Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

    «سرزمین پدری»؛ پاولیکوفسکی و مفهوم وطن

    نقد سوزان سونتاگ بر تصاویر جنگ 

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      «سرزمین پدری»؛ پاولیکوفسکی و مفهوم وطن

      ۲۵ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      «سرزمین پدری»؛ پاولیکوفسکی و مفهوم وطن

      ۲۵ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      نقد سوزان سونتاگ بر تصاویر جنگ 

      ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      نویسنده زن ایرانی در کنار بزرگترین نویسندگان معاصر جهان

      ۱۲ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      «سرزمین پدری»؛ پاولیکوفسکی و مفهوم وطن

      ۲۵ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      درگذشت گئورگ بازلیتس؛ دنیای وارونه یک هنرمند

      ۱۲ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      نقد سوزان سونتاگ بر تصاویر جنگ 

      ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      نقد سوزان سونتاگ بر تصاویر جنگ 

      ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      نویسنده زن ایرانی در کنار بزرگترین نویسندگان معاصر جهان

      ۱۲ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    جشنواره‌ها سینما

    می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

    نمایش داده شده در بخش «اسید» جشنواره فیلم کن
    پرویز جاهدپرویز جاهد۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    دو بار زیستن و سه بار مردن
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساخته کریم لک زاده که در بخش «اسید» جشنواره فیلم کن شرکت دارد، اثری متفاوت در سینمای امروز ایران است؛ سینمایی که اسیر ملودرام‌های اجتماعی یا فیلم‌های سیاسی به اصطلاح زیرزمینی است که این سال‌ها، باب طبع فستیوال‌ها و مجامع سینمایی بین المللی است. از این رو، فیلمی مینی‌مالیستی و تجربی با ویژگی‌های تماتیک و سبکی متفاوت با جریان غالب فیلم‌های جشنواره پسند، فیلمی نیست که مورد پسند کارگزاران بخش‌های اصلی فستیوال کن باشد و تنها می تواند در یکی از بخش های حاشیه ای جشنواره کن مثل بخش «اسید» که مختص فیلم‌های تجربی و آوانگارد است به نمایش درآید. هرچند این فیلم نیز به خاطر عدم رعایت حجاب بازیگران زن و پخش آواز زن، بدون مجوز قانونی در ایران ساخته شده و می‌تواند فیلم زیرزمینی تلقی شود اما به اعتقاد من ساخته شدن چنین فیلم‌هایی با این رویکرد متفاوت و این نوع تازگی و جسارت در بیان سینمایی، یک حرکت ضروری برای سینمای خمود و راکد امروز ایران است که نیازمند تزریق خون تازه‌ای در رگ‌های بی‌جانش هست. 

    کریم لک‌زاده، از چهره‌های جوان و مستقل نسل پس از دهه هشتاد سینمای ایران است؛ فیلمسازی که برخلاف جریان غالب سینمای اجتماعی به اصطلاح “جشنواره‌پسند” در ایران، بیشتر به سمت نوعی سینمای مینی‌مالیستیِ شخصی، عصبی، و ضدروایی گرایش دارد. فیلم‌های او عمدتاً بر آدم‌های حاشیه‌ای و طردشده، وضعیت‌های بغرنج و جفنگ، بحران هویت، خشونت پنهان و ازخود بیگانگی متمرکزند. او در فیلم‌هایش از جمله در «قیچی» و «کله سرخ»، اغلب به‌جای روایت‌های سر راست کلاسیک، بر فضاسازی، اضطراب و تنش روانی شخصیت‌ها و خلق موقعیت های ابزورد تاکید می‌کند. در فیلم‌های او، حسی از اضطراب، تنش و فروپاشی در لایه زیرین تصاویر جریان دارد و این ویژگی باعث شده کارهایش به سینمای مستقل اروپا و آمریکا نزدیک‌تر باشند تا به الگوهای رایج سینمای ایران.

    دو بار زیستن و سه بار مردن

    یکی از تفاوت‌های اصلی لک‌زاده با بسیاری از فیلمسازان ایرانی، پرهیز از رئالیسم اجتماعی و اخلاقی کلیشه‌ای و رایج در سینمای به اصطلاح اجتماعی ایران است. بسیاری از سینماگران ایرانی؛ از سینمای جریان اصلی و تجاری گرفته تا حتی بخشی از سینمای هنری و به ظاهر مستقل، معمولاً نوعی نگاه شفقت آمیزِ انسانی، اخلاق‌گرا و تا حدی شاعرانه به طبقات فرودست جامعه دارند؛ اما لک‌زاده در فیلم‌هایش، اغلب تصویری خشن، بی‌رحم و پوچ از جامعه می‌سازد. شخصیت‌هایش نه قهرمان‌اند و نه قربانی محض؛ بلکه افرادی ناهنجار، عصبی، پریشان، سرگردان، خشمگین و اغلب ویرانگرند. در حالی که بخش مهمی از سینمای فستیوالی ایران تحت تأثیر سنت سینمایی جعفر پناهی، محمد رسول اف یا اصغر فرهادی بر واقع‌گرایی اجتماعی، تنش‌های سیاسی و نوعی انسان‌گرایی متکی است، لک‌زاده بیشتر به سمت سینمایی فرمالیستی، پر از تنش، آشفتگی روانی و فروپاشی عصبی می‌رود. فیلم‌های او اغلب دارای ساختاری ضد روایی، شخصیت‌هایی جامعه ستیز و آنتی پاتیک، دوربین ناآرام و ریتمِ کُند اند. لک‌زاده برخلاف بسیاری از فیلمسازان هنری یا فستیوالی ایرانی، علاقه‌ای به زیباسازی فقر یا شاعرانه‌کردن فلاکت ندارد. او حتی در مصاحبه‌هایش از سینمایی انتقاد کرده که به‌گفته خودش “به شکل توریستی با فقر برخورد می‌کند”. این موضع‌گیری و رویکرد، باعث شده فیلم‌هایش حالتی تهاجمی و ضدسانتی‌مانتال پیدا کند و همدلی تماشاگر خو کرده به قصه‌ها و روایت‌های معمولی را برنیانگیزد.

    از نظر فرمی نیز به نظرم لک‌زاده، تحت تأثیر سینمای مستقل آمریکا، به‌ویژه فضای پراضطراب و عصبی فیلم‌های مستقل نیویورکی از جمله سینمای جیم جارموش، هال هارتلی و برادران سفدی است، به ویژه در ساختن موقعیت‌های هزل، در شیوه هدایت بازیگر و حس آشوب کنترل‌شده در صحنه‌ها. همچنین مینیمالیسم سرد، مکث‌های طولانی و آدم‌های بی‌هدف فیلم‌هایش، وجه شباهت فیلم‌های او به آثار جارموش‌اند، هرچند فیلم‌های لک‌زاده، خشونت و تنش درونی بیشتری نسبت به فیلم‌های جارموش دارند. همینطور می توان تاثیراتی از سینمای هنری امروز اروپا، به ویژه کارهای لئو کاراکس و گاسپار نوئه را در کارهای لک زاده دنبال کرد به ویژه در نحوه نمایش روابط ناهنجار و بیمارگونه افراد، بدن‌های له شده و خسته، خشونت عاطفی و حس فروپاشی اجتماعی. البته فرمالیسم لک‌زاده به اندازه گاسپار نوئه افراطی نیست، با این حال در تمایل‌اش به اکسپریمنتال‌شدن و شکستن روایت‌های خطی و کلاسیک، شباهت‌هایی وجود دارد. از این رو، فیلم‌های لک‌زاده، بیشتر از آنکه وابسته به سنت اجتماعی یا شاعرانه سینمای ایران باشد، همانند فیلم‌های شهرام مکری، محمد شیروانی و علی احمدزاده، بیشتر تحت تاثیر سینمای مستقل، تجربی، سورئال و آوانگارد غرب است.

    دو بار زیستن و سه بار مردن

    عنوان فیلم جدید لک زاده یعنی «دو بار زیستن و سه بار مردن»، مفهومی فلسفی و الهیاتی دارد و می‌تواند اشاره‌ای باشد به مفهوم مرگ و زندگی در قرآن. در برخی آیات قرآن (مانند آیه ۱۱ سوره غافر)، به دو بار میراندن و دو بار زنده کردن انسان اشاره شده است: “می گویند: پروردگارا! دوبار ما را میراندی و دوبار زنده کردی، اکنون به گناهانمان معترفیم، پس آیا راهی برای بیرون آمدن از دوزخ هست؟” این به معنای مرگ، پیش از این دنیا، زندگی در دنیا، مرگ در پایان عمر (موت اول)، زندگی در عالم برزخ، مرگ در پایان برزخ و در نهایت زنده شدن دوباره در قیامت است. در حکمت و عرفان ایرانی نیز انسان سه‌بار می‌میرد. نخستین مرگ او زمانی است که جسمش از کار می‌افتد (مرگ فیزیکی). دومین مرگ  او زمانی است که جسدش دفن می‌شود و از نظرها پنهان می‌گردد و مرگ سوم او لحظه‌ای در آینده اتفاق می‌افتد که برای آخرین‌بار، نام او بر زبان آورده می‌شود و بعد کاملاً به فراموشی سپرده می‌شود.

    «دو بار زیستن و سه بار مردن»، یک کمدی سیاه با تمی اجتماعی و انتقادی است پیرامون موضوعی که پرداختن به آن در سینمای ایران بی‌سابقه است. سه معدنچی که از انفجار معدن جان سالم به در برده‌اند، تصمیم می‌گیرند مرگ خود را پنهان کرده و خود را به عنوان قربانی انفجار معدن جا بزنند تا خانواده‌هایشان بتوانند از مسئولان معدن، دیه و غرامت بگیرند. اما این فقط آغاز این درام اجتماعی است و فیلم خیلی زود وارد فضاهای عجیب و غریب می‌شود که با منطق رئالیستی قابل فهم نیست و تنها در زمینه سورئال فیلم‌های قبلی لک‌زاده و با معیارهای غیررئالیستی، توجیه‌شدنی است. البته هیچ چیز عجیب و غیرعادی در مکان‌های فیلم نیست. کوهستان، معدن، تپه‌ها، دشت، جاده‌های خارج شهر، روستای پرت و دورافتاده. آب و هوای برفی و سرد فیلم «کله سرخ» در اینجا جایش را به هوای مه آلود و گرفته و سرد داده است. تنها مکانی که در فیلم غیرعادی است، کافه‌ای در اطراف روستاست که طبقه بالای آن به گفته صاحب کافه، مخصوص مشتریان ویژه است که از شهر به آنجا آمده‌اند. بعد که ابراهیم (یکی از معدنچی‌ها) برای پیدا کردن مادر همکارش یونس به آنجا می‌رود می‌بینیم که مشتریان آنجا، دخترها و پسرهای جوان شهری‌اند که نشسته‌اند و قهوه می‌خورند یا به اجرای کارائوکی مشغول‌اند.

    دو بار زیستن و سه بار مردن

    «دو بار زیستن و سه بار مردن»، همانند کارهای دیگر لک زاده، حال و هوایی شبیه فیلم‌های جارموش دارد و بیشتر یادآور «مرزهای کنترل» و «مغلوب قانون» است. با همان ویژگی‌های پست مدرن، مینی‌مالیستی و فضای سورئال فیلم‌های جارموش با اتفاقات عجیب و غریب و آدم‌های غیرعادی و طنزی تلخ در دیالوگ‌ها و رفتار آدم‌ها و موقعیت‌های ابزورد و جفنگی که در آن قرار می‌گیرند. یونس، بر اثر انفجار، لای صخره‌های کوه گیر کرده و داوود و ابراهیم برای آوردن کمک و نجات او و نیز خبر دادن به خانواده‌هایشان، به سمت روستا می‌روند. آنها دو آدم بدبخت و بد شانس‎اند که از چاله به چاه می‌افتند. اولین کسی که آنها را در جاده سوار می‌کند، مامور امنیت بهداشت است که به آنها مشکوک شده ومی‌خواهد آنها را تحویل پلیس دهد.

    آنها با اینکه کارگر معدن و از قشر زحمتکش جامعه‌اند اما به خاطر آنتی پاتیک بودن، ما هیچ حس همدلی نسبت به آنها نداریم و لک‌زاده نیز عمداً از ما نمی‌خواهد که نسبت به آنها سمپاتی داشته باشیم. آنتی پاتیک بودن آنها در اختلال شخصیت و رفتار ضد اجتماعی آنهاست. آنها ضد قانون و هنجارهای اجتماعی‌اند. به راحتی و با بی رحمی مامور امنیت بهداشت معدن را می‌کشند و لباس‌های او را می‌پوشند. آنها فقط به منافع خود و به دست‌آوردن غرامت فکر می‌کنند و به حقوق دیگران اعتنایی ندارند. داوود و ابراهیم، همکارشان یونس را در آن وضعیت که در غار لای سنگ‌ها گیر کرده رها می‌کنند و دنبال کار خود می‌روند.

    فیلم، پر از اتفاقات و آدم‌های عجیب و غریب است از خود داوود، ابراهیم و یونس گرفته تا جوان درویش مسلکی که در بیابان زندگی می‌کند و مهارت در غیب‌گویی دارد اما نمی‌تواند آتش روشن کند، تا خواهر داوود که با دوربین گوپرو و پوششی شبیه نینجاها با داسی در دست در تاریکی در کوچه‌های ده حرکت می‌کند و کلیپ‌های ویدئویی عجیب و غریب و ترسناک برای فالوئرهایش در یوتیوب می‌سازد. همینطور خواهر یونس که از مشتریان ویژه همان کافه روستایی است و یک شانسون فرانسوی را به صورت کارائوکی اجرا می‌کند یا مادر یونس معروف به “ماما لولو”  که پس از سی سال، بعد از شنیدن مرگ پسرش در حادثه معدن، دخترش را برای تحویل جسد او به منطقه می‌فرستد اما او برادرش را زنده پیدا می‌کند. حتی مازندرانی حرف زدن داوود و خواهرش نیز فضا را غیرعادی می‌کند. این تنوع زبان و لهجه، گویا در فیلم دیگر لک‌زاده یعنی «قیچی» هم بود.

    دو بار زیستن و سه بار مردن

    فیلم، داستان حسرت‌ها و ناکامی‌های آدم‌هاست. خواهر یونس به داوود می‌گوید که آرزو دارد روزی خواننده معروفی شود. یونس، در ابتدای فیلم می‌گوید در زندگی کسی را ندارد که دیه‌اش را بگیرد. خواهر داوود، دختری طمعکار است و می‌خواهد پول دیه را به تنهایی صاحب شود. ابراهیم نیز از زندگی زناشویی‌اش خسته شده و می‌خواهد بعد از آن به صورت ناشناس در خفا زندگی کند. بعد از اینکه کارگزار معدن به خواهر داوود که برای گرفتن دیه برادرش به آنجا رفته می‌گوید که باید مرگ مفقودشدگان حادثۀ انفجار معدن برایشان ثابت شود و تنها پس از پیدا شدن تکه‌ای از بدن آنها؛ دیه به خانواده‌شان تعلق می‌گیرد؛ معدنچی‌ها حاضر می‌شوند که هر کدام عضوی از بدن خود را قطع کرده و به عنوان سند مرگشان در انفجار به مسئولان معدن تحویل دهند.

    «دو بار زیستن و سه بار مردن»، از نظر بصری نیز غنی است و لک‌زاده، موفق به خلق میزانسن‌های ثابت و متحرک خلاقانه می‌شود. نمونه‌اش، میزانسن گفتگوی دو نفره مادر و خواهر یونس است که در یک قاب و کنار هم دیده می‌شوند اما درواقع جدا از هم و روبروی یکدیگرند و کارگردان به کمک آینه آن را خلق کرده. یا میزانسن سه نفره معدنچی ها در درون غار یا گفتگوی سه نفره آنها در جایی شبیه سونا در منزل مادر یونس با نورپردازی فوق العاده و نیز پلان سه نفره و درهم تنیده آنها کنار درخت در بیابان بعد از مستی شبانه. همینطور اکستریم کلوزآپ ها از صورت شخصیت‌ها که در نسبت با نماهای لانگ شات از طبیعت، تعادل ایجاد می‌کند. فیلم، مثل فیلم‌های قبلی لک‌زاده، دارای چند صحنه خشن است؛ از صحنۀ کشتن مامور امنیت بهداشت معدن تا صحنۀ کندن گوش یونس در خواب.  پخش ترانه‌های قدیمی از مهرپویا و ایرج مهدیان نیز یک ویژگی پست مدرنیستی و ارجاع به فرهنگ و هنر عامه‌پسند و غیر الیت است. امیدوارم این فیلم هرچه زودتر در ایران به نمایش درآید. 

    جشنواره فیلم کن
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلی«سرزمین پدری»؛ پاولیکوفسکی و مفهوم وطن
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    «سرزمین پدری»؛ پاولیکوفسکی و مفهوم وطن

    محمد عبدی

    درگذشت گئورگ بازلیتس؛ دنیای وارونه یک هنرمند

    محمد عبدی

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    بی‌تا ملکوتی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

    «سرزمین پدری»؛ پاولیکوفسکی و مفهوم وطن

    نقد سوزان سونتاگ بر تصاویر جنگ 

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.