Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما یادداشت‌ها

    «دختر آرام»، سینمای استعلایی نوین: از کارل درایر تا گرتا گرویگ

    پرویز جاهدپرویز جاهد۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    فیلم دختر آرام
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    فیلم «دختر آرام» (The Quiet Girl) ساخته‌ی کولم بیرید (بیریت به ایرلندی)، یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های سینمای معاصر است که با بهره‌گیری از روایت مینی‌مالیستی و فرم‌گرایی دقیق، در امتداد سنت سینمای استعلایی قرار می‌گیرد؛ مفهومی که پل شریدر در کتاب مشهور خود، «سبک استعلایی در سینما» به آن پرداخته و آن را در آثار فیلم‌سازانی چون یاسوجیرو اوزو، روبر برسون و کارل تئودور درایر جستجو کرده است. شریدر، سینمای استعلایی را سبکی می‌داند که با کاهشِ عاطفه، تعلیقِ روایت، و فاصله‌گذاری با درام سنتی، تماشاگر را در خلائی رها می‌کند تا تجربه‌ای معنوی یا استعلاگونه را لمس کند. در سینمای استعلایی، معنا نه در کنش و گفتار، بلکه در خلأ، تأخیر، سکوت و تأمل ظهور می‌یابد. «دختر آرام» دقیقاً از همین سازوکار پیروی می‌کند. آنچه این اثر را شایسته بررسی در چارچوب «سینمای استعلایی» می‌کند، همین پیوند میان فقدان آشکار و حضور ناپیدای محبت و عشق، معنا، و تجلی امر قدسی در امر پیش‌پاافتاده است. فیلم با وسواس در حذف زوائد درام، به سکوت و خلأ مجال بروز می‌دهد. روایت آرام و بدون اوج‌های نمایشی، تماشاگر را از سطح اتفاق به عمق تجربه هدایت می‌کند؛ از دیدن به سوی حضور.

    فیلم دختر آرام

    کولم بیریت با اقتباس از داستان کوتاه کلر کیگان، جهان خاموش و سرشار از تنش درونی یک کودک را به تصویر می‌کشد؛ دختری کم‌حرف، مضطرب و منزوی در دل خانواده‌ای فروپاشیده. پلات فیلم، بسیار ساده است: دختری کم‌حرف به نام کایت در ایرلند دهه ۱۹۸۰، با خانواده‌ای پرجمعیت و پرتنش زندگی می‌کند. پدرش بی‌تفاوت، لاابالی و خشن و مادرش بی حال و بی‌رمق است. آنها در تابستان، او را برای مدتی به خانه‌ی یکی از اقوام می‌فرستند. در آنجا، کایت با زوجی آرام، مهربان و ساکت روبه‌رو می‌شود که آرام آرام دنیای جدیدی از محبت و مراقبت را برایش می‌گشایند. این گذر موقت، لحظه‌ای استثنایی در زندگی کودک است و در پایان تابستان، او باید به خانه‌ی اصلی‌اش بازگردد. اما زیر این پلات ساده، لایه‌هایی از فقدان، تنهایی، مرگ و میل عمیق به ارتباط انسانی موج می‌زند.

    فیلم بیریت، واجد همان خصلت‌هایی است که شرایدر برای سینمای استعلایی برمی‌شمرد: دوری از روانشناسی کلاسیک، حذف لحظه‌ها و تعلیق‌های دراماتیک، حذف موسیقی هدایت‌گر، تمرکز بر ریتم زندگی روزمره و در نهایت، پیدایش لحظه‌ای انفجاری از معنا در بستری از عدم. در این جهان، چیزی شبیه به مرحله‌ی اول سینمای استعلایی رخ می‌دهد: جهان روزمره، تهی از لحظه‌های استثنایی، پر از تکرار، سکوت و انکار حضور. همان‌گونه که اوزو قاب‌های ثابتی از نوشیدن چای یا نشستن پدر در اتاق به ما نشان می‌داد، کولم بریت نیز با قاب‌هایی دقیق، هندسی و بی‌حرکت، این خلأ وجودی را ثبت می‌کند.

    فیلم دختر آرام

    «دختر آرام»، بیش از آنکه روایتی داستانی باشد، تجربه‌ای زیسته و شهودی است از حضور در جهانِ سکوت، نظاره‌گری و مراقبه. نوعی سینما که با حذف و انکار، با سکون و سکوت و با ریاضت‌کشی فرمی و مراقبه نه از مسیر شور، بلکه از راه خلأ و فقدان ما را به آستانه‌ی امر قدسی می‌برد. بیریت، آگاهانه یا ناخودآگاه، فیلمی ساخته است که با تمام محدودیت‌های فرمی‌اش، درست در مسیر ضدروایت و ضدتکنیک مورد نظر شریدر قرار می‌گیرد.  دوربین غالباً ساکن در فیلم، به جای مداخله‌گری، صرفاً میل به مشاهده‌گری خنثی دارد. صداهای محیطی واقعی، جایگزین موسیقی احساس‌برانگیز می‌شود. درست مانند آثار اوزو یا برسون، عنصر غیاب یعنی آن‌چه که دیده نمی‌شود یا گفته نمی‌شود، از آن‌چه که روی پرده جاری‌ست، اهمیت بیشتری دارد. اما آنچه این فیلم را متمایز از آثار برسون یا اوزو می‌کند، لطافت شاعرانه و انسانی آن است. سینمای استعلایی برت، بر خلاف سکون و خلا احساسی سینمای برسون، سرشار از احساس و شفقت انسانی است. خانه‌ی جدیدی که کایت وارد آن می‌شود، از بیرون و به ظاهر آرام است، اما درون آن نیز زخمی عمیق نهفته است:  مرگ فرزند. خانواده‌ای که خود دچار فقدان است، اکنون از طریق کایت، نه فقط جای خالی را پر می‌کند، بلکه امکان احیای مهر را بازمی‌یابد.

    فیلم عمداً دچار ابهام ساختاری و تأخیر در اطلاعات دراماتیک است. تا نزدیک به یک ساعت از فیلم، نه ما و نه کایت نمی‌دانیم چرا او به خانه‌ای دیگر فرستاده می‌شود. اطلاعات بنیادینِ روایی در فیلم حذف شده‌اند یا به تعویق افتاده‌اند، و روایت از طریق جزئیات بصری و گفت‌وگوهای غیرمستقیم شکل می‌گیرد. به عنوان مثال لحظه‌ای که همسایه‌ای فضول، حقیقت مرگ فرزند خانواده میزبان را برای کایت فاش می‌کند، حقیقتی که شان و همسرش آن را به عنوان یک راز از کایت پنهان کرده بودند. این تاخیر اطلاعاتی، بخشی از فرم مینیمالیستی فیلم است که با نظریه‌ی شریدر هم‌راستا می‌شود: حذف‌های آگاهانه در روایت برای خلق ساحت استعلایی. کارگردان، با حذف موسیقی احساس‌برانگیز و عدم نمایش لحظه‌های دراماتیک و پرهیز از برون‌ریزی عاطفی، مخاطب را در وضعیتی مشابه با شخصیت اصلی(کایت) قرار می‌دهد: بلاتکلیف، بهت زده و آرام. این همان لحظه‌ی تعلیق‌شده‌ی شریدر است؛ جایی که مخاطب با خلأ مواجه می‌شود، پیش از آن‌که شکافی در فرم ایجاد شود و امکان نوعی رهایی یا تجربه استعلایی پدید آید.

    فیلم دختر آرام

    مولفه دیگری که «دختر آرام» را در رده‌ی آثار استعلایی برجسته قرار می‌دهد، تأکید آن بر غیاب به‌مثابه امکانی برای ظهور معناست. والدین دختر غایب‌اند – یا بدتر، حاضر اما بی‌حضور. در عوض، زوجی غریبه، با سکوت، احترام و مهرورزی، خلا وجودی آنها را برای کایت پر می‌کنند. کلمه‌ی «پدر» در پایان فیلم، نه صرفاً به یک شخص، که به مفهومی معنوی‌تر و اخلاقی‌تر ارجاع می‌دهد. این لحظه، دقیقاً همان لحظه‌ی «ظهور» است که پل شریدر از آن سخن می‌گوید؛ لحظه‌ای که در پایان یک مسیر سکوت و ریاضت، امر قدسی بر ما رخ می‌نماید.

    سکوت در این فیلم، نه تنها سکوت شخصیت‌هاست، بلکه سکوتی ریشه‌دار در تاریخ فرهنگی و مذهبی ایرلند است؛ سکوتی ناشی از تروماهای بین‌نسلی. به عقیده سیوبهان اونیل، استاد دانشگاه اولستر، بسیاری از مردم ایرلند، به‌ویژه در دهه‌های گذشته، قادر به بیان احساسات خود نبودند و همین فروبستگی احساسی، مانند باری سنگین بر کودکان نسل بعد سایه انداخته است. کارگردان و نویسنده فیلم نیز در مصاحبه های خود بر «ناتوانی تاریخی ایرلندی‌ها برای حرف‌زدن درباره احساسات» تأکید کرده‌اند. این وضعیت، بخشی از تروماهای بین‌نسلی (intergenerational trauma) جامعه‌ای مذهبی و محافظه‌کار است که همچنان در کودکان دهه‌های اخیر ایرلندی تداوم یافته است.

    فیلم دختر آرام

    پدر واقعی کایت تنها کسی است که در فیلم به زبان انگلیسی صحبت می‌کند، در حالی‌که بقیه شخصیت‌ها (از جمله زن و شوهر میزبان یعنی شان و آیلین) به زبان ایرلندی صحبت می‌کنند. این انتخاب زبانی، بازتاب بصری-شنیداری فاصله عاطفی بین کایت و پدرش است. فیلمساز با انتخاب آگاهانه زبان ایرلندی به‌جای انگلیسی، مرزی شنیداری میان دو جهان ترسیم می‌کند: جهان پدر واقعی که تنها به انگلیسی سخن می‌گوید و بی‌مهر است، و جهان پدر/مادر جدید که با زبان مادری(ایرلندی) سخن می‌گویند و عشق را از طریق سکوت منتقل می‌کنند. این انتخاب زبانی، نه فقط تصمیمی فرهنگی، بلکه تمهیدی فرمال برای بیان فاصله و نزدیکی عاطفی است.

    نقطه قوت ارتباطی فیلم، نه دیالوگ، بلکه تاکید روی سکوت‌ها و زبان بدن است. لحظه‌هایی مثل نوازش های مادرانه آیلین، شستن کایت در حمام و لباس پوشاندن او و یا شانه کردن موهای او که مثل یک موتبف بصری بارها تکرار می شود. همینطور موتیف دویدن های مکرر کایت برای آوردن نامه های شان از پستخانه که در انتها این دویدن برای درآغوش گرفتنِ شان به عنوان پدری جایگزین، معنای خاصی پیدا می کند. این بدن‌ها هستند که در فیلم سخن می‌گویند، نه زبان‌ها. این ویژگی، فیلم را به مثابه نمونه‌ای از سینمای فیزیکی و غیربیانی معرفی می‌کند که از گفت‌وگو عبور می‌کند و به حوزه تجربه حسی پا می‌گذارد. فیلم در این لحظات، یادآور سینمای ترنس مالیک می‌شود، به‌ویژه «درخت زندگی»، که در آن نیز لمس بدن و زبان بصری یعنی بازی نور و حرکت، جایگزین زبان گفتاری شده‌اند.

    فیلم دختر آرام

    کایت، دخترک تنها و خاموش فیلم، چون شخصیت‌های اُزو، در مرکز تنش‌هایی است که کمتر به زبان می‌آیند. «دختر آرام» همچون فیلم‌های اُزو، بر لحظه‌های بسیار ساده و بی‌حادثه زندگی یکنواخت روزمره بنا شده اما در این سادگی، جهانی از احساسات فروخورده، اندوه بیان‌ناشده و مهر نادیده جاری است. دوربین همیشه در ارتفاع چشم کایت می‌ماند و جهان را همان‌قدر ناقص، بی‌کلام و مبهم می‌بیند که او. این زاویه‌دید محدود ما را وامی‌دارد تا معنای صحنه‌ها را نه از گفته‌ها، بلکه از طریق اشیاء، ژست‌ها و سکوت‌ها دریابیم. دوربین اغلب با فاصله‌ای مراقبه‌گونه او را دنبال می‌کند. ما نه شاهد تغییرات عجیب، بلکه نظاره‌گر سیر تدریجی و آرام یک دگردیسی هستیم: از گم‌گشتگی کایت به سوی نوعی پذیرفته‌شدن او؛ از سکوت او به سوی نجوا و از بی‌هویتی و تنهایی او به سمت فریاد زدن نام پدر در انتهای فیلم. در پایان فیلم، بعد از اینکه زن و شوهر میزبان، او را به خانه اش برگردانده و تحویل پدر و مادرش می دهند، خداحافظی کرده و می روند، کایت پس از لحظه‌ای مکث، بدون ذکر کلمه‌ای به دنبال اتومبیل آنها می‌دود و شان را در آغوش می‌گیرد و با صدایی لرزان او را “پدر” خطاب می‌کند. این لحظه همان لحظۀ استعلایی و لحظۀ تجلی امر قدسی در سینما به تعبیر پل شریدر است. لحظه ای که فیلم را از یک درام روستایی کوچک، به سطح سینمای استعلایی و شاعرانه ارتقا می‌بخشد.

    از سویی «دختر آرام» نه‌تنها میراث‌دار بروسون، درایر و اوزو است، بلکه پیوندهای تماتیک و سبکی با فیلم‌سازان معاصری چون ترنس مالیک (درخت زندگی) کلی رایکارد (وندی و لوسی)  و گرتا گرویگ (لیدی برد) دارد. درواقع «دختر آرام» از یک‌سو وفادار به ساختارهای سینمای استعلایی است و از سوی دیگر، متأثر از شاعرانه‌ترین جریان‌های سینمای مستقل معاصر آمریکا که توسط فیلمسازانی چون کلی رایکارد،ترنس  مالیک و گرتا گرویگ تداوم یافته‌اند. استفاده از نور طبیعی، کمپوزیسیون‌های مراقبه‌ای، تصاویر فتوژنیک طبیعت، علفزارها، نور لرزان میان شاخه‌های درختان، صدای باد و آواز پرندگان، و تأکید بر سکوت، یادآور جهان هستی‌شناسانه مالیک در «درخت زندگی» است؛ جایی که کودک، راوی خاموش راز هستی و تنهایی است.

    فیلم دختر آرام

    در وجهی دیگر، فیلم، یادآور لحن ملانکولیک و زنانه‌ی گرتا گرویگ در «لیدی برد» است. هر دو فیلم، کودک/نوجوانی را در بطن بحران هویتی، عدم درک والدین و جست‌وجوی تعلق روایت می‌کنند، با این تفاوت که بیریت، روایت را در سکوت، و گرویگ در بیان‌های پرخاشگرانه نوجوانانه پی می‌گیرد. در هر دو فیلم، تنهایی دختران نوجوان در دل دنیایی که به آنها پاسخ نمی‌دهد، یک احساس مشترک بنیادی است. همچون گرویگ، بیریت نیز از لحظات غیر دراماتیک و جزئیات ظاهراً بی‌اهمیت برای ساختن تجربه‌ای عاطفی و شناختی بهره می‌گیرد؛ مثل شانه کردن موها، نوشیدن چای و یا نگاه خاموشی که میان کودک و شان رد و بدل می‌شود.

    «دختر آرام» همچنین برای من یادآور شاهکار شهیدثالث یعنی «یک اتفاق ساده» است که در آن، کودک خردسال، تنها و خاموش فیلم، مجبور به زندگی در محیطی یکنواخت و به شدت ملال آور است. دویدن های دو کودک و آوردن آب با سطل از چاه، از موتیف های مشابه در هر دو فیلم است. بریت نیز مانند شهید ثالث، به ‌جای برون‌فکنی احساسات و تاکید روی واکنش ها، آن‌ها را در فاصله و با تأخیر و حذف نشان می‌دهد. همینطور ریتم آهسته فیلم، قاب‌بندی‌های ایستا و تأکید بر زمان مرده، از شباهت های دیگر دو فیلم است که به جای ملودرام شدن و تکیه بر گره‌افکنی و هیجان، بر روی لحظات ساده، پیش پا افتاده و تکراری زندگی روزمره متمرکز شده اند.

    فیلم دختر آرام

    روایت در فیلم، غیردراماتیک و متمرکز بر زمان های مرده و لحظه‌های میانه (in-between moments) است که از دید سینمای هالیوود، بی اهمیت تلقی می‌شوند اما در این‌جا، مرکز ثقل جهان درونی شخصیت‌ها به ویژه کایت به حساب می‌آیند. در این شکل از روایت، سکوت نه صرفاً غیاب کلام، بلکه فرمی از گفتار متعالی است. فیلم نه‌تنها بر سکوت تاکید می‌گذارد، بلکه آن را به مثابه حامل معنا و رابطه به کار می‌گیرد. رابطه میان کایت و شان – میزبان او که مثل او شخصیتی سرد و خاموش است – نمونه‌ای از پیوندی است که در ظواهر شکل نمی‌گیرد، بلکه در کنش‌های خُرد و نامرئی، در سکوت آشپزخانه، در جارو زدن طویله و در نشستن کنار دریاچه در شب، زیر مهتاب و خیره شدن به نورهای متحرک بر روی آب در دوردست بروز می‌یابد. سکانس‌هایی چون شیر دادن گوساله‌ها، جارو زدن طویله، نگاه‌های بی‌کلام میان دخترک و شان، و ریتم کند مزرعه، همه به شکلی ملایم و مراقبه‌گونه، فضایی از همدلی بین دخترک و میزبان او را بدون نیاز به دیالوگ شکل می‌دهند. دقیقاً در همین فضا و دردل همین سکوت‌ها است که آنچه شرایدر «حالتی متعالی از حضور» می‌نامد، جلوه‌گر می‌شود.

    « دختر آرام»، نمونه‌ای کم‌نظیر از سینمای استعلایی در قرن بیست‌ویکم، که بدون ادعای فراموش‌نشدنی بودن، در ساحت فرم و حس، تجربه‌ای ماندگار و مکاشفه‌آمیز برای تماشاگر فراهم می‌کند. «دختر آرام»، با سادگی‌ مینی مالیستی‌اش، به ما نشان می‌دهد که چگونه سینما هنوز هم می‌تواند با کمترین‌ها، بیشترین‌ها را بگوید (کم، زیاد است)؛ و چگونه سکوت، گاه بلندترین فریادها را در خود نهفته دارد. در میان هیاهوی سینمای معاصر، «دختر آرام» اثری‌ست کم‌حرف، کند و ساده‌نما است که آرام‌آرام به مخاطبش نزدیک می‌شود، بی‌آن‌که بر او هجوم آورد؛ روایتی از تنهایی، فقدان، و میل به شفقت و دریافت عشق در جهانی بی عاطفه، سرد و خاموش.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیمن لئونور فینی‌ هستم
    مقاله بعدی منشأ عید پنجاهه
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.