Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

    پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

    گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۲- خانۀ دوست کجاست (عباس کیارستمی، ۱۳۶۵) و میراث فیلمساز برای سینمای ایران و جهان

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۵

      نوستالژی دایاسپورای ایرانی در فیلم «خورشت مرغ آلو» مرجان ساتراپی

      ۶ تیر , ۱۴۰۵

      «دعوت»؛ وقتی به تلخی‌های زندگی می‌خندیم

      ۲۲ خرداد , ۱۴۰۵

      کابوسِ لنز؛ وقتی تفنگ بر دیوار، خودِ واقعیت را شلیک می‌کند | بررسی فیلم «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» به کارگردانی شهرام مکری

      ۸ خرداد , ۱۴۰۵

      سینمای هنری اروپا در اوج | گزارشی از جشنواره‌ی کن ۲۰۲۶

      ۶ خرداد , ۱۴۰۵

      مرور فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره کن: یک دور کامل

      ۴ خرداد , ۱۴۰۵

      روایتی از مقاومت در برابر فاشیسم | نگاهی به فیلم «زمین و آزادی» ساختۀ کن لوچ

      ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

      ۲۰ تیر , ۱۴۰۵

      روابط مدرن؛ سوژۀ خلق وحشت! | یادداشتی بر فیلم شیفتگی (Obsession) به کارگردانی کری بارکر

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      «بی‌عاطفه»؛ کارخانه‌ای برای تولید مردانی که تنها بهانه و  راز زندگی‌شان زن است

      ۷ تیر , ۱۴۰۵

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دمکراسی قابل صدور نیست |  نگاهی به فیلم مستند «جنگ علیه دمکراسی» جان پیلجر

      ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

      ۲۰ تیر , ۱۴۰۵

      شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

      ۲۰ تیر , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      شهرنوش پارسی‌پور و سبک رئالیسم جادویی عرفانی

      ۱۸ تیر , ۱۴۰۵

      عروس‌های پستی | دربارهٔ رمان «مای نیم ایز لیلا»، نوشتهٔ بی‌تا ملکوتی

      ۴ تیر , ۱۴۰۵

      بوطیقای فقدان و فانتوم هویت: تبعید و بازآفرینی فرم در رمان عقرب‌کشی، ‌نوشته‌ی شهریار مندنی‌پور

      ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵

      شهر از پشت‌بام | روایتی از تغییر اتمسفر و زندگی شهری در زمان جنگ

      ۷ خرداد , ۱۴۰۵

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      شهرنوش پارسی‌پور و سبک رئالیسم جادویی عرفانی

      ۱۸ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      عروس‌های پستی | دربارهٔ رمان «مای نیم ایز لیلا»، نوشتهٔ بی‌تا ملکوتی

      ۴ تیر , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش اول

      ۹ تیر , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش سوم

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش دوم

      ۱۸ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش اول

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵

      تحلیلی بر تروما در حکومت­‌های تمامیت­‌خواه با نگاهی به سرزمین­ گوجه­‌های سبز اثر هرتا مولر

      ۲۴ خرداد , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما یادداشت‌ها

    شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

    پریسا جوانفرپریسا جوانفر۲۲ تیر , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    یک روز به‌خصوص
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    من توی خانه تقویم ندارم. تقریباً تمام روز را هم خانه‌ام و مناسبت‌ها را از روی صداها حدس می‌زنم. اگر صدای خنده‌ی کارمندهای اداره‌ی پشت خانه نیاید، می‌فهمم امروز تعطیل است. اگر از بلندگویی که نمی‌دانم کجاست موسیقی مذهبی شاد پخش شود، حدس می‌زنم عید یا ولادت است. اگر صدای نوحه و عزاداری بیاید، می‌فهمم روز شهادت است. گاهی هم همه‌چیز با هم قاطی می‌شود؛ از یک بلندگو نوحه می‌آید، از خانه‌ی همسایه موسیقی و از همان اداره صدای جشن تولد. این چند روز هم شهر از پنجره دیده نمی‌شد؛ فقط صدای رفت‌وآمد هلیکوپترها بود که خبر می‌داد بیرون اتفاق مهمی در جریان است. انگار مدت‌هاست شهر را بیشتر با گوشم می‌شناسم تا چشمم.

    اما این شنیدن انتخاب من نیست. کسی با من مشورت نمی‌کند که چه صدایی وارد خانه‌ام شود؛ صدا از بلندگو، از سیستم صوتی همسایه و از پره‌ی هلیکوپتر بی‌اجازه می‌آید و می‌نشیند روی زندگی‌ام. شاید به همین دلیل بود که موقع تماشای فیلم «یک روز به‌خصوص» ساخته‌ی اتوره اسکولا بیشتر از هر چیز به کیفیت این رابطه فکر کردم؛ رابطه‌ای که شهر با آدم‌ها برقرار می‌کند، رابطه‌ای که گاهی ناخواسته و حتی یک‌طرفه است.

    داستان یک روز به‌خصوص در رم می‌گذرد، اما عجیب است که تقریباً هیچ‌وقت شهر را نمی‌بینیم. فیلم درباره‌ی روزی است که تقریباً تمام مردم شهر برای دیدار هیتلر و موسولینی از خانه بیرون رفته‌اند. اما اسکولا به‌جای این‌که ما را به خیابان ببرد، در یک آپارتمان نگه‌مان می‌دارد؛ در خانه‌ی زنی به نام آنتونیتا و مردی به نام گابریله.

    رم در این فیلم با صداهایش حضور دارد نه با خیابان‌ها و میدان‌هایش. نگهبان ساختمان به‌عنوان عامل پروپاگاندا حضور دارد تا اجازه ندهد کسی فراموش کند در شهر چه خبر است و با روشن کردن رادیو صدای مارش، رژه و سخنرانی را به گوش بقیه می‌رساند؛ شبیه صداهای بی‌اجازه‌ای ا‌ست که در خانه‌ی من هم گاهی هست، فقط با یک نام دیگر. ازطرفی او فقط مراقب نظم ساختمان نیست، مراقب آدم‌ها هم است. چشمش از پنجره رد می‌شود و به خانه‌ها راه پیدا می‌کند. نگهبان تجسد چشم شهر هم است.

    شهر از هر راهی وارد خانه‌ها می‌شود و به نظرم اتوره اسکولا از همان نمای آغازین فیلم این قرار را با بیننده می‌گذارد؛ با دوربینی که دور حیاط مرکزی مجتمع می‌چرخد، رو به بالا حرکت می‌کند، پنجره‌ها را نشان دهد تا این‌که سرانجام از یکی از همین پنجره‌ها آنتونیتا را پیدا می‌کند و تصمیم می‌گیرد وارد خانه‌ی ‌او شود و بدون هیچ حرف اضافه‌ای همان چشمی می‌شود که توی خانه را می‌پاید تا نشان ‌دهد خانه کاملاً خصوصی نیست.

    بنابراین اسکولا فیلمش را میان دو مقیاس روایت می‌کند؛ مقیاس شهر و مقیاس خانه. دقیقاً به همین خاطر یک مجتمع مسکونی واقعی‌ را انتخاب می‌کند به سبک راسیونالیستیِ رایج در معماری دوران فاشیسم و به نام «پالاتزو فدریچی» ساخته‌ی معمار «ماریو دو رنتزی» در سال ۱۹۳۱. پالاتزو فدریچی از نمای هوایی شبیه یک دژ یا ارگ است؛ حیاطی مرکزی دارد که همه‌ی پنجره‌ها به آن باز می‌شوند، فضایی به‌ظاهر نیمه‌خصوصی که در آن همه می‌توانند همدیگر را ببینند، از زندگی هم خبر داشته باشند و حضور دیگری را احساس کنند.

    یک روز به‌خصوص

    به معماری این خانه خصوصاً حیاط مرکزی، هندسه‌ی یک‌دست و پنجره‌های تکرارشونده‌اش که‌ دقت می‌کنم یاد سازوکار یک ‌‌پانوپتیکون یا سراسربین می‌افتم؛ جایی که پنجره‌های مشرف به آن حکم چشم‌های ناظر جامعه را پیدا می‌کنند، حیاط به تشدیدکننده‌ی صدا بدل می‌شود و طنین سخنرانی‌های توتالیتر را به تمام زوایا می‌رساند. حتی خودِ گابریله هم لحظه‌ای این را حس می‌کند؛ وقتی از پنجره‌ی خانه‌ی آنتونیتا خانه‌ی خودش را می‌بیند و می‌گوید: «چه عجیب است آدم خانه‌ی خودش را از خانه‌ی همسایه ببیند.» انگار خانه که درواقع هویت اوست، برای لحظه‌ای از او جدا و به چیزی بیرون از او بدل شده است. این پناهگاه اشتراکی و توده‌وار برای کاراکترهای منزوی فیلم به زندانی بدل می‌شود؛ ساختاری که با مقیاس عظیم خود فردیتِ شکننده‌ی آنتونیتا و گابریله را زیر بار سنگین ایدئولوژی حاکم مچاله می‌کند. همان‌طور که گابریله پشت تلفن این را به نوعی می‌گوید.

    اگرچه اتوره اسکولا خود از چهره‌های چپ و حزب کمونیست ایتالیا بود و نوک پیکان تیز نقدش را به سمت فاشیسم موسولینی می‌گرفت، اما اثر او به شکلی کنایه‌آمیز مرزهای ایدئولوژیک راست و چپ را رد می‌کند و به بیانیه‌ای علیه هر نوع نظام توتالیتر تبدیل می‌شود. این معماری صلب همان‌قدر که بازتاب‌دهنده‌ی فاشیسم است، بلوک‌های ساختمانی خاکستری و اشتراکی در شوروی استالینی را هم تداعی می‌کند؛ فضاهایی که در آن‌ها هرگونه دگراندیشی و فردیتِ مستقل به نفع کلان‌روایتِ رژیم سرکوب و حذف می‌شود.

    بنابراین خانه‌ای که باید خصوصی‌ترین و امن‌ترین فضای زندگی آدم‌ها باشد، خودش بخشی از نظم عمومی می‌شود و این تنها از طریق نگاه نیست. عکس موسولینی روی دیوار، آلبوم آنتونیتا و تصویر زن ایده‌آلی که برای آنتونیتا ساخته‌اند نشان می‌دهد ایدئولوژی از پنجره وارد شده و به هال و آشپزخانه رسیده و تا اتاق‌خواب و رابطه‌ی زناشویی هم پیش ‌رفته. آنتونیتا باافتخار از شش فرزندش و با حسرت از ضرورتِ داشتن فرزند هفتم می‌گوید، غافل از این‌که پروپاگاندای فاشیستیِ «نبرد برای تولدها» را دارد بازتولید می‌کند. بدن زن و حریم خانگی در تفکر توتالیتر موسولینی انگار کارخانه‌ای دولتی برای تولید سرباز است. زنجیره از خیابان شروع می‌شود و به اتاق‌خواب ختم می‌شود.

    اما لابه‌لای همین زنجیره شکاف‌هایی هم وجود دارد؛ فضاهای آستانه‌ای مثل راهرو، پاگرد و مهم‌تر از همه پشت‌بام. جاهایی که نه کاملاً متعلق به مقیاس عمومی‌اند، نه جزو فضای خصوصی به حساب می‌آیند. درست در یکی از همین فضاهای آستانه‌ای‌ است که مهم‌ترین لحظه‌ی فیلم یعنی شکل‌گیری رابطه‌ی آنتونیتا و گابریله اتفاق می‌افتد. روی پشت‌بام جایی که خارج از دید عمومی است، آنتونیتا بالاخره احساسش را اعتراف می‌کند و گابریله گرایش جنسی خودش را بازگو می‌کند.

    و در این میان مرغ مینایی هست که اساساً مقیاس و مرزبندی فضا برایش بی‌معنا است. از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر می‌رود، از پنجره‌ها عبور می‌کند، نظمی را که ساختمان برای آدم‌ها ساخته به هم می‌زند و باعث آشنایی این دو نفر می‌شود. در جهانی که فاشیسم همه را به نقش‌های مشخص تبدیل کرده — زن، مادر، مرد، سرباز، شهروند نمونه یا فاسد — این دو نفر برای چند ساعت یکدیگر را به‌عنوان یک انسان می‌بینند و در مقابلِ تمام نقش‌هایی قرار می‌گیرند که از قبل بر این دو تحمیل شده بود.

    رقص آن‌ها در فیلم هم از همین جنس است. بیرون از این ساختمان هزاران نفر در حال رژه‌رفتن و رژه‌دیدن‌اند؛ حرکتی جمعی، هماهنگ، از پیش تعیین‌شده در جهت منافع ایدئولوژی. اما توی خانه دو نفر می‌رقصند؛ حرکتی که از طبیعتی تنانه شکل می‌گیرد، نه از اراده‌ی یک قدرت بیرونی. اول آنتونیتا است که درباره‌ی جای پاهای روی زمین کنجکاو می‌شود، بعد گابریله دستش را می‌گیرد و نوع دیگری از حرکت بدن را به او یادآوری می‌کند؛ بدنی که تا امروز فقط برای زاییدن و خدمت به کار رفته، برای اولین‌بار حرکتی از آنِ خودش پیدا می‌کند، اما صدای رادیو به یک‌بار این لحظه‌ را کوتاه می‌کند.

    کتابی که گابریله به او می‌دهد، «سه تفنگدار» از «الکساندر دوما» است. آنتونیتا اول پسش می‌زند، چون وقتِ خواندنش را ندارد، اما انگار بیشتر از وقت‌نداشتن، باور ندارد ظرفیتِ خواندنش را داشته باشد. رژیم نه‌فقط رَحِم و زنانگی‌اش که مهم‌تر از آن همین باور به خودش را هم از او گرفته. همان حالتی که سیمون دوبووار به این زندگیِ گیرافتاده در چرخه‌ی زیستی و خدمت به دیگری درون‌ماندگی می‌گوید. گابریله کتاب را دوباره برایش می‌آورد و اصرار می‌کند تا بالاخره قبولش کند؛ قدمِ کوچکی که او را از درون‌ماندگی دور می‌کند. حتی شعار معروف این رمان «یکی برای همه، همه برای یکی» در فضای خفقان‌آور این مجتمع معنایی کنایه‌آمیز پیدا می‌کند؛ همان شعاری که در رمان مظهر رفاقت و ایستادگی در برابر ظلم است، در ایدئولوژی فاشیستی به ابزاری برای حل‌کردنِ فردیت در توده بدل شده است. این کتاب در برابرِ رادیویی که تمام روز صدای توده را در حیاط پخش می‌کند، سلاحِ گابریله است برای نجاتِ موقتِ آنتونیتا از همین زندان.

    یک روز به‌خصوص

    همین مسیر در رابطه‌ی جنسیِ این دو نفر هم ادامه پیدا می‌کند. تا پیش از این روز به‌خصوص رابطه‌ی آنتونیتا با شوهرش بیشتر از روی وظیفه بوده تا خواستِ خودش. حتی تعداد بچه‌هایش را قلباً انتخاب نکرده، نقشی بوده که به او داده‌اند و این را در مونولوگ او وقتی همه ترکش می‌کنند هم می‌شود شنید. انگار رقصیدن با گابریله، گرفتن کتابش و درنهایت رابطه‌ی جنسی اولین انتخاب واقعیِ آنتونیتا است. به نظر من اسکولا به‌درستی از نشان دادن این صحنه امتناع می‌کند. چون چیزی که برایش مهم است لذتِ اروتیک نیست، چیزی فراتر از رابطه‌ی جنسی ا‌ست که آنتونیتا هم هنوز اسمش را نمی‌داند.

    و این چیزِ دیگر درست بعد از آن رابطه اسم پیدا می‌کند؛ تعالی دوبووار یا تحول شخصیت. اسکولا این تحول را یک‌باره نشان نمی‌دهد؛ آن را در سه ضربه می‌چیند؛ بدن در رقص، ذهن در کتاب، میل در رابطه که هرکدام آنتونیتا را یک‌پله از درون‌ماندگی دورتر می‌برند. فشردگیِ زمانِ فیلم در یک روز این پلکان را ضروری می‌کند. پس تحول باید در همین ضربه‌های نمادین اتفاق بیفتد. به خاطر همین هم هست که در پایان آنتونیتا به‌جای ورق زدن آلبومش و رفتن به تختِ مشترک با شوهرش برای فرزند هفتم کتاب را برمی‌دارد؛ انتخابِ خواندن به‌جای خوابیدن انتخابِ تعالی است به‌جای درون‌ماندگی.

    اما من فکر نمی‌کنم اسکولا می‌خواهد بگوید رابطه‌ی انسانی می‌تواند ساختار قدرت را شکست دهد. پایان فیلم دقیقاً خلاف این را نشان می‌دهد؛ گابریله دستگیر می‌شود و در دالان تاریک مجتمع محو می‌شود، آنتونیتا به زندگی‌ای که برایش تعریف شده برمی‌گردد. انگار شهر دوباره هرکدام‌شان را در شابلون قبلی‌شان جا می‌دهد.

    به‌هرحال به نظر می‌رسد چیزی درون آنتونیتا برای همیشه تغییر کرده است. حالا شاید او در خودش چیزی کشف کرده و می‌داند همه‌ی ‌این‌ چیزهای کوچک، ملموس، انسانی و زمینی باعث شده برای چند ساعت صاحب تصمیم و تفکر شود که کاملاً از آنِ خودش است و این من را یاد تاکتیک‌های میشل دو سرتو می‌اندازد. این دو نفر ابزار قدرت را در اختیار ندارند، اما توی همان فضای تحمیلی برای لحظاتی راهی برای دور زدن استراتژی پیدا می‌کنند.

    حالا که از پنجره صدای بلندگو با موسیقی ویلن‌زن دوره‌گرد مخلوط شده و نمی‌شود فهمید حرف حساب هر کدام چیست، دارم فکر می‌کنم من هم توی خانه‌ام تاکتیک‌های خودم را دارم. شاید هیچ‌وقت نتوانم کامل استراتژی را دور بزنم، اما می‌دانم صداهایی که بی‌اجازه به گوشم می‌رسند، تمام رابطه‌ی من با این شهر نیستند.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیپارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال
    پریسا جوانفر

    مطالب مرتبط

    پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

    پرویز جاهد

    گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

    امید فاخر

    مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

    امیرمهدی عسلی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

    پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

    گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.