فیلم «آوای موسیقی» (The Sound of Music) یک موزیکال ماندگار بر اساس داستان زندگی واقعی خانوادهای اتریشی در آستانه جنگ جهانی دوم و الحاق این کشور به قلمرو آلمان نازی است که بر بال شعر و عشق و موسیقی با ترسها، ناکامیها و فقدانها مقابله کرده و کانون خانواده را به مثابه مام وطنی که مجبور به ترکش شدند، حفظ میکنند.
رابرت وایز؛ صداپرداز، تدوینگر و کارگردان آمریکایی حضور در عرصه سینما را به واسطه تدوین صدا و کمی بعد تدوین فیلم آغاز کرد. تدوین دو فیلم مهم اورسن ولز؛ «همشهری کین» (۱۹۴۱) و «امبرسونهای باشکوه» (۱۹۴۲) که اولی؛ نامزد اسکار بهترین تدوین شد، این نکته را به اثبات میرساند که تبحر خاصی هم در این حیطه داشت.
او در ادامه مسیر؛ کارگردانی سینما را با تجربه ژانرهای مختلف در کارنامه خود ثبت کرد و فیلمهای متعددی ساخت که «میخواهم زنده بمانم» (۱۹۵۸)، موزیکال «داستان وست ساید» (۱۹۶۱) کارگردانی مشترک با جروم رابینز و کسب ۱۰ جایزه اسکار از جمله کارگردانی و «دانههای شن» (۱۹۶۶) از مهمترین آنها هستند.
وایز سال ۱۹۶۵ بر اساس فیلمنامهای از ارنست لمان که بر مبنای اقتباس هاوارد لیندسی و راسل کروز از یک نمایشنامه موزیکال صحنهای نوشته شده بود، «آوای موسیقی» را ساخت. این اثر صحنهای موفق، خود اقتباس از کتاب «داستان خوانندگان خانواده فون تراپ» نوشته ماریا (مادر خانواده) بود که سال ۱۹۴۹ به عنوان یک خودنگاری منتشر و پرفروش هم شده بود.
فیلم ۱۰ نامزدی در جوایز اسکار به همراه داشت که ۵ جایزه از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به دست آورد. همچنین جوایز متعددی از جشنوارهها و محافل سینمایی معتبر جهانی کسب کرد همچون جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر زن از جوایز گلدن گلوب.
در طول ۶۰ سال گذشته تا امروز، همواره از این فیلم به عنوان یکی از ۵ فیلم برتر موزیکال تاریخ سینما یاد میشود. این درحالیست که ترانههای فیلم توسط اسکار همرستاین؛ نویسنده آمریکایی اشعار اپرا سروده شده و موسیقی آن را ریچارد راجرز ساخته است.
«آوای موسیقی» در اکران داخلی و خارجی با موفقیت کمنظیری مواجه و عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ را در زمان خود به دست آورد که تا ۵ سال این موقعیت را حفظ کرد. این فیلم که رکورد فروش را در ۲۹ کشور شکست، در آمریکا به مدت چهار سال و نیم روی پرده سینما بود و به عنوان قهرمان باکس آفیس تمام دوران از آن یاد میشود.
امسال به بهانه ۶۰ سالگی این فیلم خاطرهانگیز قرار است نسخه مرمت شده و 4K آن در بیش از ۹۵۰ سالن سینما در ۲۸ کشور روی پرده برود. نکته تأملبرانگیز اینکه در جشن ۵۰ سالگی فیلم بازیگران نقش کاپیتان فون تراپ و ماریا؛ کریستوفر پلامر و جولی اندروز، هر دو حضور داشتند اما پلامر سال ۲۰۲۱ از دنیا رفت.
«آوای موسیقی» در ایران با عنوان «اشکها و لبخندها» اکران عمومی شد و جالب اینکه در کشورهای مختلف با عناوینی متفاوت به نمایش درآمد. همانقدر که وجه موسیقایی این فیلم موزیکال در نسخه اصلی باکیفیت و ماندگار است، نسخه فارسی این اثر نیز شاهکاری است از هنر دوبله علی کسمایی؛ پدر دوبلاژ ایران. اثری که از سال ۱۳۴۵ تا امروز؛ به عنوان برترین دوبله فارسی از یک فیلم خارجی در سینمای ایران از آن یاد میشود.
ترانههای فیلم به گونهای اعجابانگیز به فارسی برگردانده و با اشعاری از کریم فکور (به جز ترانه «گل یخ» که توسط فریدون معزی مقدم سروده و خوانده شد) که بر اساس شعر اصلی و ریتم و لحن آوازهای اصلی سروده، زیر نظر تورج نگهبان توسط هنرجویان هنرستان عالی موسیقی اجرا شدند. گروهی که توسط عنایت رضایی؛ رئیس وقت اپرای تهران برای این تجربه بخصوص انتخاب شدند.
«آوای موسیقی» خط قصه جذابی دارد؛ سال ۱۹۳۸ در شهر سالزبورگ اتریش، یک دختر جوان و پرشور به نام ماریا (جولی اندروز) که عاشق رقص و آواز و موسیقی است، قصد دارد راهبه دیر شود. اما خواهر روحانی او را برای سرپرستی ۷ فرزند ناسازگار کاپیتان بیوه؛ جرج فون تراپ (کریستوفر پلامر) به خانه قصرمانند آنها میفرستد و …
این سرآغازی است بر داستانی دراماتیک در ستایش عشق و موسیقی و وطن که با ظرافت درهم تنیده شده و مخاطب را سه ساعت به همراهی بیوقفه وامی دارد.
اینکه فیلمی موزیکال بر بستر شعر و ترانه و آواز، با طنزی موجز و ظریف و حضور کودکان و نوجوانانی در سنین مختلف، بتواند این مفاهیم را بدون بزرگنمایی و سطحینگری تعمیق ببخشد و در عین حال با نسلهای مختلف در طول سالیان ارتباط برقرار کند و خاطرهانگیز شود، کار سادهای نیست و این ویژگی بیش از هرچیز برآمده از قدرت فیلمنامه و البته کارگردانی این اثر است.
فیلم در عین روایت قصهای مبتنی بر تضاد بین کاپیتان سختگیر و قانونمند و ماریای سبک بال و ساده نگر که به کشش و عشقی باورپذیر میانجامد، مفهوم وطن و سرزمین را به گونهای ظریف در لایههای زیرین و خطوط فرعی جاگذاری کرده که توی ذوق نمیزند. بلکه یک کاشتِ بجا برای برداشت نهایی فیلم و فرار انتحاری خانواده فون تراپ از دست سربازان نازی؛ در راستای روحیه وطنپرستی و همراهی نکردن با دشمن متجاوز است.
نمونه بارز این کاشت و پرداخت هوشمندانه در یک بزنگاه دراماتیک فیلم اتفاق میافتد؛ جایی که ماریا با حضور خود، نوای موسیقی را به خانه و میان خانواده بازگردانده و با سماجت و جسارت از کاپیتان میخواهد گیتار به دست گرفته و برای اولین بار ترانهای برای بچهها بخواند.
کاپیتان بعد از امتناع، بالاخره راضی میشود و ترانه «گل یخ» را با مضمون وطن و وطنپرستی میخواند. اما با کارکردی دوگانه که هم عشق خود را به وطن که در معرض تجاوز قرار گرفته، موکد میکند هم نگاه عاشقانهاش برای اولین بار با ماریا گره میخورد.
آنهم در حضور رقیب عشقی ماریا؛ بارونس (النور پارکر) که در فیلم به دلیل حسادت نامزدیاش را با کاپیتان برهم زده و او را ترک میکند. جالب آنکه در داستان واقعی زندگی خانواده فون تراپ؛ این جدایی علت دیگری دارد که برآمده از همان کدگذاری میهنپرستانه شخصیت کاپیتان؛ در واقعیت و فیلم است. اینکه بارونس اعتقاد به همراهی با نازیها داشته ولی کاپیتان حاضر به پذیرش این قضیه و کوتاه آمدن نبوده است.
آنچه در ادامه این ماجرای عاشقانه به تصویر درآمده؛ ملهم از گرههای دراماتیکی است که با تکیه بر این سه مولفه؛ عشق، موسیقی و وطن گشوده میشود و در نهایت خانواده فون تراپ را با ارزشگذاری به جایگاه نهاد خانواده؛ وادار به کوچ اجباری برای همراه نشدن با دشمن متجاوز میکند که کاپیتان را به ارتش فراخوانده است.
به واسطه همین ویژگیها است که «آوای موسیقی» امروز با گذر ۶۰ سال همچنان تماشایی و خاطرهانگیز و بخصوص ارجاع پذیر است؛ چراکه بر پایه مضامین و مفاهیمی ازلی- ابدی بنا شده که همواره مبتلابه و قابل درک هستند و کهنه و تاریخ مصرف گذشته نمیشوند: خانواده، عشق، موسیقی، وطن… و باز هم وطن.
Edelweiss, Edelweiss
Every morning you greet me
Small and white
Clean and bright
You look happy to meet me
Blossom of snow may you bloom and grow
Bloom and grow forever
Edelweiss, Edelweiss
Bless my homeland forever
Blossom of snow may you bloom and grow
Bloom and grow forever
Edelweiss, Edelweiss
Bless my homeland forever
گل یخ، گل یخ
هر صبح تو میخندی
کوچک و پاکیزه
برمن تو دل میبندی
ای گل یخ؛ شکوفا شو، شکوفان همیشه
گل یخ، گل یخ، پایدار وطن همیشه
ای گل یخ؛ شکوفا شو، شکوفان همیشه
گل یخ، گل یخ، پایدار وطن همیشه
مطالب پیشین:


