فیلم «بدون اظهارنظر» (No Comment) ساخته پتر ناس از سینمای رو به رشد این سالهای نروژ- که به تازگی در بیست و نهمین دوره جشنواره شبهای سیاه تالین به نمایش درآمد و جایزه بهترین فیلمنامه را هم به خانه برد- چهره دیگری از این سینما را عیان میکند: سینمای سیاسی/اجتماعی که یک موضوع روز را به چالش میکشد.
فیلم با اشاره به این که شخصیتها و اتفاقات غیرواقعی هستند آغاز میشود اما در این نوشته ابتدایی با کلمه غیرواقعی شوخی میکند و یک نقطه تردید باقی میگذارد، گویی که همه آن چیزی که تماشاگر میبیند میتواند بخشی از واقعیت انکارناپذیر در پشت پردهها باشد که میتواند در هر کشوری اتفاق بیفتد: نمایش عریان دستهای پشت پرده سیاست و فساد جاری در دولتها که میتواند مخفی بماند. حالا فیلم نور را بر تاریکخانههایی میاندازد که کسی درباره آنها حرف نمیزند.
نخست وزیر پیش از یک انتخابات تازه درگیر یک بحران میشود: لو رفتن سرمایهگذاریهای کلان شوهرش در بورس با توجه به اطلاعات پشت پرده دولتی. حالا اتاق بحرانی تشکیل میشود به سرپرستی نخست وزیر- آلما- که باید به کمک زن پیچیده و مرموزی به نام کاریان – که به تازگی با رسوایی کنار گذاشته شده- راه حلی برای گریز از این موقعیت پیدا کنند.
فیلم از همان دقایق اول با صراحت و بدون مقدمهچینی پیش میرود؛ روایت رابطه شوخطبعانه نخست وزیر با شوهرش در یک صحنه و پس از آن ورود مستقیم به بحران. اینجا با یک شوخی وارد ماجرا میشویم: یک جاروبرقی خودکار در حال تمیز کردن زمین است(در صحنههای بعدی هم بارها به جاروبرقیهای مختلفی بازمیگردیم، گویی چیزی کثیف است و نیاز به تمیز کردن مداوم دارد)، اما در بین راه با یک مانع برخورد میکند و کارش متوقف میشود: گویا تمیز کردن زمین- یک استعاره- چندان کار سادهای هم نیست!

خبر منتشر میشود و رابطه این دو از این پس به نظر شکرآب میآید، اما نمایش وضعیت این رابطه- و حاکم بودن دروغ در آن- به بخشی از فیلمی بدل میشود که درباره رابطه قدرت و سیاست با مردم حرف میزند؛ این که چطور بی اعتنا به واقعیت، نوع نمایش آن – و در واقع انتشار دروغ برای به سلامت رسیدن به مقصد سیاسی- دستخوش تغییر قرار میگیرد و میتواند جامعه را به مسیر دیگری هدایت کند. این به مسأله اصلی فیلم بدل میشود: سیاستمداران ما در قبال اعمال خود چقدر صادق و مسئولیت پذیرند؟ وقتی آنها به پشت درهای بسته پناه می برند، آنجا چه اتفاقی میافتد؟ رسانهها چقدر در این امر تأثیر دارند و نقش شبکههای اجتماعی چیست؟ فیلم به همه اینها نظر دارد بیآن که به ورطه شعار بغلتد و اصلاً ادعایی آشکار درباره پرداختن به آنها داشته باشد. قوت فیلم از ترکیب مسائل جدی با نوعی شوخ و شنگی به دست میآید که بر تمام فیلم سایه میافکند. فیلم در عین نمایش تلخی جامعه و فساد حاکمان، همه چیز را به هجو میکشد و در واقع به یک کمدی موقعیت بدل میشود، موقعیتی که تنشزا و اضطرابآور است، اما نگاه فیلمساز به آن هجوآلود به نظر میرسد و این نگاه بر تلخی و سیاهی عام غالب میشود تا بتواند به راحتی تماشاگر را با خود همراه کند.
فیلم البته بسیار پردیالوگ به نظر میرسد و در ابتدا شاید همراهی کردن با آن سخت به نظر برسد، اما پس از معرفی شخصیتها و گره خوردن ماجرا، چاشنی طنز میانپردههای جذابی را شکل میدهد که تماشاگر را با خود پیش میبرد، ضمن این که بازیهای خوب و کارگردانی حساب شده همه چیز را در یک محیط بسته به واقعیت نزدیک میکند؛ محیط بستهای از درون سیاستمداران که در واقعیت دور از چشم تماشاگر قرار دارد و حالا گویی مخاطب از سوراخ کلید یک در بسته شاهد چیزهای ممنوع است.


