گراهام گرین، بازیگر بومی آمریکایی اهل کانادا که دوران طولانی فعالیت سینماییاش با نامزدی اسکار برای نقشآفرینی در قالب یک طبیب قوم لاکوتا در فیلم برنده اسکار کوین کاستنر در سال ۱۹۹۰، رقصنده با گرگها، شناخته میشد، روز دوشنبه در شهر استراتفوردِ انتاریو درگذشت. او ۷۳ سال داشت. خبر درگذشت او را جری جردن، مدیر برنامههایش در کانادا تأیید کرد. آقای جردن علت مرگ یا محل دقیق درگذشت او در استراتفورد را اعلام نکرد. در طول نزدیک به نیم قرن فعالیت هنری، گرین در حدود ۲۰۰ فیلم و مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرد.
گراهام گرین در فیلم وسترن کمدی ماوریک (۱۹۹۴) که بر اساس یک مجموعه تلویزیونی دهه ۱۹۵۰ ساخته شد و مل گیبسون در آن نقش یک قمارباز کلاهبردار را بازی میکرد، طنزی ظریف به نقش خود بهعنوان جوزف، دستیار شخصیت اصلی، بخشید؛ «یک سرخپوست زیرک که وانمود میکند همان تیپ سادهدلِ من-نیازمند-مهره هستم»، چنانکه کری جیمز، منتقد نیویورک تایمز، در نقد خود نوشته بود. او در فیلم جانسخت: با انتقام (۱۹۹۵)، سومین قسمت از مجموعه «جانسخت» با بازی بروس ویلیس، نقش کارآگاهی از پلیس نیویورک را ایفا کرد و سپس در فیلم نامزد اسکار مسیر سبز (۱۹۹۹) با بازی در نقش آرلن بیتر باک، زندانی بومی محکوم به صندلی الکتریکی، اجرایی تکاندهنده از خود به نمایش گذاشت. گرین همچنین در پنج قسمت از مجموعه تلویزیونی نورثرن اکسپوژر (۱۹۹۲–۱۹۹۳) ظاهر شد.
با وجود آنکه او یکی از شناختهشدهترین بازیگران بومی در هالیوود شد، همواره در برابر قالببندی قومی مقاومت میکرد. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۸ با مجله Reader’s Digest کانادا گفته بود: «من نقش پیرمرد یهودی، مأمور پلیس نیویورک و سرباز فرانسوی را بازی کردهام. من طرفدار انتخاب بازیگر متنوع هستم. از آن عبارت “گراهام گرین، بازیگر بومی” بیزارم. هیچکس نمیگوید “دنزل واشینگتن، بازیگر سیاهپوست” یا “کوین کاستنر، بازیگر سفیدپوست”.»
گراهام گرین با وجود آنکه در کانادا به دنیا آمد و بزرگ شد، خود را «بازیگر کانادایی» هم نمیدانست. او که زادهی اتحادیه «سیکس نیشنز» (Six Nations) کنفدراسیونی با زبان ایروکویی بود، خود را صرفاً «آمریکایی شمالی» مینامید. او در یک مصاحبه تلویزیونی در سال ۱۹۹۰ گفته بود: «ما خط مرزی موازی ۴۹ درجه را بهعنوان مرز به رسمیت نمیشناسیم.» گرین کمحرف و آرام بود و ادعایی برای پیشگام بودن در زمینه مسائل نژادی نداشت. با این حال، او در فیلم رقصنده با گرگها (۱۹۹۰) وقار و متانتی خاص به نقش خود بخشید؛ فیلمی که در تقابل با سنت «کابویها و سرخپوستها»ی هالیوود ساخته شده بود.
این فیلم که بر اساس رمان سال ۱۹۸۸ نوشتهی مایکل بلیک ساخته شد، داستان یک افسر اتحادیه، جان دانبار (با بازی کوین کاستنر) را روایت میکند که پس از تقدیر از شجاعتش در جنگ داخلی آمریکا، به یک پاسگاه دورافتاده در دشتهای وسیع ــ که امروز بخشی از داکوتای جنوبی است ــ منتقل میشود. او به تدریج اعتماد جامعه لاکوتا سویی را به دست میآورد، بهویژه «کیکینگ برد» (با بازی گرین)، و به آنان کمک میکند تا در برابر نیروی دشمن پاونی و همچنین سربازان سفیدپوست از خود دفاع کنند. این فیلم یک بلاکباستر موفق بود و هفت جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی (برای کاستنر در نخستین تجربه کارگردانیاش) را به دست آورد. فیلم همچنین با صحنههای فراوانی که به زبان لاکوتا و با زیرنویس ساخته شد، اثری پیشگام به شمار میرفت.
گرین در مصاحبهای در سال ۲۰۱۴ با مجری کانادایی، جورج استرومبولُپولوس، گفته بود که برای او، بهعنوان بازیگری از پیشینه بومی متفاوت، این چالش بزرگی بود: «یادگیری زبان سه ماه طول کشید. روزی هشت ساعت روی آن کار میکردم.»
او همچنین مجبور بود سوارکاری بدون زین را بیاموزد؛ آن هم در حالیکه باید در تاخت تند تیراندازی میکرد، که چالشی بزرگ بود. وقتی در مصاحبهای دیگر از او پرسیدند آیا تجربهای در سوارکاری داشته است، پاسخ داد: «فقط در اتوبوسها.» گرین با غلبه بر این دشواریها توانست به دومین فرد بومی آمریکای شمالی تبدیل شود که نامزدی اسکار را به دست میآورد. نخستین نفر چیف دن جورج، او هم اهل کانادا بود، که برای بازی در فیلم لیتل بیگ من (1970) نامزد اسکار شد؛ فیلمی که همچون رقصنده با گرگها، تلاشی برجسته برای شکستن کلیشههای نژادپرستانه وسترنهای هالیوودی بود.
با این همه، گرین چندان غرق در این موفقیت به نظر نمیرسید. او در مصاحبهای در سال ۱۹۹۱ با روزنامه تورنتو استار درباره این افتخار گفت: «همه بیش از من هیجانزدهاند. برای من چیز خاصی نیست. مثل این است که کسی بعد از شب اول اجرا به تو بگوید خوب بودی. اما باز هم باید صبح روز بعد از خواب بلند شوی، سر کار بروی ــ و بهتر باشی.»
گراهام گرین در ۲۲ ژوئن ۱۹۵۲ در اوشویکن، جامعهای واقع در منطقه حفاظتشده سیکس نیشنز در جنوبغربی انتاریو، به دنیا آمد. او فرزند جان گرین، امدادگر و کارمند بخش تعمیر و نگهداری، و لیلیان گرین بود. در جوانی در شهر همیلتونِ انتاریو ساکن شد و مدتی بهعنوان جوشکار، مهندس صدا، نجار ــ و به گفته خودش «هر کاری برای گذران زندگی» ــ مشغول بود. او نخستین تجربه بازیگریاش را زمانی به دست آورد که یکی از دوستانش به دنبال بازیگران بومی برای کارگاهی نمایشی از یک فیلمنامه بود. گرین در گفتوگویی با تورنتو استار در سال ۱۹۸۹ گفت که در ابتدا هیچ علاقهای به این کار نداشت، اما دوستش مدام اصرار میکرد. «در نهایت گفتم: ببین، ورق میکشیم. اگر من ببرم، دیگر مزاحمم نمیشوی. اگر تو ببری، من در کارگاه شرکت میکنم. و خب… دو خاج از آب درآمد.»
گراهام گرین تجربهی بازیگری خود را در «مرکز تئاتر بومیان» در تورنتو آغاز کرد و خیلی زود در نمایشهای صحنهای در کانادا و بریتانیا به اجرا پرداخت. او در سال ۱۹۸۹ برای نقشآفرینی در تراژدی-کمدی «Dry Lips Oughta Move to Kapuskasing» نوشتهی نمایشنامهنویس برجسته ملتهای نخست، تامسون هایوی، جایزهی «دورا میور مور» را از سوی «اتحادیه هنرهای نمایشی تورنتو» دریافت کرد. تا آن زمان، گرین نخستین حضور تلویزیونیاش را نیز تجربه کرده بود؛ در سال ۱۹۷۹ در یکی از قسمتهای مجموعه درام تاریخی کانادایی کارآگاه بزرگ. نخستین نقش سینماییاش هم در فیلم دوندۀ شجاع (۱۹۸۳) بود؛ اثری درباره قهرمان دوهای استقامت، بیلی میلز، ورزشکار بومی آمریکایی.
با وجود تثبیت جایگاهش در هالیوود، او همچنان با قالببندیهای قومی روبهرو میشد. در یک مصاحبهی ویدیویی در سال گذشته، به یاد آورد که برای تست بازی در فیلم مدار سرخ (۱۹۹۵)، تریلر زیردریایی با بازی جین هکمن و دنزل واشینگتن، حاضر شد، اما کارگردان فیلم، تونی اسکات، به او گفته بود: «واقعاً نمیتوانم تصور کنم یک بومی آمریکایی در زیردریایی کار کند.» گرین پاسخ داده بود: «خب، اگر میتوانستی، من میگذاشتم این را به چهار عموی مرحومم بگویی که در اقیانوس آرام و روی زیردریاییها کشته شدند. بابت سفر به نیویورک ممنون. حالا هم میروم ساردی برای ناهار.»
گرین در سالهای پایانی عمرش همچنان فعال باقی ماند. او در دو قسمت از مجموعه فیلمهای خونآشامی حماسه گرگومیش نقش رئیس یک قبیله بومی را بازی کرد. همچنین در سال ۲۰۲۳ در دو مجموعه تلویزیونی Reservation Dogs وThe Last of Us بهعنوان بازیگر مهمان ظاهر شد. تازهترین حضور سینماییاش در فیلم مسیر انتقام (۲۰۲۵) بود و چند پروژهی دیگر نیز با بازی او در صف اکران قرار داشتند.
از گراهام گرین همسرش، هیلاری بلکمور، دخترش لیلی لازار-گرین و یک نوه به جا مانده است. هرچند مشهورترین فیلم او، رقصنده با گرگها مرزهای تازهای در هالیوود گشود، اما میراثی پیچیده نیز بر جای گذاشت. آن زمان ــ و امروز هم ــ برخی منتقدان به لحن «منجی سفیدپوست» فیلم ایراد گرفتند و استدلال کردند که این اثر، تاریخ را به شکلی احساساتی و سفیدشده بازنمایی میکند و شخصیتهای لاکوتا را به نقشهای فرعی ناتوان در داستان خودشان تقلیل میدهد. با این حال، گرین از ورود به این جدال خودداری میکرد. او در مصاحبهای در سال ۱۹۹۱ با لسآنجلس تایمز درباره این مناقشه گفت: «همه دارند با من سیاسی برخورد میکنند. بهشان میگویم این سؤالها را از سیاستمدارها بپرسند.»
نویسندگان: الکس ویلیامز و فرانچسکا رگالادو
منبع: نیویورک تایمز
ترجمه: امید برمی


