فیلم «پاترپانچالی» (Pather Panchali) یک درام زندگینامهای با تمرکز بر خانوادهای روستایی است که جریان زندگی آنها متأثر از فقر، محرومیت، مرگ و ادامه حیات، به خوانشی متمایز از نئورئالیسم ایتالیا در سینمای هند میانجامد که تفاوت ماهیتی با جریان اصلی بالیوودی دارد.
ساتیا جیت رای؛ فیلمساز مؤلف و صاحبسبک هندی با تبار بنگالی، عرصۀ هنر را با گرایش به گرافیک آغاز کرد و در مسیر آموختن تحتتأثیر هنرمندان مهمی در عرصههای مختلف قرار گرفت که جهانبینی و نگاه او را به زندگی، هنر و سینما شکل دادند.
از جمله این شخصیتها میتوان به رابیندرانات تاگور، شاعر، فیلسوف و موسیقیدان اهل بنگال هند اشاره کرد که نخستین آسیایی برنده جایزه نوبل است. تحصیل در دانشگاه تاگور نقش مهمی در تکامل جهانبینی رای ایفا کرد و بر جدیتر شدن مواجهه او با هنر تأثیرگذار بود.
تماشای فیلم ایتالیایی «دزد دوچرخه» ویتوریو دسیکا (۱۹۴۸) و آشنایی با ژان رنوار، فیلمساز فرانسوی در روند ساخت فیلم «رود/ رودخانه» (۱۹۵۱) که در هند ساخته شد، دو نقطه تعیینکننده در زندگی هنری رای محسوب میشوند.
مواجههای که او را به سینمای نئورئالیستی ایتالیا علاقهمند کرد تا با شخصیسازی این سبک و ویژگی نگاه سینمایی اصیل خود، جریانی نو و منحصربهفرد را در سینمای هند پایهریزی کند که ضد جریان اصلی، سینمای عامهپسند بالیوود است و تا امروز نمونهوار و قابل استناد بماند.
به همین واسطه عنوان و ترکیب کمیاب (سینماگر مولف هندی) هنوز بعد از ۷۰ سال یادآور ساتیا جیت رای است که با ساخت بیش از ۳۰ فیلم بلند، کوتاه و مستند در بازشناسایی سینمای هند به جهانیان نقشی مهم داشته است.
رای سال ۱۹۵۵ اولین فیلم بلند سینمایی خود را با عنوان «پاترپانچالی» بر اساس فیلمنامهای از خودش ساخت. اثری اقتباسی از رمانی بنگالی به همین نام از بیبوتی بوشان باندوپادهای، نویسنده و رماننویس هندی که از سوی منتقدان جهانی مورد توجه و تحسین قرار گرفت.
این فیلم اولین بخش از سه گانه معروف ساتیا جیت رای، «سه گانه آپو» است و در ادامه آن «آپاراجیتو» (۱۹۵۶) و «دنیای آپو» (۱۹۵۹) ساخته شدند که بر محور رمان باندوپادهای زندگی کاراکتر آپو را در سه مقطع زمانی و سنین مختلف پی میگیرند.
نکته جالب اینکه ساخت «پاترپانچالی»، در زبان هندی به معنی (سرود کوره راه)، با بودجهای محدود سال ۱۹۵۰ آغاز و ۱۹۵۲ به پایان رسید، اما به دلیل شرایط تولید، محدودیت بودجه و… سه سال طول کشید تا آماده نمایش و اکران در هند و راهیابی به جشنوارههای جهانی شود.
با این حال فیلم موفق به نامزدی و دریافت جوایز متعددی از جشنوارهها و محافل معتبر جهانی شد که از آن جمله میتوان به جایزه بهترین اثر مستند انسانی از جشنواره کن اشاره کرد. همچنانکه دو فیلم بعدی این سه گانه نیز جوایز مختلفی از جشنوارههای داخلی و خارجی دریافت کردند، از جمله شیر طلایی جشنواره ونیز برای «آپاراجیتو» و نشان طلایی بهترین فیلم هندی از جوایز فیلم ملی برای «دنیای آپو».
«پاترپانچالی» روایتی است از زندگی خانوادهای چهار نفره شامل پدر، هاری هار رای، مادر؛ ساربو جایا رای، خواهر؛ دورگا و برادر؛ آپو که با فقر و بدبیاریهای مداوم در روستایی دورافتاده حوالی بنگال زندگی سختی دارند.
شرایط زندگی بهواسطۀ سودای نویسندگی پدر و سفرهای مداوم و بیحاصل او که بهرهای برای خانواده به همراه ندارد و سختگیریهای مادری که چارهای جز بر دوش کشیدن همه بار زندگی ندارد (و تازه باید حضور عمهخانم پیر را در کنار تربیت دو کودک بازیگوش و گرسنه اداره کند)، ترجمان سختی مضاعف به زبان تصویر و با کمترین اغراق و احساسات زدگی است.
در این روند که برگرفته از ریتم کند زندگی ساکن خانواده در روستایی حاشیهای بر بستر فقر و محرومیت است، فیلمساز از لوکیشن خانه کارکردی دوسویه در جهت واقعگرایی و تمثیل گونگی گرفته که برآمده از نگاه متعادل او به نئورئالیسم و شخصیسازی این سبک از فیلتر جهان بینی خود است.
نگاهی که بدون غلتیدن به ورطۀ ملودرام سطحی و سادهانگارانه رایج فیلم هندی و نئورئالیسم محض ایتالیایی، بر مرز این دو، حرکتی لغزان در جهت بازنمایی تصویری تازه و شناسنامهدار از درام روزمره زندگی یک خانواده دارد. خانوادهای که در آیینه این خانه روستایی، در آستانۀ فروپاشی و تخریب تدریجی و کوچ ناگزیر است.
در عین حال با اینکه فیلم بر محور قصهای تلخ و محرومیتزده حرکت میکند، فیلمساز با تکیه بر میزانسن و دکوپاژ؛ فراتر از تراژدی مرگ و فقر و تلخکامیهای زیر پوست موقعیت، به روح زندگی و جریان حیات با ظرافتی شاعرانه بها میدهد تا جهان بینی خود را در قاب رئالیسم و تمثیل نهادینه کند.
نمونۀ قابل تأمل این رویکرد، سکانس بازیگوشی دورگا و آپو به موازات ریل راه آهن برای تماشای حرکت قطار است که خواهر و برادر بهواسطۀ یک اتفاق ساده از هم دور میافتند. دورگا به زمین افتاده و جا میماند، درحالیکه آپو به کنار ریل میرسد و عبور قطار را تماشا میکند.
اتفاقی به ظاهر ساده و برآمده از واقعیت که با نگاهی عمیقتر میتواند به منزلۀ هشداری برای سرنوشت آتی خواهر و متوقف شدن حرکت قطار زندگیاش تلقی شود. رویکردی ظریف به بازنمایی تمثیلگون سرنوشت در دل حوادث طبیعی و واقعی زندگی که بدون اغراق و درشتنمایی به این اثر غنا بخشیده است.
همچنانکه فیلمساز مواجهه با مسئلهای عام و بحرانساز همچون فقر را نیز بدون پیشداوری در معرض مواجهه هر یک از افراد خانواده قرار داده تا به این شیوه هم مفهوم فقر را بسط دهد هم رویکرد کلیشهای به آن را احیا کند تا در تلاقی با جهانبینی شخصیتها تعمیق یابد.
پدر، مادر، خواهر-برادر و حتی عمهخانم پیر بهواسطۀ سن، جنس و موقعیت و نگاه، رویکردهای متفاوتی در مواجهه با فقر دارند که در کنار هم جهانبینی وسیع فیلمساز را بازنمایی میکنند. فیلمسازی که در این روند تمرکز را فراتر از تراژدی حیات، متمرکز بر جریان حیات بر بستر تولد، مرگ، بازیابی و شروع دوباره بنا کرده که برآمده از همان فلسفه تعمیق یافته او به زندگی است.
به همین واسطه است که ماندگاری و اثرگذاری «پاترپانچالی» بهعنوان اثری متفاوت با خیل فیلمهای ساخته شده در سینمای عامهپسند هند، بدون تکیه بر مؤلفههای رایج این سینما، در ذهن مخاطب باقی میماند بدون آنکه در طول ۷۰ سال غباری بر این تجربه کمیاب نشسته باشد.
مطالب پیشین:


