Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

    شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

    توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      «اودیسه» کریستوفر نولان؛ بادکنک بادشده

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵

      «حجامت» و زیبایی‌شناسی فستیوالی

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵

      باده ناخورده | در سینمای عباس کیارستمی

      ۲۵ تیر , ۱۴۰۵

      فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۳- اجاره‌نشین‌ها (داریوش مهرجویی)

      ۲۳ تیر , ۱۴۰۵

      سینمای هنری اروپا در اوج | گزارشی از جشنواره‌ی کن ۲۰۲۶

      ۶ خرداد , ۱۴۰۵

      مرور فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره کن: یک دور کامل

      ۴ خرداد , ۱۴۰۵

      روایتی از مقاومت در برابر فاشیسم | نگاهی به فیلم «زمین و آزادی» ساختۀ کن لوچ

      ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۵

      شهر از پنجره؛ درباره‌ی فیلم یک روز به‌خصوص از اتوره اسکولا

      ۲۲ تیر , ۱۴۰۵

      مرگ دوبارۀ مایکل | یادداشتی بر فیلم «مایکل» به کارگردانی آنتوان فوکوا

      ۲۰ تیر , ۱۴۰۵

      روابط مدرن؛ سوژۀ خلق وحشت! | یادداشتی بر فیلم شیفتگی (Obsession) به کارگردانی کری بارکر

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      «بی‌عاطفه»؛ کارخانه‌ای برای تولید مردانی که تنها بهانه و  راز زندگی‌شان زن است

      ۷ تیر , ۱۴۰۵

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دمکراسی قابل صدور نیست |  نگاهی به فیلم مستند «جنگ علیه دمکراسی» جان پیلجر

      ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۵

      «اودیسه» کریستوفر نولان؛ بادکنک بادشده

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵

      شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۵

      «اودیسه» کریستوفر نولان؛ بادکنک بادشده

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵

      «حجامت» و زیبایی‌شناسی فستیوالی

      ۲۹ تیر , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      شهرنوش پارسی‌پور و سبک رئالیسم جادویی عرفانی

      ۱۸ تیر , ۱۴۰۵

      عروس‌های پستی | دربارهٔ رمان «مای نیم ایز لیلا»، نوشتهٔ بی‌تا ملکوتی

      ۴ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵

      شهر از پشت‌بام | روایتی از تغییر اتمسفر و زندگی شهری در زمان جنگ

      ۷ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      شهرنوش پارسی‌پور و سبک رئالیسم جادویی عرفانی

      ۱۸ تیر , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش پایانی

      ۲۳ تیر , ۱۴۰۵

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش اول

      ۹ تیر , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش سوم

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      معمار در نقش نویسنده: بازتعریف حرفه‌ی معماری خارج از محدوده‌ی ساختمان‌ها | بخش دوم

      ۱۸ خرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵

      تحلیلی بر تروما در حکومت­‌های تمامیت­‌خواه با نگاهی به سرزمین­ گوجه­‌های سبز اثر هرتا مولر

      ۲۴ خرداد , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما یادداشت‌ها

    ۲۸ سال بعد: بازتاب‌های سیاسی، زامبی‌های باردار و پایانی عجیب

    فیلم دنباله‌دار و مورد انتظار دنی بویل، آغازگر سه‌گانه‌ای تازه است پر از غافل‌گیری؛ اما این همه چه معنایی دارد و در ادامه باید منتظر چه باشیم؟
    جسی هاسِنگرجسی هاسِنگر۸ تیر , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    ۲۸ سال بعد
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    دنی بویل و الکس گارلند دوباره دست به کار بزرگی زده‌اند. اوایل دهه ۲۰۰۰، فیلم ۲۸ روز بعد به یکی از تأثیرگذارترین و محبوب‌ترین فیلم‌های زامبی در سال‌های اخیر تبدیل شد؛ با موجوداتی آلوده به ویروسی مرگبار که با سرعت بالا در دل انگلستانی ویران‌شده و آخرالزمانی جولان می‌دادند—موجوداتی که نه واقعاً مرده بودند، نه زنده. حالا بویل و گارلند با فیلم 28 سال بعد دوباره برگشته‌اند؛ فیلمی که از زمان اکران Sinners، بیش از هر فیلم ترسناک دیگری درباره‌اش صحبت شده و از نظر مقیاس و هیجان، بزرگ‌ترین فیلم زامبی‌محور از زمان نسخه‌ی سانسورشده‌ی جنگ جهانی زد در سال ۲۰۱۳ به حساب می‌آید. در حالی که طی این سال‌ها انبوهی از فیلم‌ها و سریال‌های زامبی‌محور ساخته شده که اغلب شبیه به هم و تکراری‌اند، ۲۸ سال بعد اثری متفاوت، پرچالش و غیرقابل پیش‌بینی است—و همین تفاوت‌ها باعث شده حالا که فیلم در نخستین آخرهفته‌ی اکرانش با استقبال زیادی روبه‌رو شده، موضوع بحث‌های گسترده‌ای باشد. در ادامه، به موضوعاتی مهم درباره‌ی سبک بصری، مفاهیم اصلی، پیامدهای اجتماعی و البته پایان‌بندی فیلم می‌پردازیم—با هشدار اینکه بخش‌های زیادی از داستان فاش می‌شود.


    هشدار: این مقاله بخشی از داستان ۲۸ سال بعد را لو می‌دهد.


    تکامل زامبی‌ها

    فیلم ۲۸ روز بعد از همان ابتدا به خاطر تصویر متفاوتی که از زامبی‌ها ارائه داد، برجسته شد. برخلاف زامبی‌های کند و متلاشی‌شده‌ای که در آثار کلاسیک جورج ای. رومرو (مثل شب مردگان زنده، طلوع مردگان و فیلم‌هایی که از آن‌ها الهام گرفتند) دیده می‌شد، موجودات این فیلم از اساس زامبی به معنای سنتی نیستند. آن‌ها قربانی ویروسی به نام «خشم» هستند که در اثر نشت از یک آزمایشگاه منتشر می­شود—ویروسی که منشأ آن به طرز مضحکی پخش تصاویر خشونت‌آمیز خبری برای میمون‌هاست! این ویروس با کوچک‌ترین تماس با خون یا بزاق فرد آلوده منتقل می‌شود، و در عرض یکی دو دقیقه، فرد تازه‌مبتلا در حالی‌که خون بالا می‌آورد، با خشونتی جنون‌آمیز به اطرافیان حمله می‌کند. این موجودات اگرچه واقعاً مرده نیستند، اما به خاطر میل بی‌امانشان به خشونت و بی‌اختیاری در حمله، رفتاری شبیه زامبی دارند—حتی اگر مشخص نباشد واقعاً در حال «تغذیه» از انسان‌ها هستند یا نه. این موقعیت در فیلم ۲۸ هفته بعد (۲۰۰۷) نیز ادامه داشت.

    در ۲۸ سال بعد نیز همین پایه حفظ شده، اما دنی بویل و الکس گارلند با گذشت زمان، گونه‌های جدیدی از موجودات آلوده را به تصویر کشیده‌اند. هنوز هم گروه‌هایی از قربانیان ویروس خشم در حاشیه‌ی بریتانیا سرگردان هستند—بسیاری با لباس‌های پاره یا حتی برهنه، که زندگی‌شان محدود به همین منطقه‌ی قرنطینه‌شده مانده است. اما اسپایک ۱۲ ساله (با بازی آلفی ویلیامز) و پدرش جیمی (آرون تیلور-جانسون) با نوعی جدید از آلوده‌ها روبه‌رو می‌شوند: موجوداتی که بدنشان به‌طرز فجیعی متورم شده، روی شکم در خاک می‌خزند و از کرم تغذیه می‌کنند. در نقطه‌ی مقابل، با زامبی‌ای به نام «آلفا» مواجه می‌شویم—موجودی قوی‌تر، درنده‌تر و هوشمندتر از بقیه که ظاهراً قادر به تولیدمثل نیز هست (و نه فقط به‌خاطر ویژگی‌های ظاهری‌اش!).

    در ادامه‌ی داستان، اسپایک و مادر بیمارش ایزلا (با بازی جودی کومر) با زنی مواجه می‌شوند که هم‌زمان هم آلوده است و هم باردار. زن به ایزلا اجازه می‌دهد تا به او در زایمان کمک کند. نکته‌ی شگفت‌انگیز این است که نوزاد کاملاً سالم به دنیا می‌آید—بی‌آن‌که نشانه‌ای از آلودگی به ویروس داشته باشد. (ایده‌ی ناقلان بدون علامت، که در 28 هفته بعد مطرح شده بود، اینجا به‌طور مشخص ذکر نمی‌شود، اما منطقی‌ست که اگر نوزاد آلوده بود، احتمالاً کسانی که او را طی یک روز آینده در آغوش می‌گیرند، دچار بیماری می‌شدند). پزشک منزوی و فیلسوف‌مآب داستان، ایان کل‌سن (با بازی رالف فاینس) این پدیده را به «معجزه‌ی جفت انسان» نسبت می‌دهد، که البته توضیحی ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد. با این حال، این نوع جدید زامبی‌ها پرسش‌های جالبی را مطرح می‌کند. آیا زامبی‌های آلفا در حال نزدیک شدن به چیزی شبیه انسان‌اند؟ آیا دوباره به نوعی شعور و تفکر دست یافته‌اند، در حالی‌که هنوز قادر به اعمال خشونت شدید هستند؟ (او چندین بار در فیلم دیده می‌شود که سر دشمنانش را همراه با ستون فقرات جدا می‌کند، صحنه‌هایی شبیه مجموعه فیلم­های predator).

    به‌طور مبهمی اشاره می‌شود که این آلفا ممکن است پدر نوزاد باشد—یعنی این‌که زامبی‌ها پس از آلوده شدن تولیدمثل کرده‌اند؛ موضوعی که نه تنها در این سری، بلکه در اغلب فیلم‌های زامبی سابقه ندارد (شاید موارد استثنایی‌ای وجود داشته باشد، ولی قطعاً جزو ویژگی‌های معمول ژانر نیست). با این حال، نرخ تولیدمثل زامبی‌ها به نظر بسیار پایین است. دکتر کل‌سن به‌درستی اشاره می‌کند که نوزاد انسان بدون شیر چند روز بیشتر زنده نمی‌ماند. اگر زنان آلوده همچنان قادر به شیردهی باشند، تصور اینکه این کار چگونه انجام می‌شود—آن هم بدون انتقال ویروس—بسیار دشوار است. شاید این نوزاد، که توسط ایزلا و اسپایک نجات پیدا کرده، نخستین کودک زامبی‌زاد باشد که زنده می‌ماند. از نظر مفهومی، تولد این کودک با فضای کلی داستان هماهنگ است—به‌ویژه با توجه به اجتماع ایزوله‌ای که جیمی و ایزلا در آن اسپایک را بزرگ کرده‌اند. این نوزاد، که در نهایت توسط اسپایک به آن اجتماع بازگردانده می‌شود، نشان می‌دهد که حتی در دنیایی که آدم‌ها سعی کرده‌اند خود را از بقیه جدا کنند، زندگی همچنان در جریان است—و حتی می‌تواند بدون نشانه‌های رایج آرامش‌بخش، شکل تازه‌ای از تولد و تداوم را به نمایش بگذارد. درواقع، این تنوع زامبی‌هاست که به دنیای بیرونی حالتی تازه، عجیب و ناشناخته می‌دهد—نه فقط یک آخرالزمان ساکت و منزوی. برخی تماشاگران ممکن است موجودات خزنده یا آلفا را بیش از حد اغراق‌شده یا کلیشه‌ای بدانند، یا حس کنند این تحولات بیش از حد از ریشه‌های علمی و واقع‌گرایانه‌ی فیلم اول فاصله گرفته‌اند. اما در فیلمی که ممکن است از نظر کلاسیک هیجان کمتری داشته باشد، همین عناصر تازه، باعث می‌شوند دنیای داستان همچنان غافلگیرکننده و ناآشنا باقی بماند.

    انقلاب دیجیتال

    دنی بویل همیشه به عنوان کارگردانی با سبک بصری درخشان و جسور شناخته می‌شده؛ اما در 28 سال بعد، او این سبک را به مرحله‌ی تازه‌ای می‌رساند. فیلم اصلی با استفاده خلاقانه از ویدئوی دیجیتال ابتدایی ساخته شد—تکنیکی که با وجود قدیمی شدن فناوری، هنوز هم تأثیرگذاری‌اش را حفظ کرده. کمتر فیلمی توانسته آن کیفیت زبر و دانه‌دانه‌ی تصویری را بازآفرینی کند که گاه چنان غرق در واقع‌گرایی می‌شد که به نوعی انتزاع شاعرانه می‌رسید. در دنباله‌ی جدید، بویل و فیلم‌بردار پیشین­اش، آنتونی دود مانتل، دقیقاً همان سبک بصری را تکرار نکرده‌اند. بلکه آن را به‌روزرسانی کرده‌اند: این‌بار با استفاده از ترکیب‌های خلاقانه‌ای از چند آیفون برای گرفتن تصاویری با همان حس ضرب‌آهنگ و پویایی. آن‌ها با این فناوری از زاویه‌های غیرمعمول و تند و تیزِ معروف بویل فیلم می‌گیرند، در صحنه‌های تنش‌زا از فریم‌های کوتاه منجمد بهره می‌برند، و با هوشمندی از لوکیشن‌های واقعی استفاده می‌کنند—که نتیجه‌اش یکی از متفاوت‌ترین و خاص‌ترین فیلم‌های امسال از نظر بصری است، و موفقیتی بزرگ برای مانتل به‌حساب می‌آید.

    با وجود تمام نوسانات شدید بصری، کار مانتل هیچ‌گاه اغراق‌شده یا نمایشی به نظر نمی‌رسد. بلکه تصاویر، تماشاگر را به شکلی روان و تأثیرگذار از میان تغییراتی می‌برند که بارها و بارها انتظارات را برهم می‌زنند—از جمله بخش‌هایی که بیشتر حال و هوای یک افسانه‌ی تاریک دارند تا یک فیلم ترسناک سنتی؛ مثل لحظاتی که زامبی آلفا در دوردست، در سایه‌ها ظاهر می‌شود. همان‌طور که در 28 روز بعد هم دیده بودیم، مشخص است که برخی فیلم‌سازان ممکن است در آینده از این سبک بصری تقلید کنند—البته شاید در سطح و صرفاً به شکل فرمی. اما سخت است تصور کسی که بتواند این عناصر را با چنین مهارتی در کنار هم قرار دهد. امروزه فیلم‌برداری دیجیتال به هنجار تبدیل شده، اما بویل مانند فیلم‌سازانی چون مایکل مان، استیون سودربرگ و دیوید فینچر، جزو معدود کارگردانان جریان اصلی است که توانسته با آغوش باز به تفاوت‌های این رسانه با فیلم سلولوئیدی پاسخ دهد—نه اینکه سعی کند آن‌ها را پنهان کند.

    ۲۳ سال بعد

    در دنیای فیلم، زمان کمی جلوتر از دنیای واقعی ما است—در واقع، داستان آن حدود پنج سال جلوتر از زمان حال ما جریان دارد. از نظر تاریخ اکران، این مجموعه ما را از دنیای پس از یازده سپتامبر به دورانی برده که هنوز از همه‌گیری کووید، ظهور اقتدارگرایی، و جنگ‌های بی‌شمار پس از ۹/۱۱ – از جمله درگیری‌هایی که همین حالا هم در خاورمیانه در جریان‌اند – زخم دارد و پژواک‌شان را می‌شنود. دنی بویل به‌طور مشخص از برگزیت به عنوان یکی از نقاط تمرکز در روند ساخت ۲۸ سال بعد نام برده؛ و در این فیلم، بریتانیا واقعاً منزوی است—اما نه به‌خاطر انتخاب، بلکه با اجبار، و در حال پوسیدن. گرچه فیلم اشاره‌های آشکار به کووید ندارد، می‌توان آن را نوعی تمثیل پسا‌همه‌گیری هم در نظر گرفت: جایی که اشتیاق اسپایک برای بازگشت به جهان بیرون—حتی با تمام تغییراتی که نسبت به دنیای والدینش پیدا کرده—در تضاد با قواعد سخت‌گیرانه‌ی جامعه‌ای است که در آن به دنیا آمده بر او تحمیل می‌کند؛ جامعه‌ای که می‌توان آن را به‌نوعی «قرنطینه‌ای در دل یک قرنطینه» دانست.

    در همین حین، دکتر کل‌سن تصمیم گرفته به‌جای آن‌که منابعش را صرف ساختن آینده یا تقویت دفاع کند، معبدی از جمجمه‌ها می­سازد تا مردگان را جاودانه کند—کاری که باعث می‌شود او از نظر اخلاقی از دیدگاه‌هایی چون انکار کووید یا مخالفت با واکسن فاصله بگیرد، اما همچنان نمادی از نوعی درجا زدن در سوگواری باشد. شاید عجیب به نظر برسد که دنباله‌ی فیلمی که در سایه‌ی یازده سپتامبر ساخته شد، حامل پیامی باشد شبیه «فراموش نکنید»؛ اما بویل و گارلند این شعار را وارونه می‌کنند، تا از تماشاگر بخواهند به این فکر کند که ما—به عنوان نژاد بشر—چطور باید پس از این‌همه فاجعه‌ی معاصر، مسیرمان را ادامه دهیم؟ و اساساً، چطور باید با گذشته‌ای پر از زخم و بحران، به آینده‌ای معنادار فکر کنیم؟ اینکه در باقی نقاط جهان—که طبق گفته‌ی فیلم از ویروس خشم پاک شده‌اند—چه فاجعه‌هایی رخ داده، از دیگر پرسش‌های باز و وسوسه‌برانگیز فیلم است؛ پرسشی که بی‌پاسخ می‌ماند اما ذهن تماشاگر را درگیر می‌کند.

    آن پایان چه بود؟

    روی کاغذ، ۲۸ سال بعد با یک پایان‌بندی باز و آزاردهنده تمام می‌شود که بیشتر شبیه طعمه‌ای برای دنباله‌ای احتمالی‌ست تا یک جمع‌بندی کامل. اما در واقعیت، قضیه پیچیده‌تر از این‌هاست. فیلم در حقیقت به پایانی عمیقاً تأمل‌برانگیز، غم‌انگیز و در عین حال رضایت‌بخش می‌رسد—پایانی که درهایش باز می‌ماند، اما حس بی‌سرانجامی نمی‌دهد. پس از آنکه دکتر کل‌سن برای ایزلا سرطان را تشخیص می‌دهد، او درخواست مرگ آسان می‌کند. سپس پسرش، جمجمه‌ی صیقلی‌شده‌ی او را بر فراز بنای یادبود استخوانی کل‌سن قرار می‌دهد. در ادامه، اسپایک به جامعه‌ی منزوی­شان بازمی‌گردد—اما فقط برای اینکه نوزاد و نامه‌ای به پدرش تحویل دهد. سپس دوباره به‌تنهایی به دل ناشناخته‌ها بازمی‌گردد.

    این پایان هم‌زمان هم ادامه‌دهنده‌ی مسیر بلوغ اسپایک است—که در ابتدای فیلم با اولین سفرش به خشکیِ آلوده آغاز شد—و هم نوعی انکار آن است. او نه برای سرگرمی یا آموزش تیراندازی پا به سرزمین زامبی‌ها گذاشته، بلکه تصمیم گرفته آن را واقعاً کاوش کند. با پذیرفتن مرگ مادرش، او به‌نوعی نقش مرگ در چرخه‌ی زندگی را هم پذیرفته، و حالا به‌جای انتخاب امنیت و نظم جامعه‌ی بسته‌ی خود، زندگی‌ای آزادتر و بی‌قاعده را ترجیح داده است. و بعد… یک گروه عجیب با سرکردگی مردانی به نام جیمی سر می‌رسند. صحنه‌ی پایانی فیلم در واقع ادامه‌ای است بر سکانس ابتدایی‌اش، که در جریان اولین شیوع ویروس خشم می‌گذرد: پسر نوجوانی به نام جیمی از دست زامبی‌ها فرار می‌کند، در حالی که پدر کشیشش با آغوش باز از این موجودات آخرالزمانی استقبال می‌کند. نام شخصیت آرون تیلور-جانسون در فیلم “جیمی” است، و ممکن است باعث شود بعضی تصور کنند او نسخه‌ی بزرگ‌شده‌ی آن نوجوان است. اما نه: نسخه‌ی بالغ واقعیِ جیمی (با بازی جک اوکانل، که در Sinners  هم نقش مزاحمی را ایفا کرده بود) با لباس ورزشی ظاهر می‌شود و اسپایک را از دست زامبی‌ها نجات می‌دهد. او رهبری گروهی از شبه‌نظامیان و مریدان را بر عهده دارد که با هیجان و مهارت، آلوده‌ها را از بین می‌برند—گویی به‌تازگی از دل یک فیلم گای ریچی بیرون آمده‌اند!

    و فیلم در همین‌جا تمام می‌شود—نه دقیقاً با یک پایان تعلیقی، اما در وضعیتی که تماشاگر را با سوال‌هایی درباره‌ی سرنوشت اسپایک و “جیمی‌ها” تنها می‌گذارد. اما نکته‌ای که این صحنه را برای بسیاری از مخاطبان—به‌خصوص آمریکایی‌ها—عجیب‌تر می‌کند، این است: جیمی و گروهش همگی لباس‌هایی پوشیده‌اند که تداعی‌گر ظاهر جیمی ساویل‌اند؛ مجری تلویزیونی بریتانیایی که پس از مرگش در سال ۲۰۱۱، اتهامات گسترده‌ای درباره‌ی سوءاستفاده جنسی—از جمله علیه کودکان—علیه او مطرح شد. در دنیای ۲۸ سال بعد، به‌نظر می‌رسد آن رسوایی‌ها هرگز علنی نشده‌اند؛ پس این جیمی، احتمالاً از گذشته‌ی تاریک­نامش خبر ندارد. اما برای تماشاگران سال ۲۰۲۵، دست‌کم آن‌هایی که جیمی ساویل را می‌شناسند، این صحنه‌ی ظاهراً کمیک و عجیب، به شکلی نگران‌کننده تلخ و ناراحت‌کننده می‌شود. چرا چنین ظاهری حفظ شده؟ آیا این گروه، یک فرقه‌ی مذهبی حول محور چهره‌ای تلویزیونی است که تاریخِ سقوطش سانسور شده؟ یا فیلم دارد کنایه می‌زند به اینکه در جهانی سقوط‌کرده، چه چیزهایی برای نسل‌های آینده باقی می‌ماند و چطور ممکن است تاریخِ ناخودآگاه پاک‌سازی شود؟

    در کنار این پرسش‌ها، یک سردرگمی دیگر هم اضافه می‌شود: شخصیت اصلی ۲۸ روز بعد که کیلین مورفی نقش او را ایفا می‌کرد، “جیم” نام داشت. او در این فیلم حضور ندارد (اگرچه شایعه شده که قرار است در قسمت سوم، که هنوز بودجه‌اش تأمین نشده، برگردد). پس در جهانی پر از جیم‌ها و جیمی‌ها، قرار است کدام روایت به سرانجام برسد؟ یا شاید اصلاً سؤال اصلی همین است: وقتی گذشته به شکلی تحریف‌شده ادامه پیدا می‌کند، آیا می‌توان به آینده‌ای روشن امید داشت؟

    چه چیزی در راه است؟

    خب، گای ریچی کارگردانی فیلم ۲۸ سال بعد: معبد استخوانی را برعهده نداشته—و دنی بویل هم نه. قسمت دوم که از قبل فیلم‌برداری شده، توسط نیا داکوستا کارگردانی شده؛ فیلم‌سازی که نسخه‌ی جدید کندی‌من (2021)، The Marvels و Little Woods  را در کارنامه دارد. این قسمت، که فیلمنامه‌اش را الکس گارلند نوشته، قرار است طبق برنامه در ژانویه اکران شود (هرچند گاهی دنباله‌هایی که فاصله‌ی کمی با قسمت قبل دارند، در تقویم پخش جابه‌جا می‌شوند تا از پخش زودهنگام جلوگیری شود). عنوان فیلم دوم یعنی معبد استخوانی به بنای یادبود دکتر کل‌سن اشاره دارد—ساختاری که در پایان فیلم نخست رها می‌شود، در حالی که اسپایک راهی دنیای بیرون می‌شود. این احتمال وجود دارد که فیلم دوم دوباره سراغ کل‌سن برود و ماجرای «جیمی‌ها» را برای فیلم سوم—که گفته می‌شود بویل و گارلند با حضور کیلین مورفی برنامه‌ریزی کرده‌اند—کنار بگذارد. این انتخاب کاملاً با ساختار غیرخطی و چندلایه‌ی داستانی فیلم جدید هماهنگ است که بارها تمرکز روایت را تغییر می‌دهد: چه کسی؟ کجا؟ کی؟ و چگونه زنده می‌ماند؟

    با این حال، بویل و گارلند گفته‌اند که سکانس «جیمی‌ها» زمینه‌ساز قسمت دوم است و نقش مورفی هم در فیلم سوم به همین ترتیب خواهد بود. پس می‌توان با اطمینان گفت که اسپایک همچنان شخصیت اصلی قسمت دوم خواهد ماند. اگر چنین شود، او (و همراهان احتمالی‌اش) نخستین شخصیت‌های سری ۲۸ روز بعد خواهند بود که واقعاً از یک فیلم به فیلم بعدی منتقل می‌شوند—چرا که فیلم‌های روزها، هفته‌ها و سال‌ها، هرکدام گروه شخصیت‌های جدیدی را دنبال می‌کردند. شاید «معبد استخوانی» بیشتر از آن‌که اشاره‌ای مستقیم به سازه‌ی کل‌سن باشد، مفهومی نمادین داشته باشد: اشاره‌ای به این‌که اسپایک اکنون آگاهی از مرگ و گذشته را در سفرش با خود حمل می‌کند—و این تضادی معنادار است با ظاهر پرنشاط، یکنواخت و بی‌تأمل «جیمی‌ها». یک چیز اما کاملاً روشن است: بویل و گارلند دنباله‌ای را نه با نگه داشتن مصنوعی شخصیت‌ها یا داستان‌ها برای فیلم بعدی، بلکه با سرریز کردن این جهان پسا‌آخرالزمانی از ایده‌های تازه خلق کرده‌اند.


    منبع: گاردین

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیداستان فرهاد، سیزیف ایرانی، قتل‌های زنجیره‌ای
    مقاله بعدی نشانه‌ها و معنا در «غریبه و مه» بهرام بیضایی
    جسی هاسِنگر

    مطالب مرتبط

    شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

    رضا‍ صائمی

    توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

    امیرمهدی عسلی

    «اودیسه» کریستوفر نولان؛ بادکنک بادشده

    محمد عبدی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

    شاعر روزمرگی‌های ایرانی | جهان سینمایی سروش صحت به بهانه اکران «استخر»

    توهم سورئالیسم | یادداشتی بر فیلم بک‌رومز (Backrooms) به کارگردانی کین پارسونز­

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.