Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    سینمای تینتو براس؛ اروتیسم رهایی‌بخش یا پورنوگرافی و ابژه ساختن بدن زنانه

    گل سرخی روی تل تاپاله؛ درباره‌ی رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته

    پنج نامه‌ی کوتاه به ترانه علیدوستی

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      هاضمه‌ی دوران | یادداشتی بر دیگِر (Digger) ساخته‌ی الخاندرو گونزالز ایناریتو

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۵

      سیاستِ تصویر در آینه سقوط اخلاقی؛ خوانشی انتقادی از «پرتوها و سایه‌ها» (The Rays and Shadows) ساخته خاویر ژیانوُلی

      ۱۲ آبان , ۱۴۰۵

      آزمون اخلاق و فرسایش هنر در گرداب سیاست: نقدی بر «نامه‌های زرد» (ایلکِر جاتاک، ۲۰۲۶)

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      کالبدشکافی زوال و استعمار زیست‌جهان: دیالکتیک کلام، بدن و امر ناگهانی در فیلم «ناگهان» (All of a Sudden – 2026) اثر ریوسوکه هاماگوچی

      ۵ آبان , ۱۴۰۵

      ویناله: «کنتس خون»؛ خون‌آشام زنانه

      ۷ آبان , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      «نیاکان عزیز، بگذارید عبور کنیم»؛ لاو دیاز و مذهب

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پنج نامه‌ی کوتاه به ترانه علیدوستی

      ۱۶ آبان , ۱۴۰۵

      تحلیل فیلم «تو به اینجا تعلق نداری» (فلورین شِربان، ۲۰۲۶): تجلی نوین آسیب‌های طبقاتی در سینمای اروپای شرقی

      ۱ آبان , ۱۴۰۵

      ردپای زمان، خاطره و وسوسه‌ی رفتن: کالبدشکافی فرمالیستی «نینا روزا» (Nina Roza – 2026)

      ۲۸ مهر , ۱۴۰۵

      «بلندی‌های بادگیر»؛ جشن رنگ و نور و زیبایی و مرگ

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

       دوربین شیئی است بدترکیب یا خداگونه؟ | گفت‌وگویی با راس مک‌الوی و پیوندی میان سه نسل

      ۷ آبان , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      زنانی که نه قهرمان‌اند و نه قربانی | نگاهی به شخصیت‌های زن آثار آیدا پناهنده به بهانه‌ی شروع سریال «سرخ و سیاه» به نویسندگی و کارگردانی او

      ۸ آبان , ۱۴۰۵

      چه کسی حوا را شرور کرد؟ | بازخوانی زن، گناه و آزادی در سریال «شرق بهشت»

      ۳۰ مهر , ۱۴۰۵

      نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۵

      سایلو؛ جهانی با فرهنگ ندانستن

      ۱۹ مهر , ۱۴۰۵

      سینمای تینتو براس؛ اروتیسم رهایی‌بخش یا پورنوگرافی و ابژه ساختن بدن زنانه

      ۱۷ آبان , ۱۴۰۵

      بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      پاتریشیو گوزمن؛ روایتگر حافظۀ خونین و زخمی یک ملت

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      سینمای تینتو براس؛ اروتیسم رهایی‌بخش یا پورنوگرافی و ابژه ساختن بدن زنانه

      ۱۷ آبان , ۱۴۰۵

      گل سرخی روی تل تاپاله؛ درباره‌ی رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته

      ۱۶ آبان , ۱۴۰۵

      پنج نامه‌ی کوتاه به ترانه علیدوستی

      ۱۶ آبان , ۱۴۰۵

      پیکاسو/ بیکن؛ دو غول قرن بیستم

      ۱۵ آبان , ۱۴۰۵

      سینمای تینتو براس؛ اروتیسم رهایی‌بخش یا پورنوگرافی و ابژه ساختن بدن زنانه

      ۱۷ آبان , ۱۴۰۵

      پنج نامه‌ی کوتاه به ترانه علیدوستی

      ۱۶ آبان , ۱۴۰۵

      هاضمه‌ی دوران | یادداشتی بر دیگِر (Digger) ساخته‌ی الخاندرو گونزالز ایناریتو

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۵

      سیاستِ تصویر در آینه سقوط اخلاقی؛ خوانشی انتقادی از «پرتوها و سایه‌ها» (The Rays and Shadows) ساخته خاویر ژیانوُلی

      ۱۲ آبان , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      گل سرخی روی تل تاپاله؛ درباره‌ی رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته

      ۱۶ آبان , ۱۴۰۵

      بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      تختی به‌اندازه‌ی اتاق؛ درباره‌ی رمان کنار دریا نوشته‌ی ورونیک اولمی

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

      ۲ آبان , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      کلید | داستان کوتاه از ایزاک بشویس سینگر (از مجموعه‌ی بهترین داستان‌های قرن بیستم به کوشش جان آپدایک)

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      گل سرخی روی تل تاپاله؛ درباره‌ی رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته

      ۱۶ آبان , ۱۴۰۵

      بنده‌ی خدا؛ روایت انزوا و خشونت از صفحه تا پرده

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      تختی به‌اندازه‌ی اتاق؛ درباره‌ی رمان کنار دریا نوشته‌ی ورونیک اولمی

      ۹ آبان , ۱۴۰۵

      گرم کردن خود با خورشیدِ گرگ‌ها؛ خواندن رمان یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ در وسط جنگ

      ۲ آبان , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      مرگ در می‌زند؛ این بار در خانه یک ایرانی | نگاهی به نمایش «قبض روح» به کارگردانی علی احمدی

      ۱۴ آبان , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      مرگ در می‌زند؛ این بار در خانه یک ایرانی | نگاهی به نمایش «قبض روح» به کارگردانی علی احمدی

      ۱۴ آبان , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو/ بیکن؛ دو غول قرن بیستم

      ۱۵ آبان , ۱۴۰۵

      سلیمان میناسیان و نقاشی با نور

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      پیکاسو/ بیکن؛ دو غول قرن بیستم

      ۱۵ آبان , ۱۴۰۵

      آنیش کاپور؛ پتکی که بر سر ما فرود می‌آید

      ۱۶ مهر , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      پیکاسو/ بیکن؛ دو غول قرن بیستم

      ۱۵ آبان , ۱۴۰۵

      سلیمان میناسیان و نقاشی با نور

      ۱۰ آبان , ۱۴۰۵

      آنیش کاپور؛ پتکی که بر سر ما فرود می‌آید

      ۱۶ مهر , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴
    • معماری

      امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش دوم

      ۵ آبان , ۱۴۰۵

      امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      معماری؛ تجربه‌ای با هفت حس

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      قدرت سرکوب و اراده آزادی؛ وقتی تاریخ از پایان سلطه می‌گوید

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۵

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما مطالعات سینمایی مقالات

    سینمای تینتو براس؛ اروتیسم رهایی‌بخش یا پورنوگرافی و ابژه ساختن بدن زنانه

    پرویز جاهدپرویز جاهد۱۷ آبان , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    تینتو براس
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    درگذشت جووانی تینتو براس، یکی از جنجالی‌ترین و ساختار‌شکن‌ترین فیلم‌سازان تاریخ سینمای ایتالیا، کارگردانی که برای ساخت فیلم‌های اروتیک با مایه‌های پورنوگرافیک مشهور بود، بار دیگر بحث‌های دامنه‌داری را میان منتقدان، نظریه‌پردازان سینما و مخاطبان فیلم‌های او دربارۀ ارزش و جایگاه هنری سینمای اروتیک او برانگیخته است. بعد از مرگ براس، رسانه‌ها و فضای مجازی فارسی زبان به ویژه اینستاگرام، پر شد از پست‌ها، استوری‌ها و یادداشت‌های اغراق‌آمیز و مدیحه‌سرایی درباره این فیلمساز تا حدی که برخی از منتقدان، او را فیلمسازی در حد فلینی معرفی کردند. اما اینکه تینتو براس که بود و فیلم‌هایش تا چه حد واجد ارزش هنری بود لازم است که از ستایش محض یا محکومیت اخلاقی او فاصله بگیریم و به بررسی دقیق‌تر سینمای او بپردازیم.

    تینتو براس، اغلب از سوی مدافعان و دوستدارانش به عنوان سینماگری تجربه‌گرا، ضدسانسور و مدافع آزادی جنسی معرفی شده است. بااین‌حال، این پرسش مطرح است که آیا نمایش صریح و مکرر بدن عریان زنانه در آثار او به معنای بازنمایی سوژگی و آزادی زنان است یا می‌توان آن را صورت پیچیده‌تری از ابژه‌سازی جنسی و کالایی‌کردن بدن زن در سینما دانست؟

    تینتو براس

    برای این منظور من در مقاله حاضر، فیلم‌های او را از دو جنبه بررسی می‌کنم. جنبه اول بررسی فرمال فیلم‌های او و تحلیل عناصر بصری این فیلم‌هاست. جنبه دیگر، بررسی انتقادی فیلم های او و تحلیل رابطه جنسیت با قدرت، پول و مالکیت، نگاه خیره مردانه و چشم چرانی، پورنوگرافی و کالایی‌شدن بدن و ابژه شدن زنان و امکان خوانش رهایی‌بخش از اروتیسم است. استدلال اصلی من در این مقاله این است که سینمای براس را باید نه صرفاً در محتوای اروتیک آن بلکه در نحوه پیوند اروتیسم با ساختار قدرت، فرم بصری و مناسبات تماشا جست‌وجو کرد. به اعتقاد من، کارهای براس اگرچه از نظر فرم و درونمایه اروتیک و جنسی، غیرمتعارف و تابوشکنانه‌اند اما در نهایت، با بازتولید نگاه خیرۀ مردانه، ابژه کردن زنان، کالایی کرن بدن زنانه و بهره‌برداری جنسی، در نهایت برای مصرف در بازار سکس و صنعت پورنوگرافی تولید شده‌اند.

    بررسی کارنامۀ سینمایی تینتو براس بدون در نظر گرفتن تحول تکنیکی و فکری او ناممکن است. کارنامه سینمایی براس که از اوایل دهۀ شصت با جریانات رادیکال و موج نوی اروپا آغاز شد و به تدریج در دهه هفتاد به سمت سینمای صریح اروتیک و پورنوگرافی نرم (Softcore) تغییر مسیر داد، بستری پیچیده برای تحلیل سینمای او فراهم می‌کند. مواجهه با آثار او همواره میان دو قطب افراطی در نوسان بوده است؛ گروهی او را فرمالیستی نوآور و ستایشگر آزادی بدن دانسته‌اند و گروهی دیگر، با رویکردهای مارکسیستی و فمینیستی، آثارش را نمونه بارز کالایی‌سازی بدن زن و بازتولید نگاه مردسالارانه ارزیابی کرده‌اند. 

    تینتو براس

    براس، کار خود را در فضایی متأثر از نئورئالیسم ایتالیا و دستیاری برای فیلمسازان بزرگی چون روبرتو روسلینی و آلبرتو کاوالکانتی آغاز کرد. او دستیار روسلینی در فیلم‌های «ژنرال دلارووره» و «هند: سرزمن مادری» بود. براس در دهۀ شصت به عنوان یک فیلم‌ساز آوانگارد، رادیکال و متأثر از موج نوی سینمای اروپا شناخته می‌شد؛ اما از دهه هفتاد به بعد مسیر خود را به سمت سینمای اروتیک تغییر داد و “استاد سینمای اروتیک ایتالیا” لقب گرفت. این چرخش استتیک، به‌منزله فاصله‌گرفتن براس از سینمای جدی و هنری تلقی شد، در مقابل، برخی از منتقدان مدافع او نیز کوشیدند نشان دهند که فیلم‌های اروتیک او همچنان واجد ارزش‌های فرمی و سیاسی‌اند. ژان‌فرانسوا روژه، منتقد سینمایی روزنامه لوموند، در مقاله‌ای که به مناسبت مرگ براس منتشر شد، بر جنبه حیاتی، ضدسرکوبگر و زیبایی‌شناختی آثار او تاکید کرده است. روژه، فیلم‌های براس را در نسبت با مقاومت در برابر اخلاق رسمی، سانسور دولتی و ریاکاری اجتماعی قرار داد. در این نوع خوانش، اروتیسم براس نه صرفاً به عنوان ابزاری برای لذت و تحریک جنسی، بلکه به منزلۀ نوعی شورش علیه نظم اخلاقی محافظه‌کارانه ایتالیایی ارزیابی می‌شود. این نگاه هرچند مهم است اما کافی نیست. زیرا مخالفت با سرکوب جنسی لزوماً به معنای مخالفت با ساختارهای مردسالارانه نیست. ممکن است یک فیلم در برابر اخلاق مذهبی و محافظه‌کارانه عصیان کند، اما هم‌زمان در ساختار سینمایی‌اش، نگاه و لذت تماشاگر و مناسبات مردسالارانه را حفظ کند.

    بنابراین سوال این است که آیا تابوشکنی جنسی در سینمای براس به دگرگونی ساختار نگاه منجر می‌شود، یا تنها موضوعات تابو و ممنوعه را به بازار نمایش سکس و مصرف جنسی عرضه می‌کند؟ بسیاری از منتقدان براس، معتقدند که فرم زیباشناختی براس در نهایت نقابی است بر روی سینمای پورنوگرافی نرم (Softcore) تا بتواند مجوز پخش نمایش خانگی و عمومی را دریافت کند. فیلم‌های او از جمله «میراندا» (1985) و «مونلا» (1998)، فاقد ساختار روایی عمیق یا شخصیت‌پردازی پیچیده‌اند و پیرنگ در آنها تنها بهانه‌ای برای پیوند دادن سکانس‌های اروتیک است.

    تینتو براس

    براس پیش از آنکه به چهره‌ای شناخته‌شده در سینمای اروتیک تبدیل شود، در دهۀ شصت، تجربه‌هایی در سینمای سیاسی، مدرنیستی و ضدروایی داشت. فیلم‌هایی چون «کارگر بازنده است» (۱۹۶۳) و «زوزه» (۱۹۷۰) را نمی‌توان صرفاً مقدمه‌ای بر آثار جنسی او دانست بلکه این فیلم‌ها با رویکردی عصیانگر، ضدسرمایه‌داری و فرمالیستی ساخته شدند که با لحنی معترض و تدوین گسسته همراه بود؛ تجربیاتی که بعداً عناصر بصری آن به فیلم‌های اروتیک‌اش منتقل شد.

    براس در طول دهه‌های شصت و اوایل دهۀ هفتاد، فیلم‌هایی در ژانرهای مختلف ساخت، از ژانر وسترن («یانکی» 1966) گرفته تا ژانر “جیالو”ی ایتالیایی («با قلبی در دهان» 1967) که همگی با رویکردی اکسپریمنتال و غیرمتعارف ساخته شدند. در برخی منابع حتی گفته شده که در سال 1968، کمپانی برادران وارنر به براس پیشنهاد کارگردانی فیلم «پرتقال کوکی» را داد که به دلیل تداخل برنامه‌های او این اتفاق نیفتاد و در نهایت این کار به استنلی کوبریک واگذار شد. با این حال، نقطه عطف کارنامه او، یعنی چرخش به سمت سینمای اروتیک در دهه‌های هفتاد و هشتاد با آثار جنجالی و پرهیاهویی مثل «سالن کیتی» (۱۹۷۶)، «کالیگولا» (۱۹۷۹) و بعد آثار شاخص‌تری مثل «کلید» (۱۹۸۳) و «میراندا» (۱۹۸۵) اتفاق افتاد. در این دوران، براس سینما را از ابزار اعتراض سیاسی به قلمرو فانتزی‌های شهوانی و کاوش در ژرفای میل جنسی منتقل کرد.  

    تینتو براس

    در فیلم «کارگر بازنده است» (1963)، بحران فرد در جامعه ایتالیاییِ پس از رونق اقتصادی، همراه با نوعی بدبینی نسبت به نظم اجتماعی و سازوکارهای انضباطی، در مرکز روایت قرار گرفته است. فیلم، از الگوهای روایی کلاسیک فاصله می‌گیرد و به تجربه ذهنی، گسست و بیگانگی نزدیک می‌شود. در فیلم «با قلبی در دهان» (1967)

    که با چندین عنوان اکران شد از جمله با نام « من همان که هستم»، براس با استفاده از فضای لندن پرنوسان دهۀ شصت، ریتم تند، ترکیب‌بندی‌های غیرمتعارف و تاثیر فرهنگ پاپ و موج نو، نوعی سینمای جنایی روانکاوانۀ پرتحرک و تجربه‌گرا ساخت. این فیلم‌ها نشان می‌دهند که براس از ابتدا صرفاً به دنبال روایت داستانی متعارف نبوده است. در فیلم‌های این دوره، او به جای روایت خطی و کلاسیک، از گسست‌های ذهنی و ساختارهای نامتعارف استفاده کرده است. همانند فیلم‌های موج‌نویی و مدرنیستی دهۀ شصت اروپا، نگاه انتقادی به نظم اجتماعی، ازخود بیگانگی، اقتدار و بحران فردیت، مضامین غالب فیلم‌های براس در این دوره‌اند که به کارهای اولیۀ او وجه اجتماعی و سیاسی می‌بخشند.

    اما چرخش براس به سمت تولید فیلم‌های اروتیک، مخاطبان او را دو دسته کرد. دسته اول به عنوان مدافعان براس (و جریان‌هایی که او را به عنوان استادِ ژانر اروتیک می‌شناختند) بر این باورند که تقلیل دادن فیلم‌های او به “پورنوگرافی سطحی”، به منزلۀ نادیده‌گرفتن مهارت فنی و خاستگاه زیباشناختی اوست. آنها به فیلم «تعطیلات»( La vacanza) او استناد می‌کنند (با بازی ونسا ردگریو و فرانکو نرو) که جایزهٔ هیئت داوران جشنواره ونیز ۱۹۷۱ را به دست آورد. به عقیدۀ آنها، ارزش هنری سینمای براس در چند مؤلفه خلاصه می‌شود. نخست اینکه برخلاف پورنوگرافی صنعتی که از دوربین ایستا و بی‌روح استفاده می‌کند، براس، تدوینگر چیره‌دستی بود. او با استفاده از زاویه‌های غیرمتعارف دوربین، قاب‌بندی‌های نقاشانه و تدوین ریتمیک، امضای فرمال مشخصی خلق کرد که یادآور سنت نقاشی و ادبیات اروتیک ایتالیایی بود. اما براس در فیلم‌های اروتیکِ تجاری‌اش؛ برهنگی زنان، فتیش بدن زنانه و صحنه‌های جنسی صریح را به امضای بصری‌اش تبدیل کرد که از سوی منتقدانِ مخالف او به خاطر “فتیشیزه‌کردن” اندام زنانه به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. منتقدان چپ‌گرا بر این باورند که فیلم‌های اروتیک براس در دهه‌های هشتاد و نود، در نهایت ساختارهای قدرت اجتماعی را به فانتزی‌های بورژوایی سطحی تقلیل دادند و سرگرمیِ لذت‌جویانه‌ای برای بازار انبوه فراهم کردند.

    تینتو براس

    مدافعان براس استدلال می‌کنند که سینمای براس فاقد جدیّتِ اخلاق‌گرایانه و ملال‌آور است؛ بلکه ساختاری کارناوالی و “کمپ” (Camp) دارد که در آن تماشاگر به جای تحریک صرف، به تماشای شوخ‌طبعی جنسی، ساختارشکنی تابوهای بورژوایی و نوعی لذت‌گرایی (Hedonism) رها دعوت می‌شود. فیلمی مثل «همه زن‌ها اینگونه‌اند» (۱۹۹۲) با مایه طنز و بازی با فانتزی‌های زنانه، نمونه‌ای از این نگاه است. به اعتقاد آنها، سینمای براس، برخلاف فیلم‌های پورنوگرافی که فضا را جدی می‌گیرند، دارای نوعی شوخ‌طبعی سبک‌سرانه، آیرونی (Irony) و لذت‌جویی مفرط‌اند. او جهان خود را بر پایه فانتزی، رنگ‌های تند و کارناوال‌های شهوانی بنا می‌کرد.

    در فیلم‌های “کمپ”، سطحی ‌بودن، غیرمنطقی بودن و نامتعارف بودن صحنه‌ها اهمیتی ندارد بلکه آنچه اصالت دارد، چگونگی نمایش، فرم بصری، لباس‌ها، دکورها و اغراق در اجراست. آثار “کمپ” معمولاً مرز میان هنرِ والا و هنرِ عامه‌پسند و سطحی را مخدوش می‌کنند. مخاطبِ هنر کمپ، اثر را نه به خاطر پیام اخلاقی یا عمق فلسفی‌اش، بلکه دقیقا به خاطر تزریقِ بیش از حد مضحکِ عناصرِ شهوانی، تئاترگونه و ساختارشکنیِ شوخ‌طبعانه‌اش ستایش می‌کند. وقتی منتقدانِ حامیِ تینتو براس، به‌ویژه در فرانسه و ایتالیا از ارزش هنری فیلم‌هایی مثل «کلید» یا «میراندا» دفاع می‌کنند، دقیقاً از زاویه سینمای کمپ وارد می‌شوند. در فیلم‌های براس، میل جنسی آن‌قدر با اغراق، پوزهای تئاترگونه، رنگ‌های تند و دکورهای نوستالژیک مربوط به دوران فاشیسم یا تاریخ گذشته ایتالیا آمیخته می‌شود که از حالتِ پورنوگرافی محض و خشن خارج شده و به یک کارناوالِ فانتزی و مسخره تبدیل می‌شود.

    تینتو براس

    مدافعان براس می‌گویند او هیچ‌گاه ادعا نکرد که در حال ساخت درام‌های فلسفی از نوع فیلم‌های برگمان یا آنتونیونی است بلکه او با آگاهی کامل، به سراغِ ژانری رفت که سینمای بدنه آن را پس می‌زد؛ اما با تزریقِ قاب‌بندی‌های نقاشانه، شوخ‌طبعی جنسی  و ارجاعاتِ بینامتنی به ادبیات اروتیک، آن را به سطحِ یک بازیِ فرمالِ کمپ ارتقا داد. به باور آنها، برهنگی در فیلم‌های او نه به قصدِ تحریکِ غریزیِ صرف، بلکه به عنوان ابزاری برای دهن‌کجی به اخلاقیاتِ بورژوایی و سنتِ کلیساییِ ایتالیا عمل می‌کند. اما نکته اینجا است که نقطه قوت سینمای براس از نظر مدافعان او (یعنی تاکید بر کمپ و فانتزی بودن فیلم‌هایش)، دقیقاً همان پاشنه آشیل و نقطه هجومِ منتقدان براس است. منتقدان فمینیست (بیشتر با تکیه بر نظریۀ «گاه خیره مردانه» لورا مالوی) استدلال می‌کنند که برچسبِ “کمپ” یا “شوخ‌طبعی جنسی” نمی‌تواند ماهیتِ استثمارگرانه نگاه مردانه در فیلم‌های براس را پنهان کند. حتی اگر فیلم‌های براس بسیار رنگارنگ، فانتزی و کارناوالی باشند، باز هم بدن زن در آن‌ها به قطعات مجزای جنسی تقسیم می‌شود تا نگاهِ چشم‌چرانِ (Voyeuristic) مخاطب مرد را ارضا کند. از این منظر، پوششِ هنری یا کمپ دادن به پورنوگرافی، صرفاً راهی مکارانه برای تطهیرِ شیء‌انگاریِ زنان است. به اعتقاد منتقدان مارکسیست نیز از نگاه اقتصاد سیاسی فرهنگ، اینکه یک فیلمِ اروتیک بخواهد با چاشنیِ کمپ و طنزِ بورژوایی عرضه شود، تغییری در ماهیتِ کالایی آن ایجاد نمی‌کند. سرمایه‌داریِ فرهنگی به خوبی یاد گرفته است که چگونه تابوهای جنسی را بسته‌بندی کند، به آن‌ها لعابِ هنری و “کمپ” بزند و به عنوانِ سرگرمیِ بی‌خطر به طبقه متوسط بفروشد.

    مدافعان براس، یکی از ویژگی‌های سینمای او را میزانسن‌های خاص براس می‌دانند که نقش مهمی در ساختن صحنه‌ها و موقعیت‌های اروتیک فیلم‌های او دارند. در آثار او، بدن زنانه اغلب در فضاهایی قرار می‌گیرد که با معماری، دکور، آینه، درها، اتاق خواب و وسایل شخصی تعریف می‌شوند. این فضاها صرفاً پس‌زمینه نیستند بلکه آن‌ها نوعی نظام بصری می‌سازند که در آن بدن به موضوع تماشا تبدیل می‌شود. در سینمای کلاسیک، میزانسن اغلب به خدمت روایت درمی‌آید اما در سینمای براس، میزانسن مستقل از روایت، به خودِ موضوع لذت بصری تبدیل می‌شود. بدن، دکور و حرکت دوربین در یک نظم و آرایش زیبایی‌شناختی قرار می‌گیرند که هدف آن تنها انتقال اطلاعات داستانی نیست، بلکه ساختن فضا و تجربه‌ای حسی است. از این زاویه، سینمای براس را می‌توان به نوعی سینمای تزیینی، اغراق‌آمیز و منریستی به حساب آورد. اما مسئله اصلی این است که این استقلال نسبی فرم، چه نسبتی با سوژگی زنانه دارد؟

    تینتو براس

    اگر بدن زن در قاب به‌گونه‌ای قرار گیرد که بیش از آنکه کنشگر روایت بوده، صرفاً حامل لذت بصری باشد، میزانسن به ابزار ابژه‌سازی تبدیل می‌شود. در این وضعیت، کیفیت هنری قاب‌بندی لزوماً به معنای رهایی‌بخش بودن آن نیست. به بیان دیگر، ممکن است یک بدن به‌شکلی بسیار زیبا، پیچیده و هنرمندانه قاب‌بندی شود، اما همچنان در مقام ابژه لذت قرار داشته باشد. این نکته برای فهم سینمای براس بنیادی است. یعنی زیبایی‌شناختی‌کردن ابژه‌، خودبه‌خود مانع از ابژه‌سازی آن نمی‌شود.

    فیلم «سالن کیتی» یکی از مهم‌ترین فیلم‌های براس برای تحلیل رابطه سکس و قدرت است. فیلم در فضای آلمان نازی و در بستری شکل می‌گیرد که در آن یک روسپی‌خانه به ابزاری برای جاسوسی و کنترل سیاسی تبدیل می‌شود. در این فیلم، سکس از قلمرو خصوصی خارج شده و به بخشی از سازوکار قدرت دولتی تبدیل می‌شود. بدن‌ها نه فقط موضوع لذت، بلکه موضوع نظارت، ثبت و استفاده سیاسی‌اند. همانطور که فوکو گفته است؛ قدرت، صرفاً از طریق منع و سرکوب عمل نمی‌کند، بلکه از طریق تولید موقعیت‌های جنسی، سازمان‌دهی رفتار و نظارت بر بدن‌ها نیز اعمال می‌شود.

    از نظر فرمال، «سالن کیتی» از فضای اغراق‌آمیز، دکورهای متراکم، لباس‌ها، آرایش و صحنه‌آرایی‌های نمایشی استفاده می‌کند. این اغراق در نمایش جهان نازیسم، فیلم را از واقع‌گرایی مستندگونه جدا ساخته و کیفیتی گروتسک و کابوس‌گونه به آن می‌دهد.

    تینتو براس

    ژان‌فرانسوا روژه، فیلم را اثری کارناوالی و اروتیک دانسته که در آن فتی‌شیسم بصری با نقد قدرت پیوند می‌خورد. او این فیلم را در امتداد نوعی جهان تباه‌شده و منحرف قرار می‌دهد که یادآور «لعنت شدگان» ویسکونتی و تصاویر گروتسک «کازانوا»ی فلینی است. اما به اعتقاد منتقدان فمینیست، زنان در این فیلم، هم‌زمان قربانی سازوکار سیاسی و حامل جذابیت و لذت بصری‌اند. بدن زنانه فقط در ساختار قدرت نازی‌ها مورد بهره‌برداری قرار نمی‌گیرد، بلکه تینتو براس نیز همان بدن‌ها را در قالب تصاویر جذاب و تحریک‌کنندۀ اروتیک به تماشاگر عرضه می‌کند. بنابراین، فیلم در یک وضعیت پاردوکسیکال قرار دارد. از یک سو، بهره‌کشی جنسی را درون دستگاه اقتدار سیاسی نمایش می‌دهد و آن را به نقد می‌کشد و از سوی دیگر، این بهره‌کشی را به تجربه‌ای تماشایی، هیجان‌انگیز و لذت‌بخش بدل می‌سازد.

    این پارادوکس را نباید با یک حکم ساده حل کرد. بلکه باید پرسید آیا فرم فیلم فاصله انتقادی کافی از موضوع خود ایجاد می‌کند، یا تماشاگر را در همان لذتی شریک می‌سازد که فیلم ظاهراً به نقد آن می‌پردازد.

    منتقدان مخالف براس به‌ویژه با تکیه بر نظریه‌های انتقادی معاصر، از جمله فمینیسم و مارکسیسم، سینمای براس را به شدت به چالش کشیده‌اند. منتقدان مارکسیست، متأثر از آرای متفکران مکتب فرانکفورت در باب صنعت فرهنگ، فیلم‌های براس را به خاطر کالایی‌سازی بدن و سرمایه‌داریِ جنسی، مورد نقد قرار داده‌‍اند. به اعتقاد آنها، فیلم‌های براس، مصداق بارز کالایی‌سازی بدن (Commodification of the Body) اند. در نظام سرمایه‌داری متاخر، میل جنسی به یک ارزش مبادله‌ای تقلیل می‌یابد. فیلم‌هایی نظیر «اسنک بار بوداپست» (۱۹۸۸) یا «پاپریکا» (۱۹۹۱) فضایی را به تصویر می‌کشند که در آن انسان‌ها و به‌ویژه اجزای بدن زنان، به کالاهایی مصرفی برای بازار و مخاطبان سینما، سرگرمی و لذت جنسی تبدیل می‌شوند. بر این اساس اگر به فیلم «سالن کیتی» نگاه کنیم، می‌بینیم که در آن بدن زن به نوعی سرمایه جنسی تبدیل می‌شود که قدرت سیاسی آن را تصاحب کرده و به کار می‌گیرد. در اینجا سکس، پول، کنترل و قدرت در یک ساختار مشترک قرار دارند. بااین‌حال، برای تحلیل دقیق فیلم با رویکرد مارکسیستی؛ باید میان نمایش کالایی‌شدن و بازتولید کالایی‌شدن تفاوت بگذاریم. فیلم ممکن است سازوکار کالایی‌شدن را نشان دهد، اما در عین حال، با عرضه بدن به‌عنوان جاذبه تصویری، خود نیز در همان سازوکار مشارکت کند.

    به اعتقاد منتقدان چپ‌گرا، فیلم‌های براس به تدریج از رادیکالیسمِ اولیه در دهۀ شصت، به مرور در دهه‌های بعد تهی شد و در خدمت تولید انبوهِ فانتزی‌های بصری برای طبقه متوسطِ مصرف‌گرا و لذت‌طلب قرار گرفت. از سوی دیگر، منتقدان فمینیست در پرتو نظریه “نگاه خیرۀ مذکر” (male gaze) لورا مالوی و ابژه‌سازی  از زنان، نقدهای تندی را علیه تینتو براس مطرح کردند. به اعتقاد این دسته از منتقدان؛ فیلم‌های براس نمونه‌های عریانِ تکه تکه کردن بدن زنانه (Body Fragmentation) اند. دوربین او، عامدانه، صورت و عاملیت انسانی زن را پس‌می‌راند و تمرکز خود را بر ارضای میل چشم‌چرانانه (Voyeurism) مخاطب مرد متمرکز می‌کند. این نقد به‌ویژه دربارهٔ تبدیل بازیگرانی چون استفانیا ساندرلی، سرنا گراندی و دبورا کاپریولیو به “سمبل سکس”‌ مطرح شد.

    تینتو براس

     برخلاف ادعای خودِ براس که فیلم‌هایش از جمله فیلم «چشم‌چران»(۱۹۹۴) را مدافع “آزادی جنسی زنان” معرفی می‌کرد، منتقدان فمینیست معتقدند که این آزادی، ساختگی و در خدمتِ فانتزیِ مردانه است. در این فیلم‌ها، زنان فاقد عاملیت‌اند‌ و صرفاً بازتاب‌دهنده‌ی آرزوهای جنسی شخصیت‌های مرد فیلم‌اند. براس، در واکنش به نقد منتقدان فمینیست، مدعی بود زنانِ فیلم‌هایش را از “ابژه” به “سوژه” تبدیل کرده است و آنها شخصیت‌هایی‌اند که میل، لذت و انتخاب جنسی خود را تعیین می‌کنند، هرچند این ادعا از نظر فمینیست‌ها، توجیه قابل دفاعی برای سوء‌استفاده از بدن زن برای کامجویی مردانه در فیلم‌هایش نبود.

    براس، خود تأکید می‌کرد که “مرکزیت تدوین” از عناصر ثابت کارش است؛ یعنی حتی در فیلم‌های اروتیک او مسئله، فقط نمایش بدن نیست، بلکه برش، تکرار، طنز بصری و آهنگ تصویر اهمیت دارد. او کار خود را اغراق‌آمیز، گروتسک و سوررئال می‌دانست و می‌گفت فیلم‌هایش دارای “خشمِ تمسخرآمیز، گوگردی و آنارشیستی” است. به اعتقاد مدافعان براس، این زبان، ریشه در سنت کمدی ایتالیایی، پوپ‌آرت و سینمای مخالفِ نهادهای حاکم دارد. به اعتقاد این افراد؛ در فیلم‌های اروتیک اولیۀ براس مثل «سالن کیتی» و تا حدی «کالیگولا»، اروتیسم با فاشیسم، جاسوسی، فساد سیاسی و استبداد گره خورده بود؛ یعنی بدن و میل جنسی، ابزار نمایشِ قدرت بودند، نه فقط موضوعی جنسی و شهوت‌انگیز.

    فیلم «کالیگولا»، به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال مسئله‌دارترین آثار براس نمونه خوبی برای این بحث است. از نظر زیبایی‌شناختی، «کالیگولا»، واجد نوعی معماری بصری قابل توجه است. فیلم با بهره‌گیری از دکورهای عظیم، معماری اپرایی، لباس‌های پرزرق‌وبرق و بازی اغراق‌آمیز، جهان امپراتوری روم را به صحنه‌ای از فساد، خشونت و افراط تبدیل می‌کند. در این فیلم، قدرت سیاسی به شکل اعمال قدرت بر بدن‌ها ظاهر می‌شود. بدن‌ها در معرض تحقیر، خشونت، نمایش و مصرف قرار می‌گیرند. سکس نه یک تجربه خصوصی، بلکه بخشی از نمایش اقتدار است. دانيلو دوناتی، طراح صحنه، با ساخت فضاهای عظیم و اغراق‌شده، جهان فیلم را از واقع‌گرایی تاریخی دور کرده و به نوعی تئاتر سیاسی نزدیک می‎کند. این ویژگی می‌تواند به فیلم ارزش فرمی بدهد؛ اما ارزش فرمی را نباید با ارزش اخلاقی یا سیاسی یکسان دانست. در واقع، فیلم در نقطه‌ای دشوار برای قضاوت قرار می‌گیرد. آیا نمایش افراطی صحنه‌های جنسی و خشونت، سازوکار فساد قدرت را افشا می‌کند، یا همان افراط‌گرایی پورنوگرافیک را به جاذبه اصلی فیلم بدل می‌کند؟ درواقع «کالیگولا»، نمونه‌ای است از فیلمی که ارزش بالقوه سیاسی و زیبایی‌شناختی آن با تناقضات جدی در شیوه عرضه بدن و خشونت همراه است.

    از طرفی مسئله تاریخی تولید فیلم نیز در اینجا اهمیت دارد. ظاهراً براس می‌خواست اثری طنزآمیز دربارهٔ قدرت بسازد اما باب گوچیونه، تهیه کننده فیلم و بنیان‌گذار «پنت هاوس»، بدون اجازهٔ او صحنه‌های پورنوگرافیک و “هاردکور” را فیلم‌برداری و در زمان تدوین به فیلم اضافه کرد. به همین دلیل براس و گور ویدال، فیلمنامه‌نویس فیلم، نامشان را از فیلم حذف کردند. با این حال، راجر ایبرت، «کالیگولا» را “زباله‌ای شرم‌آور و بی‌ارزش” خواند و نگاه تحقیرآمیز و سادوماژوخیسم براس را زیر سوال برد. درصورتی که «کالیگولا» را نمی‌توان بدون توجه به شرایط تولید و تدوین آن ارزیابی کرد. به عبارتی نسخه‌ای که مخاطبان از جمله راجر ایبرت دیده، لزوماً بیانگر دیدگاه براس به عنوان کارگردان فیلم نبود، هرچند فیلم‌های بعدی براس نشان داد که مرز میان اروتیسم و پورنوگرافی در فیلم‌های او بسیار باریک است.

    «کلید» (با بازی استفانیا ساندرلی)، یکی از مهم‌ترین فیلم‌های دوره اروتیک براس است. فیلم بر اساس رمانی از جونیچیرو تانیزاکی ساخته شده و حول رابطه زناشویی، میل، نوشتار و تماشا شکل می‌گیرد. در ساختار روایت، دفتر خاطرات و ثبت تجربه جنسی نقش مهمی دارند. رابطه میان زن و شوهر از طریق نوشتار، کنجکاوی، افشاگری و تماشای غیرمستقیم شکل می‌گیرد. این ساختار از نظر سینمایی اهمیت دارد؛ زیرا میل در فیلم صرفاً از طریق کنش مستقیم بیان نمی‌شود، بلکه از طریق واسطه‌های تصویری و نوشتاری تولید می‌گردد. بااین‌حال، مسئله فمینیستی فیلم بسیار پیچیده است. از یک طرف، زن در فیلم دارای میل است؛ او صرفاً موضوع میل مرد نیست بلکه در رابطه زناشویی، کنش‌هایی انجام می‌دهد که از چارچوب اخلاق متعارف فاصله می‌گیرند. لذا فیلم می‌تواند نوعی مقاومت در برابر اخلاق جنسی محافظه‌کارانه تلقی شود. اما از طرف دیگر، این آزادی جنسی درون ساختاری قرار دارد که بدن زن را به موضوع کنجکاوی و تماشای مردانه تبدیل می‌کند. در نتیجه، پرسش این است که آیا زن واقعاً صاحب نگاه است یا صرفاً به عنوان ابژۀ میل در درون یک ساختار مردانه برای تماشا و لذت جنسی قرار دارد؟ این پرسش را می‌توان در چارچوب نظریۀ «نگاه خیرۀ مردانه» (male gaze)  لورا مالوی بررسی کرد.

    تینتو براس

    مالوی در مقالۀ معروفش با عنوان “لذت بصری و سینمای روایی” (۱۹۷۵) استدلال می‌کند که سینمای روایی کلاسیک غالباً نگاه را در اختیار مرد قرار می‌دهد و زن را به تصویر یا منظره‌ای برای لذت بصری تبدیل می‌کند. در فیلم «کلید»، مسئله فقط نمایش بدن زن نیست، بلکه مسئله، نحوۀ شکل‌دهی نگاه تماشاگر است. اگر دوربین و ساختار روایت، بدن زن را در مقام موضوع لذت بصری تثبیت کنند، حتی روایت آزادی جنسی زن نیز ممکن است درون همان ساختار نگاه مردانه باقی بماند. گابریله ریگولا در مقاله‌اش دربارۀ «کلید»، به‌طور مشخص به بازنمایی استفانیا ساندرلی در فیلم و مسئله سن، ستاره‌بودن و جنسی‌سازی بدن بازیگر زن پرداخت. او در این مقاله نشان داد که چگونه تصویر ساندرلی در فیلم، در پیوند با گفتمان‌های مربوط به سن و بدن زنانه، به موضوعی برای تحلیل فرهنگی تبدیل شده است. اهمیت مقالۀ ریگولا در آن است که بحث را از سطح قضاوت درباره محتوای جنسی فیلم فراتر ‌برده و به مسئله تولید و دریافت تصویر زن در سینما ‌کشانده است.

    بنابراین پرسش مهمی که دربارۀ فیلم «کلید» مطرح است این است که آیا براس در این فیلم، میل زنانه را به رسمیت می‌شناسد یا آن را به شکلی بازنمایی می‌کند که همچنان برای تماشاگر مرد جذاب و قابل مصرف باشد؟ پاسخ را نمی‌توان صرفاً از داستان فیلم استخراج کرد. باید فرم بصری، زاویه دید، مدت‌زمان نمایش بدن و جایگاه تماشاگر را نیز در این میان بررسی کرد.

    به هر حال تینتو براس، فیلم‌سازی مهم اما ناهمگون بود که هیچ‌گاه از شکستن تابوهای جنسی و زیر پا گذاشتن خطوط قرمز اخلاق رسمی نهراسید. اما تمرکز مداوم او بر برهنگی و تنانگی  زنانه، آثار او را درهزارتوی بحرانِ بازنمایی جنسی گرفتار کرد. فیلم‌های آغازینش ارزش مطالعهٔ جدی در سینمای آوانگارد و سیاسی ایتالیا را دارند و فیلم‌های اروتیک‌اش بااینکه از نظر طراحی صحنه، رنگ، طنز و مونتاژ، جذاب و قابل توجه‌اند اما با مسائل جدی مثل “نگاه خیرۀ مردانه”، فتیش بدن زنانه و کالایی‌شدن زن در بازار سینما روبه‌رو هستند. بااینکه او ادعا می‌کرد که اروتیسم را به عنوان زبانی برای آزادی و نقد قدرت به کار گرفت اما عملاً در صنعتی کار می‌کرد که بدن زن را به کالایی برای لذت بصری، چشم چرانی و تبلیغات تبدیل می‌کرد و این کار او را در معرض نقد فمینیستی جدی قرار می‌داد.

     به این ترتیب تینتو براس در تاریخ سینما، در نقطه‌ای خاکستری و پرمناقشه ایستاده و در میان یک پارادوکسِ بزرگ زیباشناختی گیر افتاده است. از یک سو، در چارچوب نظریه سینمای “کمپ”، او فیلم‌سازی ساختارشکن، طناز و مسلط به زبانِ فرم است که کلیشه‌های اخلاقیِ جامعه سنتی ایتالیا را به سخره می‌گیرد؛ و از سوی دیگر، از منظر نقدِ اجتماعی و سیاسی فمینیستی و مارکسیستی، آثار او تجسمِ عریانِ کالایی‌سازی بدنِ زن و بازتولیدِ فانتزی‌های قدرت‌محورِ مردانه زیرِ نقابِ فریبنده‌ی هنر و بازیِ فرمال‌اند. نقدهای مارکسیستی و فمینیستی به درستی نشان می‌دهند که زیرِ پوششِ جذابِ فرم بصری و لحن طنازانه فیلم‌های براس، روابط قدرتِ نابرابر و شیء‌انگاری عمیقی نهفته است که سینما را به ابژۀ مصرفِ محض تقلیل می‌دهد.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیگل سرخی روی تل تاپاله؛ درباره‌ی رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    پنج نامه‌ی کوتاه به ترانه علیدوستی

    بی‌تا ملکوتی

    هاضمه‌ی دوران | یادداشتی بر دیگِر (Digger) ساخته‌ی الخاندرو گونزالز ایناریتو

    امیرعطا جولایی

    سیاستِ تصویر در آینه سقوط اخلاقی؛ خوانشی انتقادی از «پرتوها و سایه‌ها» (The Rays and Shadows) ساخته خاویر ژیانوُلی

    مینا ایران‌فدا
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    سینمای تینتو براس؛ اروتیسم رهایی‌بخش یا پورنوگرافی و ابژه ساختن بدن زنانه

    گل سرخی روی تل تاپاله؛ درباره‌ی رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته

    پنج نامه‌ی کوتاه به ترانه علیدوستی

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.