به نظر میرسد فیلمهای استودیو جیبلی (Studio Ghibli) نهتنها به ساختار آیینیِ پیشتر گفته شده اشاره دارند، بلکه کل پیرنگهای داستانی خود را بر پایهی آن بنا میکنند. در انیمیشن «شهر اشباح» (Spirited Away)، شخصیت اصلی داستان، چیهیرو (Chihiro)، با عبور از پلی پا به دنیای ارواح میگذارد؛ دنیایی که تحت سیطرهی یک گرمابهی بزرگ است و روند فیلم نیز حول محور چگونگی پیوستن او به این جهان شکل میگیرد. خودِ این گرمابه، سیر رشد چیهیرو را دنبال میکند، بهطوریکه فضاهای آن همگام با رشد او، بهتدریج آشکار میشوند. در «قلعهی متحرک هاول» (Howl’s Moving Castle) ، سوفی (Sophie) ــ شخصیت اصلی ــ از طریق یک گذرگاه جادویی وارد قلعه میشود. فضای داخلی این قلعه گویی تجسمی از دنیای درونیِ دیگر شخصیت محوری داستان، یعنی جادوگری به نام هاول (Howl) است. در اینجا سوفی نیز بهتدریج با واقعیت تازهای که وارد آن شده خو میگیرد و بهآرامی شروع به تمیز و مرتب کردن فضا میکند. در هر دو اثر، شخصیتها مدتی در وضعیتی بینابینی یا نوعی «فضای آستانهای» (liminal space) به سر میبرند؛ وضعیتی که در آن، نه کاملاً در جهان پیشین خود قرار دارند و نه هنوز بهتمامی در جهان تازه جای گرفتهاند.
بااینحال، در سبک زندگی امروزی، آپارتمانهایی که طرحهای پلان باز یا تکفضا دارند، اغلب فضاهایی یکشکل و بدون تمایز ایجاد میکنند و باعث میشوند آن آیین ورود رنگ ببازد. بهعنوان مثال کار ترکیبی (حضوری و دورکاری)، خواستههای دنیای بیرون را از همان آستانهای که قبلا به آنها پایان میداد، عبور میدهد. خانههایی که در رسانههای اجتماعی تحسین میکنیم، بهجای آنکه رد خاطرات بهجا مانده و متراکم از زندگی را بازتاب دهند که در وهلهی اول به فضا کیفیتی دلپذیر میبخشند ، اغلب چنان آراسته و صحنهسازی میشوند که برای غریبهها قابلفهم و خوانا باشند. جالب اینجاست که گاستون باشلار (Gaston Bachelard) پیش از این، در سال ۱۹۵۸، این موضوع را توصیف کرده بود و ابراز تأسف میکرد که در شهر مدرن «هیچ خانهای وجود ندارد» و فقط ساکنانی وجود دارند که در «جعبههای روی هم قرار گرفته» (superimposed boxes) زندگی میکنند.
در همین رابطه، فیلمهای جیبلی همچنین فرصت دیگری پیش رویمان میگذارند تا از طریق غوطهور کردن ما در لحظات سکون، میان فضاهایی ظاهراً جادویی/واقعی، از زندگیهای پرشتاب خود فرار کنیم. فیلمهایی همچون «شهر اشباح» ، پس از آنکه مخاطبان را به درون جهانهای خود میکشند، صحنههایی کامل را به سکوت اختصاص میدهند. در این مورد، دوربین حدود چهار دقیقه روی چیهیرو که در قطاری نشسته است، مکث میکند، بیآنکه دیالوگی ردوبدل شود. در «قلعهی متحرک هاول» ، فیلم یک دقیقهی کامل را به نشستن سوفی روبهروی آتش اختصاص میدهد؛ همزمان که نما بر جزئیات معماری شومینهی بزرگ و فضای نیمهروشن اطراف آن تأکید میکند. سوزان نیپیر1 در اثر خود با عنوان «دنیای میازاکی: زیستنی در هنر» 2، این ویژگیِ موجود در فیلمها را با اصطلاح ژاپنی «مونو نو اِوره» 3 توصیف میکند؛ نوعی درکِ لطیف از گذراییِ لحظات معمولی که دقیقاً به این دلیل ارزشمند هستند که دوام نمیآورند.
ازآنجا که ما در عصری زندگی میکنیم که محیط پیرامونمان ما را بهسوی زیستی مبتنی بر بهرهوری سوق میدهد، این لحظات آرام و آیینهایی که در فیلم بازنمایی میشوند فرصتی فراهم میکنند تا به درون دینامیکهای فضایی و روانشناختیای پناه ببریم که بهنظر میرسد مجالی برای آنها نداریم. بهنوعی، آنها به ما کمک میکنند تا دوباره بتوانیم با فضای سعادتبخش (felicitous space) خود پیوند برقرار کنیم.
آن حس نوستالژی که فیلمها برمیانگیزند، تصادفی نیست؛ بلکه تذکری به معماران است که ما میتوانیم از حرفهی خویش برای ساختن دنیاهایی بهره بگیریم که ارزش دارند دلبستهشان شد وهرغروب به آنها بازگشت. یک خانه نمیتواند به کسی ساعتهای بیشتری در روز بدهد، اما میتواند آگاهانه بهگونهای ساخته و چیده شود که آن نوع سکون و آرامش را در خود داشته باشد.
پانویس
1. سوزان نیپیر (Susan J. Napier): پژوهشگر آمریکایی در حوزهی مطالعات ادبی و فرهنگی ژاپن، انیمه و مانگا و نظریهی انیمیشن است. او استاد مطالعات ژاپن و بلاغت در دانشگاه تافتس است و در آثارش به بررسی انیمیشن ژاپنی و ابعاد فرهنگی و روایی آن میپردازد.
2. دنیای میازاکی: زیستنی در هنر (Miyazakiworld: A Life in Art): کتابی نوشتهی سوزان نیپیر، منتشرشده توسط انتشارات دانشگاه ییل در سال ۲۰۱۸. این کتاب به زندگی و آثار هایائو میازاکی، فیلمساز و انیماتور ژاپنی، میپردازد و مضامینی چون زنان، محیطزیست، رؤیاهای آرمانشهری و تأثیر فرهنگی آثار او را بررسی میکند.
.3 مونو نو آواره:(mono no aware;物の哀れ) اصطلاحی در زیباییشناسی ژاپنی به معنای حساسیت عاطفی به گذرا بودن چیزها و تأثر از زیبایی و ناپایداری آنها. معادل انگلیسی رایج آن “the pathos of thing”است.
نوشتهی موئیسس کاراسکو (Moises Carrasco)
منتشرشده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶
منبع: آرکدیلی ArchDaily
ترجمه: زها بابایی
امر روزمرهی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول


