جودیت نیمن
ترجمۀ افشین رضاپور
روز قیامت (doomsday که از واژهی doom در انگلیسی باستان برگرفته شده) روز جزا[1]ست، روزی که در آن مسیح دوباره ظهور خواهد کرد تا زندگان و مردگان را مورد قضاوت قرار دهد و حکم کند چه کسی نجات خواهد یافت و چه کسی محکوم خواهد شد. در عین حال تا آنجا که میدانیم اسامی روز قیامت و روز جزا به شکلی کلیتر برای اشاره به وقایعی به کار میروند که به پایان این جهان میانجامند و آن را در بر میگیرند. این باور که جهان در تاریخی مقدر پایان خواهد یافت، همانند باور به آفرینش، تصوری جهانشمول است.
حوادث منجر به روز قیامت مسیحی با جزئیات بسیار فراوان و به موثقترین شکل ممکن در کتاب آپوکالیپس[2] (به انگلیسی: مکاشفه) شرح داده شدهاند. آپوکالیپس، واژهای یونانی به معنای «برملاکردن» و «آشکارسازی»، عنوان آخرین کتاب «عهد جدید» است. گفته میشود که کتاب مکاشفه مربوط به رؤیای یوحنای حواری از پایان جهان است، رؤیایی که خداوند از طریق فرشتهای در جزیرهی پاتموس[3] به او ارائه میکند. کتاب به حدود سال ۹۶ میلادی برمیگردد. این کتاب اولین و تنها کتاب مربوط به پایان جهان نیست، گرچه همهی کتابهای مکاشفه نیز روز نهایی جزا را در بر نمیگیرند (روزی که برترین لحظهی فرجامشناسی مسیحی، روز تحقیق دربارهی اعمال پیشین و معرفت رستگاری است). شبیهترین آثار به مکاشفهی یوحنا را میتوان در کتابهای شرعی عهد عتیق مثل کتابهای دانیال، نوشتهشده در سال ۱۶۵ میلادی، حزقیال، یوئیل، زکریا، ارمیا و اشعیا دید. متون غیرشرعی عهد عتیق که تصاویر روز قیامت را در بر میگیرند (نامهای مورد استفاده در عهد عتیق روزهای واپسین[4] و روز خداوند[5] هستند، نه روز جزا) .در کتابهای عزرا، خنوخ، طوبیا، مکابیان، و باروخ دیده میشوند. در عهد جدید، چهار قطعه معمولاً به «مکاشفهی کوچک»[6] شهرت دارند: متّیٰ ۲۴: ۳-۲۵، لوقا ۲۱: ۵-۱۳، رساله اول به کُرَنتیان ۱۵، رسالهی اول به تسالونیکیان ۴: ۱۳-۵: ۳۳. مکاشفات غیرشرعی یا جعلی متعددی، که با عهد جدید مرتبط میشوند، شامل مکاشفهی پطرس، مکاشفهی پولس، مکاشفهی توماس، مکاشفهی باکره، و مکاشفهی سن استفان هستند.
تصاویر مکاشفهای و مضامین عهد عتیق و عهد جدیدْ منابع یا همتاهایی در فرهنگها و نظامهای اعتقادی باستانیتری مثل فرهنگ و اعتقادات بابلیها، ایرانیها، زرتشتیها، گنوستیکها[7]، رواقیها و اپیکوریها دارند. از میان عناصری که عموماً مشخصکنندهی لحن و اندیشهی مکاشفهای در نظر گرفته میشوند میتوان از این موارد نام برد: توفان مقدر نهایی یا حریق، نبرد نهایی بین نیروهای خیر و شر، یک سلسله علائم و نشانهها که از پایان جهان حکایت میکنند و اغلب شامل موارد زیر هستند: ظهور دشمن خیانتپیشه (ضدمسیح در مسیحیت) ، آمدن یک منجی، فرمانروایی صلح، قضاوت نهایی که نیکوکاران را از بدکاران جدا میکند، و سرانجام بشارت جهانی جدید و متفاوت. کتابهای مکاشفه یا متون مکاشفهای کتابها و اعتقادشان به روزهای واپسین مقدر، نه تنها در بیشتر مذاهب غربی، آیین یهود، مسیحیت و اسلام، بلکه در دین زرتشتی، بهاییت و بسیاری از مذاهب شرقی و فلسفههای بودایی، هندوئیسم، کنفسیوسی و تائوئیسم رایج هستند. پایان زمان، در نواحی بسیار متنوعی ازجمله در میان مذاهب سرخپوستان آمریکای شمالی و جنوبی، مذاهب قبیلهای آفریقایی و اساطیر و روایات اندونزیایی، مائوری، پولینزیایی، ملانزیایی، و میکرونزیایی نمایان میشود.
گرچه کتاب مکاشفهی مسیحی به هیچ وجه تنها منبع جهانی دیدگاههای آخرالزمانی نیست، اما برای تمام مکاشفات غربی، متنی نهایی به شمار میرود. تصاویر و موتیفهایش آنقدر کهنالگویی هستند که طرح کلیاش را برای درک معنای روز قیامت حیاتی میکنند. راوی، یوحنا، حال خود را این گونه شرح میدهد: «در روز خداوند، حال جذب بر من دست داد» و میگوید: «و شنیدم از پشت سرم آوایی چون کرنا بانگ زد: ’آنچه را میبینی در دفتری بنگار تا به هفت کلیسا بفرستی‘»(مکاشفه ۱: ۱۰-۱۱). یوحنا مطیعانه مینگارد: «مکاشفهی عیسی مسیح که خدا بر او عطا کرد [از طریق فرشتهاش] تا آنچه را باید بهزودی روی دهد بر بندگان خویش بنمایاند.» اینها وقایعی هستند که بر پایان جهان کهن و آغاز «آسمانی جدید و زمینی جدید» (مکاشفه 21: 1) دلالت دارند.
روز قیامت، قرار است در پایان زمان و پس از نواختهشدن هفت کرنا، ظهور هفت نشانه و برداشتن هفت مهر از طومارهای سربسته و برملاشدن راز آنها پدیدار گردد. نشانههای طبیعی آخرالزمانْ، زمینلرزه، اقیانوسهای انباشته از خون، توفان، آتش، سقوط ستارگان، تاریکشدن خورشید و ماه، بیماریهای گوناگون، و بلایای دیگر هستند. این فجایع، خبر از جنگی در آسمانها میدهند و حاکی از جنگی نهایی به نام آرماگدون هستند، که در آن خیر بر شر پیروز میشود. اژدها، شیطان، برای هزار سال به زنجیر کشیده میشود و در آن مدت صلح حکمفرما خواهد شد. از همین هزار سال حکمرانیِ صلح که پیش از پایان یافتن جهان اتفاق میافتد، اصطلاح «هزارهگرایی»[8] (یا هزارهباوری[9]) به وجود میآید و برای ترسیم ایمان و حالوهوای آخرالزمانی مورد استفاده قرار میگیرد. پس از یکهزار سال، شیطان آزاد میشود. این ضدمسیح، که خود را به شکل مسیح درآورده، با نشاندادن معجزات ملتها را میفریبد تا نوکیشانی را جذب نماید که او را به جای خداوند میپرستند. سرانجام ضدمسیح شکست خواهد خورد و مسیح آسمانی دوباره در روز قیامت ظهور خواهد کرد تا زندگان و مردگان را به قضاوت بنشیند. این وقایع و صحنهها برای آنهایی که تمایلات آخرالزمانی دارند، هشدارهای مهمی محسوب میشوند تا همیشه گوشبهزنگ باشند. در میان آشناترین و بازگوشدهترین صحنههای کتاب یوحنا میتوان از کرناهای قضاوت، ستایش بره، و 144000 باکرهای یاد کرد که پشت سر مسیح، داماد، از دیوارهای جواهرنشان و خیابانهای اورشلیم مقدس میگذرند. از میان مشهورترین شخصیتهای داستان میتوان مسیح (معروف به «پسر انسان»)، زن ملبس به خورشید و ماه، جانور هفتسر، فاحشهی بابل و جانور غولپیکری[10] که ضدمسیح است نام برد. از میان مشهورترین نمادها میتوان به این نمونهها اشاره کرد: شمعدان هفتشاخه، چهار سوار آخرالزمان، بیستوچهار پیر با جامها و چنگهایشان و مسیح در ابری از شکوه و جلال، که گاهی کتاب بزرگ آغاز و پایان دنیا را در دست دارد. در این کتاب الف و ی[11] نگاشته شده است، به نقل از سخنان مسیح که میگوید «من الف و ی هستم، آغاز و انجام» (مکاشفه 1: 8).
مفسران مکاشفه طبعاً علاقهمند بودهاند که تاریخ دقیق روز قیامت را بدانند. سنت طولانی محاسبات عددی و مقایسات وقایع طبیعی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی با حوادث توصیفشده در متن یک رشته تاریخهای پیشبینیشده را برای پایان جهان به وجود آورده که زمان برخی از آنها سپری شده است. اکثر تاریخهای پیشبینیشدهی روز قیامت، گرچه نه همهی آنها، هزارهای بودهاند. بنابراین، سال 1000 برای بسیاری احتمالاً زمان پایان جهان بود. بحثهای فراوانی پیرامون این پرسش شکل گرفته است که شاید تعداد کلیساهای سبک رمانسک که در حدود سال 1000 ساخته شدند به دلیل هراس هزارهای و خلاصی از آن بود. در هزارهی بزرگ بعدی در سال 2000، جهان وحشت کرده بود که آشوب ناشی از نقص در عملکرد کامپیوترها به دلیل تاریخ آن سال، سبب فروپاشی کامل اجتماع خواهد شد. این پدیدهی «مشکل سال ۲۰۰۰»[12] شکلی از روز قیامت بود که تخیلی تکنولوژیک آن را به وجود میآورد. از آنجایی که اندیشهها و سخنان آخرالزمانی انگار در دوران تغییر و بیثباتی سیاسی، اجتماعی، جسمی و حتی تکنولوژیکی بیشتر میشوند، جای تعجب نیست که هزارهگرایی امروزه نیز ادامه دارد. در سال 1997، نظرسنجی آسوشیتدپرس نشان داد که «تقریباً ۲۵ درصد مسیحیان بزرگسال ــ بیش از ۲۶ میلیون نفر [تنها در ایالات متحده] ــ باور دارند که عیسی مسیح در دوران زندگی آنها به زمین بازخواهد گشت و حوادث وحشتناکی را به جریان خواهد انداخت که در کتابهای انجیلی مکاشفه و دانیال از آنها سخن رفته». تا سال 2000، مدیر مؤسسهی دیدبان هزاره[13] بیش از 1200 فرقه را در بانک دادههای خود ثبت کرده بود («بهزودی واقعاً آخرالزمان فرا میرسد[14]»، 1999).
یک سنت آمریکایی قیامتبینی از زمان تأسیس این کشور رونق یافته است. این سنت در تصویرپردازی قرن هجدهمی و رؤیاهای جهنمی و آتشین روحانیانی چون کاتن میدر و جاناتان ادواردز و هنگام تأسیس جوامع اتوپیایی قرن نوزدهم مثل جامعهی اِنایدا، جامعهی اِفراتا، نیو هارمونی، بِتل، و آرورا پدیدار شد. تعدادی از فرقههای فراوان هزارهگرای مشهور عبارتاند از شِیکرها، منونایتها، شاهدان یهوه، مورمونها، و اَدوِنتیستهای روز هفتم.
روز قیامت در دوران حاضر
از دههی شصت تا کنون جنبشهای هزارهگرا مثل قارچ سر برآوردهاند. جهتگیری این جنبشها از یوفوشناسی[15] گرفته تا بقاگرایی[16] گروههایی چون مونتانا فریمِن و ویسکانسین پاسی را شامل میشود. چنین گروههایی را مجلهی سرباز خوشبختی بهخوبی معرفی میکند که در آن بقافروشان سَلی در تبلیغات خود نوشتند: «شما را تا روز قیامت تأمین خواهیم کرد»). گروههای هزارهگرای سرشناس اواخر قرن بیستم عبارت بودهاند از: کلیسای اتحاد سان میونگ مون، هارِی کریشناها، معبد مردم، معروف به جونز تاون، فرقهی دیویدیها، که رهبرشان، دیوید کورش، در محاصرهی شهرک ویکو تگزاس در سال 1993 مرد، و فرقهی دروازهی بهشت که سیونه عضوش در سال 1997 خودکشی کردند.
در حال حاضر، یکی از محبوبترین مضامین در میان بسیاری از فرقههای مسیحی، شیفتگی، یک شیفتگی واقعهبنیاد اما ناگفته، به مکاشفات عهد عتیق و عهد جدید است. این شیفتگی به لحظهی وجدآوری در «پایان زمان [اشاره میکند که] انسانهای دوباره تولدیافته به آسمان برکشیده خواهند شد تا خداوند را ملاقات کنند». البته این فهرست کوتاه طرحی کوچک از تاریخ طولانی و محبوبیت فعلی این موضوع مهم را، هم در آمریکا و هم در سراسر جهان، به دست میدهد. هزارهگرایی نه تنها در اشکال مذهبی و تکنولوژیک بلکه در حوزههای گوناگونی چون فلسفه، هنر، اقتصاد، سیاست، کیهانشناسی، بومشناسی و ادبیات نیز پدیدار شده است. آلتایزر احتمالاً از بسیاری از این شیوهها صحبت میکرد که نوشت: «یافتن یک اثر ادبی مهم قرن بیستمی که آخرالزمانی نباشد، اگر نگوییم ناممکن، فوقالعاده دشوار است». اگر جبرگرایی آخرالزمانی در دورانهای آشوب و اضطراب گسترش بیابد، شهروندان قرن بیستویکمی میتوانند انتظار پیشبینیهای فراوانی را داشته باشند که روز قیامت نزدیک است.
[1]. the Day of Judgment
[3]. Isle of Patmos
[4]. Last Days
[5]. Day of the Lord
[6]. the Little Apocalypse
[7]. Gnostis: مذهبی که قرن دوم میلادی در رم گسترش یافت و پیرواناش به ثنویت اعتقاد داشتند ــ م.
[8]. millenarianism
[9]. chiliasm
[10]. Great Beast
[11]. Alpha and Omega
[12]. Y2K: در بسیاری از برنامهها سالهای چهار رقمی فقط با دو رقم آخر در نظر گرفته میشدند و این باعث میشد سال 2000 از سال 1900 تشخیصناپذیر باشد.
[13]. Millenium Watch Institute
[14]. Apocalypse Really Soon
[15]. UFOlogy: مطالعهی پروندهها، شواهد و گزارشها در ارتباط با اشیای پرنده ــ م.
[16]. Survivalism: جنبشی که طرفداران خود را برای از بین رفتن تمدن به دلیل بلایای طبیعی، جنگ، فروپاشی اقتصادی و .. آماده میکند ــ م.


