Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما پیشنهاد سردبیر

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    پرویز جاهدپرویز جاهد۶ مرداد , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    مسعود کیمیایی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    دهه پنجاه میلادی (معادل با دهه سی شمسی) مصادف بود با اوج موفقیت تجاری و هنری ژانرهای گانگستری و نوآر در سینمای آمریکا و فرانسه. سینمای ایران نیز از این تاثیر برکنار نبود. تماشاگران ایرانی، با تماشای فیلم‌های نوآر غربی در سینماهای ایران، به تدریج با مولفه ها و الگوهای خاص این ژانرها آشنا شدند و کارگردانان ایرانی نیز در پاسخ به این علاقه، شروع به ساخت آثاری کردند که بازتابی بومی‌شده این ژانرها بودند. از میان کارگردانان ایرانی، ساموئل خاچیکیان، بیش از دیگران درگیر این نوع سینما شد و با فیلم‌هایی که به تقلید از فیلم نوآرهای آمریکایی ساخت، به عنوان پیشگام و استاد تریلر جنایی در سینمای ایران شناخته شد و بسیاری او را «هیچکاک ایرانی» لقب دادند درحالی که فیلم‌های او جز توطئه برای قتل و تعلیق، شباهتی به کارهای هیچکاک نداشت.

    اما نقطه عطف این روند را می‌توان در فیلم‌های مسعود کیمیایی به عنوان دستیار سابق خاچیکیان دید؛ فیلمسازی که از دل موج نوی سینمای ایران برخاست و توانست دنیای تیره و تاریک، مردانه، و قانون‌گریز سینمای نوآر را در انطباق با شرایط بومی جامعه ایران در فیلم هایش بسازد. برخلاف خاچیکیان که در فیلم هایش، سعی داشت شخصیت ها و فضای نوآرهای آمریکایی را عینا بازسازی کند، کیمیایی بیشتر درصدد بومی کردن الگوهای نوآر برآمد و تم های اصلی نوار مثل خیانت، سوءظن، عدالت، انتقام و خشونت را در فیلم هایش مثل «قیصر»، «گوزن‌ها»، «خط قرمز»، «سرب»، «دندان مار»، «گروهبان»، «رد پای گرگ»، «حکم»، «جرم»، «قاتل اهلی» و «خون شد» به کار گرفت و سینمای نوآر را به بستری برای بیان اعتراضات اجتماعی، سیاسی و اخلاقی بدل ساخت.

    مسعود کیمیایی گوزن‌ها

    سینمای مسعود کیمیایی را نمی‌توان به سادگی و صرفاً در دسته‌ی سینمای جنایی قرار داد بلکه او فراتر از چارچوب‌های مرسوم ژانری، نوآر را به زبان شخصی و فرهنگی خود تبدیل کرده است. در سینمای کیمیایی، نوآر نه تنها الگویی فرمال، بلکه شیوه‌ای برای روایت وضعیت انسان ایرانی در جهانی تاریک، ناعادلانه و بی‌رحم است. او از مؤلفه‌های بصری، فضاسازی و شخصیت‌پردازی نوآر بهره می‌برد تا تصویرگر سقوط اخلاقی، انحطاط اجتماعی و بی‌پناهی آدم‌هایی باشد که اغلب در حاشیه‌ی جامعه زندگی می‌کنند.

    کیمیایی از پیشگامان نوآور و چهره‌های کلیدی در شکل‌گیری و تحول سینمای موج نوی ایران به ویژه ژانر سینمای خیابانی محسوب می‌شود. او نشان داد که مجذوب فیلم‌های نوآر، گانگستری، جنایی و وسترن آمریکایی و مشتاق به تصویر کشیدن ضدقهرمان‌های سرکش، معترض و گرفتار در فقر و جنایت است.

    در ژانر جنایی سنتی ایران، پایان خوش یک فرمول سازش‌ناپذیر بود، اما در فیلم‌های جنایی کیمیایی ازجمله «قیصر»، اعمال مجرمانه و رفتار عصیانگرانه و ضداجتماعی شخصیت عاصی و سرکش «قیصر»، مورد ستایش قرار گرفته و به شکل حماسی و باشکوه تصویر می شد. «قیصر»، در جهانی مملو از خشونت، خشم و ناامیدی به سر می‌برد. در جهانی که مرز بین خیر و شر محو شده و قهرمانان جدید، شباهت زیادی به شخصیت‌های شرور فیلم داشتند.

    مسعود کیمیایی قیصر

    کیمیایی، فیلمسازی است که استادانه، تم‌های موردعلاقه‌اش مثل رفاقت، برادری، وفاداری، انتقام و خیانت را در بافت روایی فیلمش قرار می‌دهد و زیبایی‌شناسی فیلمش بر اساس این مفاهیم ساخته می‌شود. شاید مفاهیمی چون غیرت و عِرق خانوادگی، احترام به پدر و مادر، دفاع از حیثیت خواهر(ناموس) و پشتیبانی از برادر و رفیق به هنگام تنگدستی، گرفتاری و درگیری، مفاهیم و ارزش‌هایی سنتی و کهنه باشند که با ارزش‌های جهان مدرن و زندگی معاصر همخوانی نداشته باشند اما کیمیایی، با تأکید بر این ارزش‌ها و دراماتیزه کردن آنها، همچون همه مؤلفان بزرگ سینما، اصول سینمای تألیفی و شخصی خود را بنا می‌کند.

    فضاسازی تیره و نگاه بصری نوآر

    در اغلب فیلم‌های کیمیایی، فضا، تیره، فشرده، خفه‌کننده و فاقد روزنه‌ای برای امید است. نورپردازی در فیلم‌هایی چون «سرب»، «حکم»، «دندان مار» و «قاتل اهلی» با تأکید بر کنتراست شدید نوری انجام می‌شود. او همانند فیلمسازان کلاسیک نوآر، از نورهای تیز، موضعی و اغلب از زوایای غیرمتعارف استفاده می‌کند تا احساس ناامنی، خطر و ترس را تشدید کند. نماهای شبانه از خیابان‎های تاریک تهران که با چراغ‌های نئون رستوران‌ها و سر درِ سینماها روشن شده اند، با نور کورکننده چراغ اتومبیل‌های زیر باران و بازتاب آن بر شیشه‌ها و آسفالت سرد و خیس خیابان‌های تهران، عناصری‌اند که همگی در ایجاد یک حس نوستالژیک و توأمان اضطراب‌آور نقش دارند. این فضاها یادآور شهرهای خالی و مسخ‌شده‌ی نوآرهای آمریکایی است، اما در بافت تهران دهه‌های سی تا نود بازآفرینی می‌شود. در «قیصر» و «سرب» معماری قدیمی جنوب شهر تهران با کوچه‌ها و خیابان‌های تنگ و باریک، دیوارهای پوسیده، به نمادهایی از یک جهان فروپاشیده بدل شده‌اند.

    مسعود کیمیایی حکم

    کیمیایی در سال ۱۳۴۸ با فیلم «قیصر»، شکل متفاوتی از درام جنایی را به سینمای ایران معرفی کرد که پیش از آن سابقه نداشت. «قیصر» با روحیۀ سرکش و آنارشیستی‌اش و اشتیاق‌اش برای اجرای عدالت، به اولین ضدقهرمان واقعی در سینمای ایران تبدیل شد. «قیصر» فیلمی بود که قهرمانان انتقام‌جوی وسترن‌های آمریکایی و سیاهی و ناامیدی فیلم‌های نوآر را توامان با هم داشت. داستان مردی جوان و غیرتی از جنوب شهر تهران که تصمیم گرفت انتقام تجاوز به خواهرش و قتل برادرش را از یک گروه شرور به نام برادران آب منگل بگیرد. برخلاف شخصیت‌های محوری درام‌های پلیسی و جنایی خاچیکیان یا احمد شیرازی، «قیصر» نه با انگیزه پول یا زن، بلکه صرفاً با انگیزه انتقام به حرکت درمی‌آید. واقع‌گرایی هولناک، خشونت آشکار و شخصیت‌های محکوم به فنای «قیصر» پیش از این هرگز در سینمای ایران دیده نشده بود. تماشاگران، تحت تاثیر شخصیت لجوج، شجاع، سازش ناپذیر و عدالت‌خواه «قیصر» قرار گرفتند و با خشم و تمایل او برای انتقام‌جویی همدردی کردند.

    کیمیایی در سال ۱۳۵۳ تریلر سیاسی قدرتمند خود یعنی «گوزن‌ها» را ساخت. در گوزن‌ها، جنایت طنین سیاسی دارد و کیمیایی به برخی از مسائل اجتماعی مهم زمانه‌اش مثل مبارزه مسلحانه، سرقت از بانک، خشونت پلیس، اختلاف طبقاتی و اعتیاد به مواد مخدر می‌پردازد که عناصر آشنایی در فیلم‌های نوآر آمریکایی بودند. «گوزن‌ها» را می‌توان اولین فیلم جنایی سیاسی هیجان‌انگیز سینمای ایران دانست. شخصیت اصلی داستان (قدرت با بازی درخشان فرامرز قریبیان) با انگیزه‌های سیاسی علیه حکومت شاه قیام می‌کرد و به عنوان یک چریک مبارز و فراری، همدردی مخاطب را برمی‌انگیخت.

    کیمیایی بعد از «گوزن‌ها» نیز درگیری‌ بین چریک‌ها و مبارزین چپ و نیروهای پلیس و امنیتی شاه را در «خط قرمز» (بر مبنای فیلمنامه‌ای از بهرام بیضایی) به شکل معکوسی از زاویه دید یک عضو ساواک به تصویر کشید (این فیلم یکی از اولین فیلم‌های پس از انقلاب بود که توقیف شد و هرگز اجازه نمایش عمومی به آن داده نشد). «خط قرمز» روایت زندگی یک مأمور مخفی عالی‌رتبه ساواک است که با زنی ازدواج می‌کند که برادرش به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش علیه حکومت شاه دستگیر شده است. کیمیایی در «خط قرمز» نیز تم‌ها و مایه‌های نوار مثل سوء ظن، خیانت، خشونت و انتقام را به کار می‌گیرد.

    در «سرب» (۱۳۶۷) که در تهران دهه سی اتفاق می‌افتد، جنایتکاران، بخشی از یک سازمان صهیونیستی مخفی‌اند که سعی در ترور یک زوج جوان مظنون یهودی دارند که تصمیم به مهاجرت به کشور تازه تأسیس اسرائیل گرفته‌اند. تأثیر سبک بصری نوآر آمریکایی و عناصر نمادین آن در فیلم بسیار مشهود است، از جمله شخصیت‌های تنهایی که در موقعیت‌های ناخواسته گرفتار شده‌اند، فضای شهری تیره و تار و رمزآلود با نورپردازی سایه دار نوآرگونه، خشونت شدید، آیکونوگرافی سینمای نوآر در قالب استفاده از اتومبیل‌های کلاسیک آمریکایی، اسلحه‌های خاص دهه سی، خشونت شدید و موسیقی اتمسفریک.

    مسعود کیمیایی سرب

    در فیلم‌هایی چون «خط قرمز»، «تیغ و ابریشم»، «سلطان»، «سرب»، «حکم» و «قاتل اهلی»، کیمیایی جهان جنایت و فساد را نه صرفاً به‌عنوان یک ژانر، بلکه به‌عنوان استعاره‌ای از بی‌عدالتی سیاسی و اجتماعی به کار می‌برد. او مرز میان خیر و شر را عمداً مبهم می‌سازد؛ قهرمانان او نه قدیسان‌اند و نه تبهکاران تمام‌عیار. آن‌ها قربانیان نظامی‌اند که در آن شرافت جایی ندارد. این پیچیدگی اخلاقی، فیلم‌های او را به سینمای نوآر نزدیک می‌کند که در آن، «واقعیت» همواره خاکستری است.

    «حکم»، (۱۳۸۴) شامل ثابت‌ترین عناصر تماتیک و سبکی فیلم‌های جنایی و نوآرگونه کیمیایی است: رفاقت مردانه، فریب، انتقام و خیانت. ذاتی‌ترین عنصر نوآر در «حکم»، جبری است که بر سرنوشت شخصیت‌های فیلم حاکم است و آنها را به سمت فاجعه سوق می‌دهد.

    کیمیایی موفق شده است فضای تاریک، غم‌انگیز، دلسردکننده و خشونت‌آمیز فیلم نوآر را در «حکم» به طور کامل به تصویر بکشد. استفاده آگاهانه او از عناصر فیلم نوآر – مانند نورپردازی با کنتراست بالا، به ویژه در صحنه‌های بیرونی، و قاب‌های بسته، احساس محصور بودن و درماندگی را در افراد به خوبی منتقل می‌کند. بیننده احساس می‌کند که این فیلم در شهری اتفاق می‌افتد که در شب، بی‌دفاع به خواب رفته و جنایتکاران مانند ارواح سرگردان در آن می‌خزند.

    مسعود کیمیایی حکم

    در «حکم»، همه مؤلفه‌های سینمای نوآر کیمیایی به کمال می‌رسد. صحنه‌های شبانه با نورهای مصنوعی سرد، قاب‌های بسته، و فضای تهی از رنگ‌های گرم، حسی از ناامیدی و انزوای درونی شخصیت‌ها را منتقل می‌کنند. حتی فضای داخلی خانه‌ها نیز به‌رغم وجود وسایل سنتی و بومی، سرد و بی‌روح اند. فیلم پر از رفاقت‌های قدیمی، خیانت، آدم‌ربایی، خشونت  و شخصیت‌هایی است که در تاریکی تصمیم‌هایی می‌گیرند که آن‌ها را به‌سوی تباهی می‌برد. قاب‌های بسته، نورهای خشن شبانه، شهر بی‌رحم، و بازی‌های سرد در کنار موسیقی نوستالژیک، فضایی می‌سازد که در آن امید و رستگاری مفاهیمی بی‌معنا به‌نظر می‌رسند.

    قهرمانان تیره‌بخت

    در مرکز جهان کیمیایی، ضدقهرمان‌های تیره‌بختی ایستاده‌اند که همچون قهرمانان نوآر کلاسیک، قربانی جامعه، گذشته، سرنوشت و گاه انتخاب‌های نادرست خود هستند. «قیصر»، نقطه‌ی آغاز این تیپ شخصیتی است: مردی سنتی، با ظاهر آراسته، اخلاقی و وفادار، که با فروپاشی نظام خانواده‌اش، ناگهان به خشونت و انتقام متوسل می‌شود. در تقابل با قهرمان‌های جنایی پیش از انقلاب که اغلب پایان خوش داشتند، «قیصر» تا انتها در تاریکی و رنج فرو می‌رود و سرنوشتی تراژیک، بدون رستگاری و نجات برای او رقم می‌خورد.

    در دنیای مردانه کیمیایی، شخصیت‌های سرسختی را می‌بینیم که بدون هیچ رحم و شفقتی با یکدیگر درگیر می‌شوند. زنان اغلب نقش فرعی و کم رنگ در فیلم‌های او دارند و غالباً زیر سایه سنگین مردان زندگی می‌کنند و برای بقا در یک جامعه مردسالار به حمایت آنها نیاز دارند و این امر به‌روشنی بازتاب جهان‌بینی مردانه فیلمساز است. در عوض، رابطه‌های مردانه، خصوصاً وفاداری، خیانت، رفاقت و انتقام، در مرکز درام قرار دارند؛ چیزی که در «دندان مار»، «سرب»، «رد پای گرگ»، «ضیافت» و «حکم» به‌وضوح نمود دارد. تاکید و تمرکز دوربین اغلب بر برجسته کردن خشونت و انگیزه‌های آن در میان مردان است. در حالی که قهرمانان کیمیایی از نظر ظاهری معاصرند، اما با حسرت و پشیمانی به گذشته نگاه می‌کنند (گذشته‌ای که همیشه با آنهاست و نمی‌توانند از آن جدا شوند).

    مسعود کیمیایی رد پای گرگ

    در فیلم‌هایی چون «دندان مار» و «گروهبان»، شکست و تنهایی شخصیت‌های اصلی را بیشتر احساس می کنیم. آن‌ها زخم‌های زیادی در زندگی خورده اند و نه تنها از سوی جامعه طرد شده‌اند، بلکه رابطه خانوادگی‌شان نیز دچار بحران شده است. خیانت، رفاقت‌های ازدست‌رفته، خاطرات گذشته و شهری که دیگر جایی برای آن‌ها ندارد، همگی در این فروپاشی فردی شریک‌اند.

    تقابل سنت و مدرنیته، خشونت و بی‌عدالتی

    کیمیایی پیوسته در آثارش تضاد میان سنت و مدرنیته را بازنمایی می‌کند. این تقابل در شخصیت‌ها، زبان گفت‌وگو، فضای بصری و حتی لباس‌ها نیز دیده می‌شود. در «قیصر»، «سرب» و «حکم»، مردان سنتی با کُت و شلوارهای کلاسیک، کفش‌های واکس‌خورده و نگاه‌هایی سرشار از سنگینی گذشته ظاهر می‌شوند. در حالی که فضای اطراف آن‌ها در پی سیست مدرنیزه کردن آمرانه جامعه از سوی حکومت به سرعت در حال تغییر است.

    خشونت در سینمای کیمیایی همچون در نوآرهای کلاسیک آمریکایی، عنصری اجتناب‌ناپذیر است. این خشونت، نه قهرمانانه، بلکه غالباً بی‌هدف، چرخه‌وار و تراژیک است. در «حکم»، خشونت نه راهی برای احقاق حق، بلکه تکرارِ بی‌پایانِ مرگ و خیانت است. شخصیت‌ها اغلب می‌دانند که پایان بدی در انتظارشان است، اما به آن تن می‌دهند، گویی سرنوشت‌شان از پیش نوشته شده است.

    مسعود کیمیایی قاتل اهلی

    کیمیایی، خشونت را به شیوه سم پکین پا، ملویل، کوروساوا و «تاکه شی کیتانو»، آیینی کرده و به شکل باشکوهی برگزار می‌کند. اگر این قرارداد و فرمول ساده فیلم‌های کیمیایی را نفهمیم، هرگز نمی‌توانیم این میزان و حجم زیاد از خشونت، چاقوکشی و خونریزی در فیلم «قیصر»، «سرب» یا «خون شد» را باور کنیم.

    تهران به مثابه شهر نوآر

    شهر در فیلم‌های کیمیایی شخصیت دارد؛ اما شخصیتی سرد، بی‌روح و تهدیدگر. تهران، آن‌گونه که در «قیصر»، «سلطان»، « «قاتل اهلی»، «سرب»، «رد پای گرگ»، «جرم» و «دندان مار» دیده می‌شود، جایی برای پنهان شدن نیست، بلکه محل تعقیب، خیانت، معامله و مرگ است. در شهر کیمیایی، کوچه‌ها تنگ‌اند، خانه‌ها فرسوده، و شب همیشه جاری است. همانند نوآر کلاسیک، کیمیایی شهر را چون مارپیچی پیچ‌در‌پیچ تصویر می‌کند؛ جایی که فرار از آن ممکن نیست.

    «خون شد» به سبک فیلم‌های نوآر، با نمایی اکسپرسیونیستی از سایه فضلی بر دیوارهای شهر در دل شبی تاریک شروع می‌شود و با نمایی مشابه پایان می‌یابد. دایره‌ای روایی که شروع آن، آرام و پر رمز و راز است اما چشمان پر خون و نگاه‌های بی‌قرار و پر خشم فضلی و وضعیت پریشان خانه پدری، خبر از وقوع رویدادهایی‌ سهمناک و خونین می‌دهد. در «خون شد»، شهر به گورستان خاطره‌ها تبدیل شده است؛ خانه‌ی پدری دیگر مکانی برای آسایش نیست، بلکه عرصه‌ی درگیری، انزوا و جنون است. این فضا همانند ذهن شخصیت اصلی، پر از شکست، خشونت و سکوت است.

    مسعود کیمیایی خون شد

    موسیقی، دیالوگ و زبان نوآر ایرانی

    دیالوگ‌های سینمای کیمیایی اغلب کوتاه، بُرنده و شاعرانه‌اند؛ آمیخته با اصطلاحات خیابانی و ادبیاتی لمپنی که به زبان خاص آثار او بدل شده است. این زبان، چه در «قیصر» و «رضا موتوری» و چه در «حکم» و «خون شد»، هم‌زمان نوستالژیک و زخم‌خورده است. شخصیت‌ها با کلمات از خود دفاع نمی‌کنند، بلکه کلمات را چون تیغی بر صورت هم می‌کشند. موسیقی نیز در فیلم‌های کیمیایی؛ نقش مهمی در تقویت فضای نوآرگونه دارد و اغلب بر پایه تم‌های غمگین، سنتی یا جَز، در همراهی با فضاهای تاریک و ملانکولیک اند یا در صحنه‌های دراماتیک و پرتنش، حس اضطراب و شکست را تشدید می‌کند.

    به این ترتیب، سینمای نوآرگونه‌ی مسعود کیمیایی نه تقلید صرف از سینمای جنایی و نوآر آمریکایی است، و نه صرفاً تلاشی برای بومی‌سازی این ژانر. بلکه تلاشی است برای بازنمایی تجربه زیسته‌ی طبقه فرودست ایرانی در جهانی تاریک، سرد، خیانت‌بار و خشن. کیمیایی با تلفیق عناصر نوآر چون نورپردازی خشن و سایه دار، شخصیت‌های تنها و شکست‌خورده، شهر بی‌رحم و روایت‌های تراژیک، توانسته است زبان ویژه‌ای برای بیان خشم، اعتراض، شکست و استیصال خلق کند. در جهان او، راه گریز و رستگاری برای هیچ کس نیست؛ زیرا قهرمان و تبهکار، هر دو قربانی‌اند و همین سرنوشت محتوم است که سینمای کیمیایی را در قلمرو نوآر قرار می‌دهد.

    کیمیایی، در فیلم نوآر، سبکی ایده‌آل برای بیان بی‌رحمی، خشونت و فسادی که در قلب جامعه ایران نفوذ کرده یافته است.

    سینمای ایران
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیسوءاستفاده از زیبایی و پایان هنر
    مقاله بعدی واکاویِ خودِ کاذب و میلِ دیگری در «زلیگ» وودی آلن
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی
    View 1 Comment

    1 دیدگاه

    1. محمد میرشکاری on ۷ مرداد , ۱۴۰۴ ۴:۲۹ ب.ظ

      آقای پرویز جاهد از دیدگاهی کاملا نو به آثار مطرح سینمایی مسعود کیمیایی برخورد کرده است که تا کنون با این همه جر و بحث بر سر سینمای کیمیایی کاملا تازگی داشته است و خلاقانه به نظر می رسد …آن دسته از منتقدان که اطلاع کمی از فرهنگ نمایشی و سنتی ایران دارند و غالبا مقهور فرهنگ غربی هستند ، آن چنان شلاق گونه بر آثار این سینماگر مولف ایرانی تاخته اند که حد و مرزی بر آن نتوان یافت ، مگر دیدگاهی خام و مردم فریب که همواره در سطح جریان داشته است و علاوه بر دانش پائین آنان و شخصیت پر آز و کین شان ، نشانی از زنگ خطر فرو افتادگی این قبیل از منتقدان و باصطلاح روشنفکران ( که درمیانشان اساتیدی با نام و بی نام دیده می شوند ) در ورطه ابتذال و دون مایگی محض و عوام زدگی جاه طلبانه و تحقیر آمیز است

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.