Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

    پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

    گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۲- خانۀ دوست کجاست (عباس کیارستمی، ۱۳۶۵) و میراث فیلمساز برای سینمای ایران و جهان

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۵

      نوستالژی دایاسپورای ایرانی در فیلم «خورشت مرغ آلو» مرجان ساتراپی

      ۶ تیر , ۱۴۰۵

      «دعوت»؛ وقتی به تلخی‌های زندگی می‌خندیم

      ۲۲ خرداد , ۱۴۰۵

      کابوسِ لنز؛ وقتی تفنگ بر دیوار، خودِ واقعیت را شلیک می‌کند | بررسی فیلم «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» به کارگردانی شهرام مکری

      ۸ خرداد , ۱۴۰۵

      سینمای هنری اروپا در اوج | گزارشی از جشنواره‌ی کن ۲۰۲۶

      ۶ خرداد , ۱۴۰۵

      مرور فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره کن: یک دور کامل

      ۴ خرداد , ۱۴۰۵

      روایتی از مقاومت در برابر فاشیسم | نگاهی به فیلم «زمین و آزادی» ساختۀ کن لوچ

      ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

      ۲۰ تیر , ۱۴۰۵

      روابط مدرن؛ سوژۀ خلق وحشت! | یادداشتی بر فیلم شیفتگی (Obsession) به کارگردانی کری بارکر

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      «بی‌عاطفه»؛ کارخانه‌ای برای تولید مردانی که تنها بهانه و  راز زندگی‌شان زن است

      ۷ تیر , ۱۴۰۵

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دمکراسی قابل صدور نیست |  نگاهی به فیلم مستند «جنگ علیه دمکراسی» جان پیلجر

      ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

      ۲۰ تیر , ۱۴۰۵

      شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

      ۲۰ تیر , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      شهرنوش پارسی‌پور و سبک رئالیسم جادویی عرفانی

      ۱۸ تیر , ۱۴۰۵

      عروس‌های پستی | دربارهٔ رمان «مای نیم ایز لیلا»، نوشتهٔ بی‌تا ملکوتی

      ۴ تیر , ۱۴۰۵

      بوطیقای فقدان و فانتوم هویت: تبعید و بازآفرینی فرم در رمان عقرب‌کشی، ‌نوشته‌ی شهریار مندنی‌پور

      ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵

      شهر از پشت‌بام | روایتی از تغییر اتمسفر و زندگی شهری در زمان جنگ

      ۷ خرداد , ۱۴۰۵

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      شهرنوش پارسی‌پور و سبک رئالیسم جادویی عرفانی

      ۱۸ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      عروس‌های پستی | دربارهٔ رمان «مای نیم ایز لیلا»، نوشتهٔ بی‌تا ملکوتی

      ۴ تیر , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش اول

      ۹ تیر , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش سوم

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش دوم

      ۱۸ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش اول

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵

      تحلیلی بر تروما در حکومت­‌های تمامیت­‌خواه با نگاهی به سرزمین­ گوجه­‌های سبز اثر هرتا مولر

      ۲۴ خرداد , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما

    پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

    پرویز جاهدپرویز جاهد۲۲ تیر , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    سینما پارانویا
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    اگر سینما را آینه اضطراب‌های هر عصر بدانیم، شاید هیچ مفهومی به اندازه “پارانویا” نتواند فراز و فرود تاریخ مدرن را در خود بازتاب دهد. پارانویا در معنای روان‌پزشکی، که از آثار امیل کریپلین، روانپزشک آلمانی آغاز و بعدها در روان‌کاوی فروید و ژاک لکان ابعاد پیچیده‌تری یافت، به وضعیتی اطلاق می‌شود که فرد در آن، جهان پیرامون را شبکه‌ای از تهدید، تعقیب، سوءظن و توطئه می‌بیند. فروید در مطالعه مشهور خود درباره پرونده دانیل پل شربر، قاضی عالی‌رتبه‌ی آلمانی و کتاب خاطرات او، پارانویا را حاصل سازوکار “فرافکنی” می‌داند؛ فرایندی که طی آن فرد، امیال یا اضطراب‌های درونی خود را به جهان بیرون نسبت می‌دهد. ژک لکان نیز در نظریۀ مرحلۀ آینه‌ای خود، با پیوند دادن پارانویا به بحران سوژه و رابطه او با “دیگری”، نشان داد که این وضعیت صرفاً یک اختلال روانی نیست، بلکه می‌تواند شیوه‌ای برای تجربه واقعیت باشد. همین گذار از درک پزشکی و روانکاوانه محض مفهوم پارانویا به درک فرهنگی و اجتماعی، مسیر ورود پارانویا به ادبیات، هنر و به‌ویژه سینما را هموار کرد.

    از دهه هفتاد به بعد، پارانویا در اندیشه متفکران پست‌مدرن دیگر صرفاً یک اختلال روانی تلقی نمی‌شد، بلکه به الگویی برای فهم جهان معاصر تبدیل شد. به اعتقاد فردریک جیمسون در کتاب «زیبایی‌شناسی ژئوپلیتیک: سینما و فضا در نظام جهانی» (1992)؛ در سرمایه‌داری معاصر، پیچیدگی نظام‌های اقتصادی، رسانه‌ای و سیاسی به اندازه‌ای افزایش یافته که فرد دیگر قادر به درک کلیت این ساختارها نیست؛ ازاین‌رو، روایت‌های توطئه و پارانویا به نوعی “نقشه‌برداری شناختی” از جهانی تبدیل می‌شوند که فهم آن دشوار است. اسلاوی ژیژک نیز با الهام از نظریات ژک لکان، استدلال می‌کند که پارانویا صرفاً سوءبرداشت از واقعیت نیست، بلکه تلاشی برای یافتن نظمی پنهان در دل آشوب جهان است. به تعبیر او، سوژه پارانوئید نمی‌تواند بپذیرد که بخشی از جهان بر اساس تصادف، فقدان معنا یا شکاف‌های نمادین عمل می‌کند، بنابراین همواره دستی نامرئی را پشت رویدادها جست‌وجو می‌کند. ژیل دلوز نیز در «سینما ۲: تصویر-زمان»، نشان می‌دهد که سینمای مدرن با گسستن پیوند میان ادراک و کنش، شخصیت‌هایی را خلق می‌کند که دیگر به جهان اعتماد ندارند و در شبکه‌ای از زمان‌های گسیخته، حافظه‌های متزلزل و واقعیت‌های نامطمئن سرگردان‌اند. میشل فوکو اگرچه مستقیماً درباره پارانویا بحث نمی‌کند، اما تحلیل او از قدرت، مراقبت و سازوکارهای نظارت در مراقبت و تنبیه و مفهوم “پن‌اپتیکون” (Panopticon) نشان می‌دهد که چگونه جامعه مدرن با تبدیل شدن به جامعه‌ای مبتنی بر نظارت دائمی و کنترل، احساس دیده‌شدن و سوءظن را به بخشی از تجربه روزمره انسان بدل می‌کند؛ وضعیتی که بعدها در بسیاری از فیلم‌های پارانویایی، از «مکالمه» تا «نمایش ترومن»، به یکی از مضامین محوری تبدیل شد. به عقیده فوکو؛ سیستم‌های مدرن با استفاده از ابزارهایی مانند دوربین‌های مداربسته، اینترنت و قوانین، فضایی شبیه به پن اپتیکون ایجاد می‌کنند که در آن افراد خودشان رفتار خود را سانسور و کنترل می‌کنند.

    سینما پارانویا

    سینما از همان سال‌های نخست تولد خود، پیش از آنکه بتواند پارانویا را به عنوان یک بیماری روایت کند، زبان بصری آن را کشف کرده بود. در سینمای اکسپرسیونیستی آلمان (متاثر از تئاتر و ادبیات اکسپرسیونیستی)؛ معماری کج، سایه‌های اغراق‌آمیز، خیابان‌های تهی، قاب‌های شکسته و چهره‌هایی که بیش از آنکه انسان باشند، بازتاب کابوس‌های درونی‌اند، نخستین بار به تصویری از ذهن پارانوئید تبدیل شدند. «مطب دکتر کالیگاری» (۱۹۲۰) ساختۀ رابرت وینه؛ نه فقط داستان یک جنایت، بلکه داستان ناتوانی تماشاگر در تشخیص حقیقت از خیال است. راوی فیلم، قابل اعتماد نیست و جهان فیلم نیز به همان اندازه ذهن او منحرف و دفرمه شده است. بسیاری از مورخان سینما، از جمله لوته آیزنر و زیگفرید کراکاوئر، این فیلم را پیش‌درآمد روان‌شناختی جامعه‌ای می‌دانند که اندکی بعد به اقتدارگرایی و فاشیسم تن داد. در اینجا پارانویا دیگر صرفاً یک بیماری فردی نیست؛ بلکه تصویری از جامعه‌ای است که اعتماد خود به واقعیت را از دست داده است.

    در سینمای آمریکا؛ رکود بزرگ اقتصادی دهه ۱۹۳۰ نیز به شکلی دیگر، پارانویا و احساس ناامنی را به سینما وارد کرد. اگرچه سینمای آن دوران بیش از هر چیز با موزیکال‌ها و فیلم‌های گانگستری شناخته می‌شود، اما زیر پوستِ بسیاری از این آثار، ترس از فروپاشی نظم اجتماعی و بی‌اعتمادی به ساختارهای اقتصادی موج می‌زند. پس از جنگ جهانی دوم، این اضطراب به شکلی عمیق‌تر در فیلم‌های نوآر متجلی شد. بازگشت سربازان از جنگ، ویرانی اروپا، بحران اخلاقی و آغاز رقابت‌های ژئوپلیتیک، جهانی را ساخته بود که دیگر هیچ قطعیتی در آن وجود نداشت. قهرمان نوآر، معمولاً مردی است که نمی‌داند چه کسی را باید باور کند، در شهری سرگردان است که هر کوچه آن به خیانت ختم می‌شود و هر رابطه‌ای می‌تواند بخشی از یک توطئه باشد. در «غرامت مضاعف»، «خواب بزرگ»، «از درون گذشته» و به‌ویژه «مرد سوم»، شهر به هزارتویی از سایه، فساد و سوءظن تبدیل می‌شود. در سینمای نوآر، نورپردازی پرکنتراست، خطوط مورب، پنجره‌های مشبک، کرکره‌ها و سایه‌های بلند، معادل بصری همان ذهنیت پریشان و بیماری هستند که دیگر قادر به تشخیص درست نیست و تماشاگر نمی تواند به روایت او اعتماد کند.

    سینما پارانویا

    با آغاز جنگ سرد، پارانویا از سطح روان‌شناختی به سطح سیاسی ارتقا یافت. دشمن، دیگر چهره مشخصی نداشت؛ او می‌توانست همسایه، همکار، دوست یا حتی عضوی از خانواده باشد. هراس از نفوذ کمونیسم، جاسوسی، شست‌وشوی مغزی و جنگ هسته‌ای، سینمای آمریکا را وارد دوره‌ای کرد که بسیاری از محققان و مورخان سینما، آن را «سینمای پارانویا» نامیده‌اند. «تهاجم ربایندگان جسد» (۱۹۵۶) ظاهراً فیلمی علمی‌تخیلی درباره موجودات فضایی است، اما در واقع استعاره‌ای از نگرانی و ترس آمریکایی‌ها نسبت به نفوذ ایدئولوژیک کمونیسم در جامعه آمریکا و از دست رفتن هویت فردی است. «کاندیدای منچوری» (۱۹۶۲) این نگرانی را به اوج ‌رساند؛ جایی که انسان حتی دیگر بر ذهن خود نیز مالکیتی ندارد و ممکن است بی‌آنکه بداند، ابزار یک شبکه سیاسی پنهان باشد. در این دوره، مرز میان دشمن بیرونی و دشمن درونی به کلی از میان می‌رود.

    یکی از مهم‌ترین نمونه‌های “سینمای پارانویا” و بیگانگی انسان مدرن در دهه شصت، فیلم «محاکمه» (1962) ساختۀ اورسون ولز بر اساس رمان فرانتس کافکا است.  فیلم داستان یوزف ک، کارمند بانکی را روایت می‌کند که ناگهان بدون آنکه بداند مرتکب چه جرمی شده، بازداشت و وارد فرایندی قضایی می‌شود که هیچ منطق و شفافیتی ندارد. او در جهانی گرفتار می‌شود که در آن، قدرت نامرئی است و قانون به جای ایجاد امنیت به منبع اضطراب تبدیل شده و فرد در برابر نظامی ناشناخته و غیرقابل فهم، احساس ناتوانی می‌کند. ولز با استفاده از فضاهای معماری عظیم، راهروهای بی‌پایان، قاب‌بندی‌های اکسپرسیونیستی و میزانسن‌های وهم انگیز و کابوس‌وار، جهان کافکایی را به تصویری سینمایی از ذهن پارانوئید تبدیل می‌کند. در این فیلم؛ پارانویا نه ناشی از توهم یک فرد، بلکه نتیجه رویارویی انسان با ساختارهای قدرتی است که دیده نمی‌شوند اما همه‌جا حضور دارند. «محاکمه»، پیش‌درآمدی مهم برای بسیاری از فیلم‌های سیاسی و پارانویایی دهه‌های بعد است؛ فیلم‌هایی مثل «مکالمه»، «سه روز کندور» و «همه مردان رئیس‌جمهور» که همگی به رابطه فرد با سیستم‌های پنهان قدرت می‌پردازند. در جهان کافکایی فیلم ولز، پرسش اصلی این نیست که “چه کسی علیه من توطئه کرده است؟”، بلکه این است که “آیا اساساً امکان شناخت حقیقت در جهانی که قدرت در آن پنهان شده وجود دارد؟”

    سینما پارانویا

    شاید آلفرد هیچکاک بیش از هر فیلم‌ساز دیگری توانسته باشد پارانویا را به زبان سینما ترجمه کند. او کمتر به توطئه‌های بزرگ سیاسی علاقمند بود و بیشتر نشان داد، چگونه یک فرد معمولی، ناگهان در مرکز سوءظن و پارانویا قرار می‌گیرد. «پنجره رو به حیاط» (1954) هیچکاک نشان می‌دهد چگونه میل به دیدن و نظارت، به‌تدریج به سوءظن و وسواس تعبیر می‌شود. جف، عکاسی که به دلیل شکستن پا خانه‌نشین شده، از پشت پنجر اتاقش، با دوربین عکاسی، همسایگانش را دید می‌زند و از روی تصادف شاهد یک قتل در یکی از واحدها می شود. هرچه فیلم جلوتر می رود، این پرسش در ذهن ما شکل می گیرد که آیا او واقعاً شاهد یک قتل است یا ذهن او در اثر انزوا و میل به نظاره‌کردن و دید زدن (وویریسم)، جهانی پارانوئید ساخته است. هیچکاک با این فیلم، یکی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های سینمای پارانویا را تثبیت می‌کند؛ اینکه حقیقت هرگز به‌طور کامل در اختیار نگاه قرار نمی‌گیرد و خودِ عمل دیدن می‌تواند منشأ سوءظن و اضطراب باشد. در «شمال از شمال غربی» نیز راجر تورنهیل صرفاً به دلیل یک اشتباه هویتی، وارد شبکه‌ای از جاسوسی و تعقیب می‌شود و هرچه بیشتر برای اثبات بی‌گناهی خود تلاش می‌کند، بیشتر در دام توطئه فرو می‌رود. در «پرده پاره» و «توپاز» نیز فضای جنگ سرد و جاسوسی، بی‌اعتمادی را به اصل بنیادین روایت تبدیل می‌کند. هیچکاک با استفاده از قاب‌های محدود، نماهای نقطه‌نظر، تعلیق ناشی از ارائۀ اطلاعات ناقص به تماشاگر و معماری فضا، تماشاگر را دقیقاً در موقعیت شخصیت پارانوئید قرار می‌دهد؛ موقعیتی که در آن هر نگاه، هر درِ بسته و هر سکوت، حامل تهدیدی پنهان است.

    دهه ۱۹۷۰ را می‌توان دوران طلایی “سینمای پارانویا” دانست. شکست آمریکا در ویتنام، رسوایی واترگیت، افشای فعالیت‌های سازمان سیا و بحران اعتماد عمومی، فضایی را پدید آورد که در آن دیگر نظریه توطئه نه خیال، بلکه بخشی از واقعیت سیاسی جامعه آمریکا بود. آلن جی پاکولا با فیلم «کلوت»، «نمای پارالاکس» و به‌ویژه «همه مردان رئیس‌جمهور»، سه‌گانه‌ای ساخت که در آن حقیقت همیشه پشت لایه‌های متعدد قدرت پنهان شده است. «همه مردان رئیس‌جمهور» برخلاف بسیاری از فیلم‌های سیاسی، هیجان خود را نه از تعقیب و گریز، بلکه از فرایند دشوار کشف حقیقت می‌گیرد؛ فرایندی که در آن هر سند و هر گفت‌وگو می‌تواند آغاز یا پایان یک توطئه باشد. در همین سال‌ها، فرانسیس فورد کاپولا با فیلم «مکالمه» یکی از دقیق‌ترین پرتره‌های پارانویا را خلق کرد. هری کال، متخصص شنود، یم شخصیت پارانوئید تمام عیار است. او تمام زندگی خود را صرف شنود و گوش دادن به مکالمه و حرف‌های دیگران کرده است، اما سرانجام قربانی همان نظام نظارتی می‌شود که خود در خدمت آن بوده است. فیلم به‌جای نمایش یک توطئه عظیم، نشان می‌دهد که چگونه وسواس نسبت به کشف حقیقت، انسان را از هرگونه یقین محروم می‌کند. پایان فیلم، هنگامی که هری کال، همۀ آپارتمان خود را در جستجویی بی‌حاصل برای یافتن دستگاه شنود کنده و ویران می‌کند و در میان گچ و خاک می نشیند و شروع به نواختن ساکسیفون می‌کند، تصویری ماندگار از یک ذهن پارانوئیدی است که دیگر نمی‌تواند میان واقعیت و توهم تمایز بگذارد.

    «سه روز کندور» ساخته سیدنی پولاک نیز یکی از مهم‌ترین فیلم‌های این دوره است. قهرمان فیلم که پژوهشگری ساده در سازمان سیا است، ناگهان درمی‌یابد همه همکارانش کشته شده‌اند و دیگر حتی سازمانی که برای آن کار می‌کند نیز قابل اعتماد نیست. فیلم تصویری از جهانی ارائه می‌دهد که در آن مرز میان دولت، شرکت‌های بزرگ، منافع اقتصادی و خشونت پنهان از میان رفته است؛ تصویری که بعدها در بسیاری از آثار سیاسی دهه‌های بعد تکرار شد. در همان سال، مارتین اسکورسیزی با فیلم «راننده تاکسی»، پارانویا را از عرصه سیاست به ذهن فرد منتقل کرد. تراویس بیکل، سرباز کهنه کار بازگشته از جنگ ویتنام، محصول مستقیم شکست آمریکا در ویتنام، تنهایی شهری و فروپاشی اعتماد اجتماعی است. او جهان را آلوده، فاسد و نیازمند پاک‌سازی می‌بیند. اسکورسیزی؛ هرگز به طور کامل نشان نمی‌دهد آیا برداشت تراویس از جهان واقعی است یا زاییده ذهن آشفته او. این ابهام، همان جایی است که پارانویا از سیاست به روان انسان بازمی‌گردد.

    سینما پارانویا

    در حالی که سینمای پارانویای دهۀ هفتاد، بیش از هر چیز به دولت، جاسوسی و توطئه سیاسی می‌اندیشید، برخی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما، پارانویا را به بحران هویت و ادراک فردی پیوند زدند. در فیلم «مسافر» یا «حرفه خبرنگار» (1975) ساخته میکل‌آنجلو آنتونیونی، قهرمان فیلم، با تصاحب هویت مردی مرده می‌کوشد از زندگی خود بگریزد، اما هرچه بیشتر در هویت تازه فرومی‌رود، مرز میان او و “دیگری” مبهم‌تر می‌شود. آنتونیونی نشان می‌دهد که پارانویا، الزاماً از ترس از تعقیب در جهان بیرونی ناشی نمی‌شود، بلکه می‌تواند از فروپاشی هویت و ناتوانی در یافتن جایگاهی ثابت در جهان سرچشمه بگیرد. «نمایش ترومن» (1998) این ایده را به جهان رسانه‌ها گسترش می‌دهد. ترومن در جهانی زندگی می‌کند که همه چیز، از روابط عاطفی تا آسمان بالای سرش، ساختگی است و لحظه آگاهی او از این واقعیت، به یکی از ماندگارترین استعاره‌های سینمای معاصر درباره جامعه نظارت، رسانه و دستکاری حقیقت تبدیل می‌شود. در «شاتر آیلند» (2010)، مارتین اسکورسیزی بار دیگر به مسئله راوی و ذهن غیرقابل اعتماد بازمی‌گردد. فیلم، با ساختاری لابیرنت‌گونه، مخاطب را وادار می‌کند تا مانند شخصیت اصلی، در تشخیص مرز میان واقعیت، خاطره، توهم و فرافکنی ناتوان بماند و بدین‌ترتیب، تجربه پارانویا را نه فقط روایت، بلکه بازتولید می‌کند.

    اگر سینمای دهه هفتاد به ویژه “نیوهالیوود”؛ از بحران سیاسی حکومت و ترس از توطئه سازمان‌های امنیتی مثل سیا سخن می‌گفت، سینمای دیوید لینچ به دلیل کاوش در ناخودآگاه انسان، ابهام در مرز میان واقعیت و توهم، و تلفیق فضای وهم‌آلود با زندگی روزمره، از بحران خود واقعیت حرف می‌زند. در آثار لینچ، توطئه هرگز به طور کامل آشکار نمی‌شود و حتی ممکن است اساساً وجود نداشته باشد. در «مخمل آبی»، «بزرگراه گمشده» و «مالهالند درایو»، شخصیت‌ها در جهانی زندگی می‌کنند که هویت و حافظه آنها و زمان و مکان فیلم، مدام تغییر می‌کند. در سینمای لینچ؛ پارانویا، دیگر ناشی از فعالیت سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی نیست؛ بلکه از ناتوانی انسان در فهم جهان سرچشمه می‌گیرد. جهان لینچ، جهانی است که در آن هیچ نشانه‌ای معنای ثابتی ندارد.

    پارانویا در فیلم‌های دیوید فینچر، بازتاب متفاوتی دارد و او در فیلم‌هایش به مفهوم پارانویا در عصر سرمایه‌داری متأخر و تکنولوژی می‌پردازد. در فیلم «بازی»، شخصیت اصلی درمی‌یابد که تمام زندگی‌اش می‌تواند بخشی از یک نمایش طراحی‌شده باشد. در «باشگاه مشت‌زنی»، دشمن اصلی نه دولت، بلکه خودِ سوژه است؛ فردی که از دل بحران هویت مدرن، شخصیت دیگری برای خود می‌آفریند. «زودیاک» نیز نمونه‌ای کم‌نظیر از پارانویاست؛ فیلمی که در آن، حقیقت هرگز کشف نمی‌شود و همین ناتمامی و جستجو و تلاش بی‌حاصل برای کشف هویت زودیاک، شخصیت‌ها را سال‌ها در چرخه وسواس و سوءظن گرفتار می‌کند. کریستوفر نولن نیز اگرچه بیش از هر چیز با ساختارهای پیچیده روایی شناخته می‌شود، اما بسیاری از آثارش بر بنیان پارانویا استوارند. در فیلم نئونوآر «یادگاری» (ممنتو)، حافظه، دیگر معیار حقیقت نیست. در فیلم «تلقین»، رؤیا و واقعیت در هم می‌آمیزند و در «شوالیه تاریکی»، تروریسم و نظارت فراگیر، دو روی یک سکه‌اند؛ جامعه برای حفظ امنیت، ناگزیر به پذیرش سازوکارهایی می‌شود که خود می‌توانند به تهدیدی علیه آزادی بدل شوند.

    پس از حملات یازدهم سپتامبر، پارانویا، شکل تازه‌ای به خود گرفت. این بار، ریشۀ پارانویا، نه تهدیدِ ارتش‌های کلاسیک، بلکه شبکه‌های نامرئی تروریستی بود. دولت‌ها، دامنه نظارت دیجیتال را گسترش دادند و مفاهیمی چون شنود، داده‌های کلان، دوربین‌های مداربسته و ردیابی اینترنتی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. سینما نیز این تحول را بازتاب داد؛ از «سریانا» و «بدنه دروغ‌ها» گرفته تا «دشمن» دنی ویلنوو و «پنهان» میشائل هانکه که نشان می‌دهند دوربین دیگر صرفاً ابزار ثبت تصویر نیست، بلکه خود به عامل تولید اضطراب تبدیل شده است.

    سینما پارانویا

    در سال‌های اخیر، گسترش شبکه‌های اجتماعی، اخبار جعلی، هوش مصنوعی و رواج نظریه‌های توطئه، پارانویا را از موضوعی سیاسی به تجربه‌ای روزمره بدل کرده است. اگر در دهه ۱۹۷۰ پرسش اصلی این بود که “چه کسی حقیقت را پنهان می‌کند؟”، امروز پرسش بنیادی‌تر این است که “اصلاً حقیقت کدام است؟”. در جهانی که هر تصویر می‌تواند دستکاری شود و هر خبر می‌تواند جعلی باشد، سینما نیز بیش از گذشته به روایت‌هایی روی آورده است که در آنها مرز میان واقعیت، شبیه‌سازی و خیال از میان می‌رود. شاید اصلا به همین دلیل باشد که پارانویا هرگز از سینما حذف نشده و نمی‌شود. این مفهوم، صرفاً موضوعی روان‌پزشکی یا حتی سیاسی نیست؛ بلکه یکی از بنیادی‌ترین تجربه‌های مدرنیته است. هر بحران بزرگ تاریخی، از رکود اقتصادی و جنگ‌های جهانی تا جنگ سرد، جنگ ویتنام، رسوایی واترگیت، مبارزه با تروریسم و عصر نظارت دیجیتال؛ زبان تازه‌ای برای بیان پارانویا آفریده است. از سایه‌ها و دیوارهای کج «مطب دکتر کالیگاری» تا دستگاه شنود «مکالمه»، از کابوس شهری «راننده تاکسی» تا هزارتوی رسانه‌ای «زودیاک» و جهان‌های پیچیده و چندلایه نولن و لینچ، تاریخ سینما را می‌توان تاریخ دگرگونی شیوه‌هایی دانست که انسان مدرن، اضطراب خود را نسبت به قدرت، حقیقت و دیگری بر پرده نقره‌ای بازآفرینی کرده است. شاید راز ماندگاری “سینمای پارانویا” نیز همین باشد. این فیلم‌ها، بیش از آنکه درباره توطئه باشند، درباره شکنندگی یقین‌اند؛ درباره لحظه‌ای که انسان درمی‌یابد بزرگ‌ترین ترس و تهدید، نه الزاماً در جهان بیرون و در پیرامون او، بلکه در درون و ذهن او نهفته است.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیگل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد
    مقاله بعدی شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

    پریسا جوانفر

    گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

    امید فاخر

    مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

    امیرمهدی عسلی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

    پارانویا، توطئه و فروپاشی واقعیت در سینما | از کابوس‌های اکسپرسیونیستی تا عصر نظارت دیجیتال

    گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.