ترانه علیدوستی، بازیگر مشهور و توانای سینمای ایران، بعد از سه سال دوری و سکوت، دوباره به جلوی دوربین بازگشت. بازگشتی پرشکوه و تاثیرگذار در مستندی از خودش ساختهی پگاه آهنگرانی دیگر بازیگر و مستندساز مطرح سینمای ایران و به تهیه کنندگی شبکهی بیبیسی فارسی. این بازگشت چنان غوغایی به پا کرده که عکسهای ترانه و مطالبی در مورد او تمام فضای مجازی را به خود اختصاص داده و اکثریت کابران شبکههای اجتماعی در ستایش و تحسین شجاعت و تاثیر انتخاب درست او، بهایی که به خاطرش پرداخته و تک تک جملات و پلانها و سکانسهای مستند، در همین مدت کوتاه، صدها هزار پست منتشر کردهاند.
ترانه علیدوستی در بخشی از این مستند میگوید: «ما هنور هستیم، ما هنوز وجود داریم» جملهای که چکیدهی کل مستند است. او بعد از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی و شکل گیری همان اتفاقی که ترانه از آن به عنوان «انقلاب مهسا» یاد میکند، با انتشار عکس بیحجابی از خود، حضور در سینمای مجوزدار دولتی را کنار گذاشت، به پستهای اعتراضی خود به کشته شدن جوانها و اعدام آنها ادامه داد، در نهایت بازداشت و به سلول انفرادی اوین منتقل شد. بعد از آزادی، به یک نوع بیماری نادر خودایمنی مبتلا شد که به خاطر آن یک سال از نظرها پنهان ماند اما با پخش این مستند که از راه دور ساخته شده، در نقش یک شهروند مسئولیت پذیر بازگشته تا بگوید هنوز هست و هنوز همانطور میاندیشد که به خاطرش تاوان داده، به خاطرش از حرفه و هنر مورد علاقهاش گذشته و به خاطرش حتی حس مادری را زیر پا گذاشته، تا به دیکتاتور و سیستم دیکتاتوری حاکم بر سرزمیناش «نه» بگوید. «نه»ای تاریخی که توسط یکی دیگر از بازیگران هم نسل و هم دورهایاش در این مستند ثبت شده تا برای آیندگان بماند. پگاه آهنگرانی خود از بازیگران و فیلمسازانی است که بعد از انقلاب مهسا، تصاویر بدون حجاب و با پوشش اختیاری خود را منتشر کرد تا در این اعتراض مدنی گسترده شریک باشد.
به بهانهی این «نه» تاریخی، که سه سال بعد از شروع جنبش «زن، زندگی، آزادی» به همگان یادآوری کرد این جنبش زنده و پویاست و تاریخی به قدمت تاریخ ایران و به طور مشخص به قدمن ۴۷ سال اخیر بعد از انقلاب ۵۷ دارد، نگاه کوتاهی کردهام به پنج فیلم از ترانه علیدوستی که در آنها نقش زنانی دارد که نترس و سربلند، به پدر، به همسر، به اطرافیان، به سنتهای پوسیده مردم و به قوانین قرون وسطایی حاکم بر جامعه «نه» گفتهاند.
۱- «من ترانه پانزده سال دارم»

این فیلم به کارگردانی رسول صدرعاملی، اولین فیلم ترانه علیدوستی است که در سال ۱۳۸۰ ساخته شده و در آن، او در نقش دختری دبیرستانی ظاهر میشود که از یک رابطهی (در فیلم صیغهای) اما در حقیقت دوست دختری- دوست پسری باردار شده و علیرغم تلاش مادر پسر و تمامی اطرافیاناش برای سقط جنین، تصمیم میگیرد که بگوید «نه» و بچه را نگه دارد. ترانه علیدوستی که خود نیز در زمان ایفای نقش «ترانه»ی این فیلم، دختری دبیرستانی بوده، با وجود تمام مشکلات و موانع، با وجود تمام تحقیرها و توهینها، و با پانزده سال سن، بر سر تصمیم خود می ایستد و با اینکه میداند، زندگی دشواری در پیش خواهد داشت، اما جنین را نگه میدارد و در نهایت با یک اقدام فمینیستی، در زمان گرفتن شناسنامه برای دخترش، نام خانوادگی خودش «پرنیان» را انتخاب میکند و با سری بلند و در حالیکه لبخند بر لب دارد، اعلام میکند که دخترش پدر ندارد و تنها مادری که خودش باشد، برای او کافی است. این اولین «نه» ترانه علیدوستی در مقابل چشمان هزاران مخاطب فیلماش بود.
۲- «شهر زیبا»

ترانه علیدوستی در فیلم شهر زیبا، ساختهی اصغر فرهادی، که در سال ۱۳۸۲ ساخته شده، نقش فیروزه را بازی میکند. زن جوانی که برادرش در آستانهی اعدام است. او که خود در این فیلم تنها ۲۰ سال دارد، یکی از درخشانترین و مهمترین نقشهایش را روی پردهی سینما ثبت کرده است. فیروزه با وجود یک دختر نوزاد، از شوهر معتاد و خشناش جدا شده و با کار در رختشورخانهی بیمارستانی، خرج خود و نوزادش را در میآورد. داستان از جایی شروع میشود که علا، هم زندانی اکبر برادر فیروزه، مرخصی میگیرد و به در خانهی فیروزه میآید تا با کمک خواهر اکبر از خانوادهی مقتول رضایت بگیرد. اکبر در شانزده سالگی دختر حاج ابوالقاسم را کشته و حالا که به هجده سالگی رسیده، حکم او قصاص و اعدام است، مگر آنکه پدر دختر رضایت بدهد. فیروزه که دختر جوانی در حدود بیست و یکی دوساله است، ابایی ندارد که برای گرفتن رضایت از خانوادهی مقتول توهین بشنود و تحقیر شود. او ابایی ندارد که عاشق پسری از خودش کوچکتر بشود. پسری که دوست برادر در بنداش است و برای گرفتن رضایت از خانوادهی مقتول با فیروزه آشنا شده. او حتی ابایی ندارد که وقتی علا میگوید: «از دختری که سیگار میکشد، بدش میآید»، جلویش بایستد و بگوید: «اما من خوشم میاید» و سیگاری بردارد و روشن کند. و در نهایت انقدر شخصیت قویای دارد که به خاطر حفظ جان برادرش از طناب دار، به کسی که عاشقاش شده، به علا، بگوید: «نه»
۳- «کنعان»

در فیلم کنعان که در سال ۱۳۸۶، توسط مانی حقیقی ساخته شده، ترانه علیدوستی نقش مینا، زن جوانی را بازی میکند که در ده سالگی ازدواجاش، دچار ملال و آزردگی شده و تصمیم گرفته به همسرش (که زمانی عاشقاش بوده) و زندگی مرفه امروزش، نه بگوید و برای ادامه تحصیل به کانادا برود. مینا که زمانی دانشجوی همسرش بوده و در حقیقت با استادش ازدواج کرده، به نظر میرسد که مشکل خاصی در زندگی ندارد. همسرش مرتضی که نقش آن را محمدرضا فروتن بازی میکند، مردی است خوشقیافه، موفق و پولدار. عاشق میناست و هیچ چیزی برایش کم نمیگذارد. اما مینا بعد از ازدواج با مرد رویاهایش، به این نتیجه رسیده که این زندگی آن چیزی که او میخواسته نیست. او میخواسته ادامه تحصیل بدهد و برود دنبال رشتهای که بتواند در آن شغلی پیدا کرده و یک موقعیت اجتماعی موفق داشته باشد. از سوی دیگر روزمرگی مینا را رنج میدهد و انگار دچار نوعی افسردگی اگزیستانسیالیستی شده است. رنجی فلسفی که مینا را وادار میکند به همسرش «نه» بگوید و رفاه و امنیت زمان حالاش را فدای آیندهای نامعلوم کند. آیندهای که اگرچه در هالهای از ابهام است اما برای مینا راه رهایی است. او آنچنان زندگی امروزش را در بند و حصار می بیند که مصمم میشود مقابل همسرش بایستد و از او درخواست طلاق کند. اصرار مرتضی برای حفظ عشق و زندگی مشترک هم کارساز نیست. مینا تصمیماش را گرفته. اگرچه با ورود خواهرش از آلمان به ایران، و اتفاقاتی که میافتد در نهایت باعث تحولاتی در مینا میشود اما باز این خود اوست که به نتیجهی دیگری میرسد و تصمیم جدیدی مبنی بر ماندن میگیرد. چون مینا در ذات خود، محافظهکار و سازشگر نیست. مینا میتواند هر زمان که اراده کند، «نه» بگوید.
۴- «اورکا»

نقشی متفاوت از همهی نقشهایی که ترانه علیدوستی در حدود بیست سال فعالیت بازیگری خود داشته است، در فیلمی متبلور شد به نام «اورکا»، اولین ساختهی بلند سحر مصیبی در سال ۱۴۰۰. فیلمی که هم فیلمنامهنویس، طلا معتضدی، هم کارگردان، سحر مصیبی، هم تهیه کننده، مهتاب کرامتی و هم شخصیت اصلی فیلم، ترانه علیدوستی زن هستند. ترانه در این فیلم نقش «الهام اصغری» را بازی می کند. شخصیتی حقیقی که تلاش داشت رکورد گینس شنا کردن با دستهای بسته در آبهای آزاد در جهان را بشکند اما با مخالفت مسئولین حکومتی مواجه شد. ترانه علیدوستی برای این فیلم مجبور شده در آب سرد دریا، دقایق بی شماری شنا کند، آن هم با دستهای بسته. ترانه برای آماده شدن، تمرینهای شنای فراوانی انجام داده و در شرایط دشواری بدناش را برای ایفای این نقش آماده کرده است. او در این فیلم نشان میدهد که چطور الهان اصغری حتی با وجود پوشیدن لباس شنای اسلامی، کلاه و حتی شنل بلند، از طرف مقامات ورزشی دولتی تحت فشار بوده تا رکورد خود را ثبت نکند. ترانه با تمام وجودش به ایفای این نقش شناگر ایرانی پرداخته و با رگ و پی و استخواناش نشان داده که الهام اصغری با چه موانع مضحک و خنده دار و در عین حال دردناک و مشقتباری مواجه بوده است. هرچه خانم مسئول مربوطه بیشتر سختگیری میکند و بیشتر مانع پیش پای الهام میگذارد، او برای رسیدن به هدفاش مصممتر میشود و آنقدر ادامه میدهد که در نهایت نه در دریای شمال که در دریای جنوب موفق به ثبت رکورد شنا با دستان بسته میشود. الهام که به علت خشونت شدید فیزیکی از همسرش جدا شده، هر نهای که میشنود، بیشتر تلاش میکند تا مقابل آن نه، نه بلندتری بگوید و در آخر این «نه» اوست که برندهی میدان است. «اورکا» یکی از مهمترین فیلمهای سینمای ایران و شخصیت محوریاش یکی از پرقدرتترین و جنگجوترین شخصیتهای زنی است که در سینمای ایران آفریده شده است. زنی که عصیان را در مقابل بیعدالتی و آپارتاید جنسیتی برمیگزیند.
۵- «برادران لیلا»

برادران لیلا دیگر فیلمی است که لیلا، دختر یک خانوادهی محروم و فقیر، نقش اصلی و محوری را بر عهده دارد و نقش آن را به زیبایی هر چه تمامتر ترانه علیدوستی بازی میکند. لیلا که همیشه مورد تحقیر پدر و مادر پیرش بوده، سعی میکند چهار برادر خود را از منجلاب فقر و تنگدستی نجات دهد و تشویقشان میکند با چهل سکهای که پدرشان دارد، مغارهای پیش خرید کرده و برای خودشان کسب و کار راه بیاندازند. برادرهای لیلا ابتدا حرف او را میپذیرند اما تحت سیطرهی پدر پیر و فریبکارشان، مغازه را پس میدهند، در حالیکه سکه روز به روز گرانتر شده و آنها روز به روز فقیرتر میشوند. لیلا تنها عضو خانواده است که جلوی ظلم پدر قد علم کرده و علیه او دست به شورش میزند. در یکی از سکانسهای تاثیرگذار و تکان دهندهی فیلم، لیلا در مقابل چشمان از حدقه درآمدهی مادر و چهار برادر به پدرش میگوید، گاهی تنبیه باید برای بزرگترها باشد و سیلی محکمی به صورت پدرش میزند. صحنهای که میتوان از آن این برداشت را نیز داشت که لیلای فیلم در حقیقت به دیکتاتور حکومت اسلامی نه میگوید و جلوی او می ایستد. او که با ظلم و بیعدالتی و استبدادی که بر کشور حاکم کرده، نه تنها باعث فقر و فلاکت میلیونها آدم شده، بلکه یک کشور متمدن و چند هزار ساله را به ورطهی تباهی و نابودی کشانده است. همانطور که پدر خانواده، با اعتقادات، با خرافهها و با اعمال ظالمانهاش باعث نابودی پسرها و دخترش شده است. ترانه علیدوستی چنان این صحنه را با قدرت بازی میکند که انگار این خشم و نفرت از درون واقعی خودش، در مقابل صدها سال مردسالاری نهادینه شده و استبداد حکومتی در ایران میجوشد و به نمایش درمیآید. این فیلم توسط سعید روستایی و در بهار سال ۱۴۰۱ ساخته شده است.
پخش مستند «ترانه» ساختهی پگاه آهنگرانی، نکات مهم بسیاری داشت. اما شاید مهمترین نکتهاش این بود که غبار فراموشی و فرسودگی را از ذهنهای بسیاری زود. از ذهن کسانی که فکر میکردند جنبش «زن، زندگی، آزادی» تمام شده است. ترانه علیدوستی در این مستند، زلال و آرام و با لبخند، یادآوری میکند که مطالبات معترضان همچنان پابرجاست و حضور زنان معترض بدون حجاب اجباری، از جمله خود ترانه، در فضاهای عمومی در ایران، حاکی از ادامهی یک مبارزهی مدنی صلحطلبانه و ادامهی جنبشی است که خواستههایی بیشتر از حذف حجاب اجباری دارد. پخش این مستند مهم و تاریخی، جوانهی امید را در دل ایرانیهای بسیاری تبدیل به درختی جوان، با ریشههایی رسیده به جویبار، شاخههایی به سمت آفتاب و گلهایی به سرخی خون جاری در وطن کرد. ترانه زیباترین بازیاش را در مهمترین نقشاش ایفا کرد.


