Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نقد فیلم سینما پیشنهاد سردبیر

    سینمای اکسپرسیونیستی و افشاگریِ جنون در «کابینِ دکتر کالیگاری» روبرت وینه

    مهرداد پارسامهرداد پارسا۲۳ مرداد , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    کابین دکتر کالیگاری
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    وقتی تاریخ به ‌مثابه‌ی ترومایی تحمل‌ناپذیر ظاهر می‌شود، روان برای صیانت از خود به درون پناه می‌برد و منطق جهان را از منظر درونیِ خویش بازنویسی می‌کند. این بینشِ بنیادینِ زیگفرید کراکائر در تحلیل روان‌شناختیِ جمهوری وایمار است که به عقب‌نشینی یک ملت از واقعیت خشونت‌بار به جانبِ «قلمرو روح» اشاره دارد. به باور او، اکسپرسیونیسم آلمان بیش از آن‌که یک سبک هنری باشد، صورت‌بندی زیبایی‌شناختیِ همین عقب‌نشینی است و هنری را نمایندگی می‌کند که به جای واقعیت بیرونی، مسیر پناهگاهِ امنِ روان را در پیش می‌گیرد. در عین حال، اکسپرسیونیسم تنها مواجهه‌ای واکنشی و منفعلانه با بحرانی تاریخی نیست و می‌توان آن را شیوه‌ای از «ادراک جهان» دانست که می‌خواهد در برابر تقلیل‌گرایی رئالیسم، پوزیتیویسم و البته «ماتریالیسم قرن نوزدهمی» بار دیگر به جنبه‌های غیرمادی و «معنوی» جهان و سوژه بازگردد (رابینسون، ۲۰۱۳، ۴۱). اما هرچه باشد، وجه مشترک هنرمندان این جریان این بود که توانستند اضطراب‌ها، کابوس‌ها، و بحران‌های روانیِ سوژه‌ی مدرن را به مرکز توجه آورند و از بی‌معنایی و جنون، ازخودبیگانگی و «قلمرو تاریکِ» ذهن سخن بگویند. در این میان، سینما به واسطه‌ی فرم بصری و دوربینی که همانند یک چشمِ کاوشگرِ سوبژکتیو عمل می‌کرد، رسانه‌ی ویژه‌ای به شمار می‌آمد. سینمای اکسپرسیونیستیِ دهه‌ی بیست نه تنها با مضامینی مانند امر ناخودآگاه، رویاها و کابوس‌ها، توهم و روان‌پریشی و غیره سروکار داشت، بلکه حتی می‌توانست به واسطه‌ی نورپردازی‌های کیاروسکورو، پرسپکتیوهای شکسته، تصاویر اعوجاج‌یافته، زوایای تند دکور و فضاهای اغراق‌آمیز (و صدالبته فضای صامتی که با سکوتِ رویا انطباق داشت) مستقیماً به ما‌به‌ازایِ بصری و فرمالِ فضای ناخودآگاه بدل شود. از این رو، فیلم‌های اکسپرسیونیستی علاوه بر شباهت مضمونی‌شان به درون‌مایه‌های روان‌کاوانه، فی‌ نفسه «صحنه‌ای روان‌کاوانه» را رقم می‌زدند. آن‌ها صرفاً تصویرگرِ مضامین آن نبودند، بلکه عملاً فضای غریبِ ناخودآگاه را به روی پرده می‌بردند. 

    در میان آثار سینمای اکسپرسیونیستی، «کابین دکتر کالیگاری» (The Cabinet of Dr. Caligari) (۱۹۲۰) نمونه‌ی سرشت‌نمایی از این قابلیت را به تصویر می‌کشد (واژه‌ی «کابینت» در عنوانِ فیلم بیش از آن‌که به «مطبِ» دکتر اشاره داشته باشد، به محفظه‌ی نگهداریِ خوابگرد دلالت دارد). فیلم با روایت فرانسیس آغاز می‌شود که می‌خواهد داستان هولناکی را درباره‌ی مجموعه‌ای از قتل‌ها بازگو کند، و روایت او در قالب تکنیکِ «داستان قاب» (داستان در داستان) بخش اصلیِ فیلم را تشکیل می‌دهد. او ماجرای مردی به نام کالیگاری را روایت می‌کند که به کمک خوابگردی به نام چزاره، به سبک عارفی ایتالیایی (به نام کالیگاری)، مرتکب چندین قتل می‌شود و دوستِ فرانسیس، آلن، را نیز می‌کُشد. روایت فرانسیس جایی تمام می‌شود که کالیگاری که اکنون هویت‌اش فاش شده، دستگیر می‌شود و در اتاقکی شبیه به سلول مانند یک دیوانه زندانی می‌شود و دیگر هرگز از آن‌جا بیرون نمی‌آید. با این همه، وقتی در پایان فیلم، به زمان حال بازمی‌گردیم و فرانسیس را می‌بینیم که به همراهِ مردِ شنونده به همان تیمارستانِ داستان‌اش می‌رود، همه چیز تغییر می‌کند و به ناگهان درمی‌یابیم که تا به این‌جا به نظاره‌ی داستانِ مردِ دیوانه‌ای نشسته بودیم که خودش یکی از بیمارانِ تیمارستان بوده است. در حیاط تیمارستان، مردی را می‌بینیم که فرانسیس در داستان خود نقش چزاره را به وی داده بود و دخترِ دیوانه‌ای را می‌بینیم که در روایت، نامزد فرانسیس معرفی شده بود و درنهایت می‌فهمیم که کالیگاریِ داستانِ فرانسیس به واقع مدیر تیمارستان است. فیلم با جملات مدیر تیمارستان تمام می‌شود که می‌گوید، «حالا فهمیدم که هذیان و توهم فرانسیس چیست. او فکر می‌کند من همان کالیگاریِ عارف‌ام. حالا می‌دانم چطور درمانش کنم».

    چنین حدی از خلاقیت داستانی-روایی با ظرافت‌های روان‌کاوانه برای فیلمی در سال ۱۹۲۰ به‌ کفایت شگفتی‌آور‌ به نظر می‌رسد. بیننده در انتها درمی‌یابد که بخش زیادی از فیلم، نه داستانِ یک راویِ مطمئن، بلکه توهمات هذیانیِ بیماری روانی بوده است. اما جنبه‌های دیگری نیز وجود دارد. اولاً، فرانسیس عناصرِ داستانِ هذیانی‌اش را به تمامی از خودش نمی‌سازد، و بخشی از آن‌ها را (تا جایی که در فیلم و در سکانس‌های پایانی از محوطه‌ی تیمارستان نشان داده می‌شود) از فضای واقعیِ تیمارستان می‌گیرد. این امر تا حدی یادآور این بینش فروید است که رویاها بر اساس باقیمانده‌های روز و خاطرات و عناصر واقعی در سراسر زندگی فرد ساخته می‌شوند: «رویاها می‌توانند مواد خود را از هر بخشی از زندگی رویابین انتخاب کنند، تنها به این شرط که رشته‌ا‌ی از افکار تجربیاتِ روز رویا (انطباعات «اخیر») را به تجربیات قدیمی‌تر پیوند دهد» (فروید، ۱۹۰۰، ۱۶۹). اما نکته‌ی مهم‌تر آن‌که روایت فرانسیس یک داستانِ هذیانیِ بی‌معنا نیست، بلکه بر اساس مکانیسم‌های روانی و سازوکارهای جبرانیِ ناخودآگاه در رویا ساخته شده است. درست است که فیلم رویای فرانسیس را به تصویر نمی‌کشد و بیننده تنها با داستانِ او همراه می‌شود، اما مسئله این است که در «فردِ دیوانه» کارکرد عقلانی و سرکوبگرِ خودآگاه تا حد زیادی کنار می‌رود و در بیداری، عناصر ناخودآگاه در یک داستان نیز امکان بروز می‌یابند (در واقع، بیش از آن‌چه فروید در قالب لغزش‌های زبانی یا کنش‌پریشی‌ها در یک فرد عادی فرض می‌گیرد، و بیشتر به معنای هنرمندی که از دلِ جنون‌اش دست به خلق می‌زند). از این رو، داستانِ فرد دیوانه در بیداری به رویای فرد سالم شباهت می‌یابد. با این فرض، فرانسیس (احتمالاً) ماجرای کالیگاریِ واقعی را شنیده بود و اکنون ترس و نفرت‌اش از مدیر آسایشگاه در نتیجه‌ی سختگیری‌های احتمالی‌اش موجب شده که او را با شمایلی مخوف در روایت‌اش منعکس کند و نقشی منفی به او بدهد. او مردی ساکت، منزوی و خوابزده را می‌بیند و به او نقش چزاره‌ی خوابگرد را می‌دهد. اما علاوه بر این جنبه‌ها که بروزات احساسات منفی فرانسیس نسبت به این دو هستند، در داستان او بروز مثبتِ امیال نیز دیده می‌شود (به همان معنا که فروید می‌گوید، رویاها تحقق آرزوها و امیال سرکوب‌شده یا ناکام‌اند). او در تیمارستان دختری را می‌شناسد که همواره در آرزوی وصلت با او بوده و اکنون مکانیسم‌های جبرانیِ ناخودآگاهِ داستان‌اش این زن را در قالب جین به نامزدیِ او درمی‌آورند. یا حتی مهم‌تر، او شخصیت ظاهراً ترسو و ضعیف‌اش به ‌ویژه در برابر مدیر را در داستان به شخصیتی قدرتمند، زیرک و حتی به قهرمانی بدل می‌کند که همه چیز را در کنترل خویش دارد، به پلیس‌ها کمک کرده و عاقبت می‌تواند رازِ کالیگاری را فاش کند. بنابراین، روشن است که اگر رویا تحقق آرزوهای سرکوب‌شده است، داستان فرانسیس نیز سازوکار مشابهی را به تصویر می‌کشد (از این جهت، فیلم وینه را می‌توان پیشگام ایده‌ی تحقق آرزو در رویا در فیلم «جاده‌ی مالهالند»، و ایده‌ی فانتزی ناخودآگاه در بیداری یا روایت در فیلم «بزرگراه گمشده» به حساب آورد). بنابراین، داستان فرانسیس نه داستانِ یک راویِ نامطمئن، بلکه جلوه‌هایی از واقعیت ناخودآگاه است.  

    با این همه، نکته‌ای وجود دارد که مسئله را پیچیده‌تر می‌کند. در فضای محوطه‌ی تیمارستان در سکانس‌های واقعیِ پایانی، گرچه دختر و خوابگرد و مدیر تیمارستان حضور دارند، اما آلن دیده نمی‌شود و در حقیقت هیچ اشاره‌ای در فیلم نیست که دریابیم فرانسیس در روایتِ‌ خود، آلن را چگونه و به چه دلیل خلق یا بازنویسی کرده است (آن هم وقتی در داستان، دوستیِ عمیقی با او دارد و وی را حتی رقیب عشقی‌اش تلقی نمی‌کند، و می‌گوید هر اتفاقی که بیافتد دوستی‌مان برقرار است). با این فرض که روایت فرانسیس توهماتِ صرفِ یک راویِ دیوانه نیست و درنتیجه حضورِ آلن در داستان و غیابِ او در واقعیت باید دلیلی داشته باشد، می‌توانیم چند حدسِ کاربردی را درباره‌اش مطرح کنیم. از طرفی، می‌توانیم فرض کنیم که آلن دوستی از ایام گذشته یا حتی برادری بوده که فرانسیس به طریقی (قطع ارتباط یا مرگ یا قتلی که فرانسیس مرتکب شده و به خاطرش به جنون دچار شده، اما در روایتِ‌ خود آن را انکار می‌کند) او را از دست داده و اکنون حضورش در داستانِ او بازیابیِ آن صمیمیتِ از دست رفته است. از طرف دیگر، شاید بتوانیم بگوییم که آلن دوست فرانسیس در همین تیمارستان بوده که به دلیلی (از جمله سهل‌انگاری کادر درمان یا روش‌های نامناسب درمانی در تجویز دارو و غیره) مرده، و اکنون در روایت هذیانی فرانسیس، قربانی کالیگاری و خوابگردش معرفی شده است (اگر فرض کنیم که آلن به دلایل فوق مرده، در این صورت معنادار است که در روایت هذیانیِ فرانسیس، خودِ کالیگاری مستقیماً او را نمی‌کشد، بلکه خوابگردش [یعنی زیردستان، پرستاران یا ساختار درمانی‌ای که تحت نظارت و انقیادِ کالیگاری هستند] مرتکب این جنایت می‌شود). از این منظر، شدت سوگِ فرانسیس می‌تواند این فرض را تقویت کند که مرگی «واقعی» اتفاق افتاده، و به‌ علاوه جمله‌ی پایانی مدیر که می‌گوید، «حالا می‌دانم چطور درمانش کنم» و نمای نزدیکی از صورت شرور او، شاید این تصور را ایجاد کند که او نه به دنبالِ درمان فرانسیس، بلکه به دنبال ساکت کردنِ او به عنوان شاهدِ یک قتل است. اما در مرتبه‌ی سوم، می‌توانیم فرض کنیم که آلن هیچ‌گاه وجود خارجی نداشته و تنها جنبه‌ی دیگری از خودِ فرانسیس را نمایندگی می‌کند. در واقع، او جنبه‌ی سالم و خوبِ فرانسیس و یا حتی «روح انسانی» او است که گویی در گذشته و پیش از دچار شدن به جنون وجود داشته، اما اکنون تنها درقالب شخصیتی منزوی، مضطرب و در آستانه‌ی فروپاشی در جهانِ واقعی وجود دارد. بنابراین، حضورِ آلن در داستانِ فرانسیس از این منظر در حکم نوعی سوگواری برای بُعدی از خود است که به دستان مدیرِ نهاد تیمارستان قربانی شده، و این مسئله هراس بیمارگونه‌ی فرانسیس از مدیر/کالیگاری را توجیه می‌کند. درنهایت، سکانس پایانیِ زندانی‌ شدنِ فرانسیس در سلول (جایی‌ که کمی قبل در سکانسی مشابه در روایتِ او، خودِ کالیگاری در آن حبس شده بود)، در حکم تأیید نهاییِ مرگ آلن و انقیاد فرانسیس است، و جمله‌ی مدیر درمورد درمان او نشان می‌دهد که حتی خاطره‌ی آلن نیز بناست محو شود.

    این حدس و گمان‌ها که مانند روایت خودِ فرانسیس کمی هذیانی به نظر می‌رسند، بیش از آن‌که بخواهند خود را به عنوان شرحی قطعی به فیلم الصاق کنند، مبنایی روش‌شناختی‌اند برای پرداختن به ایده‌ای که به‌ هر روی در فیلم دیده می‌شود. اصرار فرانسیس به یکی بودنِ کالیگاری و مدیر تیمارستان، سرکوب جنون و به بند کشیدن او و تأکید اکسپرسیونیستی فیلم بر اصالتِ فضای درونیِ ذهن، همگی نشان می‌دهند که فیلم نقد تندوتیزی را علیه نهاد روان‌پزشکی و قدرت مطلقِ ساختار درمانی مطرح می‌کند و از این جهت می‌تواند اندیشه‌های فوکو درباره‌ی تاریخ جنون را به ذهن‌ بیاورد. روان‌پزشکی و تیمارستان بخشی از ساختار مدرنِ انضباطی‌اند و زیست آزاد و خلاقانه را سرکوب می‌کنند، سوژه را به ابژه‌ای برای نظارت بدل می‌سازند و زبان منحصر به فردش را از او سلب ‌می‌کنند. فیگور قدرتمند و سرکوبگرِ مدیر در پایان فیلم، با لحن تهدیدآمیز و شباهت‌اش به پدری سادیست و سختگیر اجازه‌ی هیچ انحرافی از نرم‌های اجتماعی و روانی را نمی‌دهد، و در نتیجه هر روایتِ آزادی سرکوب می‌شود. در واقع، در پایان فیلم این روایت فرانسیس نیست که بی‌اعتبار می‌شود، و تردیدی که در نمای آخر در مورد بدطینتی کالیگاری در بیننده ایجاد می‌شود کافی است تا او به افشاگری‌های جنونِ راوی اعتماد کند. رونالد دیوید لینگ، روان‌پزشک اسکاتلندی که با رویکردی انتقادی‌ عضوی از جنبش ضدروان‌پزشکی به‌ حساب می‌آید، در کتابِ «خودِ ازهم‌گسیخته» (۱۹۶۰)، رویکرد آسیب‌شناختی و روان‌پزشکی به جنون را تعدیل کرده و از آسیب‌های خودِ این رویکرد بحث می‌کند: «روان‌پزشکی به ‌سادگی می‌تواند به فنونی برای شست‌وشوی مغزی، برای القای رفتاری سازگارشده از طریق شکنجه‌ای (ترجیحاً) غیرآسیب‌زننده بدل شود… وضعیت عادی و سازگارِ ما اغلب چیزی نیست جز چشم‌پوشی از شور و وجد، و خیانت به قابلیت‌های حقیقی‌مان؛ اکثر ما در کسب یک خودِ کاذب برای سازگاری با واقعیت‌های کاذب، بیش از حد موفق بوده‌ایم» (لینگ، ۱۹۹۰، ۱۲). زبان روان‌پزشکی، روان‌پریشی را نوعی «شکست اجتماعی یا زیستی در سازگاری» می‌داند که نسبتی با واقعیت ندارد و فاقد بصیرت است. این «زبانِ تحقیرآمیز» و غیراخلاقی درواقع «تلاشی است برای اجتناب از تفکر درقالب مفاهیمی مانند آزادی، انتخاب و مسئولیت» و بر «شیوه‌ای معیار و معین از انسان بودن» تأکید دارد (همان، ۲۷). بنابراین، فیلم ساختاری را به تصویر می‌کشد که جنون یا تفاوت را سرکوب می‌کند و برای انکار افشاگری‌های آن (چه درمورد سرکوبگری نهاد خودش و چه درمورد شکاف‌های تصویرِ به ظاهر منسجی که از سوژه ترویج می‌کند)، شکل واحدی از انسان بودن را به عنوان الگو تحمیل می‌کند.

    این برداشت تا حدی مشابه ایده‌ای است که زیگفرید کراکائر در سطح سیاسی، در کتاب «از کالیگاری تا هیتلر» (۱۹۴۷) مطرح می‌کند. به گمان او، سینمای اکسپرسیونیستیِ جمهوری وایمار و مشخصاً «کابین دکتر کالیگاری» بازتابی از ناخودآگاه جمعیِ ملت آلمان است. شخصیت کالیگاری در فیلم نماد انسان مستبدی است که توده‌های بی‌اراده («چزاره‌»ی خوابگرد) را به‌ خدمت می‌گیرد تا طمع قدرت را سیراب کند. کالیگاری «نماینده‌ی اقتدار نامحدودی است که قدرت را به خاطر خودِ قدرت می‌پرستد و برای ارضای شهوت سلطه‌جویی‌اش، بی‌رحمانه همه‌ی حقوق و ارزش‌های انسانی را زیر پا می‌گذارد. چزاره که تنها مانند یک ابزار عمل می‌کند، چندان یک قاتل گناهکار نیست، بلکه بیشتر قربانیِ بی‌گناهِ کالیگاری به حساب می‌آید» (کراکائر، ۱۹۶۶، ۶۵). چزاره نماد فردی عادی است که تحت الزامات حکومت و خدمت اجباریِ نظامی، چاره‌ای ندارد جز آن‌که آموزش ببیند و دیگران را به قتل برساند و خود نیز عاقبت کشته شود. کراکائر فیلم را اثری می‌داند که به ظرافت ظهور هیتلر را پیشگویی می‌کند، زیرا کالیگاری «با استفاده از قدرت هیپنوتیزم، اراده‌اش را تحمیل می‌کند» و دست به شست‌ و‌ شوی مغزی و دستکاری روح می‌زند؛ و این همان کاری است که «هیتلر اولین کسی بود که در مقیاسی عظیم به آن مبادرت ورزید» (همان، ۷۳). از سوی دیگر، فرانسیس نیز تا حدی نماینده‌ی فردی شورشی علیه این استبداد به حساب می‌آید.

    استفاده از قیدِ «تا حدی» بی‌دلیل نیست. کراکائر وجه انقلابیِ داستانِ اصلیِ نویسندگان (هانس یانوویتس و کارل مایر) را می‌ستاید، اما گمان می‌کند روبرت وینه بنا به ضرورت سینمایی تغییراتی در آن داده و از قدرتِ آن کاسته است. فرانسیس می‌توانست تجسم تمام عیارِ فردی شورشی دربرابر استبداد کالیگاری باشد، اما تکنیک داستان قاب و بخش پایانیِ فیلم، نشان می‌دهند که او دیوانه‌ای در تیمارستان است و بنابراین گویی فیلم با کالیگاری همسو می‌شود. داستان اصلی که از قضا با حسِ خوفناک آثار هوفمان نوشته شده بود «جنون ذاتی نهفته در قدرت را افشا می‌کرد»، اما کالیگاریِ وینه «قدرت را تمجید می‌کند و مخالف آن را به جنون محکوم می‌کند». این باعث می‌شود روح انقلابی فیلم خنثی شود، و شورش علیه قدرت عملی جنون‌آمیز به نظر برسد، و در نهایت این به کناره‌گیری روح آلمانی از مسئولیت سیاسی و پناه بردن به رهبری مستبد (هیتلر) دامن می‌زند. به این دلیل، «یک فیلم انقلابی به فیلمی محافظه‌کارانه» (همان، ۶۶-۶۷) بدل می‌شود.

    با این همه، می‌توان به نکاتی اشاره کرد که رویکرد انتقادی کراکائر را تعدیل می‌کنند و نشان می‌دهند که وینه از قضا دلالت‌های فیلم را از یک مانیفست سیاسی صرف (و به این دلیل، محدود به زمان) فراتر می‌برد و لایه‌های عمیق‌تری را در سطح روان‌کاوانه کاوش می‌کند. از طرفی، فضای مضمونی سینمای اکسپرسیونیستی با تأکیدش بر جنبه‌های ناخودآگاه، توهمات، اشباح و کابوس‌ها از حیث ساختاری نمی‌تواند خود را به سمبولیسم سیاسی تقلیل دهد و در نتیجه باید در بافتِ خودش تفسیر شود. در عین حال، این توجه به جنبه‌های روانی در باقی آثار وینه نیز به چشم می‌خورند و این نشان می‌دهد که او با رویکرد کلی‌تری به جهان (و نه فقط نقد سیاسی) سروکار دارد. از طرف دیگر، دلالت‌های پنهانِ داستان هذیانیِ فرانسیس نشان می‌دهند که اگر فیلم اساساً به حقیقتی اشاره داشته باشد، این حقیقت بیش از آن‌که نزد کالیگاری باشد، در همان داستان هذیانی پیدا می‌شود. داستان او هم از سازوکارهای ذهن خودِ او از منظر حسرت‌های ملتی در خسران (در نتیجه‌ی تجربیات آشوبناک و بحران‌های آن مقطع تاریخی) یا انسان مدرن پرده برمی‌دارد و هم دست نیروهای سرکوب را رو می‌کند. جنون، زبانِ حقیقتِ سرکوب‌شده‌ی روان و جامعه است، و حقیقت نه با عقل، بلکه با جنون افشا می‌شود. همین توان افشاگری جنون است که فروید بر آن تأکید می‌کند و فوکو و لینگ آن را به منزله‌ی تکانه‌هایی برای عقلانیت خشک و انتزاعی می‌ستایند. «تمدن ما نه تنها غرایز و جنسیت، بلکه هر شکلی از تعالی و فراروی را نیز سرکوب می‌کند. در میان انسان‌های تک‌ساحتی، جای شگفتی نیست اگر کسی که تجربه‌ای مصرانه از ابعاد دیگر دارد… در معرض این خطر باشد که یا توسط دیگران نابود شود، یا به آن‌چه می‌داند خیانت کند» (لینگ، ۱۹۹۰، ۱۱). بنابراین، چهره‌ی شک‌برانگیز کالیگاری و جمله‌ی پایانی او، به بیننده یادآوری می‌کنند که آن‌چه درمان خطاب می‌شود، دستاویزی برای سرکوب جهان درونیِ انسانی است که دیوانه و آزاد زاده شده، اما همه ‌جا در بندِ عقل و خرد است.


    منابع

    _ Freud, Sigmund. “The Interpretation of Dreams.” The Standard Edition of the Complete Psychological Works of Sigmund Freud, Volume IV (1900), translated and edited by James Strachey, Hogarth Press, 1971.

    _ Kracauer, Siegfried. From Caligari to Hitler: A Psychological History of the German Film. Princeton University Press. 1966.

    _ Laing, R.D. An Existential Study in Sanity and Madness. Penguin Books. 1990.

    _ Robinson, David. Das Cabinet des Dr. Caligari. Palgrave McMillan. 2013.

    سینمای کلاسیک
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیبازخوانی یک شاهکار ادبی | رمان «مرگ در آند» نوشته‌ی ماریو بارگاس یوسا
    مقاله بعدی گرتا گرویگ در نقاب آری آستر | یادداشتی بر فیلم ادینگتون به کارگردانی آری آستر
    مهرداد پارسا

    مطالب مرتبط

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.