Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

    تحلیل فیلم «تو به اینجا تعلق نداری» (فلورین شِربان، ۲۰۲۶): تجلی نوین آسیب‌های طبقاتی در سینمای اروپای شرقی

    چه کسی حوا را شرور کرد؟ | بازخوانی زن، گناه و آزادی در سریال «شرق بهشت»

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      عشق یا خودآزاری روانی در «اسارت بشری» | نگاهی به اقتباس جان کرامول از رمان سامرست موآم

      ۲۶ مهر , ۱۴۰۵

      دنیای جنوبی گوتیکِ فاکنر در فیلم «فردا» ساخته جوزف آنتونی

      ۲۴ مهر , ۱۴۰۵

      آمروم؛ در جست‌وجوی معنای تعلق | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ فاتح آکین

      ۲۰ مهر , ۱۴۰۵

      باستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      «نیاکان عزیز، بگذارید عبور کنیم»؛ لاو دیاز و مذهب

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «گوریا»؛ در ستایش زندگی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      تحلیل فیلم «تو به اینجا تعلق نداری» (فلورین شِربان، ۲۰۲۶): تجلی نوین آسیب‌های طبقاتی در سینمای اروپای شرقی

      ۱ آبان , ۱۴۰۵

      ردپای زمان، خاطره و وسوسه‌ی رفتن: کالبدشکافی فرمالیستی «نینا روزا» (Nina Roza – 2026)

      ۲۸ مهر , ۱۴۰۵

      «بلندی‌های بادگیر»؛ جشن رنگ و نور و زیبایی و مرگ

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      چه کسی حوا را شرور کرد؟ | بازخوانی زن، گناه و آزادی در سریال «شرق بهشت»

      ۳۰ مهر , ۱۴۰۵

      نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۵

      سایلو؛ جهانی با فرهنگ ندانستن

      ۱۹ مهر , ۱۴۰۵

      بوطیقای خون، خاک و مرز: کالبدشکافی حماسه تیلور شریدان در سه‌گانه داتون‌ها

      ۷ مهر , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پاتریشیو گوزمن؛ روایتگر حافظۀ خونین و زخمی یک ملت

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

      ۲ آبان , ۱۴۰۵

      تحلیل فیلم «تو به اینجا تعلق نداری» (فلورین شِربان، ۲۰۲۶): تجلی نوین آسیب‌های طبقاتی در سینمای اروپای شرقی

      ۱ آبان , ۱۴۰۵

      چه کسی حوا را شرور کرد؟ | بازخوانی زن، گناه و آزادی در سریال «شرق بهشت»

      ۳۰ مهر , ۱۴۰۵

      فرانسه در آینه سینما | از خشم خیابانی تا بحران همزیستی

      ۲۹ مهر , ۱۴۰۵

      تحلیل فیلم «تو به اینجا تعلق نداری» (فلورین شِربان، ۲۰۲۶): تجلی نوین آسیب‌های طبقاتی در سینمای اروپای شرقی

      ۱ آبان , ۱۴۰۵

      چه کسی حوا را شرور کرد؟ | بازخوانی زن، گناه و آزادی در سریال «شرق بهشت»

      ۳۰ مهر , ۱۴۰۵

      فرانسه در آینه سینما | از خشم خیابانی تا بحران همزیستی

      ۲۹ مهر , ۱۴۰۵

      ردپای زمان، خاطره و وسوسه‌ی رفتن: کالبدشکافی فرمالیستی «نینا روزا» (Nina Roza – 2026)

      ۲۸ مهر , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

      ۲ آبان , ۱۴۰۵

      رابطه‌ی من-آن؛ خوانشی از عروسک پشت پرده‌ی صادق هدایت

      ۲۷ مهر , ۱۴۰۵

      جهان جای وحشتناکی است و من غمگینم؛ بازخوانی رمان پالپ از چارلز بوکوفسکی

      ۲۵ مهر , ۱۴۰۵

      از کجا خواندن آثار آن کارسن را شروع کنیم؟

      ۱۹ مهر , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      کلید | داستان کوتاه از ایزاک بشویس سینگر (از مجموعه‌ی بهترین داستان‌های قرن بیستم به کوشش جان آپدایک)

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

      ۲ آبان , ۱۴۰۵

      رابطه‌ی من-آن؛ خوانشی از عروسک پشت پرده‌ی صادق هدایت

      ۲۷ مهر , ۱۴۰۵

      جهان جای وحشتناکی است و من غمگینم؛ بازخوانی رمان پالپ از چارلز بوکوفسکی

      ۲۵ مهر , ۱۴۰۵

      از کجا خواندن آثار آن کارسن را شروع کنیم؟

      ۱۹ مهر , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      آنیش کاپور؛ پتکی که بر سر ما فرود می‌آید

      ۱۶ مهر , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      آنیش کاپور؛ پتکی که بر سر ما فرود می‌آید

      ۱۶ مهر , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴
    • معماری

      امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      معماری؛ تجربه‌ای با هفت حس

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش دوم

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ادبیات نقد و نظریه ادبی

    گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

    محمدرضا صالحیمحمدرضا صالحی۲ آبان , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    من رمان یک روز از زندگی ایوان دنسیوویچ را درست وسط جنگ چهل‌روزه خواندم. از تهران فرار کرده بودم و بی‌کار و بی‌پول پناه گرفته بودم توی مهرشهر کرج. همه‌ی روزهایم دقیقاً شبیه هم بود؛ چیزی شبیه به زندگی ایوان دنسیوویچ در اردوگاه کار اجباری.

    همان‌موقع یادداشت‌هایی پراکنده برداشته بودم و این یادداشت فعلی که در دست شماست، درواقع ویراستاری‌شده‌ی آن دست‌نویس‌هاست. ممکن است این یادداشت کمی پراکنده به‌نظر برسد یا حتی کمی بیش‌ازحد به زندگی شخصی خواننده‌اش متکی باشد. از آن‌جا که تحلیل و نقد ادبی آکادمیک درمورد این رمان کم نیست، تصمیم گرفتم این سویه‌های شخصی را در یادداشت نگه دارم.

    الکساندر سولژنیتسین در رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ، یک روز کاملاً معمولی و نه ویژه از زندگی (اگر اسمش را بتوان گذاشت “زندگی”) یک زندانی در اردوگاه کار اجباری شوروی را روایت می‌کند. روزی که سرد است و طاقت‌فرسا. برای شخصیت اصلی، صرف زنده ماندن و یافتن تکنیک‌هایی برای زنده ماندن به مبارزه‌ای دائمی تبدیل شده است. رمانی درباره‌ی زندگی در شرایطی غیرانسانی که در آن، یک وعده غذای گرم، تکه‌ای نان یا چند دقیقه آسودگی می‌تواند به معنای پیروزی باشد.

    از فرم و زندگی

    دفترچه‌ی کوچکی داشتم خالی. زمستان 404 هدیه‌اش گرفته بودم. یازدهم بهمن‌ماه با ماژیک روی جلدش نوشتم «11/11/04» و صفحه‌ی اول را باز کردم و همان تاریخ را آن‌جا هم زدم. یکشنبه بود. اینطور شروع کردم: «می‌گویند که روی زندگی‌مان میلیون‌ها دلار شرط بسته‌اند. که امریکا امروز حمله می‌کند. خیلی منتظر مانده‌ایم. هنوز حمله‌ای نشده. ساختمانی در بندرعباس منفجر شده و اینترنت‌ها را بلافاصله کُند کرده‌اند. می‌گویند خانه‌ی فلان فرمانده بوده». البته آن موقع نمی‌دانستم که بیشتر از یک ماه تا ترورها مانده و بیست‌وهشت روز تا شروع جنگ ایران با امریکا و اسرائیل. هر روز توی دفترم می‌نوشتم. تا اینکه جنگ شروع شد. از 9 اسفند (شروع جنگ) تا 13 اسفند هر روز نوشتم و بعد وقفه.. وقفه. دیگر همه‌ی روزها شبیه هم شده بود. پناه گرفته بودیم گوشه‌ای و شب را صبح می‌کردیم و پا می‌شدیم ببینیم کی ترور شده و کی نه. آن روزها هنوز تهدید زیرساخت‌ها مطرح نبود و ترامپ نجات‌دهنده‌ی مردم ایران بود. حالا که این‌ها را می‌نویسم دومین روز آتش‌بس موقت است و مردی دارد با میکروفون شعار می‌دهد و صدایش به‌وضوح از اتاقم شنیده می‌شود و راستش با اینکه خیلی نگذشته، نمی‌توانم آن روزهای تکراری را دقیق از هم سوا کنم؛ از بس که شبیه هم بودند. برای چه باید می‌نوشتم آن ساعات دلهره‌ی طولانی و تکراری را؟ هیچ ارزشی نداشت. یا شاید بهتر است بگویم روایت آن روزهای «من» هیچ ارزشی نداشت؛ وگرنه چه بسیارند انسان‌هایی که در آن روزها تلخ‌ترین حادثه‌ی عمرشان رقم خورده. رمان «یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ» با تمام عنوان فریبنده‌ای که دارد، یک روزی مثل همین روزهای «بی‌ارزشِ روایی» من است. این روز هیچ روز خاصی نیست. هیچ پیرنگی در کار نیست و هیچ اوج و فرودی و هیچ اتفاق منحصربه‌فردی. مثل زندگی آن روزهای خود من. حتی خود ایوان دنیسوویچ هم شخصیت به‌خصوص و جذابی نیست؛ باز هم مثل خود من. شوخوف از خواب بیدار می‌شود و همان کارهایی را که «مجبور است» انجام می‌دهد و خودش را زنده نگه می‌دارد و می‌رود می‌خوابد و انتظار می‌کشد که «تمام شود». رمان با این جملات به پایان می‌رسد: «سه‌هزار و ششصد و پنجاه‌وسه روز دیگر را هم باید در زندان می‌گذراند، مثل امروز، از سفیده‌ی صبح تا تاریکی شب. آن سه روز اضافی با احتساب سال‌های کبیسه بود…» و بله؛ رمان نه با نقطه‌ای قاطع و کوبنده بر آخرین صفحه‌ی سفید کتاب، بلکه با سه‌نقطه تمام می‌شود. سه‌نقطه‎‌ای که من امروز بیش از همیشه درکش می‌کنم. تعلیق و انتظاری تمام‌نشدنی و مبهم. بی‌فعل. شاید تنها تفاوت من با شخصیت ایوان دنیسوویچ در این باشد که او می‌داند چه‌طور خودش را سرپا نگه دارد و دوام بیاورد ولی من نمی‌دانم. او عاملیتی دارد هرچند غیرانسانی و خفت‌بار، ولی من نشسته‌ام توی خانه‌ام و هیچ عاملیتی ندارم و تضمینی نیست که شانسی‌شانسی نمیرم.

    سرما، آب‌زیپو و انسانیت‌زدایی سیستماتیک

    اگر بخواهیم در یک کلام بگوییم رمان «یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ» درباره‌ی چیست، می‌توانیم بگوییم درباره‌ی «انسانیت‌زدایی» است با هدفِ کنترل. برای استیلا بر دیگری و انجام هر کاری علیه او، در مرحله‌ی اول باید از او انسانیت‌زدایی کرد تا بر او چیره شد. برای همین است که در رمان نگهبان‌ها شخصیت‌ها را با نام‌شان صدا نمی‌کنند بلکه کُد و عددِ روی لباس‌شان را می‌خوانند. آن‌ها از انسانیت و هویت تهی شده‌اند یا حداقل اردوگاه سعی دارد این کار را بکند تا کنترل‌شان کند (رنگ پوست تو تیره‌تر از من است پس من انسان‌ترم و بر تو می‌توانم چیره شوم و انواع دیگری که همه‌مان به‌خوبی با آن‌ها آشناییم.). اگر شوخوفِ ناقهرمان را پروتاگونیست رمانِ سولژنیتسین در نظر بگیریم، نیروهای آنتاگونیسم رمان، نیروهایی عادی‌اند و بسیار شبیه به هم و توده‌وار. این نیروها را می‌توان اینطور برشمرد: سرما، غذا، نگهبان‌ها و برخی از زندانی‌ها. هدف پروتاگونیست هم چیزی نیست جز درگیر شدن با این نیروها، زنده ماندن و سر کردن در اردوگاه. زنده ماندنی که چندان نیز معطوف به آینده نیست. بلکه تلاشی است «هرروزه». ناقهرمانِ ما سعی ندارد دنیا را نجات دهد یا بمبی عظیم خنثی کند. او می‌خواهد یک روز دیگر هم دوام بیاورد. یک کاسه آب‌زیپوی بیشتر نصیبش شود و یک نخ سیگار بیشتر و همزمان سرمای کمتری از لای چکمه‌ی سوراخش به انگشت‌های پایش برسد. این خواسته‌ها دم‌دستی و غیرانسانی است؛ اما چیزی که در رمان مهم است این است که او چگونه به این خواسته‌های دم‌دستی‌اش می‌رسد. شوخوف با اینکه چشم به دهان دیگری دارد، اما هرگز گدایی نمی‌کند. درواقع او به سطح پایینی از «انسانیت‌زدایی» راضی شده و تمام تلاشش از برای این است که اجازه ندهد بیش از حد از او انسانیت‌زدایی شود. شوخوف در جایی از رمان به یاد می‌آورد که این میزان جویی را که می‌خورد و حسرتش را دارد، زمانی به‌راحتی به اسبش می‌داد و حالا از آن اسب هم پایین‌تر است. اما او مبارزه می‌کند. با زبان طنز و کلیشه‌های زبانی رایج اگر بخواهم بگویم، شوخوف تلاش می‌کند در حد یک «اسب» بماند و به «خریت» سقوط نکند! شاید نقطه‌ی مقابل او از این لحاظ شخصیت «فتیوکوف» باشد که برعکس شوخوف، پیش از گولاک اتفاقاً «آدم کله‌گنده‌ای» بوده و حالا اردوگاه با او کاری کرده که از لای خلط سینه‌ی دیگران هم ته‌مانده‌ی سیگار برمی‌دارد تا بازمانده‌ی توتون نیم‌سوخته‌اش را سوا کند. همانطور که راوی نیز می‌گوید او خیلی زودتر از دیگران از پا خواهد افتاد. انگار این گرسنگی و سرما و بیماری نیست که آدم‌های اردوگاه را می‌کشد -چنانچه شوخوف در ابتدا احساس بیماری دارد ولی در انتها حالش خوب است- بلکه این انسانیت‌زدایی است که آدم را از تک‌وتا می‌اندازد. در اردوگاه کار اجباری هر چه زودتر انسانیتت را از دست بدهی، زودتر خواهی مُرد. البته اردوگاه «ظاهراً» راه‌های دیگری هم برای فرار انسانیت‌زدایی فراهم کرده. شوخوف می‌توانست یک جاسوس شود و با چرب کردن سبیل دیگران به خواسته‌هایش برسد اما هرگز این کار را نمی‌کند. او نان بازویش را می‌خورد و قرصِ نان چهارصدگرمی نصیبش می‌شود. هوای دیگری را دارد و دیگری هم به‌موقعش به او خدمتی می‌کند. او «کار می‌کند» تا علاوه‌بر مبارزه با نیروهای آنتاگونیسمِ انسانیت‌زدا و فرار از سرما، معنایی نیز به رنج خود بدهد. معنایی عمیقاً زمینی و معطوف به انسان و نه آسمانی.

    چرا به درگاه خدا دعا نمی‌خوانی ایوان دنیسوویچ

    من این رمان را بعد از رمانِ «ایوب» نوشته‌ی یوزف روت خواندم. آن‌جا مدام با قضیه‌ی تقابل شرّ و عدل الهی درگیر بودم. اما این قضیه انگار در این رمان هم خودش را نشان می‌دهد؛ البته نه به پررنگی رمان ایوب، بلکه در گوشه‌وکناری در سکوت. در آخرین صفحات رمان، هنگامی که شوخوف پس از شمارش زندانی‌ها به «خانه» (خوابگاهِ اردوگاه) بازمی‌گردد تا بخوابد، شخصیت آلیوشا به او می‌گوید که چرا به درگاه خدا دعا نمی‌کند. بحثی ساده و عوامانه بین شوخوفِ بی‌سواد و آلیوشای مؤمن درمی‌گیرد و درنهایت شوخوف به او می‌گوید که چرا دعا نمی‌کند: «برای اینکه این دعاها مثل شکایت کردن پیش بالایی‌هاست. یا به گوش کسی نمی‌رسد و یا اگر رسید، می‌گویند اعتراض وارد نیست». و در صفحه‌ی بعد به آلیوشا می‌گوید که به بهشت و جهنم (مظهر عدل الهی) باوری ندارد. درواقع اینجا شوخوفِ عامی و بی‌سواد عدل الهی و عدل سیاسی را همزمان نقد می‌کند. در برابر آنچه شرّ طبیعی‌اش می‌خوانیم حداقل می‌توان تمهیدهایی اندیشید. جلو سیل را با سیل‌بند گرفت و جلو زلزله را با ساختمان‌های مستحکم‌تر و کاراتر. اما شرّ غیرطبیعی بسیار غیرانسانی‌تر است و هولناک‌تر و شوخوف با تمام بی‌سوادی‌اش گویا این را خوب فهمیده.

    شعر بعد از آشویتس

    یکی از جالب‌ترین شخصیت‌های این رمان «سزار» است. مردی متمول و مسکویی که سروکارش با سینمای آیزنشتاین است و تئاترهای روز مسکو. مردی که اطلاعات خیلی بالایی دارد ولی از نظر شوخوف «از زندگی واقعی چیزی نمی‌داند». جسمش در اردوگاه است و فکرش در تئاترهای مسکو. اگر این شخصیت را از رمان حذف کنیم یا کارایی‌اش برای شوخوف –به‌عنوان شخصیت اصلی- را به شخصیت دیگری بدهیم (هر چه نباشد او غذایش را به شوخوف می‌دهد و کمکش می‌کند تا با نیروهای آنتاگونیسم بهتر درگیر شود)، چیزی از رمان کاسته نمی‌شود. سولژنیتسن امروز زنده نیست و اگر بود هم بی‌ارزش می‌نمود که برویم و ازش بپرسیم که چرا سزار را آفریده و توی رمانش جای داده؟ من دوست دارم که این‌طور به این سؤال پاسخ دهم که از نظر من سولژنیتسن این شخصیت را به‌عنوان پاسخی برای منتقدین خلق کرده. منتقدینی که می‌دانست قرار است به او خرده بگیرند که این دیگر چه‌جور رمانی است که نه پیرنگی دارد، نه جذابیتی. سراسر ملال است و یکنواختی. حتی نقدی صریح علیه استالینیسم هم محسوب نمی‌شود که منتقدان حکومت برایش هورا بکشند. در این یادداشت سعی کرده‌ام نشان بدهم که رمانِ سولژنیتسین چه ظرافت‌هایی دارد ولی پاسخی را که مستقیماً در خود رمان وجود دارد می‌توان در صحنه‌ی مناظره‌ی سزار با زندانی‌ای دیگر دید. زندانی به سزار که از آیزنشتاین دفاع می‌کند می‌گوید: «دیگر اسمش را نابغه نگذار! آدمی بوده که نان را به نرخ روز می‌خورده. هنرمند اصیل برای خوشایند خودکامه‌ها ارزش کارش را پایین نمی‌آورد»

    سزار در پاسخ می‌گوید که در هنر «چی» مطرح نیست، بلکه «چگونه» مطرح است. جوابی که زندانی به سزار می‌دهد همان جوابی است که سولژنیتسین به آن منتقد احتمالی می‌داد: «نه! اگر نتواند احساس درستی در من زنده کند، گور پدرش با چگونه‌اش!»

    کمدی انسانی در گولاک

    درنهایت می‌توان سؤالی پرسید و این یادداشت را هم تمام کرد. آیا در این رمان با یک تراژدی طرف بودیم یا با یک کمدی؟ شاید در ظاهر سؤالی باشد بی‌اهمیت. در جواب می‌توان گفت که حالا چه فرقی دارد که با چه طرفیم؟ هر برچسبی دلت می‌‎خواهد بزن. اما فرق می‌کند. سرتاسر رمان چیزی نیست جز فلاکت و انسانیت‌زدایی و تلاش برای مقابله با این دو. در ظاهر با یک تراژدی طرفیم. با زوال انسانیت (کاری با تعاریف آکادمیک ادبیات نمایشی ندارم). اما اگر بخواهیم آغازِ روزِ ایوان دنیسوویچ را با پایان آن مقایسه کنیم، با یک کمدی طرف می‌شویم؛ رمانی با یک پایان خوش. شوخوف در آغاز گرسنه است و بیمار. اصلاً دلش نمی‌خواهد از جایش پا شود و برود. هیچ امیدی ندارد و داغان است. در پایان اما شرایط فرق دارد. او دیگر سردش نیست. هیچ احساس بیماری ندارد. چند وعده‌ی اضافی غذا خورده. سیگارهایی خوب کشیده و به افراد هم‌گروهش کمک کرده. سوسیسی نصیبش شده و آرام پاهایش می‌کند زیر پتو و در رخوت شب چشم‌هایش را روی هم می‌گذارد. او قهرمان نیست. او قصد شورش ندارد. او بلبل‌زبان هم نیست و خودش را سر هیچ و پوچ به خطر نخواهد انداخت. ولی او امیدوار است. سعی می‌کند به‌تدریج دربرابری نیروهای انسانیت‌زدا دوام بیاورد و خودش را نبازد. شاید هم ناخودآگاه و غریزی این کار را می‌کند. موفق هم می‌شود و شاید اصلاً بتوان گفت با رمانی با پایان خوش طرفیم؛ یک کمدی انسانی در گولاک.

    داستان رمان کتاب
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیتحلیل فیلم «تو به اینجا تعلق نداری» (فلورین شِربان، ۲۰۲۶): تجلی نوین آسیب‌های طبقاتی در سینمای اروپای شرقی
    محمدرضا صالحی

    مطالب مرتبط

    رابطه‌ی من-آن؛ خوانشی از عروسک پشت پرده‌ی صادق هدایت

    پریسا جوانفر

    جهان جای وحشتناکی است و من غمگینم؛ بازخوانی رمان پالپ از چارلز بوکوفسکی

    محمدرضا صالحی

    از کجا خواندن آثار آن کارسن را شروع کنیم؟

    فینیکس
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

    تحلیل فیلم «تو به اینجا تعلق نداری» (فلورین شِربان، ۲۰۲۶): تجلی نوین آسیب‌های طبقاتی در سینمای اروپای شرقی

    چه کسی حوا را شرور کرد؟ | بازخوانی زن، گناه و آزادی در سریال «شرق بهشت»

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.