Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    اندیشه پیشنهاد سردبیر

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجویامیر گنجوی۱۱ اسفند , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    در بامداد ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، منطقه خاورمیانه و به طور خاص کشور ایران، وارد یکی از پیچیده‌ترین، ویرانگرترین و تعیین‌کننده‌ترین فازهای تاریخی خود شد. ائتلاف نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، با هدف اعلام‌شده‌ی «تغییر رژیم»، انهدام زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی، و پایان دادن به دهه‌ها تنش و جنگ نیابتی در منطقه، حملات گسترده، هماهنگ و بی‌سابقه‌ای را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند. در ۱۲ ساعت نخست این عملیات که از سوی پنتاگون با نام رمز «خشم حماسی» (Epic Fury) و از سوی ارتش اسرائیل با عنوان «شیر غران» (Operation Roaring Lion) نام‌گذاری شد، نزدیک به ۹۰۰ حمله به اهداف استراتژیک در سراسر ایران از جمله تهران، اصفهان، کرج و کرمانشاه صورت گرفت.

    نقطه اوج و شوکه‌کننده این حملات در همان ساعات اولیه، کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در مجتمع امنیتی‌اش در تهران به همراه جمعی از عالی‌رتبه‌ترین مقامات نظامی و امنیتی از جمله محمد پاکپور (فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران)، عزیز نصیرزاده (وزیر دفاع) و علی شمخانی (مشاور ارشد امنیتی) بود. تایید رسمی خبر مرگ علی خامنه‌ای توسط رسانه‌های حکومتی در اول مارس و اعلام ۴۰ روز عزای عمومی ، موجی از واکنش‌های به‌شدت دوقطبی و متضاد را در پی داشت؛ از یک سو، بخش‌هایی از جامعه ایران در داخل و همچنین دیاسپورای ایرانی در شهرهایی نظیر لس‌آنجلس به خیابان‌ها آمده و این اتفاق را به عنوان لحظه «آزادی» و پایان یک دوران سیاه از استبداد مذهبی جشن گرفتند و شعارهای ضدحکومتی سر دادند ، و از سوی دیگر، حامیان حکومت و نیروهای نیابتی آن در منطقه، مراسم عزاداری برپا کرده و وعده انتقامی سخت و تاریخی دادند.

    با این حال، چهره زشت، بی‌رحم و تراژیک جنگ خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد خود را نشان داد. اصابت موشک به مدرسه ابتدایی دخترانه «شجره طیبه» در شهر میناب (استان هرمزگان) که به دلیل مجاورت با یک پایگاه نظامی سپاه پاسداران هدف قرار گرفت، منجر به کشته شدن بیش از ۱۶۵ کودک و غیرنظامی شد. این فاجعه انسانی تکان‌دهنده که تصاویر آن به سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، نقطه عطفی در شکل‌گیری و تقویت یک جریان فکری و سیاسی خاص در میان اپوزیسیون و فعالان ایرانی گردید.

    این جریان، که می‌توان آن را نماینده تفکر «راه سوم» یا «صلح‌طلبی مطلق و به هر قیمت» نامید، موضعی به ظاهر اخلاقی اما به شدت پیچیده و متناقض اتخاذ کرده است: آن‌ها از یک سو به شدت ضد استبداد دینی حاکم بر ایران هستند، از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی ابراز خشنودی و رضایت می‌کنند و سال‌ها از سرکوب‌های خونین حکومت (به ویژه کشتار معترضان در دی‌ماه ۲۰۲۵ و سرکوب‌های ژانویه ۲۰۲۶ که از آن به عنوان مرگبارترین حادثه سرکوب از سال ۱۹۷۹ یاد می‌شود) آسیب دیده‌اند. از سوی دیگر، آن‌ها به شدت با مداخلات امپریالیستی و نظامی آمریکا و اسرائیل مخالفند، آن‌ها را نیروهایی متجاوز، ظالم و فاقد صلاحیت اخلاقی می‌دانند و با استناد مستقیم به فاجعه دردناک مدرسه میناب، معتقدند که به دلیل احترام به صلح و جلوگیری از کشته شدن انسان‌های بی‌گناه بیشتر، این جنگ باید فورا و به هر قیمتی متوقف شود. در حقیقت، آن‌ها صلح‌طلب به هر قیمتی هستند و اگر از صلح دفاع می‌کنند، به خاطر دلبستگی به هیچ‌کدام از دو طرف جنگ نیست. آن‌ها ادعا می‌کنند نسبت به آینده قدرت و حکومت در ایران پس از توقف جنگ بی‌تفاوت‌اند و اولویت قطعی و یگانه آن‌ها صرفاً توقف ماشین کشتار و بمباران است.

    این گزارش تحقیقاتی و تحلیلی جامع، با بهره‌گیری از مفاهیم عمیق فلسفه سیاسی، نظریات روابط بین‌الملل و آرای متفکرانی که در طول جنگ‌های جهانی اول و دوم به مسئله «صلح‌طلبی» (Pacifisme) پرداخته‌اند، به کالبدشکافی دقیق این موضع سیاسی می‌پردازد. هدف این پژوهش، بررسی این پرسش بنیادین است که چرا پوزیشن «صلح به هر قیمت»، با وجود نیت‌های ظاهراً انسان‌دوستانه‌اش، در مواجهه با یک رژیم توتالیتر و فاشیستی دچار تناقض‌های مهلک شناختی و عملی می‌شود؛ چرا نمی‌توان نسبت به آینده سیاسی ایران و حکومت آن بی‌تفاوت بود؛ و چرا با توجه به علاقه به صلح‌طلبی واقعی، گاه از نظر اخلاقی و استراتژیک بهتر است که با جنگی که هدفش نابودی یک «شر عظیم‌تر» به نام جمهوری اسلامی است، موافقت کرد. ما در این گزارش، ابتدا ابعاد جنگ فعلی را ترسیم می‌کنیم، سپس به ریشه‌یابی مفهومی صلح‌طلبی در تاریخ اندیشه می‌پردازیم و در نهایت، ضعف‌های ساختاری این جریان فکری را در بستر امروز ایران مورد نقد و ارزیابی قرار می‌دهیم.


    بخش اول: زلزله ژئوپلیتیک؛ مختصات میدانی جنگ و فروپاشی وضعیت موجود

    برای نقد یک موضع سیاسی در قبال یک جنگ جاری، ابتدا باید ابعاد، شدت و پیامدهای عملیاتی آن جنگ به صورت دقیق ترسیم شود. تقابل میان اهداف استراتژیک (نظیر حذف رهبران و نابودی زیرساخت‌های سرکوب) و تلفات جانبی (نظیر فاجعه مدرسه میناب) هسته اصلی استدلال صلح‌طلبان است.

    ۱.۱. وسعت و شدت عملیات ائتلاف

    عملیات موسوم به «خشم حماسی»، از الگوی جنگ‌های محدود و بازدارنده پیشین فاصله گرفته و ماهیتی کاملاً تهاجمی با هدف براندازی سیستماتیک پیدا کرده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، این عملیات را به عنوان یک کارزار قاطع برای از بین بردن تهدیدات طولانی‌مدت آمریکا و دادن فرصتی تاریخی به مردم ایران برای به دست گرفتن سرنوشت کشورشان معرفی کرد. این تغییر پارادایم از دیپلماسی (که حتی تا چند روز پیش از حمله در جریان بود) به تقابل مستقیم نظامی، نشان‌دهنده شکست سازوکارهای مهار سنتی است. در جریان این حملات، علاوه بر کشته شدن مقامات ارشد، بخش بزرگی از زیرساخت‌های پدافند هوایی، زاغه‌های موشکی بالستیک، سایت‌های پرتاب پهپاد و فرودگاه‌های نظامی هدف قرار گرفتند.

    ۱.۲. واکنش‌ها و تلفات انسانی

    جمهوری اسلامی در پاسخ به این حملات، دست به شلیک صدها موشک و پهپاد به سمت پایگاه‌های آمریکا در عراق، کویت، قطر، بحرین، امارات متحده عربی، اردن و همچنین اهدافی در داخل اسرائیل زد. این تبادل آتش، تلفات نظامی متعددی از جمله کشته شدن حداقل سه سرباز آمریکایی و کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر در سرزمین‌های اشغالی را به همراه داشت. اما آنچه بیش از همه افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد، تلفات غیرنظامی در داخل ایران بود. علاوه بر گزارش کشته شدن بیش از ۲۰۱ نفر در روز نخست ، فاجعه هولناک میناب که در آن بیش از ۱۶۵ کودک دبستانی جان باختند، به نماد اصلی جریان‌های ضدجنگ تبدیل شد. این واقعه تلخ، سوخت عاطفی لازم را برای جریان «صلح به هر قیمت» فراهم آورد تا استدلال کنند که هیچ تغییر سیاسی ارزش پرداخت چنین بهای سنگینی از خون بی‌گناهان را ندارد.

    ۱.۳. شکاف در میان اپوزیسیون: شکل‌گیری گفتمان «راه سوم»

    در برابر این تحولات، اپوزیسیون ایران دچار یک شکاف پارادایمی عمیق شد. از یک سو، سلطنت‌طلبان و طرفداران شاهزاده رضا پهلوی، به همراه بخشی از جامعه دیاسپورا، این حملات را «آزادسازی» نامیده و با تجمع در لس‌آنجلس و سر دادن شعارهای حمایت‌آمیز از مداخله نظامی، خواهان براندازی رژیم به هر شکل ممکن شدند. در نقطه مقابل، نهادهایی نظیر شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC) ضمن محکومیت شدید حملات آمریکا و اسرائیل، هشدار دادند که این جنگ به جای دموکراسی، منجر به فروپاشی دولت، جنگ داخلی و پرداخت بهای سنگین خونین خواهد شد. همزمان، سازمان‌هایی نظیر مجاهدین خلق (MEK) و شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) با تاکید بر ۶۰ سال مبارزه خود، مدعی شدند که یگانه آلترناتیو دموکراتیک و نماینده واقعی «راه سوم» هستند که می‌توانند بدون تکیه بر بمباران خارجی، تغییر رژیم را از درون رهبری کنند. همچنین، فمینیست‌های چپ‌گرا و فعالان جنبش «زن، زندگی، آزادی» با صدور بیانیه‌هایی، ضمن یادآوری سرکوب‌های رژیم، حملات اسرائیل را محکوم کرده و تلاش کردند راهی را نشان دهند که هم مخالف ستم داخلی باشد و هم مخالف مداخله امپریالیستی خارجی.این گروه دقیقاً همان جریانی است که در این گزارش مورد نقد قرار می‌گیرد: گروهی که بی‌تفاوت به موازنه قدرت، تنها و تنها خواهان توقف صدای بمب‌ها است.


    بخش دوم: تبارشناسی صلح‌طلبی؛ از توهمات رمانتیک تا واقع‌گرایی سیاسی

    برای درک عمیق‌تر و نقد بنیادین موضع گروه ایرانی که خواهان صلح به هر قیمتی است، باید به تاریخچه و ریشه‌های فلسفی مفهوم «صلح‌طلبی» (Pacifisme) در اندیشه سیاسی غرب مراجعه کرد. آیا واقعاً باید تحت هر شرایطی صلح‌طلب بود؟ پرسش اساسی این است: «آیا باید صلح‌طلب بود یا نه؟» این پرسش عمدتاً در لحظه آغاز یک درگیری و شکسته شدن وضعیت عادی به وجود می‌آید. همان‌طور که هرودوت (Hérodote)، مورخ بزرگ یونان باستان بیان کرده است: «هیچ انسانی آن‌قدر از خرد بی‌بهره نیست که جنگ را بر صلح ترجیح دهد.» ترجیح دادن صلح به دلیل آنکه تنها در بستر آرامش است که شکوفایی حیات بشری امکان‌پذیر می‌شود، یک امر بدیهی و غریزی است؛ هیچ‌کس واقعاً دوست ندارد در یک میدان نبرد جان بسپارد.

    اما این تعریفِ تقلیل‌گرایانه و بسیار گسترده نمی‌تواند ما را قانع کند. مسئله انضمامی و بسیار حیاتی این است که وقتی جنگ عملاً درگرفت و بر ما تحمیل شد، «صلح‌طلب بودن» دقیقاً به چه معناست؟ وقتی آغاز جنگ دیگر در دست ما نیست، چه درسی باید از آن گرفت؟ آیا ترجیح صلح به این معناست که از برداشتن سلاح خودداری کنیم و خشونتی را که دیگری بر ما اعمال می‌کند، بدون هیچ مقاومتی بپذیریم؟ در مواجهه با این پرسش‌های دشوار، تاریخ اندیشه دو مسیر کاملاً متفاوت را در برابر بشریت قرار می‌دهد.

    ۲.۱. صلح‌طلبی مطلق و انتزاعی (Un pacifisme intégral)

    اولین گزینه، انتخاب دفاع به هر قیمت از ایده یک صلح‌طلبی مطلق و یکپارچه است؛ صلحی ضد نظامی‌گری و ضد وطن‌پرستی که اساس آن بر تلاش برای «نیفزودن جنگی به جنگ دیگر» استوار است. نمادهای تاریخی این نوع تفکر شامل لئو تولستوی (Leo Tolstoy) و مهاتما گاندی (Mahatma Gandhi) هستند. تولستوی که وحشت‌های جنگ‌های ناپلئونی را در شاهکار خود جنگ و صلح به دقت توصیف کرده بود، دیدگاهی ریشه‌دار در عشق جهان‌شمول مسیحیت داشت. او در سال ۱۸۹۷ نوشت که تنها یک راه صلح‌آمیز قطعی وجود دارد و آن آگاهی یک مسیحی به این حقیقت است که قاتل بودن برای او مجاز نیست. این نگاه به شدت الهام‌بخش گاندی بود که تولستوی در نامه‌ای در سال ۱۹۰۹ به او نوشت: «ما در اینجا همان مبارزه‌ای را پیش می‌بریم که شما در آنجا: مبارزه لطافت در برابر خشونت، عشق در برابر تکبر.»

    در آستانه جنگ جهانی دوم، نویسندگان دیگری این موضع را به افراطی‌ترین و خطرناک‌ترین حد خود رساندند. ژان ژیونو (Jean Giono)، نویسنده فرانسوی که از تجربه جنگ جهانی اول ترومای عمیقی داشت، گفت: «من با همه جنگ‌ها مخالفم، تحت هر شرایطی و به هر قیمتی؛ چه جنگ راست باشد چه چپ. حتی اگر فرانسه و روسیه توسط هیتلر، موسولینی و پاپ اشغال شوند، من امتناع می‌کنم. هیچ چیزی ارزش جان یک انسان را ندارد.» ژیونو پس از امضای توافق‌نامه شرم‌آور مونیخ در ۱۹۳۸ فریاد زد: «من از هیچ صلحی شرمنده نیستم، بلکه از همه جنگ‌ها شرمگینم!» روژه مارتن دوگار (Roger Martin du Gard)، برنده جایزه نوبل، نیز در سال ۱۹۳۶ به صراحت گفت: «همه چیز بهتر از جنگ است! همه چیز! حتی فاشیسم در فرانسه! هیتلر بهتر از جنگ است!»

    این رویکرد دقیقاً معادل موضع گروه ایرانی مورد بحث در قبال جنگ فعلی با ائتلاف آمریکا و اسرائیل است. آن‌ها با دیدن تصاویر دردناک دانش‌آموزان کشته‌شده در میناب ، به این نتیجه رسیده‌اند که «بقای جمهوری اسلامی بهتر از ادامه جنگ است» و «هر چیزی از بمباران بهتر است». اما همان‌طور که ژان‌پل سارتر (Jean-Paul Sartre) در کتاب یادداشت‌های دوران جنگ عجیب (Carnets de la drôle de guerre) به درستی نقد می‌کند، این یک ژست رادیکال اما بی‌اثر و متوهمانه است. سارتر می‌نویسد: «اگر من فرار کنم یا پنهان شوم، شاید بتوانم از انجام دادن جنگ فرار کنم، اما محال است بتوانم از حضور در وضعیت جنگی (être en guerre) اجتناب کنم. این تغییری در جهان و در هستی-در-جهانِ (être-dans-le-monde) من است.»

    جنگ ۲۰۲۶ علیه زیرساخت‌های استراتژیک جمهوری اسلامی، وضعیتی است که جهان و هستیِ سیاسی ایران را دگرگون کرده است. انصراف اخلاقی از جنگ و تقاضای توقف آن با ژست‌های روشنفکرانه، حقیقتِ وجود جنگ و ریشه‌های ایجادکننده آن (جاه‌طلبی‌های هسته‌ای، صدور تروریسم منطقه‌ای و سرکوب وحشیانه داخلی توسط رژیم) را از بین نمی‌برد. این صلح‌طلبان مطلق خطرناک‌ترین افراد هستند، زیرا با امتناع از معرفی کردن دشمن به عنوان دشمن، در عمل به شکست جبهه آزادی‌خواهی کمک کرده و پیروزی ستمگر را تضمین می‌کنند.

    ۲.۲. صلح‌طلبی واقع‌گرایانه (Un pacifisme réaliste)

    در برابر صلح‌طلبی مطلق و رویایی، گزینه دومی وجود دارد که مستلزم خروج از برج عاج توهمات و پذیرش سطحی از «واقع‌گرایی سیاسی» است. این نوع صلح‌طلبی، صلحی نیست که با تسلیم در برابر خشونتِ ظالم به دست آید، بلکه صلحی است که گاهی برای تضمین بقای خود و ارزش‌های والاتر (مانند آزادی و عدالت)، استفاده از نیروی قهریه و حق دفاع مشروع را به رسمیت می‌شناسد.

    صلح‌طلبان واقع‌گرا، که اغلب با درگیری‌های بزرگ روبرو بوده‌اند، آموخته‌اند که چگونه بین آرمان صلح و ضرورت سوزان و گاه دردناکِ دفاع از خود — حتی از طریق اعمال خشونت متقابل — تعادل ایجاد کنند تا ارزش‌های آزادی، عدالت و برابری قربانی توهمِ آرامش نشوند. از دیدگاه این طیف فکری، صلحی که بر پایه ظلم و استبداد بنا شده باشد، اصلا صلح نیست، بلکه صرفاً یک آتش‌بس موقتی و یک «جنگ پنهان» است که به ناچار به جنگ‌های خونین‌ترِ آینده دامن خواهد زد.

    مقایسه رویکردهای فلسفی به جنگ و صلحموضع در قبال رژیم‌های توتالیتر و جنگ خارجینتیجه‌گیری عملی در سناریوی امروز ایران (بحران ۲۰۲۶)
    صلح‌طلبی مطلق (Tolstoy, Giono)مخالفت با هرگونه خشونت تحت هر شرایطی. (ترجیح استیلای فاشیسم بر وقوع جنگ).توقف فوری عملیات نظامی ائتلاف، پذیرش بقای جمهوری اسلامی برای جلوگیری از خونریزی بیشتر و انفعال مطلق.
    صلح‌طلبی مقاومت (Albert Camus)رد جنگ‌های کلاسیک کشتارجمعی، اما پذیرش مقاومت داخلی و هدفمند علیه ساختار قدرت استبدادی.رد بمباران‌های کور غیرنظامی، اما حمایت از حملات هدفمند (Assassinations) علیه سران رژیم به منظور فروپاشی ساختار ستم.
    صلح‌طلبی سیاسی / نسبی (Russell, Orwell)صلح اولویت است، اما در برابر خطر فاشیسم یا استبداد مطلق، جنگ، شرِ اجتناب‌ناپذیر است.حمایت از نابودی کامل ساختارهای نظامی رژیم تا زمانی که خطر سرکوب داخلی و جنگ‌افروزی منطقه‌ای برای همیشه رفع شود.
    جنگ عادلانه در راستای صلح (Augustine, Kant)جنگ در صورتی مشروع است که منتهی به یک صلح ماندگار و استقرار یک نظام حقوقی دموکراتیک شود.پذیرش تراژدی جنگ فعلی به عنوان ابزاری موقت اما ضروری برای استقرار یک نظام جمهوری و دموکراتیک در آینده ایران.

    بخش سوم: کالبدشکافی ضعف‌ها و خطرات پوزیشن «صلح به هر قیمت» در قبال ایران

    جریان فکری که ادعا می‌کند نه طرفدار آمریکا و اسرائیل است و نه طرفدار جمهوری اسلامی، از مرگ خامنه‌ای خوشحال است اما به دلیل کشته شدن غیرنظامیان (مانند بمباران فاجعه‌بار مدرسه میناب) خواهان توقف فوری جنگ و برقراری صلح به هر قیمتی است، از منظر فلسفه سیاسی، جامعه‌شناسی و واقعیت‌های میدانی دچار ضعف‌ها، مغالطه‌ها و تناقضات بنیادین متعددی است که در ادامه به تشریح آن‌ها می‌پردازیم.

    ۳.۱. توهم «صلح» در سایه استبداد؛ صلحی که خود، جنگی پنهان (گسترده) است

    بزرگترین و مهلک‌ترین ضعف استدلال این گروه، تعریف به‌شدت تقلیل‌گرایانه و صوری آن‌ها از واژه «صلح» است. آیا واقعاً می‌توان وضعیتی را که در آن یک حاکمیت توتالیتر (جمهوری اسلامی) شهروندان خود را به طور سیستماتیک، روزمره و بی‌رحمانه سرکوب می‌کند، صلح نامید؟ واقعا کدام صلح؟ آیا اگر صلح به معنای ستم بر شکست‌خوردگان باشد و آنچه را که صلح باید تضمین کند (یعنی شکوفایی فردی انسان) نابود سازد، باز هم می‌توان از صلح سخن گفت؟ آیا این صلح ستمگرانه خود تضمینی برای بازتولید جنگ‌های آینده نیست؟» شعار معروف فعالان مدنی که «عدالت نباشد، صلح هم نیست» (Pas de justice, pas de paix) در اینجا کاملاً مصداق پیدا می‌کند.

    مفهوم بنیادینی در مطالعات صلح وجود دارد که توسط نظریه‌پردازانی چون یوهان گالتونگ (Johan Galtung) مطرح شده و ریشه در آرای آگوستین دارد: تمایز میان «صلح منفی» و «صلح مثبت». صلح منفی صرفاً به معنای نبود بمباران و جنگ خارجی است، اما در دل خود حاوی استبداد، نابرابری و خشونت ساختاری است. صلح مثبت اما، به معنای وجود آزادی، عدالت و احترام به حقوق بنیادین بشر است. گروه صلح‌طلب ایرانی، با تمرکز افراطی بر توقف جنگ خارجی، عملاً بازگشت کشور به «صلح منفی» را مطالبه می‌کنند؛ جایی که بمبارانی از آسمان صورت نمی‌گیرد، اما ماشین سرکوب داخلی جمهوری اسلامی به طور کامل و با خشونت بیشتر فعال است. گذار به «صلح مثبت» مستلزم برچیده شدن کامل ساختارهای ستمگرانه است، هدفی که گاهی بدون یک شوک بیرونی ویرانگر محقق نمی‌شود.

    جمهوری اسلامی در طول دهه‌ها حکومت خود، و به ویژه در سرکوب وحشیانه اعتراضات گسترده جنبش زن، زندگی، آزادی در ۲۰۲۲ و اعتراضات سراسری دی‌ماه ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ (که با قطع سراسری اینترنت همراه بود و به عنوان مرگبارترین حادثه سرکوب از سال ۱۹۷۹ توصیف شده است و جان هزاران نفر را گرفت) ، نشان داده است که دائماً در حال مدیریت یک جنگ داخلی و یک‌طرفه علیه مردم خویش است. خواستار توقف جنگ خارجی بودن، در حالی که رژیم هنوز دارای ساختارهای سرکوب است، به معنای بازگرداندن مردم بی‌دفاع و دست‌خالی به مسلخ رژیمی است که اکنون زخمی، تحقیرشده و به شدت پارانوئید شده است. این نوع صلح‌طلبی رادیکال، خواسته یا ناخواسته، چشمان خود را بر روی وضعیت ناعادلانه‌ای که خود نوعی آماده‌سازی برای کشتارهای بعدی است، می‌بندد. منتقدان به درستی اشاره می‌کنند که این صلح‌طلبان انتزاعی، اغلب متعلق به طبقاتی هستند که در سایه وضعیت فعلی کمتر آسیب می‌بینند و با ریاکاری حاضر نیستند دست‌های خود را آلوده کرده و خطر کنند.

    ۳.۲. بی‌تفاوتی نسبت به آینده؛ همدستی عینی با ظالم (نقد اورول و میل)

    گروه سومی که این روزها رشد کرده به صراحت ادعا می‌کند که نسبت به هیچ یک از دو طرف دلبستگی ندارد و در نتیجه، به نوعی نسبت به ساختار آینده قدرت و نحوه حکومت بر ایران بی‌تفاوت است؛ آن‌ها تنها «توقف خونریزی» را می‌خواهند. این ژست بی‌تفاوتی سیاسی از نظر اخلاقی به شدت مسموم و خطرناک است.

    جورج اورول (George Orwell)، نویسنده بزرگ انگلیسی، در سال ۱۹۴۱ در مقاله‌ای با عنوان «نه، حتی یکی» (No, Not one) به نقد کوبنده این نگاه پرداخت: «از آنجا که صلح‌طلبان در کشورهایی که رگه‌هایی از دموکراسی در آن‌ها وجود دارد آزادی عمل بیشتری دارند، صلح‌طلبی می‌تواند به شکلی مؤثرتر علیه دموکراسی عمل کند تا به نفع آن. به طور عینی، یک صلح‌طلب حامی نازی‌هاست (Objectivement, le pacifiste est pro-nazi).» در بستر امروز بحران ایران نیز، می‌توان با قطعیت استدلال کرد فردی که در میانه جنگی که در حال در هم کوبیدن ساختارهای یک رژیم توتالیتر (همچون قرارگاه‌های ثارالله، پادگان‌های سپاه پاسداران، مراکز اطلاعاتی و سایبری فراجا) است خواهان توقف عملیات می‌شود، «به طور عینی حامی بقای جمهوری اسلامی» است، حتی اگر در ظاهر ادعای نفرت از آخوندها را داشته باشد و از مرگ رهبر حکومت خوشحال باشد.

    جان استوارت میل (John Stuart Mill)، فیلسوف فایده‌گرا، در کتاب اصول اقتصاد سیاسی (۱۸۴۸) انتقاد تندتر و گزنده‌تری به این رویکرد انفعالی دارد. او می‌نویسد: «جنگ چیز زشتی است، اما زشت‌ترین چیز نیست. وضعیت پوسیدگی و انحطاط احساسات اخلاقی و میهن‌پرستانه که فکر می‌کند هیچ چیزی ارزش جنگیدن ندارد، بسیار بدتر است. شخصی که هیچ چیزی ندارد که حاضر باشد برای آن بجنگد، و هیچ چیزی برایش مهم‌تر از امنیت شخصی خودش نیست، موجودی مفلوک است و هیچ شانسی برای آزاد شدن ندارد، مگر آنکه به لطف تلاش‌های انسان‌هایی بهتر از خودش آزاد شود.»

    هنگامی که این گروه اعلام می‌کند به دلیل کشته شدن بی‌گناهان در میناب، باید جنگ متوقف شود و آینده اهمیتی ندارد، در واقع با صدای بلند اعلام می‌کند که امنیت فیزیکی کوتاه‌مدت (توقف بمباران) ارزش بسیار بیشتری نسبت به آزادی دائمی یک ملت از چنگال یک ساختار تروریستی دارد. این بی‌تفاوتی به آینده و ساختار حکومت، راه را برای ظهور مجدد ماشین سرکوب باز می‌کند. سارتر نیز اشاره می‌کند که «اگر در جنگی حضور دارم و با خودکشی یا فرار از آن خارج نشده‌ام، پس من بار مسئولیت کامل آن را به دوش می‌کشم.» نمی‌توان با پنهان شدن پشت نقاب بی‌طرفی، از مسئولیت سیاسی آینده کشور شانه خالی کرد.

    ۳.۳. خلأ قدرت، خطر آنارشی و سندروم لیبی

    ضعف استراتژیک دیگر موضع این افراد، فقدان یک استراتژی جایگزین و نادیده گرفتن واقعیت‌های موازنه قدرت است. اگر فرض کنیم فردا صبح به خواست آنان، آمریکا و اسرائیل بمباران‌ها را متوقف کرده و از خاورمیانه عقب بنشینند؛ چه اتفاقی خواهد افتاد؟ با توجه به کشته شدن علی خامنه‌ای به عنوان عمود خیمه نظام و بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی ، ساختار حاکمیت دچار یک شوک بی‌سابقه و خلأ قدرت عظیم شده است (هرچند گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل موقت شورای رهبری منتشر شده است ).

    بی‌تفاوتی نسبت به آینده سیاسی در چنین شرایط ملتهبی، ایران را دقیقاً به سرنوشت لیبی پس از سقوط قذافی دچار خواهد کرد. صنم وکیل، پژوهشگر ارشد موسسه چتم هاوس، هشدار می‌دهد که «قطع کردن سر رژیم بدون یک گذار سیاسی مدیریت‌شده»، منجر به فروپاشی مهارگسیخته نهادی و رقابت خونین بین شبه‌نظامیان می‌شود. در غیاب یک مداخله مستمر که ماشین سرکوب را کاملاً فلج کند، نیروهای باقی‌مانده سپاه پاسداران که اکنون از حملات خارجی جان سالم به در برده‌اند، برای حفظ بقای خود به خشن‌ترین و رادیکال‌ترین شکل ممکن جامعه را به بند خواهند کشید. بی‌تفاوتی صلح‌طلبان مطلق، به جای صلح، به جنگ داخلی طولانی‌مدت و آنارشی خونبارتری ختم خواهد شد که جان صدها هزار کودک و غیرنظامی دیگر را خواهد گرفت.

    بخش چهارم: تراژدی میناب و دوراهی اخلاقی؛ جنگ به مثابه جراحی دردناک

    یکی از قدرتمندترین استدلال‌های عاطفی و سیاسی گروه صلح‌طلب، استناد به کشته شدن غیرنظامیان، به ویژه حمله تراژیک جنگنده‌های اسرائیلی به مدرسه ابتدایی دخترانه در شهر میناب است که بیش از ۱۶۵ کشته و ده‌ها زخمی بر جای گذاشت. تصاویر دردناک کیف‌های مدرسه پاره‌پاره و کودکانی که قربانی این بمباران کور شدند، هر وجدان بیداری را به درد می‌آورد و موجب سوءاستفاده تبلیغاتی گسترده مقامات جمهوری اسلامی نظیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، برای مظلوم‌نمایی در صحنه بین‌الملل شد.

    اما آیا وقوع این فجایع انسانی دردناک — که ذاتی هر جنگ کلاسیک است — دلیلی فلسفی و سیاسی برای متوقف کردن روند نابودی و پذیرش بقای یک «شر اعظم» (جمهوری اسلامی) است؟

    ۴.۱. مفهوم «جنگ در راستای صلح» (La guerre en vue de la paix)

    متفکران باستانی نظیر ارسطو و نظریه‌پردازان مسیحی مانند آگوستین قدیس بر این باور بودند که جنگ «به منظور رسیدن به صلح» است (La guerre est en vue de la paix). آگوستین معتقد است که باید جنگ را با روحیه صلح‌طلبانه و برای خیر رساندن به بشریت پیش برد تا وضعیت ناعادلانه‌ای که صلح واقعی را ناممکن کرده است، به پایان برسد. از این منظر، معیار مشروعیت یک جنگ (La guerre juste)، ظرفیت و توانایی آن برای ایجاد یک صلح پایدار و عادلانه پس از اتمام آن است؛ جنگی که برای پایان دادن به یک بی‌عدالتی نهادینه آغاز می‌شود. کشته شدن غیرنظامیان در میناب یا مناطق کارگری تهران، محصول مستقیم استفاده غیرانسانی و استراتژیک رژیم ولایت فقیه از زیرساخت‌های مدنی به عنوان سپر انسانی (نظیر قرار دادن پایگاه نظامی سپاه در مجاورت بلافصل مدرسه دخترانه) و همچنین ذات بی‌رحم و خطاپذیر عملیات نظامی تکنولوژیک است. آلبر کامو (Albert Camus) به درستی در کتاب انسان طاغی اشاره می‌کند که منطق جنگ کلاسیک باعث کوری می‌شود: در جنگ همه چیز میلیتاریزه می‌شود و انسان‌ها به اعدادی در معادلات قدرت تبدیل می‌شوند. کامو که خود زمانی صلح‌طلب بود و سپس به نهضت مقاومت پیوست، اذعان کرد که این تناقض او را متواضع‌تر کرده است.

    با این حال، در مواجهه با تراژدی میناب، ما باید یک محاسبه فایده‌گرایانه (Utilitarian) و تاریخی انجام دهیم. اگر جنگ امروز با ائتلاف خارجی متوقف شود و رژیم ولایت فقیه بتواند باقیمانده ماشین سرکوب خود را در پناه این توقف بازسازی کند، در دهه‌های آینده چند هزار کودک، جوان، زن و معترض ایرانی در زندان‌ها، خیابان‌ها و شکنجه‌گاه‌ها کشته خواهند شد؟

    پذیرش تداوم جنگ برای نابودی یک شر اعظم، به هیچ وجه به معنای تأیید کشتار غیرنظامیان یا بی‌تفاوتی به جان کودکان میناب نیست، بلکه به رسمیت شناختن یک تراژدی بشری غیرقابل اجتناب است: گاهی برای خارج کردن یک غده سرطانی بدخیم که در حال نابودی و مکیدن جان کل ارگانیسم (ایران) است، جراح ناگزیر به بریدن بافت‌های سالم نیز می‌شود. توقف جراحی در میانه راه به دلیل وحشت از خونریزی بافت‌های سالم، تنها به معنای مرگ حتمی و دردناک‌ترِ بیمار در آینده نزدیک است.

    ۴.۲. تناقض صلح‌طلبان و بن‌بست دیپلماسی بازدارنده

    یکی دیگر از رویکردهای صلح‌طلبانه، تلاش برای پیشگیری از جنگ از طریق دیپلماسی پیش از وقوع آن است. با این حال، همان‌طور که در بحران مونیخ در دوران هیتلر دیده شد، نشان دادن عدم تمایل به جنگ، متجاوز را جری‌تر می‌کند. ژان ژورس (Jean Jaurès)، رهبر سوسیالیست و صلح‌طلب بزرگ فرانسوی، استدلال می‌کند که صلح‌طلبی واقعی باید حتماً با یک «رئالیسم خشن» همراه باشد. او با وجود مخالفت بنیادین با جنگ، به استراتژی نظامی علاقه‌مند بود و در کتاب ارتش نوین تئوری «روش دفاعی جامع» را مطرح کرد و گفت که یک ملت اگر صلح می‌خواهد، باید کاملاً آماده دفاع و مقاومت تسلیم‌ناپذیر باشد. او می‌گفت: «برای رهایی از جنگ، نباید جنگید» اما در عین حال معتقد بود که صلح به هر قیمتی راه‌حل نیست. در دنیای واقعیت‌های ژئوپلیتیک، همان‌طور که مونتسکیو در روح القوانین (۱۷۴۸) بیان می‌کند، گاهی قانون دفاع طبیعی ایجاب می‌کند که برای جلوگیری از نابودی مطلق در آینده، امروز دست به حمله پیشگیرانه (Guerre préventive) زد.

    اگر صلح‌طلبان ایرانی می‌خواهند حکومت استبدادی تغییر کند اما مخالف نیروی نظامی هستند، باید به این پارادوکس دیپلماسی پاسخ دهند: چگونه می‌توان یک رژیم ایدئولوژیک، مسلح به نیروهای نیابتی شبه‌نظامی در سراسر خاورمیانه و در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای را صرفاً با دیپلماسی یا تظاهرات مسالمت‌آمیزی که با شلیک مستقیم گلوله جنگی سرکوب می‌شود ، متقاعد به کناره‌گیری و تسلیم قدرت کرد؟ گروهی که می‌گویند با دیدن فاجعه میناب باید جنگ را کنار بگذاریم، در عمل این پیام روشن را به هسته سخت قدرت در ایران مخابره می‌کنند که می‌توانند با پنهان شدن پشت غیرنظامیان، ساختن پایگاه در کنار مدارس و مظلوم‌نمایی دیپلماتیک، در برابر هرگونه فشار بین‌المللی مصونیت یافته و بقای خود را برای همیشه تضمین کنند.

    آمار تلفات و پیامدهای گزارش‌شده در روزهای نخست جنگ (تا ۲ مارس ۲۰۲۶)جزئیات استخراج‌شده از منابع میدانی
    تلفات غیرنظامی در ایرانحداقل ۲۰۱ کشته در سراسر کشور در روز نخست. فاجعه مدرسه میناب: ۱۶۵ کشته و ۹۶ زخمی.
    تلفات مقامات سیاسی/نظامی رژیمکشته شدن علی خامنه‌ای (رهبر)، محمود احمدی‌نژاد، محمد پاکپور، عزیز نصیرزاده، علی شمخانی، محمد شیرازی.
    تلفات ائتلاف و کشورهای منطقهکشته شدن ۳ سرباز آمریکایی، ۵ مجروح بدحال در کویت. چندین کشته در اسرائیل (بیت شمش). کشته در امارات.
    تبعات اقتصادی جهانیجهش ۱۳ درصدی قیمت نفت برنت (۸۲ دلار)، توقف پروازهای تجاری، سقوط بازارهای سهام جهانی.

    بخش پنجم: فراتر رفتن از آتش‌بس موقت به سوی «صلح پایدار» کانتی

    ایمانوئل کانت، فیلسوف بزرگ عصر روشنگری آلمان، در رساله ماندگار پروژه صلح پایدار (Projet de paix perpétuelle) که در سال ۱۷۹۵ منتشر شد، افق جدید و دوراندیشانه‌ای را برای صلح‌طلبان ترسیم می‌کند. او استدلال می‌کند که صلح را نباید صرفاً به معنای فقدان مقطعی جنگ (یک آتش‌بس موقت) تقلیل داد. جهانی که بشریت تا کنون تجربه کرده است، پر از «صلح‌های موقت» (Trêves) بوده است که رهبران در آن‌ها دلایل پنهانی را برای شروع مجدد درگیری‌ها حفظ کرده و در دل صلح، بذر جنگ‌های آینده را کاشته‌اند. از نظر کانت، صلح پایدار نیازمند استقرار حکومت‌های جمهوریِ پاسخگو و پایبندی تمام دولت‌ها به حقوق بین‌الملل است.

    حاکمیت جمهوری اسلامی، به دلیل ذات توسعه‌طلبانه، ایدئولوژی متصلب مبتنی بر صدور انقلاب، حمایت بی‌وقفه از گروه‌های شبه‌نظامی (نظیر حزب‌الله که حتی اکنون در حال پرتاب راکت به شمال اسرائیل است ) و تقابل ماهوی و ذاتی‌اش با نظم لیبرال بین‌المللی ، تجلی کامل نهادی است که امکان برقراری یک «صلح پایدار» کانتی را چه در داخل مرزهای ایران و چه در پهنه خاورمیانه غیرممکن می‌سازد. بنابراین، اگر کسی واقعاً و صادقانه آرمان‌گرایانه به دنبال صلح است (همان‌طور که کانت و سپس ماکس شلر استدلال می‌کنند که صلح باید افق نهایی ما باشد)، نمی‌تواند خواهان حفظ و بقای نهادی باشد که فلسفه وجودی‌اش بر اساس تولید، تکثیر و توزیع خشونت بنا شده است.

    به عبارت دیگر، دفاع از صلح به هر قیمتی در لحظه کنونی بحران ایران، خیانتی آشکار به ایده «صلح پایدار» فرداست. اگر گروه صلح‌طلب ایرانی مورد نظر، از کشته شدن علی خامنه‌ای ابراز خرسندی و خوشحالی می‌کند، باید با صداقت فکری بپذیرد که این اتفاق تاریخی نه در یک روند دموکراتیک، انتخاباتی و صلح‌آمیز، بلکه منحصراً از طریق یک عملیات پیچیده، بی‌رحمانه و ویرانگر نظامی-اطلاعاتی رخ داده است. نفی کردن ابزاری (جنگ خارجی) که تنها راه ممکن برای رسیدن به خواسته اصلی آن‌ها (حذف دیکتاتور و فروپاشی هسته مرکزی استبداد) بوده است، نشان‌دهنده یک تضاد شناختی و ریاکاری اخلاقی عمیق است. آن‌ها میوه آزادی را می‌خواهند، اما از قطع کردن درخت فاسدی که مانع رشد آن است، وحشت دارند و حاضر نیستند هزینه آن را بپردازند.

    کارل اشمیت (Carl Schmitt) در کتاب مفهوم امر سیاسی (۱۹۳۲) هشدار می‌دهد که گاهی صلح‌طلبی رادیکال می‌تواند به «جنگ علیه جنگ» تبدیل شود؛ جنگی که برای پایان دادن به همه جنگ‌ها آغاز می‌شود اما به دلیل ماهیت ایدئولوژیکش، انسانیت دشمن را سلب کرده و به مرگبارترین درگیری‌ها ختم می‌شود. ما نباید به دنبال یک جنگ آخرالزمانی باشیم، اما باید بپذیریم که صلح نیازمند کار سخت، استقامت و گاه استفاده مقطعی از زور برای استقرار نهادهای دموکراتیک است. همان‌طور که ژرژ برنانوس (Georges Bernanos) می‌نویسد: «مردن آسان است… اما زندگی کردن و حفظ صلح نیازمند ثبات قدم و عشق فراوان است.»

    بخش ششم: طرح پرسش‌های بنیادین برای ارزیابی مجدد موضع «راه سوم»

    برای روشن شدن بیشتر نقاط کور، تناقضات استراتژیک و ضعف‌های اخلاقی این پوزیشن سیاسی (صلح به هر قیمت در عین ادعای مخالفت با رژیم)، باید مجموعه‌ای از پرسش‌های انتقادی و صریح را در برابر طرفداران این جریان در فضای امروز ایران قرار داد:

    ۱. مسئله جایگزینی و خلأ قدرت: اگر مطابق خواست شما، ایالات متحده و اسرائیل فردا صبح، در واکنش به فجایعی نظیر میناب، عملیات تخریب زیرساخت‌های نظامی و امنیتی ایران را به طور کامل متوقف کنند، دقیقاً چه نیروی داخلی قرار است جایگزین خلأ قدرت ناشی از مرگ خامنه‌ای و فرماندهان ارشد سپاه شود؟ آیا توقف جنگ در نیمه راه، راه را برای تسلط رادیکال‌ترین، خشن‌ترین و انتقام‌جوترین شاخه‌های بازمانده سپاه پاسداران بر جان، مال و ناموس مردم بی‌دفاع هموار نمی‌کند؟

    ۲. محاسبه هزینه-فایده خشونت تاریخی: آیا با یک حسابگری فایده‌گرایانه محاسبه کرده‌اید که تعداد کشته‌شدگان غیرنظامی در اثر بمباران‌های جنگ (هرچند از نظر انسانی بی‌نهایت اسفناک و جبران‌ناپذیرند)، در مقایسه با تعداد صدها هزار نفری که در صورت تداوم بقای جمهوری اسلامی در دهه‌های آینده اعدام خواهند شد، در شکنجه‌گاه‌ها جان خواهند باخت یا در خیابان‌ها با شلیک مستقیم کشته خواهند شد، چقدر است؟ آیا خون جوانانی که فردا در اثر بقای این رژیم ریخته می‌شود، بر گردن کسانی نیست که امروز به نام صلح‌طلبی خواهان توقف ماشین نابودی آن شدند؟

    ۳. اخلاق همدستی با فاشیسم: آیا تقاضای شما برای قطع حملاتی که به طور سیستماتیک در حال فلج کردن سخت‌افزارهای سرکوب رژیم است، شما را مصداق دقیق همان سخن جورج اورول نمی‌کند که «صلح‌طلب به طور عینی حامی نازی‌هاست»؟ چگونه می‌توانید ادعای بی‌طرفی کنید در حالی که توقف جنگ، مستقیماً به طول عمر حاکمیتی می‌افزاید که از آن ابراز انزجار می‌کنید؟

    ۴. صلحِ پایدار در برابر آتش‌بس موقت: آیا واقعاً باور دارید که بدون ریشه‌کن شدن کامل ساختار اقتصادی، نظامی، هسته‌ای و ایدئولوژیک حاکمیت فعلی، ملت ایران هرگز روی «صلح مثبت» و دموکراسی را خواهد دید؟ یا آنچه شما خواهان آن هستید، صرفاً بازگشت به «وضعیت فرسایشی و جنگِ خاموشِ پیشین» است تا وجدان اخلاقی‌تان از دیدن تصاویر بمباران در اخبار آسوده گردد؟ آیا این نوعی خودخواهی اخلاقی نیست؟

    نتیجه‌گیری: پذیرش واقعیت تلخ؛ جنگ به مثابه پایان دادن به یک جنگِ بی‌کران و پنهان

    موضع گروهی از ایرانیان که ادعا می‌کنند «نه با مداخله‌گران غربی هستند و نه با حکومت مذهبی، از مرگ دیکتاتور در حملات اخیر شادکامند اما به خاطر کشته‌شدگان بی‌گناه در بمباران‌ها خواهان صلح به هر قیمتی هستند»، از منظر عاطفی، انسانی و همدلانه کاملاً قابل درک، قابل احترام و ستایش است. فاجعه کوبنده مدرسه میناب و از دست رفتن جان انسان‌های بی‌گناه، لکه ننگی بر پیشانی هر جنگی است و تأییدی است بر نظر آلبر کامو که در جنگ، انسان‌ها از منظر ماشینِ نظامی تنها به «اعداد، مختصات و اهداف» تقلیل می‌یابند. هیچ انسان سالمی نمی‌تواند از مرگ کودکان خرسند باشد.

    با این وجود، از منظر فلسفه سیاسی، جامعه‌شناسی تاریخی و واقع‌گرایی ژئوپلیتیک، این موضع به شدت شکننده، متناقض و در نهایت به نفع استمرار استبداد است. تاریخ به وضوح نشان داده است (و اندیشمندانی چون جان استوارت میل، جورج اورول و ایمانوئل کانت بر آن صحه گذاشته‌اند) که تقلیل دادن فضیلت سیاسی به «انفعال محض» و «فرار از درگیری فیزیکی»، به معنای واگذار کردن قطعی میدان به خشن‌ترین و بی‌رحم‌ترین نیروهای موجود در جامعه است. بی‌طرف بودن در دعوای میان ستمگر و نیرویی که در حال نابودی ستمگر است، به معنای ایستادن در سمت ستمگر است.

    جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که موجودیت و بقای آن با جنگ دائمی (چه با مردم خود و چه با کشورهای همسایه)، سرکوب سیستماتیک و بحران‌زایی گره خورده است. صلح با چنین ساختاری، یا تقاضا برای بازگشت به وضعیت پیش از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، به معنای بازگشت به «صلح» نیست، بلکه تن دادن به یک بردگی آرام و مرگ تدریجی و خفقان‌آور یک ملت است. بی‌تفاوتی نسبت به آینده سیاسی کشور به بهانه صلح‌طلبی، به معنای دعوت از هرج و مرج و فراهم آوردن فرصت طلایی برای بازسازی ارگان‌های سرکوب‌گر حکومت است.

    در نهایت، همان‌طور که سیمون وی (Simone Weil) ابتدا در سال ۱۹۳۳ رویکردی ضدجنگ و صلح‌طلبانه داشت اما بعدها با مشاهده خطر نازیسم به نهضت مقاومت فرانسه پیوست تا دست به اسلحه ببرد، صلح‌طلبان واقعی ایرانی نیز باید درک کنند که صلح دائم، هدیه‌ای نیست که با خواهش و تظاهرات مسالمت‌آمیز از آسمان به زمین بیفتد. گاهی برای رسیدن به افق روشنِ صلح کانتی و بنای یک جامعه دموکراتیک، چاره‌ای جز عبور شجاعانه از دوزخ جنگ آگوستینی وجود ندارد. اگر ما عمیقاً خواهان محو کامل رژیمی هستیم که سرچشمه اصلی رنج، فلاکت و آوارگی ایرانیان در چهار دهه گذشته بوده است، باید شجاعت روبرو شدن با هزینه‌های گذار تاریخی و جراحی دردناک آن را نیز داشته باشیم. ترجیح دادنِ امنیت موقتِ ناشی از توقف جنگ بر آزادی پایدار، خطای محاسباتی ویرانگر و خودفریبانه‌ای است که تاوان آن را نه تنها نسل فعلی، بلکه نسل‌های آینده با خون خود خواهند پرداخت.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیاخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»
    مقاله بعدی جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل
    امیر گنجوی

    مدیریت مرکز فرهنگی هنری فینیکس. فیلم‌ساز. تهیه‌کننده سینما. برگزارکننده جشنواره سینمایی. محقق و منتقد سینما. محقق در فلسفه حقوق. فعال مدنی

    مطالب مرتبط

    جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

    Eshagh Yousefi

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.