جودیت نیمن
ترجمهٔ افشین رضاپور
پنطیکاست که در یونانی به معنای «پنجاهم» است، روز مقدسی است که ناماش را از جایگاه تقویمی خود در پنجاهمین روز بعد از عید پاک گرفته است. نام یونانی پنطیکاست اولین بار در کتاب طوبیا مورد استفاده قرار گرفت. نام عبری روز مقدس شاووعوت، به معنای «هفت هفته»، میباشد، زیرا هفت هفته یا پنجاه روز بعد از عید فصح است و گاهی با عنوان جشنوارهی هفتهها شناخته میشود. این در اصل یک جشنوارهی باستانی یهودی بود که برداشت گندم را در اسرائیل جشن میگرفت. سفر خروج ۲۳: ۱۶ میگوید: «و عید حصاد نوبر غلات خود را که در مزرعه کاشتهای [برای من نگاه دار] ». این یکی از سه «عید زیارت و عبادتگاه» بود که در طول آن زائران به معبد میآمدند تا «نوبر» سه برداشت خود را پیشکش کنند: جو را به هنگام عید فصح، گندم را در عید پنجاهه، و میوه را درعید سوکوت. بعدها این جشن با تجدید وعدهی الهی، یعنی هنگامی که قوانین در کوه سینا به موسی ارائه شد، ارتباط پیدا کرد.
اِسنیان عید پنجاهه را روز مقدس بسیار مهمی میدانستند، روزی که در آن ورود اعضای جدید به جامعهی یهودی و تجدید وعدهی الهی را جشن میگرفتند. بنابراین، روز مقدس، که در حکم جشنوارهی برداشت گندم و زیارت آغاز شده و به نذر اولین محصولات کشاورزی اختصاص یافته بود، بعداً به جایی رسید که با اولین دستاوردهای معنوی، تغییر کیش افراد جدید، و جمع یاران[1] ارتباط یافت. این حالوهوا معرف گزارش عهد جدید از عید پنجاهه است، هنگامی که مسیحِ اکنون مرده، در میان جمع کثیری از ملتهایی که «در یک مکان» گرد هم میآیند، ظاهر میشود. این لحظه که در اعمال رسولان ۲: ۱-۲۱ توصیف شده است، شامل صداهای رعدآسا و زبانههای آتشی است که با تجلی خداوند در کوه سینا ارتباط مییابد. در این عید پنجاهه، سخن خداوند به همهی زبانهایی که او در دوران بنای گستاخانهی برج بابل آفرید ــ و برای جبران آن روحالقدس، که به تمام زبانها صحبت میکرد، در عید پنجاهه فرود آمد ــ فهمیده شد.
«چون روز عید پنجاهه فرارسید، جملگی با هم در یک مکان بودند که به ناگاه بانگی چون آوای وزش بادی تند از آسمان برخاست و خانهای را که در آن به سر میبردند بهتمامی آکند. زبانههایی که گویی لهیب آتش بود، بر ایشان پدیدار گشت؛ زبانهها چند پاره شد و بر هر یک از ایشان یکی بنشست. آنگاه جملگی از روح القدس آکنده شدند و آغاز به سخن گفتن به زبانهای دگر کردند، بر وفق قدرتی که روح بهر تکلم بر ایشان عطا کرده بود.
باری، مردانی پارسا، از جمله ملتهایی که به زیر آسماناند، در اورشلیم ساکن بودند. چون بانگ برخاست، جماعت گرد آمدند و مبهوت گشتند: هر کس میشنید که ایشان به زبان او سخن میگویند، حیران گشتند و [جملگی به شگفت آمدند و گفتند] میشنویم که اینان شگفتیهای خدا را به زبان ما بازمیگویند.»[2]
در مسیحیت نیز، مانند آیین یهود، عید پنجاهه یکی از سه عید مهم سال و همطراز کریسمس و عید پاک است. در باب دوم اعمال رسولان، هنگامی که روحالقدس با اقوام گوناگون سخن میگوید و آنها را با کلماتی از زبانههای آتش که برای همه قابلفهماند متحد میسازد، مسیح همچون کلمه و پیمان نهایی خداوند با کسانی درک میشود که آکنده از روحالقدس دوباره متولد میگردند. گرچه این موضوع شالودهی توراتی و مذهبی روز مقدس است، این متون و آموزهها بهتنهایی پیوندهای قوی یا تاریخ تشریفات طولانی روز مقدس را در بر نمیگیرند. آداب و سنن عید پنجاهه با جشنهای بتپرستانه، مناسک و شعائر مذهبی، جشنهای غیرمذهبی و طبیعتاً با فولکلور مرتبطاند.
در کلیسای نخستین، عید پنجاهه زمان مبارکی برای مراسم اعطای رتبههای مقدس، ورود نوراهبهها به مسلک راهبگی و ورود نوکیشان به کیش مسیحی به شمار میرفت. این عید، که به لحاظ اهمیت درست پس از عید پاک قرار داشت، روز مقدس و مبارک غسل تعمید هم بود چرا که در آیههای عید پنجاهه این جمله مشاهده میگردد: «پس سخن او را پذیرا شدند و تعمید یافتند» (اعمال رسولان ۲: ۴۱). شکی نیست که رابطهی عید پنجاهه با غسل تعمید تا حدی نشان از این واقعیت داشت که عید پنجاهه را روز پایهگذاری کلیسا میدانستند. با وجود این، بعدها عید پنجاهه روز مبارکی برای اعطای لقب شوالیه و مراسم تاجگذاری شد. در سراسر جهان مسیحی فاصلهی عید پاک تا عید پنجاهه تبدیل به فصل اصلی زیارت گشت. نام عید پنجاهه به انگلیسی ویتسنتاید بود که از وایت ساندی گرفته شده چرا که در آن روز رداهای تعمید فراوانی در کلیسا به چشم میخورد.
جشنهای محلی و شکوهمند این روز با خوراک، نوشیدنی و رقص فراوان همراه بود. جشنوارههای آبجوی ویتسِن با «ادا و اطوار مضحک، اعمال ابلهانه و دلقکبازی همراه میشد» و حاکی از این است که عید پنجاهه، آن گونه که در سطح جهان جشن گرفته میشد، به هیچ وجه با خاستگاه پرهیزگارانهاش سازگاری نداشت. در انگلستان آبجویی مخصوص این روز میساختند که به آبجوی ویتسِن یا آبجوی بره معروف بود. روشن است که حتی در جهان مدرن بسیاری از پیوندهای جشنوارهی نخستین برداشت گندم با این روز باقی ماند. عید پنجاهه عید ماه مه بود. این روز مقدس که بسیار دیرتر از روز اول ماه مه رخ میداد، تبدیل به جشنی متداول برای عیدهای افسانهای آرتوری و جشنوارههای بهاری در ادبیات شد، طوری که هماکنون با سنت یا مضمون سنتی حالوهوای بهاری برای رمانسهای قرون وسطا مرتبط است. این حالوهوای ادبی روز مقدسْ عید پنجاهه را همچون شادترین روز مقدس بهاری بعد از عید پاک ستایش میکند و در بسیاری از جشنوارههای بتپرستانه که بعد از بیمعنیشدن برای مردم برجای ماندند مشاهده میشود. هم قبل و هم بعد از روز پنجاهم آیینهای بهاری مثل رقصهای میپُل و تاجگذاری شاه و ملکهی ماه مه برگزار میشد. رابین هود و دوشیزه ماریان[3] اغلب به عنوان آخرین بازماندگان ادبی شاه و ملکهی ماه مه در نظر گرفته میشوند.
در حالی که عید پنجاهه همچنان به عنوان روز مقدس اصلی یهودیت و مسیحیت باقی مانده، اخیراً شاهد محبوبیت و تأثیری فزاینده به شکل پنجاههگرایی بوده است. پنجاههگرایی جنبشی مذهبی است که به نظر میرسد اولین بار در قرن نوزهم پدیدار شده اما بیشتر طرفداران پرشور خود را در قرن بیستم گرد آورده است. در ایالات متحده، گاهی در زبان محاوره آن را «مسیحیت دوباره متولدشده» نامیدهاند. هرچند این پدیده جهانی است و تعداد پنجاههگراها در آمریکا، که خاستگاه پنجاهگرایی بود، کمتر از آمریکای لاتین است. این جنبش اکنون در آفریقا، آسیا و اقیانوسیه تعداد کثیری از نوکیشان را به سمت خود کشانده است. واژهنامهی مذهب هارپر کالینز آن را این گونه تعریف میکند: «احتمالاً این جنبش در میان جنبشهای مذهبی مسیحیِ قرن بیستم سریعترین رشد را داشته است» و اعلام میکند: «طبق برآوردها در دههی هشتاد ۱۷۵۰۰۰۰۰۰ نفر در جهان عضو فرقههای پنجاههگرا بودهاند ــ شش میلیون و هفتصد هزار نفر در آمریکا و میلیونها نفر دیگر که با جنبشهای فرهمند گوناگون احساس نزدیکی میکنند» . از آن موقع به بعد اعضای این فرقهها در سراسر جهان به شکلی تصاعدی افزایش یافتهاند. این جنبش در فرقههای پروتستان و بهطور قطع در دههی هفتاد آغاز شد و نه تنها بسیاری از گروههای سنتی پروتستان مثل پیروان کلیسای اسقفی، اعضای کلیسای پرسبیتری، لوتریها، متدیستها و باتیستها، بلکه پیروان کلیسای کاتولیک را نیز جذب خود کرد.
پنجاههگراها غالباً به سه دسته تقسیم میشوند: گروهی که خود را «پنجاههگراهای کلاسیک» مینامند و آغاز جنبش خود را به احیای پنجاههگرایی در آمریکا در حدود سال ۱۹۰۷ ربط میدهند. گروهی که خود را «فرهمندان» مینامند و از دههی شصت در ایالات متحده وجود داشتهاند. و گروهی که عمدتاً غیرسفیدها، آفریقاییها، آمریکای لاتینیها و آسیاییها هستند و به اصول بنیادی و مناسک دو گروه دیگر معتقدند اما فرهمندان و پنجاههگراهای کلاسیک کمتر آنها را میپذیرند، زیرا برخی از عقایدشان بدعتآمیز یا غیرمسیحی است. تاریخ پنجاههگرایی پیچیده و گاهی مبهم است. این حرکت در جناح رادیکال و جداییطلب جنبش تقدس در اواخر قرن نوزدهم در ایالات متحده آغاز شد. در اروپا، ابتدا در سال ۱۹۰۷ پدیدار گشت و همچنان به پیشرفت خود ادامه میدهد. آغازش در آسیا و آفریقا بهطور کلی با فعالیت مبلّغان مذهبی دیگر گروههای پنجاههگرا، از دههی پنجاه تا شصت و دوباره در دههی هشتاد، ارتباط دارد.
هزارهگرایی، بنیادگرایی، اعتقاد به تعمید روحالقدس و شفایافتن روحی در اشکال گوناگون پنجاههگرایی متداول است. اکثریت پنجاههگراهای آمریکایی معتقدند که «نشانهی نخستین» تعمید روحالقدس همیشه شوریدهدرایی یا پریشانگویی است، اما دیگر پنجاههگراها فکر میکنند که تعمید روحالقدس را «هر کسی میتواند با کاریزماتا» یا عطاهای روحانی، که در رسالهی اول به کُرَنتیان ۱۲-۱۴ آمده، اثبات کند . این عطیهها شامل «تجلی روح»، «عطاهای شفا و یاوری و ادارهی امور و انواع زبانها» هستند (رسالهی اول به کُرَنتیان ۱۲: ۲۸). در کل، پنجاههگرایی را «تدوام مناسکی واقعهی عید پنجاههی اصلی» در باب دوم اعمال رسولان میدانند که روحالقدس بر تعداد کثیری از ملل گوناگون نازل میشود.
[1]. Community of Spirit
[2]. عهد جدید، ترجمهی پیروز سیار، نشر نی، ۱۳۸۷، ص ۶۱۹.
[3]. Maid Marian


