فیلم رویا ساختهی محناز محمدی، که در بخش پانورامای جشنواره بینالمللی فیلم برلین به نمایش درآمد، همزمان با بالا گرفتن بحثها دربارهی سیاست، آزادی بیان و نقش هنر در شرایط ناآرام جهانی، توجه منتقدان و رسانهها را به خود جلب کرده است. این فیلم با تمرکز بر تجربهی ذهنی یک زندانی سیاسی در ایران، روایتی شخصی از سرکوب ارائه میدهد که فراتر از یک داستان فردی قابل خوانش است.
رویا، تازهترین فیلم بلند داستانی مهناز محمدی، در بخش پانورامای جشنواره بینالمللی فیلم برلین به نمایش درآمد؛ جشنوارهای که امسال نیز همزمان با تحولات سیاسی جهانی و بهویژه وضعیت ناآرام ایران، بار دیگر به محلی برای بحث دربارهی نسبت سینما، سیاست و آزادی بیان بدل شده است.
فیلم در زمانی به جشنواره میرسد که خود برلیناله بار دیگر به صحنهی بحثهای گسترده دربارهی سیاست، آزادی هنر و سرکوب بدل شده است. در چنین فضایی، فیلم نه بهعنوان بیانیهای پرصدا، بلکه بهمثابه درامی متمرکز و درونی عمل میکند که خشونت سیاسی را از خلال تجربهی ذهنی فردی قابل لمس میسازد. این ساختار، تجربهای را بازتاب میدهد که در آن ناامنی و بیثباتی به بخشی از زیست روزمره بدل شده است.
این فیلم داستان رویا، معلمی را روایت میکند که به دلیل باورهای سیاسی خود در زندان اوین تهران زندانی شده و با انتخابی سرنوشتساز روبهروست: پذیرش اعتراف اجباری تلویزیونی یا ادامهی حبس در سلولی سهمترمربعی. با این حال، رویا از روایت متعارف و خطیِ زندان فاصله میگیرد و بهجای تمرکز بر رویدادهای بیرونی، تجربهی ذهنی شخصیت اصلی را در شرایط انزوا و فشار دنبال میکند. گذشته و حال در هم میلغزند، مرز میان خواب و واقعیت محو میشود. رویا نه بر اساس منطق رخدادهای بیرونی، بلکه بر پایهی منطق حافظه، تروما و ادراک پیش میرود.
فیلم با درهمآمیختن زمانها و محو کردن مرز میان خواب و واقعیت، نشان میدهد که سرکوب سیاسی تنها به بازداشت فیزیکی محدود نمیشود، بلکه ادراک، حافظه و هویت فرد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. گذشته و حال پیوسته جای یکدیگر را میگیرند و روایت بر اساس منطق حافظه و تروما پیش میرود، نه توالی علت و معلولی وقایع. این رویکرد، مخاطب را به درک تجربهای دعوت میکند که در آن بیثباتی و تعلیق، بخشی از زیست روزمره است.
مهناز محمدی که خود سابقهی بازداشت و محکومیت در ایران را دارد، در این اثر از سینمای داستانی بهعنوان ابزاری برای بازنمایی مستقیم وضعیت سیاسی استفاده نمیکند. در عوض، فیلم با پرهیز از بیان صریح و شعارگونه، سازوکارهای سرکوب را از خلال زندگی درونی یک فرد ترسیم میکند. انزوا، سکوت و تکرار به عناصر اصلی زبان سینمایی فیلم بدل میشوند و امر سیاسی از دل تجربهی شخصی سر برمیآورد.
در شرایط کنونی ایران، که با ناآرامیهای اجتماعی، محدودیتهای گسترده و فشار فزاینده بر کنشگران مدنی و فرهنگی همراه است، رویا نگاهی متفاوت به مفهوم مقاومت ارائه میدهد. در این فیلم، رؤیاها نه بهعنوان راهی برای گریز از واقعیت، بلکه بهمثابه فضایی برای تداوم حیات ذهنی و حفظ پیوند با خود عمل میکنند. مقاومت در اینجا نه کنشی علنی و قهرمانانه، بلکه امتناع از فروپاشی درونی و حذف شدن است.
نمایش رویا در برلیناله، در بستری که خود جشنواره نیز با پرسشهایی دربارهی نقش هنر در زمانههای بحرانی مواجه است، جایگاه ویژهای به فیلم میبخشد. این اثر بدون دعوت مستقیم به موضعگیری سیاسی، مخاطب را با تجربهای مواجه میکند که بازتابدهندهی واقعیتی گستردهتر در ایران امروز است؛ واقعیتی که در آن مرز میان زندگی خصوصی و فشار سیاسی هر روز باریکتر میشود. به این ترتیب، رویا فراتر از یک روایت فردی، به تصویری از زیست تحت سرکوب در شرایط ناآرام بدل میشود و برای مخاطبان بینالمللی نیز قابل فهم و تأمل است.
© Internationale Filmfestspiele Berlin 15.02.2026
گزارش: © Peyman.Tabarkhun


