Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    هویت در مرزِ دیگری | نگاهی به «رُز»، ساختهٔ مارکوس شلاینزر

    خودنگاری بر پرده‌ی سینما: به مناسبت هفتادو‌هفت سالگی پدرو آلمودوبار (بیست‌وپنجم سپتامبر)

    از حقیقت تا روایت؛ فرهادی چگونه قصه می‌گوید؟

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اعتراف در تالار آینه‌ها: مرثیه‌ای برای فرم، بدن و فقدان | درباره فیلم کریسمس تلخ (Bitter Christmas) پدرو آلمودوار

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۵

      «نیاکان عزیز، بگذارید عبور کنیم»؛ لاو دیاز و مذهب

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «گوریا»؛ در ستایش زندگی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      «نیاکان عزیز، بگذارید عبور کنیم»؛ لاو دیاز و مذهب

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «گوریا»؛ در ستایش زندگی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | خانه باد: تنهایی‌های زیستن

      ۱۵ شهریور , ۱۴۰۵

      هویت در مرزِ دیگری | نگاهی به «رُز»، ساختهٔ مارکوس شلاینزر

      ۴ مهر , ۱۴۰۵

      آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

      ۲۵ شهریور , ۱۴۰۵

      کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵

      واقعیت را چه کسی می‌نویسد؟ نگاهی به «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      بتر کال ساول: ایجاز و گسستِ اخلاقی از جهانِ بریکینگ بد

      ۵ شهریور , ۱۴۰۵

      برادری از معشوقۀ دیگر | یادداشتی بر مینی‌سریال نیمه‌مرد (Half Man) به کارگردانی ریچارد گد

      ۱۱ مرداد , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پاتریشیو گوزمن؛ روایتگر حافظۀ خونین و زخمی یک ملت

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      هویت در مرزِ دیگری | نگاهی به «رُز»، ساختهٔ مارکوس شلاینزر

      ۴ مهر , ۱۴۰۵

      خودنگاری بر پرده‌ی سینما: به مناسبت هفتادو‌هفت سالگی پدرو آلمودوبار (بیست‌وپنجم سپتامبر)

      ۴ مهر , ۱۴۰۵

      از حقیقت تا روایت؛ فرهادی چگونه قصه می‌گوید؟

      ۱ مهر , ۱۴۰۵

      اعتراف در تالار آینه‌ها: مرثیه‌ای برای فرم، بدن و فقدان | درباره فیلم کریسمس تلخ (Bitter Christmas) پدرو آلمودوار

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۵

      هویت در مرزِ دیگری | نگاهی به «رُز»، ساختهٔ مارکوس شلاینزر

      ۴ مهر , ۱۴۰۵

      خودنگاری بر پرده‌ی سینما: به مناسبت هفتادو‌هفت سالگی پدرو آلمودوبار (بیست‌وپنجم سپتامبر)

      ۴ مهر , ۱۴۰۵

      از حقیقت تا روایت؛ فرهادی چگونه قصه می‌گوید؟

      ۱ مهر , ۱۴۰۵

      اعتراف در تالار آینه‌ها: مرثیه‌ای برای فرم، بدن و فقدان | درباره فیلم کریسمس تلخ (Bitter Christmas) پدرو آلمودوار

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      هرآنچه ارجمند است و گرانمایه، به‌دست جبار دود می‌شود و به هوا می‌رود

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هرآنچه ارجمند است و گرانمایه، به‌دست جبار دود می‌شود و به هوا می‌رود

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴
    • معماری

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      معماری؛ تجربه‌ای با هفت حس

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش دوم

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش اول

      ۶ مرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما یادداشت‌ها

    هویت در مرزِ دیگری | نگاهی به «رُز»، ساختهٔ مارکوس شلاینزر

    مینا ایران‌فدامینا ایران‌فدا۴ مهر , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    فیلم رز
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    در سینمای مارکوس شلاینزِر، «دیگری بودن» معمولاً از جایی آغاز می‌شود که فرد برای ادامه دادن زندگی ناچار است خود را با نظم موجود تطبیق دهد؛ نظمی که در ظاهر طبیعی و پذیرفته‌شده است، اما در عمق خود مرزهایی سخت و گاه خشونت‌بار میان ما و دیگری ترسیم می‌کند. سه فیلم بلند او، «میشائل»، «آنجلو» و «رُز» (Rose)، اگرچه از نظر داستان، دورهٔ تاریخی و حتی موقعیت شخصیت‌های اصلی تفاوت‌های اساسی دارند، در یک نقطه به یکدیگر می‌رسند: فردی که نمی‌تواند یا نمی‌خواهد در جایگاهی که جامعه برایش تعیین کرده باقی بماند و برای داشتن امکان زیستن، ناچار به اجرای نقشی می‌شود که از پیش برای او تعریف نشده است. شلاینزر پیش از ورود جدی به کارگردانی، هفده سال در حوزهٔ انتخاب بازیگر فعالیت داشت و با فیلمسازانی چون میشائل هانکه، اولریش زایدل و جسیکا هاوزن همکاری کرد؛ تجربه‌ای که بعدها در سینمای او به توجه ویژه به بدن بازیگر، حضور فیزیکی شخصیت‌ها و جزئیات رفتاری تبدیل شد. «میشائل» در سال ۲۰۱۱ سراغ مردی رفت که زندگی روزمره و ظاهراً عادی‌اش جنایتی هولناک را در خود پنهان کرده بود و «آنجلو» در سال ۲۰۱۸ داستان آنجلو سولیمن را روایت کرد؛ مردی آفریقایی که در کودکی به اروپا آورده شد و در جامعهٔ اشرافی وین جایگاهی پیدا کرد، اما این پذیرش هیچ‌گاه به معنای تعلق واقعی نبود. در هر دو فیلم، مسئله فقط سرنوشت یک شخصیت نیست؛ نسبت فرد با هنجار و بهایی است که برای پذیرفته شدن باید بپردازد. «رُز» همین دغدغه را به شکل دیگری ادامه می‌دهد: این بار زنی در قرن هفدهم درمی‌یابد که برای برخورداری از استقلال، مالکیت و آزادی‌های ابتدایی، باید در جایگاه اجتماعی یک مرد قرار بگیرد. شلاینزر خودش نیز ارتباط میان این سه فیلم را در همین کشمکش میان نیازهای فرد و هنجارهای جامعه می‌بیند.

    «رز» از دل یک موقعیت تاریخی آغاز می‌شود، اما خیلی زود روشن می‌کند که تاریخ برای شلاینزر صرفاً پس‌زمینه‌ای برای بازسازی یک دورهٔ گذشته نیست. داستان در فضای جنگ سی‌ساله و در جامعه‌ای پروتستان در سرزمین‌های آلمانی می‌گذرد؛ جایی که جنگ ویرانی خود را بر زمین و آدم‌ها گذاشته و جامعه در حال بازسازی نظمی است که بیش از هر چیز بر مالکیت، مذهب، کار، ازدواج و جایگاه اجتماعی استوار است. در چنین محیطی، غریبه‌ای زخمی وارد روستایی دورافتاده می‌شود؛ سربازی کم‌حرف با صورتی زخمی که خود را وارث مزرعه‌ای متروک معرفی می‌کند و برای اثبات ادعایش سندی در اختیار دارد. روستاییان به او مشکوک‌اند، اما او به‌تدریج با کار کردن، آباد کردن زمین و نشان دادن خود به‌عنوان مردی قابل اعتماد، جایگاهی در جامعه به دست می‌آورد. آنچه آنها نمی‌دانند این است که این سرباز در واقع زنی است که سال‌ها پیش برای دسترسی به آزادی بیشتر، لباس مردانه پوشیده و این هویت را ادامه داده است.

    اهمیت این موقعیت در آن است که شلاینزر مسئلهٔ هویت را از سطح یک راز داستانی فراتر می‌برد. «رز» دربارهٔ زنی نیست که صرفاً می‌خواهد خودش را مرد جا بزند؛ دربارهٔ جامعه‌ای است که امتیازات اجتماعی را چنان با جنسیت پیوند زده که برای دستیابی به آنها باید جنسیت اجتماعی دیگری را اجرا کرد. لباس مردانه در فیلم استعاره‌ای ساده از تغییر هویت نیست؛ ابزار ورود به قلمرو قدرت است. شلوار به رز اجازه می‌دهد کار کند، مالک زمین شود، در جامعه به رسمیت شناخته شود، تصمیم بگیرد و حتی در مناسبات ازدواج جایگاهی متفاوت داشته باشد. بنابراین وقتی فیلم از آزادی حرف می‌زند، آزادی را مفهومی انتزاعی نمی‌کند؛ آن را در زمین، خانه، کار، پول و بدن قابل مشاهده می‌سازد.

    فیلم rose

    این نکته یکی از اساسی‌ترین تفاوت‌های «رز» با بسیاری از روایت‌های معاصر دربارهٔ هویت جنسیتی است. شلاینزر آگاهانه از تبدیل شخصیت به یک نماد سیاسی یا قهرمان ایدئولوژیک پرهیز می‌کند. رز قرار نیست جهان را تغییر دهد. او حتی خودش را برای نسل‌های بعدی الگو نمی‌داند. انگیزه‌اش بسیار شخصی‌تر است: نمی‌خواهد زندگی‌ای را که برای یک زن در آن جامعه تعیین شده بپذیرد. به همین دلیل، شخصیت از همان ابتدا واجد تناقض اخلاقی است. او دروغ می‌گوید، دیگران را فریب می‌دهد و برای حفظ موقعیتی که به دست آورده، از حقیقت فاصله می‌گیرد. شلاینزر نیز تأکید می‌کند که رز انقلابی نیست؛ اما اعمالش، به دلیل عبور از قواعد تثبیت‌شده، واجد خصلتی انقلابی می‌شود. همین تمایز، شخصیت را از یک قهرمان تک‌بعدی نجات می‌دهد.

    جنگ سی‌ساله نیز در این میان کارکردی فراتر از یک نشانهٔ تاریخی دارد. شلاینزر جنگ را به نمایش نمی‌گذارد؛ آثار آن را نشان می‌دهد. زخمی که بر صورت رز باقی مانده، زمین ویران، فقر و شرایط سخت زندگی روستایی، همه یادآور جهانی هستند که خشونت از آن عبور کرده است. جنگ در اینجا بیشتر یک وضعیت است تا یک رویداد. همین امر به فیلم کمک می‌کند تا از کلیشهٔ درام تاریخی فاصله بگیرد. ما قرار نیست جنگ را ببینیم؛ قرار است جهانی را ببینیم که جنگ آن را تغییر داده است. رز نیز محصول همین جهان است؛ زنی که در شرایط جنگی توانسته برای مدتی در شمایل سرباز زندگی کند و تجربه‌ای از آزادی به دست آورد که پس از پایان جنگ دیگر به آسانی قابل بازگشت نیست.

    این انتخاب، در فضاسازی فیلم نیز کاملاً محسوس است. تصویربرداری سیاه‌وسفید جرالد کرکلتس، جهان «رز» را از هر نوع جلوه‌گری تاریخی دور می‌کند. به‌جای رنگ‌های چشمگیر، شکوه لباس‌ها یا بازسازی پرزرق‌وبرق قرن هفدهم، بافت خشن زمین، چوب، دیوارهای روستا، لباس‌های زمخت و چهره‌های فرسوده در مرکز تصویر قرار می‌گیرند. قاب‌های ایستا و ترکیب‌بندی‌های دقیق، جهان فیلم را به مجموعه‌ای از تابلوهای سرد و منجمد نزدیک می‌کنند؛ گویی شخصیت‌ها در محیطی گرفتار شده‌اند که قوانینش پیش از ورود آنها نوشته شده است. شلاینزر دربارهٔ فیلم تاریخی بر ضرورت ساختن یک جهان مستقل تأکید کرده، نه بازسازی موزه‌وار گذشته؛ و همین نگاه باعث شده «رز» بیش از آنکه نمایشگر یک دورهٔ تاریخی باشد، جهانی منسجم و دارای قواعد بصری خاص خود بسازد. در این میزانسن، روستا نیز صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ خود به یک شخصیت تبدیل می‌شود. نگاه جمعی، خانه‌ها، زمین‌ها، کلیسا و مناسبات میان خانواده‌ها، شبکه‌ای از قدرت ایجاد می‌کنند که رز باید دائماً درون آن حرکت کند. پذیرش او زمانی اتفاق می‌افتد که جامعه بتواند کارکردش را ببیند: مردی سخت‌کوش، مذهبی، مالک و قابل اتکا. بنابراین فیلم به شکلی ظریف نشان می‌دهد که جامعه پیش از آنکه به حقیقت درونی فرد اهمیت بدهد، به نقشی که او در ساختار اجتماعی ایفا می‌کند واکنش نشان می‌دهد. تا زمانی که رز بتواند «مرد بودن» را به‌درستی اجرا کند، جامعه نیز آماده است او را همان‌گونه که می‌بیند بپذیرد.

    اینجاست که سابقهٔ شلاینزر در انتخاب بازیگر اهمیتی مضاعف پیدا می‌کند. «رز» بیش از آنکه فیلمی مبتنی بر دیالوگ‌های توضیحی باشد، فیلم بدن‌ها و رفتارهاست. رز کم حرف می‌زند و بسیاری از اطلاعات مربوط به او نه از طریق گفت‌وگو، بلکه از طریق نحوهٔ حضورش در قاب منتقل می‌شود. طرز راه رفتن، نشستن، ایستادن، نگاه کردن و استفاده از دست‌ها بخشی از ساختن این هویت است. ساندرا هولر نیز به جای آنکه مردانگی را به مجموعه‌ای از حرکات اغراق‌شده تبدیل کند، آن را به شکلی کنترل‌شده و تقریباً درونی بازی می‌کند. او زنی را بازی می‌کند که خودش در حال اجرای نقش یک مرد است؛ بنابراین بازی او همزمان دو لایه دارد: شخصیت باید دیگران را قانع کند و بازیگر باید این فرآیند قانع کردن را برای تماشاگر باورپذیر کند. هولر برای این نقش خرس نقره‌ای بهترین بازیگر نقش اصلی را در جشنوارهٔ برلین ۲۰۲۶ دریافت کرد؛ جایزه‌ای که اهمیتش برای فیلم فقط به اعتبار بازیگر محدود نمی‌شود، زیرا «رز» عملاً بر بدن و حضور او بنا شده است. هولر با حذف هر نوع کاریکاتور از مردانگی، شخصیتی را خلق می‌کند که بیش از آنکه مردانه باشد، انسانی است که آموخته چگونه در قالبی اجتماعی مشخص رفتار کند. حتی زخم صورتش نیز بخشی از این ساختن شخصیت است؛ نشانه‌ای از جنگ، خشونت و گذشته‌ای که فیلم عمداً آن را به شکل فلاش‌بک باز نمی‌کند.

    رابطهٔ رز با سوزانا نیز از بخش‌های مهمی است که فیلم را از یک داستان ساده دربارهٔ پنهان کردن هویت فراتر می‌برد. ازدواج در این جامعه صرفاً رابطه‌ای عاطفی نیست؛ قرارداد اجتماعی و اقتصادی است. رز وقتی وارد این قرارداد می‌شود، بخشی از همان ساختاری را می‌پذیرد که پیش‌تر با پوشیدن لباس مردانه از آن گریخته بود. سوزانا نیز در ابتدا بیش از آنکه به‌عنوان یک فرد مستقل دیده شود، بخشی از همین نظام مبادله است. بارداری او لحظه‌ای تعیین‌کننده در روایت است، زیرا تناقضی را که تا آن زمان می‌شد پنهان کرد، به سطح اجتماعی می‌آورد. از اینجا به بعد، مسئله دیگر فقط راز رز نیست؛ مسئله این است که جامعه با فردی که قراردادهای جنسیتی و خانوادگی‌اش را مختل کرده چه خواهد کرد.

    از این نگاه راوی خارج از قاب نیز معنای بیشتری پیدا می‌کند. صدای زنانهٔ راوی، که از ابتدا مانند صدایی ادبی بر تصاویر جاری است، نه یک ابزار ساده برای پر کردن فاصله‌های زمانی، بلکه بخشی از ساختار روایی فیلم است. شلاینزر فیلمنامه را ابتدا در قالب نثر نوشته و سپس آن را به ساختار سینمایی تبدیل کرده است؛ راوی نیز از همان مرحلهٔ نوشتاری وارد فیلم شده. او عامدانه این صدا را غیرقضاوت‌گر تعریف کرده؛ صدایی که اطلاعات می‌دهد، فضا باز می‌کند و در عین حال اجازه می‌دهد تماشاگر خودش دربارهٔ شخصیت و اعمالش داوری کند. به همین دلیل، «رز» گاهی بیشتر از آنکه شبیه یک فیلم تاریخی باشد، کیفیت اقتباس از یک رمان تاریخی را پیدا می‌کند. این انتخاب ساختاری یک نتیجهٔ مهم دیگر هم دارد: رز، که در جهان داستان فرصت چندانی برای بیان خود ندارد، در سطح روایت صاحب صدا می‌شود. جامعه او را می‌بیند، درباره‌اش قضاوت می‌کند و سرانجام حکم صادر می‌کند؛ اما فیلم به او اجازه می‌دهد که در مقام موضوع روایت باقی نماند. صدای راوی، فاصله‌ای میان آنچه جامعه دربارهٔ او می‌گوید و آنچه فیلم از او روایت می‌کند؛ ایجاد می‌کند. همین فاصله، مانع از آن می‌شود که محاکمهٔ رز به محاکمه‌ای اخلاقی برای خود تماشاگر تبدیل شود.

    از نظر ساختاری، فیلم نیز به اندازهٔ شخصیت اصلی‌اش خویشتن‌دار است. شلاینزر از نمایش بسیاری از لحظاتی که می‌توانستند به سادگی تبدیل به صحنه‌های افشاگرانه یا ملودراماتیک شوند، صرف‌نظر می‌کند. خبری از نمایش بدن برهنهٔ رز برای آشکار کردن حقیقت نیست، گذشتهٔ او با فلاش‌بک‌های توضیحی بازسازی نمی‌شود و خشونت نیز عمدتاً خارج از نمایش مستقیم باقی می‌ماند. این حذف‌ها اهمیت دارند، چون کارگردان آگاهانه نمی‌خواهد افشای جنسیت رز را به یک لحظهٔ کنجکاوی‌برانگیز دربارهٔ بدن تبدیل کند. به تعبیر خودش، داستان می‌تواند بدون نمایش بدن برهنهٔ شخصیت کار کند و تصویر نیز مسئولیتی اخلاقی دارد.

    تاریخ واقعی در اینجا به شکل پیچیده‌ای وارد فیلم می‌شود. رز شخصیت تاریخی مشخصی نیست، بلکه حاصل تحقیق شلاینزر دربارهٔ حدود سیصد زن در طول تقریباً سه قرن است که به دلایل گوناگون لباس مردانه پوشیدند؛ از دسترسی به کار، تحصیل و مالکیت گرفته تا فرار از جنگ، خشونت و ازدواج اجباری. یکی از نقاط آغاز این تحقیق، داستان کاترینا مارگارته لینک بود که با نام مردانهٔ آناستازیوس لاگرانتیوس روزن‌اشتنگل زندگی می‌کرد، با زنی ازدواج کرد و در سال ۱۷۲۱ اعدام شد. شباهت‌های میان زندگی او و رز قابل توجه است، اما شلاینزر تأکید دارد که شخصیت فیلم ترکیبی است و زندگی کاترینا مارگارته لینک را مستقیماً بازسازی نمی‌کند. در مقابل، آنجلا اشتایدله، پژوهشگر تاریخ لینک، به شباهت‌های متعدد فیلم با جزئیات زندگی او اعتراض کرده و از دقت تاریخی فیلم در نحوهٔ بازنمایی محاکمه و اعدام نیز انتقاد کرده است. این اختلاف، خود نشان می‌دهد که «رز» میان تاریخ مستند و بازآفرینی دراماتیک حرکت می‌کند و نباید آن را زندگی‌نامهٔ یک شخصیت تاریخی مشخص تلقی کرد.

    اما مهم‌ترین نقطهٔ اتصال مضمون و فرم فیلم در صحنه‌های پایانی شکل می‌گیرد؛ جایی که رز سرانجام در برابر دادگاه قرار می‌گیرد و همان جامعه‌ای که زمانی او را به‌عنوان مردی مفید و محترم پذیرفته بود، اکنون می‌خواهد هویت او را به جرم تبدیل کند. دادگاه در اینجا فقط یک نهاد قضایی نیست؛ تجسم نگاه جمعی است. بدن رز که تا آن زمان با لباس و رفتار کنترل شده بود، اکنون موضوع قضاوت عمومی قرار گرفته است. او باید دربارهٔ انتخابی پاسخ بدهد که برای خودش معنای آزادی داشته، اما برای جامعه به معنای شکستن نظم موجود است.

    فیلم رز rose

    اجرای حکم اعدام، از نظر بصری، فیلم را با یکی از برجسته‌ترین تصاویر تاریخ سینما پیوند می‌دهد: «مصائب ژاندارک» کارل تئودور درایر. شلاینزر در بخش پایانی آگاهانه با فیلم درایر وارد گفت‌وگوی تصویری می‌شود و نزدیکی قاب‌ها، تأکید بر چهره و وضعیت محاکمه و اعدام، این ارجاع را آشکار می‌کند. بارز‌تر از همه، تاجی که بر سر رز گذاشته می‌شود، دقیقاً همان شکل و ساختاری را دارد که در «مصائب ژاندارک» بر سر ژاندارک دیده می‌شود. این شباهت بصری، بدون آنکه رز را مستقیماً به ژاندارک تبدیل کند، تصویر او را از یک مجرم محکوم‌شده فراتر می‌برد و به شمایلی از قربانی یا شهید بدل می‌کند؛ گویی فیلم، در لحظهٔ اجرای حکم، معنای دیگری به بدن و چهرهٔ او می‌دهد. در این مقطع فیلم وارد منطقه‌ای ظریف می‌شود. رز، ژاندارک نیست و شلاینزر هم معنای قدیس به او نمی‌بخشد. رز در طول فیلم انسانی است با تصمیم‌های اخلاقی پیچیده، دروغ‌ها، فریب‌ها و حتی آسیب‌هایی که به دیگران وارد کرده است. بنابراین ارجاع به ژاندارک را نمی‌توان صرفاً تقدیس شخصیت دانست. این تصویر بیشتر دربارهٔ سازوکار قدرت و چگونگی تبدیل یک انسان به «دیگری» است: همان جامعه‌ای که او را پذیرفته بود، حالا بدن و انتخابش را به مدرکی علیه خودش تبدیل می‌کند. تاجِ یکسان، در این خوانش، بیش از آنکه نشانهٔ بی‌گناهی رز باشد، فاصلهٔ میان مجرم و قربانی را به پرسش می‌گیرد. چهرهٔ هولر نیز در این لحظات، به‌جای بازی اغراق‌آمیز، تقریباً منجمد است و همین سکون، خشونت صحنه را بیشتر می‌کند.

    «رز» فیلمی دربارهٔ مرد شدن نیست؛ دربارهٔ جهانی است که در آن زن بودن، دسترسی به بخش مهمی از آزادی را محدود می‌کند و مرد بودن، حتی اگر صرفاً اجرا شود، دروازهٔ ورود به آن آزادی است. شلاینزر این مسئله را نه با شعار، بلکه با میزانسن، بدن بازیگر، ساختار روایت و حذف اطلاعات مستقیم بیان می‌کند. شلوار در فیلم فقط لباس نیست؛ نشانه‌ای است از امتیاز اجتماعی. زمین فقط زمین نیست؛ امکان استقلال است. ازدواج فقط رابطهٔ عاطفی نیست؛ قرارداد مالکیت و قدرت است. و دادگاه فقط محل صدور حکم نیست؛ جایی است که جامعه می‌کوشد مرزهای خودش را دوباره ترسیم کند. به همین دلیل، ارزش «رز» در این نیست که صرفاً داستانی متفاوت از زنی در قرن هفدهم روایت می‌کند. اهمیت فیلم در این است که شلاینزر با استفاده از یک موقعیت تاریخی، سازوکارهای شکل‌گیری هویت اجتماعی را قابل مشاهده می‌کند. گذشته در اینجا فاصله‌ای برای فرار از اکنون نیست؛ همان‌طور که خود کارگردان می‌گوید، تاریخ می‌تواند مانند ذره‌بین عمل کند و مسائلی را که در زمان حال زیر لایه‌های متعدد عادت و پیش‌داوری پنهان شده‌اند، واضح‌تر نشان دهد. «رز» نیز دقیقاً در همین نقطه ایستاده است: میان گذشته و اکنون، میان هویت و نقش، میان آزادی فردی و نظم جمعی، و میان انسانی که می‌خواهد خودش باشد و جامعه‌ای که اصرار دارد پیش از او تصمیم بگیرد چه کسی باشد.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیخودنگاری بر پرده‌ی سینما: به مناسبت هفتادو‌هفت سالگی پدرو آلمودوبار (بیست‌وپنجم سپتامبر)
    مینا ایران‌فدا

    مطالب مرتبط

    خودنگاری بر پرده‌ی سینما: به مناسبت هفتادو‌هفت سالگی پدرو آلمودوبار (بیست‌وپنجم سپتامبر)

    امیرعطا جولایی

    از حقیقت تا روایت؛ فرهادی چگونه قصه می‌گوید؟

    رضا‍ صائمی

    اعتراف در تالار آینه‌ها: مرثیه‌ای برای فرم، بدن و فقدان | درباره فیلم کریسمس تلخ (Bitter Christmas) پدرو آلمودوار

    محسن مومن‌زاده
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    هویت در مرزِ دیگری | نگاهی به «رُز»، ساختهٔ مارکوس شلاینزر

    خودنگاری بر پرده‌ی سینما: به مناسبت هفتادو‌هفت سالگی پدرو آلمودوبار (بیست‌وپنجم سپتامبر)

    از حقیقت تا روایت؛ فرهادی چگونه قصه می‌گوید؟

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.