فیلم «خواب بزرگ» (The Big Sleep) یک درام نوآر تودرتو از مأموریت کارآگاهی است که اجیر شده تا پروندهای را به نتیجه برساند. حرکت در این مسیر او را با زنجیرهای از فریب و فساد و دروغ و قتل و جنایت مواجه میکند که همگی محملی برای یک ماجرای عشقی هستند.
هاوارد هاکس، فیلمنامهنویس، کارگردان و تهیهکننده آمریکایی از دهۀ بیست میلادی طی پنج دهه حدود پنجاه فیلم در ژانرهای گوناگون ساخت که ویژگی مشترک آنها داستانگویی دقیق و حساب شده با تکیه بر جزئیات و نقشآفرینی قابل تأمل بازیگران است.
مجموعهای از این مؤلفههای مشترک است که او را به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و سینمادوستان بدل به سینماگری مؤلف کرده است. جالب اینکه هاکس همواره در فیلمهایش از حضور نویسندگان و فیلمنامهنویسان بهره میبُرد و همین نکته میتواند برای فیلمسازانی قابل توجه باشد که میپندارند فقط با نگارش فیلمنامه توسط خودشان مؤلف میشوند یا خود را مؤلف مینُمایانند!
فیلم «خواب بزرگ» که با نامهای «خواب گران» و «خواب ابدی» نیز شناخته میشود، سال ۱۹۴۶ بر اساس رمانی به همین نام نوشته ریموند چندلر، از معروفترین رماننویسان جنایی و پلیسی ساخته شد. این رمان سال ۱۹۳۹ منتشر شد و اقبال عمومی به آن و البته درهم تنیدگی درامی جزئی نگر، رازآلود و کنجکاویبرانگیز از دلایل اقتباس سینمایی از آن شد.
شخصیت کارآگاه خصوصی معروف، فیلیپ مارلو برای اولین بار در این رمان معرفی شد و در ادامه نیز در شش رمان دیگر حضور پیدا کرد. کارآگاهی باهوش، مرموز، طناز، بدبین و کنایهزن که کمترین تأثیرپذیری را از رویدادها و آدمهای پیرامونش دارد و تنها به انجام مأموریت میاندیشد. اما در این پرونده پیچیده درگیر ماجرایی عاطفی – به سبک خودش- میشود، بیآنکه شاهد بروز و نمودی کلیشهای از کشش عاشقانۀ او باشیم.
فیلمنامۀ اقتباسی «خواب بزرگ» با قلم ویلیام فاکنر (نویسنده رمان «خشموهیاهو» و برنده جایزه نوبل ادبیات)، لی براکت (نویسنده «ریوبراوو» و «خداحافظی طولانی») و جولز فورثمن (نویسنده «ریوبراوو») به نگارش درآمد.
این فیلم سال ۱۹۹۷ و ۲۰۱۷ (به فاصلۀ بیست سال) دو جایزه از محافل معتبر سینمایی دریافت کرد و کتابخانه کنگره آمریکا این اثر را به جهت فرهنگی، تاریخی و زیباییشناسی واجد اهمیت دانسته و به فهرست ملی ثبت فیلم اضافه کرد.
سال ۱۹۷۸ مایکل وینر؛ فیلمساز انگلیسی اقتباس سینمایی دیگری از رمان چندلر با بازی رابرت میچام در نقش فیلیپ مارلو انجام داد. برخلاف فیلم هاکس که در لسآنجلس دهۀ چهل میلادی روی میداد، این فیلم در لندن دهه هفتاد میگذشت و به مفاهیم و مسائل جسورانهتر و صریحتری میپرداخت، اما نتوانست به محبوبیت و کیفیت نسخۀ اولیه «خواب بزرگ» نزدیک شود.
محور اصلی فیلم «خواب بزرگ» کاراکتر فیلیپ مارلو (همفری بوگارت) است، یک کارآگاه خصوصی که از طرف ژنرال اِسترنوود مأموریت مییابد تا بدهیهای دختر قماربازش، کارمن (مارتا ویکرز) را حل و فصل کند.
اما همان ابتدای کار مواجهه با خواهر بزرگ کارمن، ویویان (لورن باکال) ماجرا را برای مارلو پیچیده میکند، هم به جهت روند پروندهای تودرتو و پر ابهام از خلافها و خلافکاران متعدد و گوناگون، هم به جهت کشش و علاقهای که بین او و ویویان ایجاد میشود.
فیلم بر مبنای جهانبینی آثار نوآر بر زنجیرهای از خلاف و جنایت و سیاهکاری با نگاهی ابهامبرانگیز و بدبینانه استوار است که راهی به رستگاری و گشایش ندارد. حتی عشق نیز همچون مرهمیگذرا بدل به تجربهای یکتا برای کاراکتر محوری میشود که غیرقابل تکرار باقی میماند.
به همین واسطه است که کلاف درهم پیچیده درام این پرونده جنایی هرچه پیش میرود، به جای باز شدن و شفافیت تدریجی برای مخاطب، با داستانها و کاراکترهای فرعی جدید درهم آمیختهتر میشود، اما تعلیق و کنجکاویبرانگیزی و جذابیت پیگیری آن در این روند رنگ نمیبازد.
بخش عمده این ویژگی برآمده از جنس و بافت درام است که متأثر از رمان چندلر، متکی بر کاراکتری کاریزماتیک، ماجراجو، غیرقابل پیشبینی و طناز است که با حضور بوگارت، به کاراکترهایِ محبوبِ ایفا شده توسط او همچون ریک بلین در «کازابلانکا» پهلو میزند و مخاطب را به کشف و همراهی و نظاره جهان فیلم از دریچه نگاه خود فرامیخواند.
بهخصوص حضور زوج بوگارت و باکال که در زندگی واقعی نیز زوج بودند، مزید بر علت شد تا بازنمایی رابطۀ عاشقانه مثالزدنی آنها بر بستر درامهای متفاوت، کنجکاویبرانگیز و جذاب باشد. همچون «داشتن و نداشتن» که جرقه این عشق را روشن کرد و در «خواب بزرگ» استمرار یافت.
به این ترتیب مخاطب در طول نزدیک به دو ساعت خود را به سایهروشنهای سیاهوسفید بصری و شخصیتپردازانه فیلمی میسپارد که او را مرتب به تجدید نظر در یافتهها و دانستههایش وامیدارد و بهجای ترسیم نقطه ثبات به هرجومرج و نهایتاً بازخوانی باورهایش حتی از خط اصلی درام و کاراکترهای پیرامونی میرسد و… این یعنی نقطه اوج فلسفه درام نوآر.
اما یک نکته تغییرناپذیر وجود دارد و آنهم شخصیت فیلیپ مارلو است که حتی غرق شدن در چنین پرونده آلوده به قتل و جنایت و فساد و دزدی و… حتی عشق، قرار نیست خدشه و خللی در او ایجاد کند یا موجب تغییر و تحول کاراکترش شود.
این ویژگی، فیلم را واجد تنها نقطه ثبات محوری میکند که برآمده از شخصیت چندلایه و پردازش شده مارلو است. کاراکتری که پیشبرنده درام است و مخاطب را همچون یک مشاهدهگر به نظاره تجربههای خود برای حل معمای این پرونده جنایی و جهان پیرامون وامیدارد.
ویژگی دیگر فیلم و فیلمنامه که طبعاً برآمده از رمان چندلر است، دیالوگهای چندساحتی، معنادار و کنایهگون است که چند هدف شخصیتپردازانه و دراماتیک را در عین حال نشانه میروند، بهخصوص در رابطه بین مارلو و ویویان.
گویی گفتوگو، عرصۀ همآوردی این زوج است تا نبرد درونی و مجادله عاطفی زیرپوستی را به عرصۀ گفتوگوی بهظاهر عادی و کاری بکشانند، دو عاشق که سهل و آسان بههم کام نمیدهند چون آماده رقابت و مسابقه هستند. کنایههای کلامی آنها در عین زخم زدن به نوعی عاشقانه و متقابلانه است و همین ویژگی منحصربهفرد است که رابطۀ آنها را به سبک خاص خودشان ماندگار میکند.
تیتراژ فیلم «خواب بزرگ» با نمایی ضدنور از سیگار روشن کردن مارلو برای ویویان آغاز میشود که همچون یک کد نانوشته این شروع معنادار را به فینال پیوند میزند، به نمایی که دو سیگار نیمسوخته در زیرسیگاری، قرار است تداعیکننده رابطهای باشد که نه به موازات پرونده جنایی محوری، بلکه در ساحتی اولیتر، خوانش عاشقانه فیلم را برجسته میکند.
مطالب پیشین:


