای، شأنی خدایگونه به لویاتان بدهند. گفته شده است که «اشارهی مخصوص مزامیر داوود (۱۰۴: ۲۵-۲۶) به آفرینش لویاتان توسط خداوند، احتمالاً برای برطرفکردن هر گونه شک در این باره میباشد که این موجود اژدهاگونه به هیچ وجه خدایی مستقل در الاهیات توراتی نبوده است».
پژوهشگران کوشیدهاند با کمکگرفتن از نظیرهایی در میان اسطورههای خاور نزدیک باستانی، اسطورهی لویاتان را بازسازی کنند. این بازسازیها نشان میدهند که لویاتان ریشه در سنت باستانی اژدها و دریا دارد. بسیاری از پژوهشگران متوجه شدهاند که ریشههای زبانشناختی عبری نام این موجود، Lewyatan یا Liviyatan (به معنای «مار بزرگ») منشأ اسطورهایاش را نشان میدهد ؛ صامتهای LWY عبری با واژهی عبری برای «چنبرخورده، پیچیده، پیچوتابخورده» مرتبط هستند. در واقع دِی این بحث را مطرح میکند که به لحاظ زبانشناختی این نام عبری برگرفته از نام اژدهایی است در کتاب روایاتی دربارهی بَعل که به زبان اوگاریتی[2] نوشته شده است.
در پایان قرن نوزدهم، پژوهشگران توراتی مشابهتهایی بین اسطورهی توراتی و جانوری شبیه به لویاتان را در اساطیر خاور نزدیک باستانی متذکر شدند. «نزاع آسمانی» اژدها و دریا در عهد عتیق موضوع کتابی بود که ه. گونکل در سال ۱۸۹۵ منتشر کرد و دو سال قبل از آن، پژوهشگر آمریکایی، ج. آ. بارتن، همین موضوع را مورد توجه قرار داده بود. دِی مینویسد که گونکل: «ویژگی اسطورهای متون گوناگون عهد عتیق را که از نزاع بین یهوه و دریا یا اژدها یا اژدهایان صحبت میکنند، [مورد توجه قرار داد]… و معتقد بود که قوم بنیاسرائیل این روایتها را از اسطورهی بابلی پیروزی مردوک بر تیامت که به هنگام آفرینش اتفاق افتاد و در اِنوما اِلیش نقل شده است اقتباس کردهاند». در سال 1911، فریزر نیز در بخشی از کتاب شاخهی زرین به نام «کشتن اژدها»، لویاتان را به اسطوری «بابلی» و آفرینش ربط داد: اسطوره نقل میکند که «چطور مردوک، خدای قادر، با اژدهای بزرگ، تیامت، که مظهر آشوب آبمانند نخستین بود، جنگید و او را به قتل رساند و چگونه پس از پیروزی، آسمان و زمین فعلی را با دو نیمکردن جسد هیولا به وجود آورد. با نیمی از جسد هیولا آسمان را ساخت و با نیم دیگر زمین را شکل داد».
دِی، با مطالعهی گستردهای که بر روی لویاتان اسطورهی توراتی انجام داده، معتقد است که رابطهای علّی میان لویاتان و اسطورهی آفرینش وجود دارد. از آنجایی که دِی با پژوهشگران نخستین اختلاف نظر دارد و معتقد است که منشأ این نزاع کنعانی و نه بابلی است، بنابراین احتمالاً موتیف لویاتان بسیار قدیمیتر از چیزی است که پژوهشگران نخستین میپنداشتند. برخلاف گونکل و فریزر، دِی از متون اوگاریتی که یکی از کشفهای بزرگ باستانشناختی قرن بیستم به شمار میرود سود جسته است.
در سال ۱۹۲۹، الواح گلی متعلق به قرون چهاردهم و پانزدهم پیش از میلاد، نوشتهشده به خط میخی و به زبان اوگاریتی، در تپهی رأس شمرا واقع در ساحل سوریه کشف شد. در میان باقی نوشتهها، متنی ادبی معروف به روایاتی دربارهی بَعل وجود دارد که مجموعه اساطیری در مورد بَعل، خدای اصلی معبد اوگاریتی، است. ترجمهی این الواح معادلهای ادبی متعددی را با اسطورهی لویاتان آشکار میسازد. این الواح میگویند که چگونه بَعل، «حامی خدایان»، «لویاتان مار ناپدیدشونده… مار پیچوتابخورده، زمامدار جبار هفتسر» را شکست میدهد. گرچه لویاتان هرگز در عهد عتیق به شکل موجودی هفتسر توصیف نمیشود، اما مزامیر ۷۴: ۱۳-۱۴ از جانوری با سرهای متعدد سخن میگوید ــ [«سرهای نهنگان را در آبها شکستی/ سرهای لویاتان را کوفته، و او را خوراک صحرانشینان گردانیدهای» ــ و گفته میشود که «اژدهای سرخ بزرگ» کتاب مکاشفه ۱۲: ۳ نیز هفت سر دارد.
لویاتان، در مقام هیولای دریایی آشوب، تخیل نویسندگان آخرالزمانی و نویسندگان ربّیانی بعدی را برانگیخته است. نویسندگان توراتی در دوران اخیر، چه یهودی چه مسیحی، از فرایندهای تاریخیسازی و آخرالزمانیکردن سود جستند تا این جانور را به اژدهایی آخرالزمانی تبدیل کنند. شواهد چنین تغییری در عهد عتیق در کتاب اشعیا 27: 1 آشکار است : «در آن روز خداوند به شمشیرِ سختِ عظیمِ محکمِ خود آن مار تیزرو، لویاتان، را و آن مار پیچیده، لویاتان، را سزا خواهد داد و آن اژدها را که در دریاست خواهد کشت.» طبق نظر دِی، به احتمال زیاد در آن متن لویاتان به مصر اشاره میکند، «گرچه ممکن است بابل یا پارس نیز مد نظر باشد» فیلیپس از طریق بحثی میان متنی بر مبنای استفادههای گوناگون زبان عبری از واژهها برای «مار»، لویاتان را مار «حیلهگر» بهشت عدن (پیدایش ۳: ۱) و همچنین اژدهای مکاشفه (مکاشفات ۱۲: ۳) میداند. او خاطرنشان میسازد که «در تورات عبری، لویاتان هویت دقیقی به عنوان دشمن یا شیطانی که در ادبیات بیش از حد رسمی پدیدار میگردد ندارد». این نمونهها دو موتیف اضافی فهرستشده در کتاب نمایهی موتیفها را نشان میدهد: «خدا با لویاتان در پایان جهان میجنگد» و «خدا در پایان جهان بر شیطان غلبه میکند».
در ادبیات یهودی پساتوراتی که قبل از تصرف فلسطین به دست اعراب نوشته شده (حدود سال ۶۳۲ میلادی ــ این تاریخ را پایان دورهی ربّیانی دانستهاند) ، لویاتان معانی اضافی دیگر به خود میگیرد که اغلب با تفاوتهای جزئی فرجامشناختی همراه است. ویگودِر میگوید منابع آگادی[3] نشان میدهند که لویاتان و بِهیموت زنده نگه داشته میشوند تا «در زندگی پس از مرگ، ضیافتی را برای پرهیزگاران تدارک ببینند»؛ در یک زمان مقدر، خداوند هر دو جانور را خواهد کشت، «از گوشت آنها در ’ضیافتی فرجامشناختی‘ استفاده خواهد کرد، از پوست لویاتان چادری خواهد ساخت و به پرهیزگاران حاضر در مهمانی ’شرابی‘ خواهد خورانید که از زمان آفرینش در خُم مانده است (لاویان ۱۳. ۳؛ بابا باترا[4] ۷۴۶-۶۵ آ؛ عزرا ۷، ۵۱ مکاشفه ۲۹، ۴)» .در تلمود لویاتان را خداوند میکشد زیرا که او «طرح نابودی جهان را در سر میپروراند»؛ در همان متن، لویاتان نماد «نیروهای آشوب و شیطان شکستخورده از نیروی خیر» است. در فرهنگ یهودی قرون وسطا، «کابالیستها[5] معتقد بودند که داستان لویاتان به صورت رمزی بیان شده و گونههای نر و مادهی این جانور را با سمائیل[6] و لیلیت[7] یکی میدانستند؛ و فیلسوف یهودی بزرگ قرون وسطا، ابنمیمون (۱۱۳۵-۱۲۰۴)، میگفت افسانههای لویاتان «پیشگوییهای سربستهای هستند که به وقایع آینده اشاره میکنند». یوسیف خاطرنشان میکند که «اسطورههای یهودی، به عنوان بخش مکمل داستانهای عجیبوغریب ربیانی، جزئی از مطالب معمولی داستانهای عجیبوغریب بینالمللی میشوند» و میافزاید: «این اسطورهها عمدتاً با جهان آینده سروکار دارند». در میان چنین «داستانهای عجیبوغریبی» میتوان از ماجرای «سیاحان و دریانوردان نام برد که مواجههای رودررو با مضامین اصلی اساطیر یهودی است» و «دلیل وجود آنها» را در اختیارمان میگذارد: لویاتان یکی از این موجودات «اسطورهای» است که دریانوردان با آن مواجه میگردند. لویاتان ابتدا در قصهای در میدراش ده فرمان دیده میشود اما «تکثیر میگردد و در دیگر منابع قرون وسطا بازگفته میشود»، منابعی از قبیل داستانهای کوتاهی در تفسیر کتاب جامعه[8] که در آنها لویاتان به شکلی مثبت نشان داده میشود. برخی از ویژگیهای لویاتان در مقام مار قدرتمند دریایی همچنان باقی است؛ هرچند پیوندهایش با هیولای آشوب و دشمن خداوند از میان رفته است.
یک ماهی یا نهنگ غولپیکر در «اولین سفر سندباد»، یکی از داستانهای هزارویک شب (که ریشهای فارسی، هندی و عربی دارد) پدیدار میگردد و کشتیای که سندباد هدایت میکند، بر روی چیزی قرار میگیرد که ملوانان فکر میکنند جزیره است، اما در واقع «ماهی بزرگ بیحرکتی است در میانهی دریا که بر پشتاش ماسه نشسته و درختانی از دوران کهن بر آن روییدهاند و شبیه جزیرهای شده است». مردان بداقبال آتشی روشن میکنند و سندباد میگوید: «یکباره جزیره تکان خورد و در ژرفنای دریا فرو رفت و هر آنچه بر پشتاش بود، با خود به عمق دریا برد. و دریای خروشان با امواج کوبنده هجوم آورد. من نیز با دیگران فرو رفتم، به عمق دریا رفتم، اما خداوند قادر متعال مرا از غرقشدن رهانید و به سمت قایق چوبی شکستهای سوق داد… من برای حفظ زندگی شیرین محکم آن را چسبیدم و همچون سواری دو لنگه بر آن نشستم، پاهایم را همچون پارو به کار میبردم و امواج، بازیکنان، به چپ و راست سوقام میدادند». این مواجهه با «ماهی غولپیکر» در رمان قرن نوزدهم، موبی دیک، بازتاب مییابد. راوی این رمان، پس از این که نهنگ کشتیاش را نابود میکند، به درون دریا افکنده میشود و به تابوتی که به سطح دریا میآید، میچسبد و نجات مییابد.
[1]. Apocrypha: ملحقات کتاب مقدس ــ م.
[2]. Ugariti: زبان سامی منطقهی شمال غربی که مکتوباتاش در ویرانههای شهر اوگاریت (رأس شمرا) سوریه در سال ۱۹۲۹ پیدا شد ــ م.
[3]. Aggadic: روایات، تمثیلها، ضربالمثلها و لطیفهها در تلمود یا دیگر ادبیات ربیانی ــ م.
[4]. Baba Bathra: سومین رسالهی تلمود ــ م.
[5]. Kabbalists: پیروان کابالا که بر تصوف یهودی اطلاق میگردد ــ م.
[6]. Samael: ملک مقرب در روایات تلمودی ــ م.
[7]. Lilith: شخصیتی اساطیری در تلمود ــ م.
[8]. midrash ecclesiastes Rabbah


