وقتی فهرست رأیدهندگان جوایز گلدنگلوب منتشر شد، برای مخاطبان ایرانی تنها افزایش تعداد نامها اهمیت نداشت، آنچه این خبر را به اتفاقی قابل توجه تبدیل کرد، تثبیت روندی بود که در سالهای اخیر بهتدریج شکل گرفته است. روندی که نشان میدهد ایرانیها دیگر فقط با فیلمهایشان در مهمترین رویدادهای سینمایی جهان حضور ندارند، بلکه در جایگاهی قرار گرفتهاند که درباره سرنوشت این آثار نیز تصمیم میگیرند.
بر اساس فهرست منتشرشده، علی فرهمند، امیر گنجوی، امیرهوشنگ هاشمی، بیژن تهرانی، داریوش طباطبایی، حامد سلیمانزاده، منصور جهانی و محمد عبدی اعضای ایرانی و ایرانیتبار جمع رأیدهندگان گلدنگلوب امسال هستند. اگرچه این حضور در ظاهر تنها به مشارکت در انتخاب برندگان این جایزه مربوط میشود، اما در واقع بخشی از تغییرات عمیقتر در ساختار مهمترین نهادهای سینمایی جهان است؛ تغییری که بیش از هر چیز بر تنوع فرهنگی و بینالمللی شدن فرآیند داوری تأکید دارد.
اصلاحات گلدنگلوب؛ فرصتی برای صداهای تازه
جوایز گلدنگلوب در سالهای اخیر یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ خود را پشت سر گذاشته است. تا چند سال پیش، رأیدهندگان این جایزه را حدود یکصد عضو انجمن مطبوعات خارجی هالیوود تشکیل میدادند؛ ساختاری بسته که به دلیل نبود تنوع نژادی، قومی و جغرافیایی با موجی از انتقادها روبهرو شد. اعتراض هنرمندان، رسانهها و استودیوهای بزرگ هالیوود حتی به تحریم مراسم از سوی شبکه NBC و برخی شرکتهای بزرگ فیلمسازی انجامید.
مدیران گلدنگلوب برای بازگرداندن اعتبار این جایزه، دست به اصلاحات گسترده زدند، تعداد رأیدهندگان چند برابر شد و منتقدان، روزنامهنگاران و پژوهشگران سینمایی از دهها کشور جهان به این مجموعه اضافه شدند. حضور هشت ایرانی و ایرانیتبار نیز محصول همین سیاست تازه است؛ سیاستی که تلاش میکند نگاه به سینمای جهان از انحصار چند کشور خارج شود.
سینمای ایران؛ از متن جشنوارهها تا اتاقهای تصمیمگیری
برای سینمای ایران، این اتفاق تنها یک موفقیت فردی نیست. اگر در دهههای گذشته حضور ایران در جشنوارههای جهانی بیشتر به نمایش فیلمها محدود میشد، امروز سینماگران، منتقدان و پژوهشگران ایرانی در جایگاهی قرار گرفتهاند که درباره ارزش هنری آثار دیگر کشورها نیز قضاوت میکنند.
این تغییر، نتیجه مسیری طولانی است. موفقیتهای جهانی سینمای ایران از دهه ۱۳۷۰ به بعد، با فیلمهای عباس کیارستمی، محسن مخملباف، جعفر پناهی، مجید مجیدی، اصغر فرهادی، محمد رسولاف و بسیاری دیگر، تصویری از سینمای ایران به عنوان یکی از مهمترین جریانهای سینمای هنری جهان ساخت. طبیعی بود که جشنوارهها و نهادهای بینالمللی، دیر یا زود از میان همین جامعه سینمایی، داوران و رأیدهندگان خود را نیز انتخاب کنند.
منتقدان ایرانی؛ سرمایهای که کمتر دیده شد
برخلاف فیلمسازان که شهرتشان با فیلمهایشان گره خورده است، منتقدان و پژوهشگران معمولاً دور از توجه افکار عمومی فعالیت میکنند. اما در جهان امروز، نقش آنها در شکل دادن به جریانهای سینمایی کمتر از فیلمسازان نیست.
حضور چهرههایی مانند حامد سلیمانزاده، منصور جهانی، محمد عبدی، امیرهوشنگ هاشمی، بیژن تهرانی، امیر گنجوی، داریوش طباطبایی و علی فرهمند در جمع رأیدهندگان گلدنگلوب، نشاندهنده آن است که فعالیت حرفهای در حوزه نقد، روزنامهنگاری و پژوهش سینمایی نیز میتواند به جایگاهی بینالمللی منجر شود.
بیشتر این افراد سالها در رسانههای تخصصی، جشنوارههای جهانی، فدراسیون بینالمللی منتقدان فیلم (فیپرشی)، نشریات سینمایی یا برنامهریزی فرهنگی فعالیت کردهاند و اکنون بخشی از شبکه جهانی تصمیمگیری درباره مهمترین جوایز سینمایی هستند.

فیلمسازانی که از رقابت به داوری رسیدند
همزمان با افزایش حضور منتقدان، فیلمسازان ایرانی نیز در سالهای گذشته بارها به عنوان داور جشنوارههای معتبر انتخاب شدهاند؛ اتفاقی که معمولاً پس از تثبیت جایگاه بینالمللی آنها رخ داده است.اصغر فرهادی پس از موفقیت جهانی «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده»، در هیأت داوری جشنواره کن حضور یافت؛ حضوری که نشان میداد او دیگر تنها یک فیلمساز موفق نیست، بلکه به عنوان یکی از چهرههای مرجع سینمای معاصر شناخته میشود.
رخشان بنیاعتماد نیز در جشنوارههای مختلف آسیایی و اروپایی بارها داوری کرده است. جعفر پناهی، رضا میرکریمی، محمد رسولاف و مجید مجیدی نیز در سالهای مختلف عضو هیأتهای داوری جشنوارههای بینالمللی بودهاند.نکته قابل توجه آن است که بسیاری از این دعوتها از سوی جشنوارههایی انجام شده که پیشتر میزبان آثار همین فیلمسازان بودهاند؛ اتفاقی که نشان میدهد رابطه میان جشنوارهها و سینماگران، پس از پایان رقابت نیز ادامه پیدا میکند.
بازیگران ایرانی و اعتماد جشنوارهها
بازیگران ایرانی نیز سهم قابل توجهی در این روند داشتهاند. نیکی کریمی را شاید بتوان فعالترین چهره ایرانی در عرصه داوری جشنوارههای بینالمللی دانست. او در جشنوارههایی چون شانگهای، داکا، دهلی، تالین، وزول، دبی و چندین رویداد دیگر به عنوان داور حضور داشته است.
شهاب حسینی پس از دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن، به عضویت هیأتهای داوری چند جشنواره معتبر درآمد. فاطمه معتمدآریا، ترانه علیدوستی، هدیه تهرانی و دیگر بازیگران ایرانی نیز در جشنوارههای منطقهای و بینالمللی مسئولیت داوری را بر عهده گرفتهاند.این روند نشان میدهد اعتبار جهانی بازیگران ایرانی نیز تنها به حضور مقابل دوربین محدود نمانده و تجربه حرفهای آنها به سرمایهای برای جشنوارههای بینالمللی تبدیل شده است.
چرا حضور ایرانیان اهمیت دارد؟
در نگاه نخست، ممکن است عضویت در یک هیأت داوری یا جمع رأیدهندگان، صرفاً عنوانی تشریفاتی به نظر برسد؛ اما واقعیت چیز دیگری است.
داوران جشنوارهها بخشی از حافظه فرهنگی سینمای جهان را شکل میدهند. آنها تصمیم میگیرند کدام فیلم دیده شود، کدام فیلمساز معرفی شود و چه جریانهایی مورد توجه قرار گیرند. هرچه ترکیب این داوران متنوعتر باشد، امکان دیده شدن روایتهای متفاوت نیز بیشتر خواهد بود.
از سوی دیگر، حضور ایرانیان در این جایگاهها نوعی دیپلماسی فرهنگی غیررسمی نیز به شمار میرود. در شرایطی که روابط سیاسی کشورها همواره با فراز و نشیب همراه است، سینما همچنان یکی از معدود حوزههایی است که گفتوگو در آن ادامه دارد. حضور یک منتقد یا فیلمساز ایرانی در کنار همتایانی از اروپا، آمریکا، آسیا و آمریکای لاتین، تصویری متفاوت از فرهنگ و هنر ایران ارائه میدهد؛ تصویری که از مسیر گفتوگوی حرفهای و نه سیاست شکل میگیرد.

آیندهای که روشنتر به نظر میرسد
روندی که امروز در گلدنگلوب دیده میشود، احتمالاً در سالهای آینده نیز ادامه خواهد یافت. بسیاری از جشنوارهها و جوایز معتبر جهان به دنبال افزایش تنوع جغرافیایی و فرهنگی در ترکیب داوران و رأیدهندگان خود هستند و سینمای ایران، با پشتوانه چند دهه حضور موفق در عرصه جهانی، همچنان یکی از منابع مهم انتخاب این چهرهها خواهد بود.
شاید مهمترین دستاورد این روند، تغییر جایگاه ایران در نقشه سینمای جهان باشد. اگر روزگاری ایران تنها با فیلمهایش در جشنوارهها شناخته میشد، امروز منتقدان، پژوهشگران، بازیگران و فیلمسازان ایرانی در جایگاهی قرار گرفتهاند که در شکل دادن به سلیقه و معیارهای سینمای جهان نیز نقش دارند. این، نشانه بلوغ یک فرهنگ سینمایی است؛ فرهنگی که دیگر فقط تولیدکننده فیلم نیست، بلکه در تعریف کیفیت، اعتبار و ارزش سینمای جهان نیز سهمی جدی پیدا کرده است.
آنچه امروز در گلدنگلوب رخ داده، صرفاً افزایش تعداد چند نام ایرانی در میان رأیدهندگان نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر جایگاه سینمای ایران در زیستبوم جهانی سینماست. در دهههای گذشته، موفقیت بینالمللی سینمای ایران عمدتاً با جوایز و افتخارات فیلمها و فیلمسازانش سنجیده میشد؛ از حضور در بخشهای رقابتی جشنوارههای بزرگ گرفته تا کسب نخل طلا، خرس طلا، شیر طلا و اسکار. اما در سالهای اخیر، نشانههای دیگری نیز از این اعتبار دیده میشود؛ نشانههایی که شاید کمتر مورد توجه رسانهها قرار گرفتهاند، اما در بلندمدت اهمیت بیشتری دارند. حضور ایرانیان در هیأتهای انتخاب، شوراهای مشورتی، جمع رأیدهندگان و هیأتهای داوری جشنوارههای معتبر، به این معناست که سینمای ایران دیگر تنها موضوع قضاوت نیست، بلکه خود بخشی از فرآیند قضاوت و ارزیابی سینمای جهان شده است.
این تغییر جایگاه، از منظر حرفهای نیز اهمیت فراوانی دارد. جشنوارههای معتبر بینالمللی معمولاً در انتخاب داوران و رأیدهندگان خود بسیار محافظهکار عمل میکنند. اعتبار حرفهای، سابقه فعالیت، شناخت سینمای جهان، استقلال رأی و جایگاه بینالمللی، از جمله معیارهایی هستند که برای انتخاب اعضای هیأتهای داوری در نظر گرفته میشوند. بنابراین، حضور هر منتقد، پژوهشگر، فیلمساز یا بازیگر ایرانی در چنین ساختارهایی، حاصل سالها فعالیت مستمر و کسب اعتماد نهادهای بینالمللی است و نباید آن را صرفاً یک انتصاب نمادین یا تشریفاتی تلقی کرد.
از سوی دیگر، این روند میتواند بر نسل جوان سینمای ایران نیز تأثیر بگذارد. سالها پیش، آرزوی بسیاری از فیلمسازان جوان این بود که فیلمشان به یکی از جشنوارههای معتبر جهانی راه پیدا کند. امروز اما افقهای تازهای پیش روی فعالان این حوزه قرار گرفته است. منتقدان، پژوهشگران، روزنامهنگاران و برنامهریزان فرهنگی نیز میتوانند با فعالیت حرفهای، پژوهش مستمر و حضور در شبکههای بینالمللی، به جایگاههایی دست پیدا کنند که تا چند سال پیش دور از دسترس به نظر میرسید. این موضوع نشان میدهد که موفقیت در عرصه جهانی، دیگر تنها به ساخت فیلم محدود نیست و سایر شاخههای تخصصی سینما نیز امکان دیده شدن و اثرگذاری پیدا کردهاند.
در عین حال، نباید از چالشهای این مسیر غافل شد. حفظ این جایگاه، دشوارتر از رسیدن به آن است. کسانی که در جایگاه داور یا رأیدهنده قرار میگیرند، نهتنها نماینده نگاه شخصی خود، بلکه تا حدی نماینده اعتبار حرفهای سینمای ایران نیز محسوب میشوند. استقلال رأی، پرهیز از نگاههای سلیقهای یا ملیگرایانه، شناخت جریانهای نوظهور سینمای جهان و پایبندی به معیارهای حرفهای، عواملی هستند که میتوانند این اعتماد را تداوم ببخشند و زمینه را برای حضور نسلهای بعدی نیز هموار کنند.
شاید به همین دلیل باشد که باید به خبر حضور هشت ایرانی و ایرانیتبار در جمع رأیدهندگان گلدنگلوب، فراتر از یک خبر روز نگاه کرد. این اتفاق را میتوان حلقهای از زنجیرهای دانست که از موفقیت فیلمهای ایرانی در جشنوارههای جهانی آغاز شد، با حضور سینماگران ایرانی در هیأتهای داوری ادامه یافت و اکنون به مشارکت منتقدان و پژوهشگران ایرانی در مهمترین سازوکارهای تصمیمگیری سینمای جهان رسیده است. این روند، اگر با حفظ کیفیت و تداوم فعالیت حرفهای همراه باشد، میتواند در سالهای آینده جایگاه ایران را نه فقط به عنوان کشوری صاحب سینما، بلکه به عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار در شکل دادن به گفتمان جهانی سینما بیش از پیش تثبیت کند؛ جایگاهی که در آن، ایران نه فقط تولیدکننده آثار مهم، بلکه شریک گفتوگوهای جهانی درباره آینده هنر هفتم خواهد بود.


