فیلم «آرزوهای بزرگ» (Great Expectations) یک درام اقتباسی از اثری کلاسیک بر محور عشق و ناکامی در تقابل فقر و ثروت است که به خودنگارهای بر بستر اوضاع سیاسی-اجتماعی انگلستان قرن نوزدهم میماند که سی سال از زندگی پر فرازونشیب قهرمان/ راوی را دربر میگیرد.
دیوید لین، فیلمساز صاحبسبک انگلیسی است که به گواه کارنامۀ سینماییاش به امر اقتباس و همکاری با نویسندگان و فیلمنامهنویسان توجهی ویژه داشته است. او پس از تجربۀ دستیاری رشتههایی همچون فیلمبرداری، تدوین و کارگردانی، اولین فیلم سینماییاش، «جایی که خدمت میکنیم» را سال ۱۹۴۲ با اقتباس از نمایشنامه «طبیعت بیجان» نوئل کوارد با فیلمنامهای به قلم این نمایشنامهنویس- بازیگر انگلیسی ساخت.
این همکاری در چند فیلم دیگر ادامه یافت تا سال ۱۹۴۶ که لین تصمیم به اقتباس از رمانی کلاسیک گرفت. رمان «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز ابتدا سال ۱۸۶۰ به شکل سریالی در یک هفتهنامۀ انگلیسی و سال ۱۸۶۱ به شکل یک رمان سه جلدی منتشر شد.
رمانی که بهمثابۀ خودنگارهای از دیکنز بر محور زندگی پر فرازونشیب پسرکی یتیم پیش میرود. شرحی از مصائب و تلخکامیهای دوران کودکی و نوجوانی نویسنده که همواره از بیان مستقیم آنها شرم داشت و به همین واسطه در قالب داستان زندگی شخصیتهای کتابهایش بازنمایی میکرد.
لین فیلم «آرزوهای بزرگ» را بر اساس فیلمنامهای اقتباسی به قلم رونالد نیم، آنتونی هاولوک آلن، کِی والش (همسر آن زمان لین)، سیسیل مک گیورن و خودش کارگردانی کرد. فیلمی که با پنج نامزدی در رشتههای اصلی جوایز اسکار، همچون بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه، در نهایت جایزه بهترین فیلمبرداری سیاهوسفید و بهترین کارگردانی هنری سیاهوسفید را به دست آورد.
همانطور که اشاره شد این فیلم دوساعته به تأسی از رمان، مقطعی حدوداً سیساله از زندگی پسرکی یتیم به نام پیپ (آنتونی واگر/ جان میلز) را روایت میکند که از فقر و محرومیت و زندگی در روستا به ثروت و رشد طبقاتی همچون نجیبزادگان در لندن میرسد که یکی از آرزوهای بزرگش بوده، اما این موقعیت تازه یافته به تدریج پوچ میشود.
فیلم با تکیه بر نریشن و روایت اول شخص که متعلق به شخصیت اصلی قصه، پیپ است پیش میرود. شیوه روایی که متأثر از رمان، به تجربه سالها روزنامهنگاری نویسنده (چارلز دیکنز) و بهخصوص شخصی بودن موقعیت و تجربههای زیسته او در کودکی و نوجوانی بازمیگردد.
به همین واسطه لین هم با وامداری به این شیوه کلاسیک قصهگویی، قرابت و همذاتپنداری مخاطب را با کاراکتر و درام محوری شدت بخشیده و به نوعی او را در ارتباطی تنگاتنگ با این شخصیت قرار داده که کودکیِ سخت خود را در کنار خواهری سختگیر؛ خانم جو (فرِدا جکسون) و شوهر خواهر مهربان آهنگرش، جو گارجری (برنارد مایلز) میگذراند.
مقطع کودکی پیپ با دو رویداد مهم در رمان نقطهگذاری شده که شکلدهنده آرزوهای بزرگ او برای آینده و بزرگسالی هستند. این دو رویداد/ مواجهه، برخورد با زندانی فراری، مگویچ (فینلای کوری) در گورستان و آشنایی با استلا (جین سیمونز/ والری هابسن) در خانه دوشیزه هاویشام (مارتیتا هانت) است.
دو مواجههای که با کنشمندی بیرونی (کمک به مگویچ) و درونی (دل دادن به استلا) پیپ در این روند، مسیر آیندهمالی و عاطفی او را در بزرگسالی با آرزوی ثروتمند شدن و رسیدن به عشق استلا بازنمایی میکنند. درحالیکه ثروتمند شدن او بهواسطۀ لو رفتن و دستگیری مگویچ توسط پلیس از دست رفته و عشق استلا نیز با بیوفایی دختر دستخوش ناکامی و شکست عاطفی میشود.
ذکر این نکته فرامتنی لازم است که دیکنز تصمیم داشته پایان رمان را با همین ناکامی و نرسیدن پیپ به استلا و بازگشت به روستا رقم بزند، اما بهواسطۀ نقد و نظر دوستان و اطرافیان خود، به پشیمانی و بازگشت استلا رضایت داده تا رمان پایان تلخ و ناامیدکنندهای نداشته باشد.
با در نظر گرفتن همین روالی که بر درام محوری حاکم است، لین در کارگردانی این اثر کلاسیک نگاهی ویژه به تصویرسازی و بازنمایی این دو مواجهۀ تعیینکننده در فیلم داشته تا بتواند جایگاه و تأثیرگذاری آنها را بر سرنوشت پیپ و روند فیلم نشانهگذاری کند و در عین حال اتمسفر و حالوهوایی دلهرهآور به کلیت اثر بدهد.
به همین واسطه است که سکانس مواجهه پیپ با مگویچ در گورستان دکوپاژ، میزانسن و فیلمبرداری منحصربهفردی (در زمان خود) دارد که بهواسطۀ دلهره و ترس و تعلیق این دیدار را موکد میکند، هم به جهت موقعیت دراماتیک لحظهای، هم به جهت تأثیرگذاری بر آینده پیپ (بهواسطۀ کمک به این محکوم فراری).
همین اتفاق به گونهای دیگر در مورد موقعیت آشنایی پیپ و استلای نوجوان صدق میکند. مواجههای که در لوکیشن رازآلود و بدیع خانه دوشیزه هاویشام و بهبهانۀ حضور او اتفاق میافتد؛ کاراکتری منحصربهفرد و ماندگار در ادبیات کلاسیک و فیلمهای متأثر از آن.
زنی که همراه با خود قصهای پررمزوراز و دراماتیک دارد و زمان را در تراژدی ناکامی عاطفی خود متوقف کرده است. حالا در این لوکیشنِ فریز شده که همهچیز بوی کهنگی و فروپاشی و مرگ میدهد؛ در حضور زنی که انگیزه دراماتیکش انتقام از همه مردان است آنهم با پرورش دخترکی ضد مرد (استلا)، پیپ به تنها عشق زندگیاش دل میبازد و آینده خود را به گذشته هاویشام گره میزند!
در چنین شرایطی است که با چیدمان هوشمنده انجام شده در درام، نمیتوان ثبات و تعادلی بر آینده متزلزل پیپ در بزرگسالی؛ چه مالی و چه عاطفی متصور شد و به همین دلیل است که پایان خوش تلویحیِ رمان و فیلم نمیتواند در راستای جهان فکری اثر قرار گرفته و این اتمسفر تیره و تار را تلطیف کند.
اثری که طی روند سی ساله پیگیری درام زندگی کاراکتر محوری؛ نگاهی جامعهشناسانه به انگلستان قرم نوزدهم میلادی در ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی دارد و بهخصوص آسیبشناسی طبقهفرودست و تلاش آنها برای ورود به قشر نجیبزادگان، به هر ترفند و راهکاری را همچون آزمونی برای بقا، موشکافانه در معرض تحلیل و واکاوی مخاطب قرار میدهد.
مطالب پیشین:


