فیلم «گزارش» یک درام رئالیستی با مایههای روانشناختی درباره مردی است که شغل او در اداره دارایی و زندگی خانوادگیاش دچار بحران و فروپاشی میشود. فیلمی که انفعال نهادینه شده در کاراکتر را مورد واکاوی و آسیبشناسی قرار میدهد.
عباس کیارستمی؛ فیلمساز صاحب سبک و چهره جهانی سینمای ایران پس از ساخت فیلمهای کوتاه و نیمهبلند در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای این گروه سنی، اولین فیلم بلند سینمایی خود را خارج از کانون پرورش فکری ساخت.
فیلمهای «نان و کوچه»، «زنگ تفریح»، «تجربه»، «مسافر»، «من هم میتوانم»، «دو راه حل برای یک مسئله»، «رنگها»، «لباسی برای عروسی» و «از اوقات فراغت خود چگونه استفاده کنیم: رنگ زنی» از جمله آثار این دوره کاری او محسوب میشوند.
آثاری که برای فیلمساز جوانش مجموعهای از جوایز داخلی و خارجی را به همراه داشتند و رد پای او را بهعنوان کارگردانی که در مسیر رشد و شکوفایی قرار دارد، برجسته کردند. فیلمسازی که قرار بود شگفتیهایی به سبک و سیاق منحصربهفرد خود خلق کند که جلوهای جهانی از سینمای ایران در داخل و خارج ثبت کند و چنین هم کرد.
«گزارش» اولین فیلم بلند سینمایی کیارستمی است که سال ۱۳۵۶ بر اساس فیلمنامهای از خودش ساخته شد. در روزگاری که موج نو سینمای ایران در حال رشد و پا گرفتن بود و فیلمسازان جوان، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، علی حاتمی، مسعود کیمیایی و… در حال ساخت آثار مهم خود و غنا بخشیدن به این گونه سینمایی نو بودند.
فیلم «گزارش» مجموعهای از اولینها را یدک میکشد و بهعنوان اولین فیلم کیارستمی که برای بزرگسالان ساخته شده و به مسائل و مشکلات آنها میپردازد و همچنین از اولین فیلمهای سینمای ایران که صدابرداری سرصحنه داشته، شناخته میشود.
این فیلم ۱۱۲ دقیقهای به تهیهکنندگی بهمن فرمان آرا و با فیلمبرداری علیرضا زرین دست ساخته شد. فیلمبرداری که سال ۱۳۵۱ در دومین فیلم کوتاه کیارستمی؛ «زنگ تفریح» حضور داشت و بهنوعی اولین تجربه کارنامه خود را ثبت کرد.
فیلمنامه «گزارش» با قلم عباس کیارستمی به نگارش درآمد و متأثر از جهانبینی و سبکوسیاق شخصی او؛ وامدار رئالیسم با پوستهای ساده و بیتکلف و مستندگون است که هستهای پیچیده و چندوجهی را در درون دارد.
فیلمنامه نقطه تلاقی سه داستان/ تجربه واقعی است که نویسنده-فیلمساز آنها را به هم پیوند زده و محور خط داستانی زندگی شخصیت اصلی قرار داده است… مردی که به گفته کیارستمی، بیشباهت به خود او نیست و بعد از ساخت اثر متوجه این تقارن ناخودآگاه شده و البته هیچوقت نتوانسته این فیلم را از ابتدا تا انتها تماشا کند، (حتی یک بار… «گزارش» من را دیوانه میکند!)*
«گزارش» در ششمین جشنواره جهانی فیلم تهران به نمایش درآمد و یک سال بعد در خرداد و مردادماه سال ۱۳۵۷ در سینماهای تهران اکران عمومی شد. پس از آن فیلم در محاق قرار گرفت و حدود بیست سال طول کشید تا سال ۱۳۷۴ در جشنواره لوکارنو سوئیس در بخش مرور آثار عباس کیارستمی به نمایش درآید.
پس از آنهم ۱۰ سال طول کشید تا فیلم سال ۱۳۸۳ در جشنواره بینالمللی سائوپائولو برزیل و جشنواره بینالمللی تسالونیکی یونان حضور پیدا کند. نمایش در بخش اساتید جشنواره بینالمللی فیلم هنگکنگ در سال ۱۴۰۱ رقم خورد ولی «گزارش» در سرزمین خالقش نادیده ماند تا سال ۱۳۹۵؛ در مراسم یادبود او پس از درگذشتش که در خانه هنرمندان ایران با یک دقیقه سانسور به نمایش درآمد.
«گزارش» روایتی است از مقطعی بحرانی از زندگی کاری و زناشویی یک ممیز مالیاتی، محمد فیروزکوهی (کوروش افشارپناه) که در هر دو سویه زندگی با چالشهایی روبهروست که او را در مسیر فروپاشی قرار میدهد.
مردی که هم در محل کار با اتهام رشوه به منصبی پایینتر نزول پیدا میکند، هم رابطه با همسرش؛ اعظم (شهره آغداشلو) به جنگ و جدل، ترک خانه از سوی زن و خودکشی او میانجامد که بحران زندگی او را فزاینده میکند.
فیلم با تمرکز بر کاراکتر مرد و کنار هم قرار دادن رفتارشناسی او در دو سویه مختلف، بهنوعی او را با کنشوواکنشها و مواجهههایش در محل کار و خانه در مرکز توجه و واکاوی قرار میدهد تا به تدریج آنچه زیر پوست او نهان شده، خودنمایی کند.
مردی که بیش از تعامل و تقابل و مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی به سکون و انفعال دچار است. به همین واسطه برخوردش با مسائل پیرامونی یا فرار و طفره رفتن است یا برونریزی خشمی کور که روی دیگر سکه همان رفتار قبلی است و… همه اینها برآمده از نوعی ترس درونی است که در او نهادینه شده است.
کاراکتری نمونهوار که میتواند در زمانه خود برآمده از شرایط و وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و جامعهشناختی حاکم باشد که بهخصوص در مناسبات کار کارمندی و فشار سیستم و جامعه بر فرد برجسته شده، اما قابلیت تعمیمپذیری در زمان و جغرافیاهای مختلف را هم دارد.
فشار بیرونی شرایط به منزله اهرم پیشبرنده کاراکتر در درام زندگیاش است که به نوعی از کنترل او خارج میشود و در این وضعیت سویههای نادیده کاراکتر خودنمایی میکند که با انفعال یا کنش انفجاری تنها نظارهگر این وضعیت است بدون آنکه گامی در جهت حل یا رفع آن بردارد.
این جهانبینی و نوع نگاه کاراکتر در میزانسن، قاببندی و اندازه نماها؛ با تکیه بر نماهای بلند، دوربین ثابت و ریتم کند و تمرکز بر کنشهای ساده و عادی روزمره نیز خودنمایی کرده و زبان تصویری فیلم را واجد لحنی ملالانگیز متناسب با جهان ذهنی کاراکتر محوری کرده است.
در «گزارش» زن تنها بهعنوان کاراکتری فرعی یا در قاب کلیشهای همسر غرغرو و همواره ناراضی و ناسازگار و زیادهخواه محدود نمیماند. بلکه کدهای رفتاری عام اولیه از این کاراکتر به تدریج بهواسطۀ آشنایی با خصوصیات و رفتارشناسی مرد، بسط و عمق یافته و زن را بدل به قطب تعیینکننده، کنشگر و عقلانیت فیلم میکند.
زنی که از خود، همسر، زندگی و جامعه مطالبه دارد و پای آن میایستد حتی به بهای گزاف خودکشی تا کمترین اثر آن؛ تلنگری بر دیوار شیشهای جهان ترس خورده مردی باشد که از تعامل، تقابل و مواجهه با زندگی یا به گفته بهتر از زندگیِ آگاهانه، طفره میرود و ترس دارد.
از سوی دیگر اقدام زن به خودکشی را میتوان به بیامیدی او در ایجاد تغییر، هم در جهان پیرامون هم در زندگی و بهطور خاص همسرش تداعی کرد که برآمده از جهانبینی فیلمساز تلقی میشود. هرچند با ناکام ماندن خودکشی و بازگشت زن به زندگی، کورسوی امید در انتهای این مسیر تاریک روشن میشود.
اما رویکرد فیلمساز و فینالی که برای سنتز این مواجهه، این بار مواجهه با مرگ برای کاراکتر مرد طراحی شده، راهی به پررنگ شدن این کورسو ندارد. چراکه مرد بدون هیچ کنشی که تداعیکننده تغییر در رفتارشناسی و مواجهه او باشد، درمانگاه را ترک میکند و دوربین از پشت شیشه نظارهگر او است که برای سر زدن به فرزندشان که در ماشین خوابیده، باز هم موقعیت/ مواجههای دیگر را ترک یا به گفته بهتر از آن فرار میکند!
کودکی که برخلاف آثار قبلی کیارستمی، ظاهراً در این فیلم در حاشیه قرار گرفته و تنها نظارهگر این مواجههها و کشمکشهاست. اما واقعیت این است که او در مرکز و هسته ملتهب این کشمکشهای خانوادگی و در ابعاد بزرگتر؛ اجتماعی و آسیبهای برآمده از آن بهمثابۀ یک قربانی خاموش از نسل آینده قرار دارد.
چه بسا به همین واسطه باشد که کیارستمی به گفته خودش هیچوقت نتوانسته فیلم «گزارش» را یک بار از ابتدا تا انتها ببیند… چراکه فیلم آیینهای را مقابل مخاطب و جامعه پیرامونش (در طول زمان) قرار میدهد تا هر کس نسبت خود را با مرد، زن، کودک، خانواده و جامعه پیرامونی پیدا کند و… به شکل گزندهتر این آیینه را بیرحمانه مقابل خالقش هم قرار میدهد.
* بخش مربوط به فیلم «گزارش» از کتاب «گفتوگو با عباس کیارستمی» به کوشش گادفری چشایر با ترجمه ارغوان اشتری در سایت دنیای تصویر.


