Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

    سلیمان میناسیان و نقاشی با نور

    آزمون اخلاق و فرسایش هنر در گرداب سیاست: نقدی بر «نامه‌های زرد» (ایلکِر جاتاک، ۲۰۲۶)

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      آزمون اخلاق و فرسایش هنر در گرداب سیاست: نقدی بر «نامه‌های زرد» (ایلکِر جاتاک، ۲۰۲۶)

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      کالبدشکافی زوال و استعمار زیست‌جهان: دیالکتیک کلام، بدن و امر ناگهانی در فیلم «ناگهان» (All of a Sudden – 2026) اثر ریوسوکه هاماگوچی

      ۵ آبان , ۱۴۰۵

      عشق یا خودآزاری روانی در «اسارت بشری» | نگاهی به اقتباس جان کرامول از رمان سامرست موآم

      ۲۶ مهر , ۱۴۰۵

      دنیای جنوبی گوتیکِ فاکنر در فیلم «فردا» ساخته جوزف آنتونی

      ۲۴ مهر , ۱۴۰۵

      ویناله: «کنتس خون»؛ خون‌آشام زنانه

      ۷ آبان , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      «نیاکان عزیز، بگذارید عبور کنیم»؛ لاو دیاز و مذهب

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      تحلیل فیلم «تو به اینجا تعلق نداری» (فلورین شِربان، ۲۰۲۶): تجلی نوین آسیب‌های طبقاتی در سینمای اروپای شرقی

      ۱ آبان , ۱۴۰۵

      ردپای زمان، خاطره و وسوسه‌ی رفتن: کالبدشکافی فرمالیستی «نینا روزا» (Nina Roza – 2026)

      ۲۸ مهر , ۱۴۰۵

      «بلندی‌های بادگیر»؛ جشن رنگ و نور و زیبایی و مرگ

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

       دوربین شیئی است بدترکیب یا خداگونه؟ | گفت‌وگویی با راس مک‌الوی و پیوندی میان سه نسل

      ۷ آبان , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      زنانی که نه قهرمان‌اند و نه قربانی | نگاهی به شخصیت‌های زن آثار آیدا پناهنده به بهانه‌ی شروع سریال «سرخ و سیاه» به نویسندگی و کارگردانی او

      ۸ آبان , ۱۴۰۵

      چه کسی حوا را شرور کرد؟ | بازخوانی زن، گناه و آزادی در سریال «شرق بهشت»

      ۳۰ مهر , ۱۴۰۵

      نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۵

      سایلو؛ جهانی با فرهنگ ندانستن

      ۱۹ مهر , ۱۴۰۵

      بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      پاتریشیو گوزمن؛ روایتگر حافظۀ خونین و زخمی یک ملت

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      سلیمان میناسیان و نقاشی با نور

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      آزمون اخلاق و فرسایش هنر در گرداب سیاست: نقدی بر «نامه‌های زرد» (ایلکِر جاتاک، ۲۰۲۶)

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      تختی به‌اندازه‌ی اتاق؛ درباره‌ی رمان کنار دریا نوشته‌ی ورونیک اولمی

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      آزمون اخلاق و فرسایش هنر در گرداب سیاست: نقدی بر «نامه‌های زرد» (ایلکِر جاتاک، ۲۰۲۶)

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      زنانی که نه قهرمان‌اند و نه قربانی | نگاهی به شخصیت‌های زن آثار آیدا پناهنده به بهانه‌ی شروع سریال «سرخ و سیاه» به نویسندگی و کارگردانی او

      ۸ آبان , ۱۴۰۵

       دوربین شیئی است بدترکیب یا خداگونه؟ | گفت‌وگویی با راس مک‌الوی و پیوندی میان سه نسل

      ۷ آبان , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      تختی به‌اندازه‌ی اتاق؛ درباره‌ی رمان کنار دریا نوشته‌ی ورونیک اولمی

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

      ۲ آبان , ۱۴۰۵

      رابطه‌ی من-آن؛ خوانشی از عروسک پشت پرده‌ی صادق هدایت

      ۲۷ مهر , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      کلید | داستان کوتاه از ایزاک بشویس سینگر (از مجموعه‌ی بهترین داستان‌های قرن بیستم به کوشش جان آپدایک)

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      تختی به‌اندازه‌ی اتاق؛ درباره‌ی رمان کنار دریا نوشته‌ی ورونیک اولمی

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

      ۲ آبان , ۱۴۰۵

      رابطه‌ی من-آن؛ خوانشی از عروسک پشت پرده‌ی صادق هدایت

      ۲۷ مهر , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      سلیمان میناسیان و نقاشی با نور

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      آنیش کاپور؛ پتکی که بر سر ما فرود می‌آید

      ۱۶ مهر , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      سلیمان میناسیان و نقاشی با نور

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      آنیش کاپور؛ پتکی که بر سر ما فرود می‌آید

      ۱۶ مهر , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴
    • معماری

      امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش دوم

      ۵ آبان , ۱۴۰۵

      امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      معماری؛ تجربه‌ای با هفت حس

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مطالعات سینمایی نقد و نظریه ادبی ادبیات سینما

    بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

    پریسا جوانفرپریسا جوانفر۱۰ آبان , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    رمان بنده‌ی خدا کورمک مک‌کارتی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    رمان «بنده‌ی خدا» نوشته‌ی «کورمک مک‌کارتی» را شاهین نعمتی ترجمه کرده و از سوی نشر ثالث منتشر شده. داستان آن را می‌شود این‌طور خلاصه کرد: لستر بالارد مردی روستایی در جنوب آمریکا خانه‌اش را از دست می‌دهد، به‌تدریج از جامعه کنار گذاشته می‌شود و در طبیعت پناه می‌گیرد؛ جایی که زندگی‌اش به مسیری از خشونت، قتل و نکروفیلیا کشیده می‌شود. اما چیزی که رمان را از روایت زندگی یک مرد طردشده و جنایتکار فراتر می‌برد، شیوه‌ای است که مک‌کارتی برای روایت آن انتخاب می‌کند. رمان نه لستر را به هیئت هیولایی بیرون از جهان انسانی درمی‌آورد و نه از طردشدگی‌اش برای توجیه اعمالش استفاده می‌کند. خواننده در فاصله‌ای ناپایدار قرار می‌گیرد؛ آن‌قدر به لستر نزدیک است که نتواند او را نادیده بگیرد و آن‌قدر دور که نتواند به‌آسانی خود را جای او بگذارد.

    این فاصله از همان جمله‌ی آغازین شروع می‌شود. راوی لستر را چنین معرفی می‌کند: «یک بنده‌ی خدا، خیلی شبیه خودت شاید[1].» این جمله از همان ابتدا نسبت میان شخصیت و خواننده را مسئله‌دار می‌کند. عبارت «شبیه خودت» مخاطب را از جایگاه ناظر بیرونی بیرون می‌کشد و او را در کنار مردی کم‌عقل و طردشده قرار می‌دهد که قرار است مرتکب اعمالی هولناک شود. بااین‌حال این نزدیکی به معنای یک هم‌ذات‌پنداری ساده هم نیست. «شاید» هم در جمله بی‌کار نیست: شباهت را ادعا نمی‌کند و خواننده را وادار می‌کند درباره‌ی مرزی که میان خودش و او کشیده دوباره فکر کند.

    «جیمز فرانکو» در اقتباس سینمایی سال ۲۰۱۳ با بازی «اسکات هیز» در نقش لستر بالارد همین جمله را در نمای آغازین فیلم به کار می‌گیرد؛ درحالی‌که لستر از فاصله‌ی نزدیک به دوربین و به‌واسطه‌ی آن به تماشاگر نگاه می‌کند. در رمان خطاب مستقیم راوی در جریان خواندن شکل می‌گیرد؛ در فیلم این خطاب با نگاه شخصیت به یک مواجهه‌ی بصری تبدیل می‌شود. لستر صرفاً موضوع تماشای ما نیست؛ نگاهش گویی تماشاگر را هم وارد صحنه می‌کند. صدا و تصویر در این لحظه یکدیگر را تقویت می‌کنند؛ جمله نسبت میان لستر و مخاطب را برقرار می‌کند و نگاه او این نسبت را از سطح زبان به سطح مواجهه‌ی دیداری می‌آورد. درنتیجه افتتاحیه‌ی فیلم را می‌توان تلاشی برای بازآفرینی کارکرد جمله‌ی آغازین رمان دانست، نه صرفاً انتقال لفظ‌به‌لفظ آن.

    فرانکو پیش‌تر هم به سراغ متنی رفته بود که شیوه‌ی روایت و چندصدایی در شکل‌گیری تجربه‌ی خواندن آن نقشی اساسی دارند؛ رمانی که در فارسی با عنوان «گوربه‌گور[2]» می‌شناسیمش اثر ویلیام فاکنر. چنین انتخاب‌هایی پرسشی را مطرح می‌کنند که فراتر از وفاداری به داستان یا شخصیت‌های متن مبدأ است؛ وقتی بخش مهمی از تجربه‌ی یک رمان از شیوه‌ی روایت آن حاصل می‌شود، اقتباس سینمایی چگونه می‌تواند آن تجربه را به رسانه‌ای دیگر منتقل کند؟ آیا باید ابزارهای ادبی را مستقیماً به فیلم آورد یا می‌توان کارکرد آن‌ها را با امکانات خاص سینما بازآفرید؟

    استدلال این متن آن است که فرانکو بخشی از پاسخ را در مقیاس نما می‌جوید. آنچه در رمان با جابه‌جایی میان صداها و فاصله‌های روایی ساخته می‌شود، در فیلم تا حد زیادی با نزدیک‌شدن و دورشدن دوربین از لستر بازسازی می‌شود و صدای راوی گاه همراهش می‌آید. این ادعا را در سه بخش آزموده خواهد شد؛ شیوه‌ی روایت، رابطه‌ی شخصیت و مکان و پایان‌بندی.

    شیوه‌ی روایت

    روایت بنده‌ی خدا بر یک شیوه‌ی ثابت استوار نیست. راوی در بخش‌هایی رفتارهای لستر را با جزئیاتی عینی و بی‌پیرایه و بدون توضیحی روان‌شناختی گزارش می‌کند. در بخش‌هایی دیگر روایت به ادراک و تجربه‌ی او نزدیک می‌شود و در قسمت‌هایی هم صدای اهالی منطقه و روایت‌های جمعی درباره‌ی لستر در متن شنیده می‌شود. این تغییر راوی بیشتر به تفاوت در فاصله‌ی روایت از شخصیت و به شیوه‌ی دسترسی به اطلاعات و اطمینان از صحت یا عدم‌صحت آن مربوط است و در شکل‌دادن به تصویر لستر نقش دارد.

    روایت‌های دیگران درباره‌ی لستر، خاطرات‌شان از او و داوری‌های‌شان درباره‌ی رفتارش، تصویری از جایگاه او در اجتماع می‌سازند، اما این تصویر را نمی‌توان حقیقتی کامل و بی‌طرفانه درباره‌ی شخصیت دانست. این اساساً ویژگی چنین راوی‌ای است و مک‌کارتی هوشمندانه آن را انتخاب کرده است. جامعه از طریق همین گفته‌ها فرد نامتعارف را تعریف می‌کند، او را از خود جدا می‌سازد و مرز میان رفتار پذیرفتنی و ناپذیرفتنی را ترسیم می‌کند. بنابراین صدای جمعی اطلاعاتی حقیقی درباره‌ی لستر به خواننده نمی‌دهد؛ این صدا نشان می‌دهد که جامعه چگونه او را می‌بیند و در چه فرایندی به دیگری تبدیلش می‌کند.

    درنتیجه لستر هرگز کاملاً «ما» نمی‌شود و هرگز کاملاً «آن‌ها». خواننده میان مشاهده‌ی خشونتی که انکارشدنی نیست و آگاهی از طردشدگی لستر جابه‌جا می‌شود و رمان هر دو را هم‌زمان نگه می‌دارد. مسئله این نیست که او را ببخشیم یا محکوم کنیم؛ مسئله آن است که روایت داوری آسان را دشوار می‌کند. طردشدگی برای فهم موقعیت لستر مهم است، اما از مسئولیتش نمی‌کاهد.

    فیلم برای بازآفرینی این وضعیت به امکانات دیگری متکی است. دوربین می‌تواند رفتار لستر را بدون توضیح مستقیم نشان دهد و به بخش‌های بیرونی‌نگر رمان نزدیک شود، اما تصویر به‌تنهایی رابطه‌ی میان روایت، ادراک شخصیت و صدای جمعی را در رمان برقرار نمی‌کند. سینما برای نزدیک‌کردن تماشاگر به تجربه‌ی شخصیت یا فاصله‌گرفتن از آن، ناگزیر است از ترکیب قاب‌بندی، حرکت دوربین، تدوین، صدا و بازیگری استفاده کند.

    صحنه‌ای که کلانتر و راننده‌اش برای دستگیری لستر به کلبه‌ی او می‌روند، این را نشان می‌دهد. رمان ابتدا واقعه را از دایره‌ی ادراک لستر روایت می‌کند؛ او کلانتر را از دور می‌بیند و حرکتش را به‌سوی کلبه دنبال می‌کند. فیلم هم در آغاز سکانس لستر را در نسبت با ورود کلانتر قرار می‌دهد و بعد در نماهای گفت‌وگوی آن‌ها دوربین میان دو طرف جابه‌جا می‌شود. بااین‌حال لستر و کلانتر هیچ‌گاه در یک قاب مشترک قرار نمی‌گیرند. این جدایی بصری را می‌توان در کنار تقابل موقعیت آن‌ها خواند؛ کلانتر نماینده‌ی نظم اجتماعی است که برای بازگرداندن لستر به محدوده‌ی قانون آمده، درحالی‌که لستر در حاشیه‌ی همان نظم زندگی می‌کند. در این‌جا فیلم با ساخت یک موقعیت روایی فاصله‌ی میان دو شخصیت و دو موقعیت اجتماعی را هم از طریق قاب‌بندی بیان می‌کند.

    فیلم در کنار این ابزارها از صدای راوی و نوشته‌هایی برگرفته از متن هم استفاده می‌کند که یکی از راه‌های حفظ پیوند با متن مبدأ است. این صدا و نوشته‌ها گاهی اطلاعاتی را منتقل می‌کند که تصویر مستقیماً دراختیار بیننده قرار می‌دهد. مثلاً در سکانس آغازین که اهالی به‌همراه نوازنده‌ها به سمت ملک پدری لستر می‌روند، اولین جمله‌ی کتاب روی تصویر هم نوشته می‌شود و چیزی را که مخاطب می‌بیند توضیح می‌دهد: «در پرتو خورشید بامگاهی، چون کاروان جماعت شادخوار، از سرزمین‌های مرطوب علف داسه‌پوش بالا آمدند و تپه را پی گرفتند…» و گاهی هم این کار اطلاعاتی را منتقل می‌کند که تصویر به‌تنهایی در اختیار تماشاگر نمی‌گذارد، اما اهمیتش فقط در انتقال اطلاعات نیست. هنگامی که گفتار بر تصویر منطبق می‌شود، باید پرسید این همراهی چه چیزی به تجربه‌ی دیدن اضافه می‌کند و آیا تصویر همان معنای گفتار را تأیید می‌کند یا در کنار آن معنایی دیگر می‌سازد. در اولین پلان جمله‌ی راوی و نگاه مستقیم لستر در کنار هم قرار می‌گیرند و خطاب ادبی را به مواجهه‌ای دیداری تبدیل می‌کنند. گاهی هم ما صرفا لستر را در صحنه‌هایی از زندگی معمولش می‌بینیم و صدای راوی را می‌شنویم که از گذشته‌ی او می‌گوید.

    بااین‌حال انتقال یک جمله از رمان به فیلم لزوماً به معنای حفظ کارکرد آن نیست. جمله‌ای که در متن ادبی در نسبت با راوی، مخاطب و جریان روایت معنا پیدا می‌کند، در فیلم در کنار بدن بازیگر، لحن صدا و نوع نما قرار می‌گیرد و این را به ذهن می‌آورد که جیمز فرانکو در طول فیلم نقشی یکسان به عبارت‌های مک‌کارتی در ساختار تازه‌ی فیلم نداده و گاهی برای آن کاری که تصویر نتوانسته انجام دهد، از صدای راوی کمک گرفته و گاهی هم این کار انجام داده، درصورتی که نیازی به آن نبوده.

    شخصیت‌پردازی و مکان

    در بنده‌ی خدا نمی‌توان شخصیت لستر را از مکان‌هایی که در آن‌ها زندگی می‌کند جدا کرد. او در آغاز با ازدست‌دادن خانه معرفی می‌شود؛ ملک پدری‌اش به حراج گذاشته می‌شود و او یکی از معدود پیوندهای مادی خود را با گذشته و اجتماع از دست می‌دهد. این صرفاً مقدمه‌ای برای آوارگی او نیست؛ خانه و مالکیت از همان ابتدا با جایگاه اجتماعی شخصیت گره می‌خورند و لستر پیش از آن‌که به حاشیه‌ و به طبیعت عقب‌نشینی کند، از مناسبات اجتماعی کنار گذاشته می‌شود که خانه در آن مهم‌ترین نشانه‌ی تعلق است. ازدست‌دادن خانه در این‌جا تنها به معنای بی‌سرپناه‌شدن نیست؛ با ازدست‌رفتن جایگاهی همراه است که فرد را در نظم اجتماعی تعریف می‌کند.

    او ابتدا به کلبه‌ای متروک و بعد به غار پناه می‌برد؛ حرکتی تدریجی از خانه به فضایی که دیگر به‌سادگی در تعریف متعارف خانه نمی‌گنجد و شاید بتوان آن را «نه‌خانه» نامید. خانه معمولاً مکانی برای سکونت، حفاظت و تعریف قلمرو شخصی است و درعین‌حال فرد را در شبکه‌ای از روابط اجتماعی جای می‌دهد. غار اما چنین کارکردی ندارد. لستر در آن پناه می‌گیرد و این پناهگاه او را به جامعه بازنمی‌گرداند و مرز میان پناهگاه و مخفیگاه، قلمرو شخصی و فضای بیرونی و زندگی انسانی و بقای جسمانی ناپایدار می‌شود.

    هر مکان مرحله‌ای از فاصله‌گرفتن او را مجسم می‌کند و او را از طریق حرکت، پنهان‌شدن و شکارکردن در همین فضاها می‌شناسیم، نه فقط از افکار یا گفتارش. بااین‌حال طبیعت علت مستقیم خشونت او نیست و بازتاب ساده‌ی روانش هم نیست؛ شرایط مادی کنش را فراهم می‌کند، امکان‌های او را محدود یا باز می‌کند و به خواننده اجازه می‌دهد وضعیتش را بی‌توضیح روان‌شناختی مستقیم دریابد.

    در فیلم این رابطه از طریق بدن بازیگر و حضور او در چشم‌انداز به تجربه‌ای دیداری تبدیل می‌شود. جایی که رمان می‌تواند با انتخاب واژه‌ها، ریتم جمله‌ها و توصیف جزئیات محیط را در ذهن خواننده بسازد، فیلم باید با میزانسن آن را سازمان دهد؛ اندازه‌ی نما، جایگاه لستر در تصویر، حرکت او در محیط و نحوه‌ی نمایش فاصله‌اش از دیگران.

    با نزدیک‌شدن فیلم به پایان خود رابطه‌ی لستر با مکان هم به‌تدریج شکل بصری پررنگ‌تری پیدا می‌کند. اگرچه فیلم همچنان از کلوزاپ استفاده می‌کند، در بسیاری از صحنه‌ها به‌ویژه هنگامی که لستر در جنگل پرسه می‌زند یا در نزدیکی غار دیده می‌شود، نماهای لانگ‌شات و اکستریم لانگ‌شات او را در مقایسه با محیط پیرامونش کوچک و تقریباً گم‌شده نشان می‌دهند. همان فاصله‌ی روایی که در رمان با تغییر صدا ساخته می‌شود، این‌جا به مقیاس بدل شده است؛ لستر هرچه از جامعه دورتر می‌شود، در قاب کوچک‌تر می‌شود.

    این کوچک‌شدن دو معنا دارد و فیلم هر دو را نگه می‌دارد. از یک سو لستر را تنها و آسیب‌پذیر نشان می‌دهد و از سوی دیگر رفتارش به شکارچی نزدیک می‌شود؛ در طبیعت پرسه می‌زند، مراقب پیرامونش است و در کمین می‌نشیند و پس از آتش‌سوزی عروسک‌هایش را هدف گلوله قرار می‌دهد. در مقابل حضورش در فضاهای اجتماعی و میان آدم‌ها کم‌رنگ می‌شود و جنگل و غار سهم بیشتری از جهان تصویری فیلم می‌گیرند. کوچکیِ لستر ترحم برمی‌انگیزد و رفتار شکارچی‌وارش تهدید؛ این دوگانه در رمان از راه تغییر راوی ساخته می‌شود و این‌جا در خود قاب جا گرفته است.

    پایان‌بندی

    پایان‌بندی رمان و فیلم از مهم‌ترین تفاوت‌های آن‌ها است، زیرا هرکدام نقطه‌ی متفاوتی را برای خاتمه‌دادن به سرگذشت لستر انتخاب می‌کنند. در رمان لستر سرانجام بازداشت می‌شود و در تیمارستان می‌میرد. پس از مرگش بدن او به موضوع آموزش پزشکی تبدیل می‌شود؛ بدنی که پیش‌تر خود با اجساد زنان رابطه‌ای خشونت‌بار و بیمارگونه برقرار کرده بود و آنها را این‌طور مصرف می‌کرد، اکنون در اختیار نهادی قرار می‌گیرد که آن را برای مقاصدی دیگر مصرف کند. البته این تقارن به‌سادگی به معنای مجازات یا کفاره نیست. رمان از مرگ لستر حکایتی اخلاقی نمی‌سازد که در آن نظم جهان با مجازات مجرم دوباره برقرار شود.

    در ادامه‌ی روایت جسدهای زنان هم پیدا می‌شوند. به‌این‌ترتیب پایان رمان از مرگ شخصیت اصلی فراتر می‌رود و توجه را به آنچه پس از او باقی می‌ماند بازمی‌گرداند. زندگی لستر به پایان می‌رسد، اما جهان داستان با او تمام نمی‌شود. روایت پس از مرگش همچنان ادامه می‌یابد و همین ادامه‌دادن، امکان می‌دهد خشونت را فقط در محدوده‌ی سرنوشت یک فرد نبینیم و در نسبت با جامعه و نظمی که پیش‌تر او را طرد کرده است هم بررسی کنیم. این به معنای بی‌مسئولیت‌دانستن جامعه در قبال اعمال لستر نیست؛ مسئله آن است که گویی پایان رمان اجازه نمی‌دهد مرگ او به نقطه‌ای تبدیل شود که همه‌چیز را توضیح دهد و پرونده‌ی خشونت را ببندد.

    فیلم اما پیش از دستگیری و مرگ لستر و پس از آن‌که او از غار بیرون می‌آید در اکستریم لانگ‌شاتی سبز و نورانی پایان می‌یابد. در نتیجه آنچه در رمان به پایان سرگذشت شخصیت و ادامه‌ی روایت پس از مرگ او مربوط می‌شود، در فیلم غایب است. این تفاوت تنها به باز یا بسته ‌بودن پایان مربوط نیست؛ انتخاب نقطه‌ی پایان تعیین می‌کند که تماشاگر آخرین بار با چه چیزی مواجه شود و چه معنایی از داستان برداشت کند. رمان پس از پایان زندگی لستر بدن او و پیامدهای باقی‌مانده از اعمالش را در مرکز توجه قرار می‌دهد، فیلم اما پیش از رسیدن به این مرحله لستر را در حال ادامه‌دادن مسیرش رها می‌کند.

    این انتخاب می‌تواند توجه را بر تداوم وضعیت لستر و حرکت او در مکان متمرکز کند، اما لزوماً به معنای غلبه‌ی همدلی بر داوری نیست. حذف سرنوشت نهایی شخصیت ممکن است داوری را به تعویق بیندازد، اما به‌خودی‌خود تماشاگر را به او نزدیک‌تر نمی‌کند. اثر این پایان این است که فیلم با متوقف‌کردن روایت در این نقطه از بخشی از پیامدهایی فاصله می‌گیرد که رمان پس از مرگ شخصیت پیش می‌کشد.

    نتیجه‌گیری

    در اقتباس جیمز فرانکو از بنده‌ی خدای کورمک مک‌کارتی مسئله فقط به این ختم نمی‌شود که بعضی بخش‌های رمان به فیلم منتقل نشده‌اند که این برای هر اقتباسی ممکن است رخ دهد و بخشی طبیعی در فرایند اقتباس است، مسئله‌ی مهم‌تر این است که تغییر مدیوم به تغییری در رابطه‌ی مخاطب با شخصیت اصلی یعنی لستر بالارد منجر شده است یا نه؟

    در فیلم سرگذشت لستر بالارد و پیوند میان انزوا، طردشدگی و خشونت همچنان هسته‌ی اصلی روایت است؛ اما انتقال این سرگذشت به سینما نسبت مخاطب با شخصیت و دامنه‌ی معنایی داستان را تغییر می‌دهد. مک‌کارتی با جابه‌جایی میان صداهای روایی، فاصله‌های متفاوت از شخصیت و روایت‌های جمعی درباره‌ی او لستر را در موقعیتی متناقض نگه می‌دارد؛ او هم عضوی از جهان انسانی است و هم کسی که اعمالش مرزهای این تعلق را به چالش می‌کشد. فیلم بخشی از این تناقض را از طریق نگاه مستقیم لستر، حضور جسمانی او و رابطه‌اش با فضای پیرامون بازسازی می‌کند و با استفاده از صدای راوی پیوند خود را با نثر رمان آشکار نگه می‌دارد. بااین‌حال این ابزارها لزوماً همان تجربه‌ی روایی را تولید نمی‌کنند؛ در سینما بدن و تصویر می‌توانند جایگاه شخصیت را در برابر تماشاگر تغییر دهند، بی‌آن‌که پیچیدگی‌های روایت ادبی عیناً منتقل شوند.

    تفاوت تعیین‌کننده‌تر در پایان دو اثر آشکار می‌شود. رمان با مرگ لستر به پایان نمی‌رسد و با ادامه‌ی روایت پس از او سرنوشت شخصیت را درون جهانی قرار می‌دهد که خشونت و پیامدهای آن به زندگی یک فرد محدود نمی‌مانند. فیلم با پایان‌دادن به روایت پیش از دستگیری و مرگ لستر این امکان را کنار می‌گذارد و داستان را در محدوده‌ی ادامه‌ی زندگی او متوقف می‌کند. درنتیجه فیلم بیش از آن‌که داستان رمان را به‌طور بنیادین تغییر دهد، بر بخش خاصی از آن تمرکز می‌کند؛ لسترِ تنها بدن او و زیستنش در فضایی بیرون از جامعه. این جابه‌جایی هرچند به‌خودی‌خود به معنای توجیه خشونت یا همدلی بیشتر با شخصیت نیست، باعث می‌شود مضمون فیلم با مضمون رمان یکسان نباشد.

    بنابراین اقتباس فرانکو را می‌توان بازآفرینی بخشی از جهان مک‌کارتی دانست که در آن خط اصلی داستان حفظ می‌شود، اما با تغییر ابزار روایت و نقطه‌ی پایان نسبت میان شخصیت و جهان پیرامونش دگرگون می‌شود. رمان با عبور از مرگ لستر او را از مرکز انحصاری روایت کنار می‌زند و پیامدهای باقی‌مانده از زندگی‌اش را پیش می‌کشد، فیلم اما با متوقف‌کردن روایت پیش از این مرحله او را تا آخر در مرکز نگه می‌دارد. درنتیجه تفاوت دو اثر فقط تفاوت میان زبان ادبی و زبان سینما نیست؛ تفاوت در این است که هرکدام از کجا به سرگذشت لستر نگاه می‌کنند و در کجا تصمیم می‌گیرند نگاه مخاطب را متوقف کنند و به نگاه او جهت دهند.


    [1] A child of God, much like yourself perhaps(ترجمه‌ها از کتاب بنده‌ی خدا با ترجمه‌ی شاهین نعمتی، نشر ثالث) .

    [2] As I lay dying

    کتاب رمان
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیسلیمان میناسیان و نقاشی با نور
    پریسا جوانفر

    مطالب مرتبط

    آزمون اخلاق و فرسایش هنر در گرداب سیاست: نقدی بر «نامه‌های زرد» (ایلکِر جاتاک، ۲۰۲۶)

    امیرعطا جولایی

    تختی به‌اندازه‌ی اتاق؛ درباره‌ی رمان کنار دریا نوشته‌ی ورونیک اولمی

    محمدرضا صالحی

    زنانی که نه قهرمان‌اند و نه قربانی | نگاهی به شخصیت‌های زن آثار آیدا پناهنده به بهانه‌ی شروع سریال «سرخ و سیاه» به نویسندگی و کارگردانی او

    بی‌تا ملکوتی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

    سلیمان میناسیان و نقاشی با نور

    آزمون اخلاق و فرسایش هنر در گرداب سیاست: نقدی بر «نامه‌های زرد» (ایلکِر جاتاک، ۲۰۲۶)

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.