Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نقد فیلم سینما پیشنهاد سردبیر

    واکاویِ خودِ کاذب و میلِ دیگری در «زلیگ» وودی آلن

    مهرداد پارسامهرداد پارسا۷ مرداد , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    زلیگ
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    به‌‌ ندرت پیش می‌آید که بیننده حین تماشای فیلم‌های وودی آلن بتواند خود را در سطح کمدیِ محض نگه دارد و به بُعدِ انتقادی یا آسیب‌شناختیِ آن‌ها وارد نشود. این تجربه‌ی دوگانه لاجرم ما را به بازاندیشی در ماهیت کمدی فراتر از سنت کلاسیکِ آن سوق می‌دهد. برخلاف برداشت ارسطویی در بوطیقا که کمدی را از قابلیت کاتارسیس تهی می‌داند و دست‌آخر آن را به سرگرمی‌ای فاقد ارزش دلالتی تقلیل می‌دهد، فروید برای مثال نشان‌ می‌دهد که امر کمیک (چه در قالب لطیفه و چه در ساختارهای کمدی) اغلب مانند بازگشتِ امر سرکوب‌شده عمل می‌کند و حقیقتی پنهان را درباره‌ی سوژه برملا می‌سازد. امر کمیک چه‌بسا ممکن است تجلی غیرمستقیمِ رنج، میل یا اضطرابی باشد که مستقیماً نمی‌تواند به بیان درآید و در نتیجه بیش از آن‌که پوشاننده‌ی رنج و راهی برای گریز از اختلال درونی باشد، سمپتومِ آن است. این همان رویکردی است که تا حدی جهان سینماییِ وودی آلن را توصیف می‌کند. در آثار او فورانِ «خنده» لحظه‌ای را نشانه‌گذاری می‌کند که انسجام نمادین در برابر فشار رنج فرو می‌پاشد، و این امر کمدی را به روی دیگرِ تراژدی بدل می‌سازد.

    از میان آثار آلن، فیلم «زلیگ» (1983) استعاره‌ی قدرتمندی از تراژدی سوژه است که بر اختلال هویتی و ایده‌ی شخصیت تمرکز می‌کند. فیلم به اختلالِ استعاریِ مردی به نام لئونارد زلیگ می‌پردازد که وقتی در کنار دیگران قرار می‌گیرد، ناخواسته به شکل و شمایل آنان درمی‌آید. دگردیسی‌های بی‌شمار او در فیلم (که او را به «آفتاب‌پرست» تبدیل می‌کنند)، از تقلید رفتار و حالات دیگران فراتر می‌روند و جسم و فیزیکِ او را نیز تغییر می‌دهند. اگر از تعبیر فروید و بروئر در «مطالعاتی درباب هیستری» (1895) استفاده کنیم، زلیگ موردی از روان‌نژندی است که شکلی از «هیستریِ تبدیلی» را بروز می‌دهد (تبدیل شدنِ تعارض روانی یا نیروی میلِ سرکوب‌شده به یک اختلال جسمی). او می‌خواهد دیگران او را دوست داشته باشند و بپذیرند، اما به دلیل عدم اطمینان از شخصیت و فردیت‌اش، نمی‌تواند خطر کند و در هیئتِ خودش در برابر دیگران ظاهر شود. در وضعیت‌های متعارف‌تر، شخص ممکن است خودش را فردی دیگر معرفی کند یا از رفتارهای دیگران تقلید کند (زلیگ در اولین مرحله از اختلال‌اش به دروغ به دوستان‌اش گفته بود که «موبی دیک» را خوانده است تا همرنگ گروه دوستان‌اش شود)، اما زمانی که اضطرابِ طرد در فرد شدت بگیرد، به سمپتومی جسمی و فیزیکی منجر می‌شود. بر اساس دیدگاه فروید و بروئر، تبدیل هیستریک «به تبدیل شدنِ انگیختگی روانی به علائم جسمیِ مزمن که از ویژگی‌های بارز هیستری است» اشاره دارد (فروید و بروئر، 1981، 86). به همین دلیل است که او برای پذیرفته شدن در جمع چینی‌ها رسماً به یک چینی تبدیل می‌شود و در جمع سیاهپوستان به هیئت فردی سیاهپوست درمی‌آید. این در حکمِ نوعی «سازشِ» برآمده از مکانیسم دفاعی است که هم می‌تواند میل او را (برای پذیرفته‌ شدن) کامیاب کند و هم او را از ترسِ «خود بودن» نجات دهد. اگر در طرح متعارف روان‌کاوی، اگو وظیفه‌ی مدیریت مرزهای بین خود و دیگری را بر عهده دارد، زلیگ موردی را نشان می‌دهد که اگو به تمامی فرو پاشیده و توانِ ایجاد تمایز را از دست داده است.

    در صورت‌بندی لکانی، اگوی تضعیف‌شده‌ی زلیگ از وجود بحرانی در مرحله‌ی آینه‌ای خبر می‌دهد. «مرحله‌ی آینه‌ای تکوین اگو از خلال همانندسازی را توضیح می‌دهد: اگو، نتیجه‌ی همانندسازی شخص با تصویر آینه‌ایِ خویش است» (اونز، 1996، 118). کودک از طریق مواجهه با تصویرِ در آینه می‌تواند به درک منسجمی از تنِ چندپاره‌ی خویش دست یابد و هویتی برای خود دست و پا کند. این تصویر به او اجازه می‌دهد تا اندام‌های گسسته‌ی خود را در قالب پیکری که به واسطه‌ی گشتالتی مکان‌شناختی شکل گرفته، تجمیع کند. اما مهم‌تر آن‌که کودک، تصویرِ در آینه را به عنوان یک دیگری تشخیص می‌دهد و از این رو راهِ تکوینِ اگو از «دیگری» می‌گذرد. او با «دیگری» (چه تصویر خودش در آینه و چه اسباب‌بازی‌ها یا والدین‌اش و دیگران) همانندسازی می‌کند، تا وقتی بتواند با جدایی نسبی از تصویر و با «نام پدر» به ساحت نمادین قدم بگذارد و هویت مستقلی را شکل دهد. بر این اساس، زلیگ به فردی می‌ماند که گویی در مرحله‌ی آینه‌ای تثبیت شده و نتوانسته به ساحت هویت نمادین‌ که با تکوین اگو و تمایزیابی تعریف می‌شود، قدم بگذارد. او حتی در بزرگسالی تصویرش را در آینه‌ی دیگری می‌بیند و این تصویر به تنها امکانِ بودن‌اش بدل می‌شود. اما مرحله‌ی آینه‌ای نه فقط لحظه‌ی پیدایش اگو، بلکه مبنای ایجادِ میل نیز به حساب می‌آید، زیرا کودک با تصویری از خود مواجه است که از خلال میلِ دیگری ایجاد می‌شود. این عبارتِ لکان که «میل، میل دیگری است» (لکان، 1977، 312)، به این معنا است که میلِ سوژه معطوف به میل دیگری است و حتی سوژه می‌خواهد ابژه‌ی میل دیگری باشد و نهایتاً میل سوژه تنها از طریق ساختار میلِ دیگری شکل می‌گیرد. سوژه همواره تلاش می‌کند تا به این پرسش پاسخ دهد که «دیگری از من چه می‌خواهد؟» تا بتواند خود را در نسبت با آن تعریف ‌کند. در این مورد نیز تثبیتِ زلیگ در این مرحله، وابستگیِ ساختاری میل او به میل دیگری را نشان می‌دهد: او تنها می‌خواهد چیزی باشد که دیگری از او طلب می‌کند. گرچه این گزاره‌ی لکانی در مورد همه صدق می‌کند، اما وجه تمایز زلیگ این است که این مکانیسم را در وجه افراطی‌اش تجسم می‌بخشد، زیرا نه فقط از حیث ساختاری، بلکه هر لحظه می‌خواهد به چیزی که دیگران (افراد حاضر در اتاق) از او می‌خواهند تبدیل شود و این امر تا حدِ دگردیسیِ فیزیکی پیش می‌رود.

    اما گذشته از فروید و لکان، احتمالاً این دونالد وینیکات، روان‌کاو بریتانیایی است که بیش از همه ابزاری برای درک اختلال زلیگ به دست می‌دهد (دانش عمیق وودی آلن از فلسفه و روان‌کاوی، در کنارِ اشارات صریح او به فروید و روان‌درمانی و تأکید فیلم بر جلسات روان‌کاوی، به واقع یک تلاش روان‌کاوانه‌ی دیگر برای واکاوی زلیگ را توجیه می‌کند). وینیکات، نظریه‌پردازِ رشد شخصیت و روابط ابژه‌ای میان دو شکل از «خود» تمایز می‌گذارد: «خودِ حقیقی» هسته‌ی اصلیِ «وجود» کودک است که بر شالوده‌ی کشف و تثبیتِ تقابل «من» و «جز-من» بنا دارد، و به واسطه‌ی آن حسِ واقعی بودن و زنده بودن ایجاد می‌شود. در مقابل، «خودِ کاذب» ساختاری دفاعی و انطباقی است که در محیطی تهدیدآمیز برای حفاظت از «خودِ حقیقیِ» آسیب‌پذیر شکل می‌گیرد. زلیگ احتمالاً نمونه‌ی بالینیِ افراطی و تراژیکِ وضعیتی است که در آن، «خودِ کاذب» به تمامیتِ وجود فرد تبدیل می‌شود و «خودِ حقیقی» را از دور خارج می‌کند. بر پایه‌ی بحث وینیکات، تکوین این «خودِ کاذبِ» فراگیر، همواره ریشه در شکستی در محیط اولیه‌ی رشد کودک دارد. او از مفهوم «مادرِ به‌کفایت خوب» و «محیط حمایتگر» و مساعد سخن می‌گوید که در آن نیازهای نوزاد دریافت شده و به حرکات و نیازهای او پاسخ داده می‌شود. وینیکات می‌گوید، «محیط به‌ کفایت خوب از سطح بالایی از انطباق با نیازهای فردی نوزاد آغاز می‌شود. معمولاً مادر قادر است این انطباق را فراهم آورد، زیرا در وضعیت خاصی قرار دارد که من آن را اشتغال ذهنیِ اولیه‌ی مادرانه نامیده‌ام» (وینیکات، 66، 2017). اما وقتی این محیط مادرانه‌ی مساعد وجود نداشته باشد و به نیازها و بروزات نوزاد توجه نشود، نوزاد بروزات و انتظاراتِ مادر و اطرافیان را جایگزینِ غرایز خودانگیخته‌اش می‌کند تا پاسخی بگیرد و دیده شود، و این شرایط «خودِ کاذب» را ایجاد می‌کند. زلیگ وقتی در حالت هیپنوتیزم به دوران کودکی‌اش اشاره می‌کند، درمی‌یابیم که فاقد هر شکلی از محیط حمایتگر یا «مادرِ به کفایت خوب» بوده است. روایتِ کمدی-تراژیک او نشان می‌دهد که در خانواده‌ای نابهنجار بزرگ شده و به عنوان پسربچه‌ای یهودی نه از سوی جامعه و نه از جانب مادر و خانواده‌ هیچ حمایتی دریافت نکرده است. بنابراین، به جای آن‌که بتواند فرآیند جدایی را با اتخاذ موضعی نسبت‌به مادر بدون ایجاد وضعیت تروماتیک تکمیل کند، تنها ترومایی برایش ایجاد می‌شود که معنایی جز «‌از‌هم‌‌گسیختنِ استمرارِ سیر وجود فرد» ندارد، زیرا «تنها بر بستری از استمرارِ وجود است که احساسِ خود، احساسِ واقعی بودن، و بودن می‌توانند در نهایت به عنوان ویژگی‌هایی از شخصیت فرد تثبیت شوند» (همان). در شرایط این ازهم‌گسیختگی، زلیگ «خودِ کاذب»‌اش را فربه می‌کند تا به بودن ادامه دهد. در حالی‌که خواهر او در نتیجه‌ی این محیط نامساعد به الکل و دزدی رو می‌آورد و برادرش دچار جنون می‌شود، زلیگ با «خودِ کاذب»اش تلاش می‌کند تا «خودش را با زندگی وفق دهد». او در پاسخ به دکتر فلچر در مورد انگیزه‌ی دگردیسی‌هایش می‌گوید، «چون این‌ طوری امن‌تره». او آموخته که برای دیده شدن باید به دیگری تبدیل شود، و خلاصه ‌‌که «خودِ حقیقی»‌اش را که آکنده از اضطراب و احساس بی‌ارزشی است در پسِ هزاران هویت عاریه‌ای پنهان می‌کند تا انطباق یابد. اما انطباق‌پذیری او ناشی از گرایش اجتماعی نیست، بلکه استراتژی ناخودآگاه او برای بقا است تا اضطراب مواجهه با پوچیِ خویش را از بین ببرد.

    زلیگ که با این اختلال به چهره‌ای مشهور تبدیل شده، گمانه‌زنی‌های مختلفی را برمی‌انگیزد و تحت شیوه‌های درمانی گوناگونی قرار می‌گیرد. وودی آلن بخش زیادی از این‌ها و حتی رویکردهای روان‌پزشکی و دارودرمانی را به سخره می‌گیرد و در این میان تنها به رویکرد روان‌کاوانه‌ی دکتر فلچر اعتبار می‌دهد. وینیکات معتقد بود که وظیفه‌ی درمانگر ایجاد شرایطی است که بیمار بتواند به نقطه‌ی شکست آغازین بازگردد و این بار تجربه‌ای متفاوت را از سر بگذراند. دکتر فلچر نیز در این کار موفق می‌شود و می‌تواند همان محیط حمایتگر را که زلیگ در کودکی از آن محروم بوده، بازسازی کند. او با ایفای نقشِ «مادر به‌‌ کفایت خوب» به زلیگ مجال می‌دهد تا برای اولین بار احساس کند که می‌تواند «خودش» باشد. اما طنز ماجرا این‌که او به حدی جنبه‌ی دیگرِ شخصیتِ زلیگ (ابراز عقیده و «خود» بودن) را تقویت می‌کند که موقعیت مضحکی شکل می‌گیرد. وقتی چند درمانگر و دکتر برای بررسی نتیجه‌ی درمان زلیگ به ملاقات‌اش می‌آیند، زلیگ به قدری روی عقیده‌ی شخصی‌اش درمورد هوا پافشاری می‌کند که با یکی از آن‌ها درگیر می‌شود. اما در نهایت پس از کمی «تنظیماتِ» دیگر، فلچر می‌تواند او را به وضعیت متعادل بازگرداند. به‌قولی او موفق می‌شود یک «سوژه‌» ایجاد کند و زلیگ را به «موجودی با عملکرد اجتماعی مناسب» یا یک موجود «بهنجار» بدل سازد (پاپسون، 2013، 153). با این همه، این وضعیتِ ظاهراٌ پایدار نتیجه‌ای نیست که آلن بخواهد با تأکیدِ صرف بر ارزش احتمالیِ روان‌کاوی به آن بسنده کند، و مسئله این است که بازگشت خود به ساختار بهنجار، به ناگزیر فرم دیگری از انقیاد از آب درمی‌آید.   

    این نکته به ویژه زمانی به چشم می‌آید که برای لحظه‌ای بر داده‌های تاریخی و اجتماعیِ فیلم تمرکز کنیم. در حقیقت، وودی آلن در فیلم تنها بر محیط کودکی و ساختار فردیِ زلیگ تمرکز نمی‌کند، و او را محصول ساختار جامعه هم می‌داند. برخی رویکرد آلن در فیلم را در کنار بینش‌های مکتب فرانکفورت و مشخصاً اریش فروم قرار می‌دهند، به ویژه که فروم در آثارش تلاش می‌کند تا پیوندهای میان اختلالات روانی و جنبه‌های اجتماعی را بررسی کند. از این جهت، فیلم را می‌توان نمونه‌ای از «تناقضات اجتماعی و فرهنگی مدرنیته» تلقی کرد، و به واقع روایتِ صدای روی تصویر که به ویژگی‌های امریکای دهه‌ی بیست اشاره دارد این مسئله را تأیید می‌کند. سوزان سانتاگ (که در فیلم در نقش خودش ظاهر می‌شود تا وجه مستندنمای فیلم را تقویت کند) می‌گوید، زلیگ «پدیده‌ی دهه‌ی بیست بود» و نویسنده و منتقد امریکایی، اروینگ هاو، اشاره می‌کند که «سرنوشت او نمایانگر سرنوشت تمدن و ویژگی‌های دوران ما است… و تمام بن‌مایه‌های فرهنگ ما در آن به چشم می‌خورد». این اظهارات در پیوند با شکوفایی اقتصادی امریکا و مصرف‌گرایی و کاپیتالیسم، یحتمل این ایده را تداعی می‌کنند که افراد برای دیده شدن و پیشرفت‌های اقتصادی و شغلی چاره‌ای جز نوعی زیستِ زلیگی ندارند؛ زلیگ نمادِ هر سوژه‌ای است که می‌خواهد از طریق همرنگی افراطی با ملزومات پیشرفت «پذیرفته شود» و محصول جامعه‌ای است که هویت را نه از درون، بلکه از خلال انعکاس‌ آن در چشمان دیگری (جامعه‌ای شدیداً کاپیتالیست و رسانه‌محور) تعریف می‌کند. بنابراین، «میل و اشتیاق زلیگ برای دوست داشته شدن تجلیِ رویای امریکایی است» و از این ‌رو زلیگ (نظر به این‌که آلن در ابتدا و انتهای فیلم جملاتی را به فیتزجرالد نسبت می‌دهد و در فیلم می‌آورد) بلندپروازی‌های «گتسبی بزرگ» را تداعی می‌کند (گرگس، 2002، 91). فیتزجرالد نشان می‌دهد که این رویا نه به رهایی یا فردیت، بلکه عاقبت به مصرف‌گرایی و پوچیِ اخلاقی منتهی می‌شود. در جامعه‌ی زلیگی، ازخودبیگانگی موج می‌زند و کاپیتالیسم هر سوژه‌ای را به یک ابژه، کالا یا چرخ‌دهنده‌ای در ماشین سرمایه بدل می‌سازد. کالایی شدنِ خودِ پدیده‌ی زلیگ و ساخته شدنِ انواع کیچ‌های زلیگی و نمایش‌های مختلف، نکته‌ای است که نشان می‌دهد این سازوکارِ بلعنده حتی از اختلالِ بیمار نیز سود می‌برد. جامعه‌ای که هر فردی را در جایگاه زلیگ قرار می‌دهد، آشکارکننده‌ی سویه‌های تاریک مدرنیته است. «آلن به بررسی تلاقی معنا، لذت و هویت در نسبت با تناقضات اجتماعی و فرهنگی مدرنیته می‌پردازد … و جهان داستانی زلیگ ادامه‌ی مستقیم تحلیل فروم (1941) درباب شرایط روان‌شناختی زیربنایی‌ای است که مدرنیته پدید آورده است…» (پاپسون، 2013، 148). با این همه، میان این دو تفاوت چشمگیری وجود دارد. اگر فروم، در مقام روان‌کاوی نئوفرویدی و مارکسیستی انسان‌گرا، در آثاری همچون گریز از آزادی (1941) و جامعه‌ی سالم (1955) از امکان بازسازیِ خود، رها از لزوم همرنگی یا سازش بیمارگونه با ساختارهای اجتماعی سخن می‌گوید و گمان می‌کند فرد می‌تواند با اصلاح ساختارهای اجتماعی و اقتصادی از بی ‌هویتیِ مدرن (یا بگوییم دگرهویتی) گذر کند، وودی آلن اما در فیلمِ خود در این خوش‌بینی سهیم نمی‌شود.

    رویکرد آلن بیش از آن‌که رهایی‌بخش باشد، نیهیلیستی و تلخ و گزنده است و اثرش کمدیِ سیاه و تراژیکی است که نوعی بن‌بستِ اگزیستانسیالیستی و پوچیِ ساختاری را به تصویر می‌کشد. از یک سو، اشاره کردیم که در تحلیل نهایی، میان زلیگ و سوژه‌های «بهنجار» تفاوت چندانی وجود ندارد. وودی آلن فیلم را سیاه و سفید و به سبک مستند تقلبی یا مستندنما ساخته، و تصاویر آرشیوی، مصاحبه با متخصصان و حضور متفکرانی مانند سوزان سانتاگ و دیگران و حتی هیتلر همگی حس مستندِ فیلم را تقویت می‌کنند. این تمهید باعث می‌شود تا زلیگ از موجودی خیالی و «سوررئال» به فردی «واقعی» تبدیل شود که آلن می‌خواهد (به‌بیان خودش) داستانِ «رئالیستی»‌‌اش را بازگو کند. به علاوه، برخلاف رسانه‌ها و پزشکان که از «اختلال منحصر‌ به‌ فرد زلیگ» سخن می‌گویند، آسیب‌های خانوادگی و بحران‌های روانیِ متعاقب آن در هر فرد، تبیین لکان از نقش انکارناپذیر همانندسازی در تکوین اگو و میل دیگری، و وجود فراگیر محیطی که همواره تاحدی «خودِ کاذب» وینیکاتی را فعال می‌کند، در کنار الگوهای اجتماعی و روان‌شناختی که هر لحظه فرد را به تبعیت و بهنجاری فرامی‌خوانند، همگی نشان می‌دهند که زیستِ زلیگی وضعیتی مشترک و همگانی است. تنها تفاوت شاید این باشد که زلیگ نسخه‌ای کمیک و اغراق‌شده از سوژه‌های دیگر است که نمی‌تواند (برخلاف سوژه‌های بهنجار) تغییرات را درونی و نامحسوس کند و آن‌ها را در ابعادِ فیزیکی نیز بروز می‌دهد. و با این همه، جامعه تفاوتی بنیادین میان این دو می‌گذارد. در واقع، اگر بخواهیم از تعبیری بودریاری استفاده کنیم جامعه زلیگ را به شهرت می‌رساند و از «پدیده‌ی زلیگ» صحبت می‌کند تا شباهت او با سایرین را انکار کرده و القا کند که چیزی به نام سوژه‌ی بهنجار (و به تمامی متمایز از زلیگ) می‌تواند وجود داشته باشد. 

    از سوی دیگر، پایان‌بندیِ فیلم که وودی آلن مشخصاً آن را به قصد تمسخرِ پایان‌های شادِ سینمای هالیوود ساخته است، نشان می‌دهد که زلیگ در نهایت نمی‌تواند به «خودِ حقیقی»‌اش دست یابد. او حتی در بستر مرگ همچنان درگیر خواندن «موبی دیک» باقی می‌ماند و این شاید نشان دهد که این اختلال چیزی ساختاری است و هیچ هسته‌ی خاصی تحت عنوان «خودِ حقیقی» وجود ندارد. در اواخر فیلم درمانِ روان‌کاوانه‌ی فلچر موفق به نظر می‌رسد، اما وقتی زلیگ وارد جامعه می‌شود، باز هم جذبِ ساختارهای غالبِ دیگر می‌شود. این یعنی او خود را شبیه کسی می‌کند که دکتر فلچر بتواند به او دل ببازد و جامعه از او به عنوان فردی مبادی آداب و بهنجار یاد کند: او حتی اگر نه از دیگری، اما از الگوهای رسمیِ «دیگری بزرگ» تبعیت می‌کند. فروید در کتاب تمدن و ناخوشایندی‌های آن (1930) می‌گوید، تمدن در ازای نظم و امنیت بهای سنگینی از ما طلب می‌کند که چیزی نیست جز سرکوب رانه‌های فردی. هر سوژه‌ای برای مقبولیت در اجتماع چاره‌ای ندارد جز آن‌که بخش مهمی از غرایز و تکینگی‌اش را سرکوب کند و با هنجارها همراه شود. بنابراین، گذشته از این‌که میان زلیگ و افراد ظاهراً بهنجار تفاوت معناداری وجود ندارد، مسئله این است که هیچ هسته‌ی خودینه‌ای هم وجود ندارد که جایی در پس نقاب‌ها منتظر پدیدار شدن باشد.

    اما مسئله حتی زمانی تأمل‌برانگیزتر می‌شود که این ویژگی را در کنار فاشیسم قرار دهیم. آلن در مصاحبه‌ای اشاره می‌کند که این تلاش برای همراهی و همرنگی با دیگران رفتاری است که می‌تواند ابعاد وسیعی پیدا کند و نهایتاً به فاشیسم منجر شود (پیوستن زلیگ به حزب نازی و همراهی با هیتلر به‌ منزله‌ی نقطه‌ی اوجِ اختلال‌اش در این‌جا معنادار می‌شود). در واقع، فقدان هویت و نیاز مبرم به انطباق، می‌تواند شخص را به پذیرش بی‌قید و شرط نظام‌های سرکوبگر و ساختارهای فاشیستی سوق ‌بدهد. اما اگر بر اساس مباحث‌مان تا این‌جا سوژه اساساً چنین ساختاری دارد، پس آیا «زلیگ» ما را با این حقیقت هولناک مواجه نمی‌کند که سوژه همواره حدی از فاشیسم را در درون‌اش نهفته دارد؟


    منابع

    _ Evans, Dylan. An Introductory Dictionary of Lacanian Psychoanalysis. Routledge. 1996.

    _ Freud, Sigmund. Breuer, Josef. “Studies on Histeria.” The Standard Edition of the Complete Psychological Works of Sigmund Freud, Volume I I (1893-1895), translated and edited by James Strachey, Hogarth Press, 1981.

    _ Girgus, Sam B. The Films of Woody Allen. Cambridge University Press. 2002.

    _ Lacan, Jacques. The Seminar of Jacques Lacan, Book XI: The Four Fundamental Concepts of Psychoanalysis. Trans. Alan Sheridan. London. Hogarth.

    _ Papson, Stephen. Critical Theory and the Cinematic World of Woody Allen. In A Companion to Woody Allen. eds. Peter J. Bailey and Sam B. Girgus. Wiley-Blackwell. 2013.

    _ Winnicott, D.W. The Collected Works of D.W. Winnicott. Volume 8. eds. Lesley Caldwell and Taylor Robinson. Oxford University Press. 2017.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیدنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی
    مقاله بعدی یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | پله آخر
    مهرداد پارسا

    مطالب مرتبط

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.