Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نقد و نظریه ادبی ادبیات پیشنهاد سردبیر

    شعرِ «ری‌را»ی نیما یوشیج به عنوان نمونه‌ای از شعر هرمسی

    مازیار چابکمازیار چابک۱۹ آذر , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    ری‌را
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    «شعر هرمسی»، که بیش‌تر با بیان رمزی و درک دشوار مفاهیم آن هم‌بسته است، ویژگی‌‎های خود را در شعر نیما نیز منعکس‌‎یافته می‌‎بیند: دشوارخوان، دشوارفهم، چندمعنا، دوپهلو، پیچیده در سطح و عمق، ساختارشکن، و رازآلود. همه‌‎ی این ویژگی‌‎ها در گفته‌‎های نیماپژوهان به شکل‌های مختلف بیان شده است. وقتی نیما از دکلماسیون به‌جای موسیقی عروضی و سنتی صحبت می‌کند، یعنی اولین شاعری است که می‌گذارد کلمات، خود، خودشان را بازگو کنند. از ذوب شدن در اوبژه تا عینیت بخشیدن به ارائه‌ی شعری ضدسوبژکتیو [= ضدذهنی] خبر از میدان دید تازه‌ای می‌دهد. پایین آوردن منِ آن‌جهانی که غیرتجربی بود و تبدیل آن به یک منِ این‌جهانی، که کاملاً فانی و زمینی است، این جرئت را در شاعر به‌وجود می‌آورَد که بگوید: «من چهره‌ام گرفته/ من قایقم شکسته به خشکی». این «من» از درگاه واقعیتِ عینی به واقعیت شعری می‌رسد و پراکسیس زندگی را وارد هنر می‌کند.

    برای مواجهه با چنین شاعر پیچیده‌ای (که نه «ساده‌بین» و «ساده‌فهم» است)، از جمله راه‌هایی که برای فهم آن توصیه شده است، گوش دادنی عمیق به صدای درون متن است. هانس گئورگ گادامر، نظریه‌پرداز هرمنوتیک فلسفی، که از هرمنوتیک و فهم به مثابه‌ی نوعی وجود یاد می‌کند، پیشنهاددهنده‌ی این راه برای درک بهتر چنین متونی است. او تأکید ویژه‌ای بر «ما»ی خواننده دارد که تا جایی که امکان دارد، گوش‌های خود را از صداهای اضافی تمیز کنیم و بکوشیم سوژه‌های متن را با توجه به امکاناتِ داده‌شده‌ی متن بفهمیم. و در فرایند فهم متن هیچ‎کسی ــ حتی خودِ شاعر (چه برسد به فرزندانش!) ــ مرجعیت ندارد و نیت متن همواره جلوتر از نیت مؤلف و خواننده حرکت می‌کند. راه این است که پرسش‌های متن را با گزاره‌های خودِ متن پاسخ دهیم. در ادامه، تلاش می‌شود شعر «ری‌را» به عنوان نمو‌نه‌ای از شعر هرمسی ــ تحت «چابک نگاه او» ــ خوانده شود.

    ری‌را

    1ری‌را… صدا می‌آید امشب
    2از پشتِ «کاچ» که بندآب
    3برقِ سیاهْ ‎تابش تصویری از خراب
    4در چشم می‌کشاند
    5گویا کسی‌ست که می‌خواند.
    6
    7اما صدای آدمی این نیست.
    8با نظم هوش‌ربایی، من
    9آوازهای آدمیان را شنیده‌ام
    10در گردشِ شبانیْ سنگین
    11ز اندوه‌های من
    12سنگین‌تر
    13و آوازهای آدمیان را یکسر
    14من دارم از بَر.
    15
    16یک شب درونِ قایقْ دلتنگ
    17خواندند آنچنان
    18که من هنوز هیبتِ دریا را
    19در خواب می‌بینم.
    20
    21ری را… ری را
    22دارد هوا که بخوانَد
    23درین شبِ سیا
    24او نیست با خودش
    25او رفته با صدایش اما
    26خواندن نمی‌تواند.

    ویراستِ شراگیم یوشیج

    *

    شعر با واژه‌ای عجیب و نامنتظر آغازیدن گرفته است: ری‌را. آنچه پیش‌فرض هرمنوتیک فلسفی گادامر را برای پیش‌برد فهم ما ضروری می‌سازد این است که دل به صدای درون متن بدهیم و بکوشیم از طریق خودِ متن بفهمیم که این ری‌را بر چه چیز/ چه کس دلالت دارد. پس موقتاً جستجوی خود از این واژه‌ی دوردست را، که گاه خود را با مدلول‌هایی مانند نام زن، صدای باران، صدای پرنده، صدای موهومی از دل جنگل‌های مازندران، و صدای چرخ‌هایی که در وسط رودخانه‌ها تعبیه شده، پیوند یافته است، متوقف می‌کنیم. 

    واژه‌ی «ری‌را» با سه نقطه همراه است، و بلافاصله پس از آن، این جمله‌ی خبری می‌آید: «صدا می‌آید امشب». می‌خواهم توجه شما را پیش از هر چیز به واژه‌ی «امشب» جلب کنم. واژه‌ی امشب نشان از یکباره بودن این صداست. ناآشنایی این صدا خود را در سطر چهارمِ بند نخست، به شکل «گویا» تقویت می‌کند و شعر با قطعیت نمی‌گوید: «کسی‌ست که می‌خواند». البته باید در نظر داشت که اگرچه این غرابت در مواجهه‌ی نخست راوی با صدا، که هنوز خود را به هیئت یک «من» در بند اول وارد نکرده است ــ گویی که خود نیز محو این صدای ناآشنا شده است ــ به صورت کلی است، ولی آن‌قدَر برای راوی تشخیص‌پذیر هست که بگوید: «گویا کسی‌ست که می‌خواند»، نه پرنده‌ای یا شیئی!

    هرچه این صدا نزد او ناآشناست، مکان اما تا حدی دقیق و با بیان نظر، توصیف می‌شود. این بندآب [~ بنداب]، که تصویری از خراب را با برق سیاه‌تابَش در چشم می‌کشانَد، در پشت «کاچ» واقع است. بندآب یا آب‌بندان که محل بسته‌ای از تجمع آب است، در این شعر برقی سیاه می‌تابانَد. ولی بندآب که از خود نوری ندارد! بندآب چون آینه رفتار می‌کند و تصویر بالاسر خود را منعکس می‌سازد. بنابراین، برقِ سیاه در بندآب تابیده شده است، و طبیعتاً خرابی این تصویر و سیاهی این برق، به آسمان، یا شاید با کمی پیشروی، به هوا برمی‌گردد. بندآب، هوایی خراب را تصویر می‌کند و در همین زمان، صدای غریبی چون ری‌را شنیده می‌شود. پس اگرچه هوای خواندن نیست و هوا خراب است، ولی گویا کسی است که می‌خواند (توصیه می‌شود که بند نخست با سطرهای ۲۱، ۲۲، و ۲۳ خوانده شود).

    پس از مکثی کوتاه، شعر صراحتاً گزاره‌ی ادعایی «گویا کسی‌ست که می‌خواند» را در ابتدای بند دوم و به‌سرعت رد می‌کند. شاید این مکث کوتاه تجزیه و تحلیلی از آنچه پیشتر در حافظه‌ی «من» مانده بود را بازنمایی می‌کند. شعر بر اساس حافظه‌ی «من» می‌گوید: «اما صدای آدمی این نیست». و برای تأیید این ادعا، از دو فَکت بسیار قوی [= نظم هوش‌ربا] و ایجابی کمک می‌گیرد. یکی اینکه «من» پیشتر آوازهای آدمیان را هنگامی که مشغول گردش در شَبانِ سنگین بوده است، شنیده بود، که اتفاقاً نه آوازی مفرح و شادبخش، بلکه حتی از اندوه‌های «من» نیز سنگین‌تر بوده است، و دوم اینکه این عمل آن‎قدر تکرار شده بود که «من» آن آوازها را از بر داشت. تا اینجا محتوای این صدا و آن آوازها مشخص نیست. ولی نکته‌ی مهمی در همین بند دیده می‌شود، که شکاف محتوایی آنچه را در بندهای بعدی می‌آید، بازتر می‌کند. من تقابل بین «صدای آدمی» و «آوازهای آدمیان» را اتفاقی نمی‌بینم. نکته اینجاست که صدای ری‌را نیز گویا متعلق به «کسی است» گفته می‌شود، نه کسانی یا آدمیانی، و نه حتی «صدای آدمی» که روزگاری جزو «آدمیانِ» آوازخوان بوده است و هم‌اکنون از آنان جدا افتاده است. آنچه روشن می‌شود این است که واژه‌ی «کَس» نشان از غریبگی گوینده‌ی صدا دارد، ولی «صدای آدمی» که مشتق‌‎شده از «آوازهای آدمیان» و شکلِ مفرد آن است، برای راوی آشناست. پس نمی‌توان این ادعا را پذیرفت که چون شعر می‌گوید: «اما صدای آدمی این نیست»، ری‎را نمی‌تواند صدای انسان باشد. 

    در بند سوم اما محتوای آن آوازها فاش می‌شود. در سطر هفدهم فعل «خواندند» به صورت مجهول به‌کار می‌رود. پرسش این است که چه کسانی شبی درون قایق خواندند؟ در اینجا بهتر از هر واژه‌ی دیگری، این قید «دلتنگ» است که گره‌گشاست. آیا آنان، همان آدمیانی نیستند که آوازشان از اندوه‌های «من» سنگین‌تر بوده است. با این ادعا، یکی از چالش‌های خواندن این سطر، که هنوز هم بر سر درست خواندن آن اختلاف است، رفع می‌شود: «یک شب درونِ قایقْ دلتنگ/ خواندند آنچنان». اما آنان دلتنگِ چه بوده‌اند؟ و چرا «من» دلتنگی آنان را با اندوه خود مقایسه کرده است. در ادامه‌ی همین بند است که جهت‌گیری شعر مشخص می‌شود. این دلتنگی برای دریا، چنان هیبتی قوی را نزد راوی متصور می‌کند که در خواب وی دیده می‌شود و هنوز آن را زیر زبان خود مزه می‌کند. بدیهی است که دوگانه‌ی «آنچنان-هنوز» نوعی حسرت را در دل راوی نشان می‌دهد که مانع از آن می‌شود واژه‌ی «خواب» به معنای «خوابیدن» گرفته شود (معطوف به اغفال و جا ماندن که گذشته را بیدار می‌کند)، بلکه این «رؤیا»ی رسیدن به دریاست که در دل آن آوازها شنیده شده بود و گویی راوی نیز با آنان همراهی کرده بود (معطوف به آینده). 

    در بند چهارم، دوباره با مکثی کوتاه، صدای ری‌را دو بار تکرار می‌شود. این تکرار ضمن بیان کردن آشنایی بیشتر راوی با صدا، نشان‌دهنده‌ی تغییر وضعیت آب‌وهوایی شعر نیز است. اگرچه هنوز شب است، ولی این شب مانند آن «امشب»ی نیست که تصویری از خراب را بر بندآب می‌تابانید و هوای خواندن نداشت. بلکه این شب سیاه: «دارد هوا که بخواند». پس در این شب، که هوای خواندن دارد (به مثابه‌ی یک اصطلاح)، راوی منتظر شنیدن آن صدای ری‌رایی است که دیگر برای او آشنا شده بود.

    اما آنچه تاکنون شعر، سراسر تلاش نموده بود مبدأ صدای ری‌را نزد خواننده به صورت مبهم پنهان نگاه داشته شود، در سه سطر پایانی، به نظر می‌رسد که راوی، ری‌را را شناخته است. او به‌صراحت به وضعیت «او» نفوذ می‌کند و او را دقیق‌تر می‌شنود. سطری که در آن گفته می‌شود: «او نیست با خودش» کلیدی است و نکته‌ی بسیار مهمی را آشکار می‌سازد؛ اینکه صدای ری‌را متعلق به «او» است ــ و تأکید دوباره‌ای بر اینکه صدایی از جنس آوازهای آدمیان نیست. اما این «او» کیست؟ آیا متعلق به شاعر است؟ پیش‌فرضی بنیادین است که «من» یا «او»ی گفته‌شده در شعر لزوماً به شاعر برنمی‌گردد و اساس کار را باید در پیگیری کنش‌هایی گذاشت که شعر به سوژه‌هایش نسبت می‌دهد. یعنی باید تلاش کرد «من» یا «او»ی هر شعر را به‌طور مستقل فهمید. هر شعر دازاین خودش را دارد. دلیلی ندارد که شاعر مدام خودش را در شعرش تکرار کند. اساساً شعر این اجازه را نمی‌دهد و آن‌قدر سوژه‌هایش فراگیر است که به همان اندازه که می‌تواند خودِ شاعر باشد، می‌تواند خودِ شاعر نباشد. آنچه فقط از شعر داریم این است که این او کسی است که با خودش نیست. این سطر را چطور باید فهمید؟ اگر این «او» با خودش نیست، پس با چه کسی است؟ یعنی صدای ری‌را چه کسی را صدا می‌زند؟ آنچه شاید بیش از همه، توجه سایر تعبیرهای پیرامون این شعر را معطوف به خود کرده این بوده است که صدای ری‌را چیست یا از آنِ کیست، در حالی که به‌کلی فراموش شده که اساساً قرار است چه چیزی/ چه کسی مخاطب صدای ری‌را باشد. از این نظر، شاید سطر «او نیست با خودش» را بشود این‌گونه خواند که مخاطب این «او» خودش نیست، یعنی او خودش را صدا نمی‌زند، بلکه «دیگری» را صدا می‌زند. او با خودش نیست، بلکه با «دیگری» است، اما آیا او موفق می‌شود که توجه این «دیگری» را به خود جلب کند؟ آیا اساساً این دیگری صدای «ری‌را» را می‌شنود؟ شعر بیان می‌کند که او نمی‌تواند بخواند تا از این طریق کسی را صدا بزند، و تنها با صدایش می‌رود. پس او نمی‌تواند دیگری را با خود همراه کند. آیا صدای ری‌را خطاب به هیچ‌کس است یا هیچ گوش شنوایی برای این صدا یافت نمی‌شود؟ در اینجا، سطر انتهایی رمزگشاست: «خواندن نمی‌تواند». او می‌خواهد کسی را بخوانَد، اما نمی‌تواند، پس نمی‌تواند خطاب به هیچ‌کس باشد.

    یا منظور این است که، او با خودش [یکی] نیست (به مثابه‌ی یک اصطلاح)؟ آنچه روشن است اینکه شعر تفاوتی بین «او» به عنوان ضمیر فاعلی و «خود» به عنوان ضمیر مفعولی قائل شده است. یعنی او با خودش نیست و نرفت، بلکه با صدایش است و رفت. و چون فقط با صدایش رفت، پس «خواندن نمی‌تواند». ناتوانی در خواندن، معلولِ رفتن کسی است که با خودش نبوده و فقط با صدایش تنها رفته است، همان‌طور که در ابتدای شعر تنها با صدایش آمده بوده است. از این‌رو، ری‌را صدای آن «کسی» است که با خودش نیست. صدایی که آواز ندارد و نمی‌تواند از اندوه‌های «من» سنگین‌تر بخواند. صدای «او» به خواندن نمی‌انجامد، هرچند که هوا، هوای خواندن باشد. 

    مطابق با جهت‌گیری شعر، خواندن کاری جمعی است. راوی نیز همیشه خواستار آن نوع خواندن جمعی بوده است؛ حسرت دریا نیز در آوازهای آدمیان نمود پیدا کرد نه در صدای ری‌را. بنابراین، ما مدام تقابل فرد و جمع را می‌بینیم: ری‌را در برابر آوازهای آدمیان؛ و بندآب در برابر دریا. اگر بخواهم مطابق با زیباشناسی نیما سخن بگویم، می‌رسم به سطری که در شعر «قایق» از آن گفته بود: «یک دست بی‌صداست». ری‌را صدای این دستِ بی‌صداست که می‌توان حتی آن را متعلق به آدمی ندانست. کسی که با خودش نیست، صدای آدمی ندارد. صدای او ری‌را می‌شود، صدایی که ما را به بندآب می‌کشانَد، در حالی آوازهای آدمیان خبر از هیبت دریا می‌دهد. ری‌را در این شعر کارکردی منفی دارد. در هیچ جا، راوی همراه ری‌را نبوده است، بلکه همیشه با نوعی حسرت از آوازهای آدمیان یاد کرده است؛ راوی آوازهای آدمیان را از بر داشته و در گردش شب‌های سنگین از اندوه، مرهمی بر اندوه‌های وی بوده است، در حالی که با صدای ری‌را تصویری جز خراب گزارش نمی‌شود. 

    اما نسبت این شعر با واقعیت امروز ما چیست. آیا شعر می‌خواهد بگوید، کسی که با خودش نیست، صدایی برای خواندن ندارد، و نمی‌تواند هیبت دریا را در خواب‌های ما مجسم کند. آیا شعر هشداری است بر اینکه نشان دهد فردیتِ بیش از حد، صدای ما را اگرچه شنیده می‌شود، به آوازی منتهی نمی‌کند که بتواند نویدبخش باشد. اگر گزاره‌ی سلبی «او نیست با خودش» را به یک امر ایجابی تبدیل کنیم، نتیجه همان می‌شود؟ یعنی آیا کسی که با خودش است، با صدای خودش نمی‌رود و سعی می‌کند با حذف صدای شخصی خود، به گروه آدمیان آوازخوان بپیوندد و در نتیجه، آن «دیگری» نیز می‌پیوندد؟ و خطاب به نیماپژوهان: آیا «ری‌را»ی این «او»، شبیه «آوای» «نی‌زن»ی نیست که آوای نی او را برده است دور از ره و «راه خود را دارد اندر پیش»؟ آیا هر آن کس که نتواند بخواند، چون «او» سرگردان است؟ آیا شعر، به مثابه‌ی یک صدا، نمی‌تواند ما را از بی‌صدایی یا ناصدایی درآورَد؟ به‌راستی کدام شعر؟ شعری که بخواند…


    [1]. Hermetic Poetry

    [2]. رجوع شود به چابک، مازیار (۱۴۰۱). رخداد فهم: شرحی بر کارنامه‌ی شاعران هرمسی معاصر ایران. انتشارات سیاهرود.

    [3]. رجوع شود به عظیمی، میلاد (۱۳۸۸). پادشاه فتح: نقد و تحلیل و گزیده‌ی اشعار نیما یوشیج. انتشارات سخن.‏

    [4]. من ملک بودم و فردوس برین جایم بود (حافظ).

    [5]. مطابق با دست‌نویس نیما. رجوع شود به یوشیج، نیما (۱۳۷۰). مجموعه‌ی کامل اشعار. گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز. انتشارات نگاه، ص ۶.

    [6]. یوشیج، نیما (۱۳۹۷). دفترهای نیما: مجموعه اشعار نیما یوشیج. به کوشش، تصحیح و تطبیق شراگیم یوشیج. انتشارات رشدیه، ص ۵۷-۵۶. دلیل اینکه از ویراست شراگیم یوشیج برای آغاز فرایند فهم استفاده کرده‌ام، این است که بیشترین قرابت را با فهم من دارد.

    [7] . «قطعه‌ی کوچک جنگل در میان مزارع». رجوع شود به جنّتی عطایی، ابولقاسم (۱۳۳۴). نیما یوشیج: زندگانی و آثار او. بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه. قرار دادن «کاچ» درون گیومه خاص بودن آن را نشان می‌دهد و همزمان تأکیدی است بر این نکته که واژه‌ی رایجی نیست، کما اینکه هنوز هم رایج نشده است. به نظر می‌رسد که بیش از هر چیز «کاچ» قرار است موقعیت بندآب را توصیف کند، نه موقعیت راوی و نه حتی صدای ری‌را را. این بندآب است که «پشتِ کاچ» واقع است. نیاز است اشاره شود که در نسخه‌ی طاهباز که در سال ۱۳۴۲ چاپ شده است، این واژه به صورت «کاج» ضبط شده است. رجوع شود به یوشیج، نیما (۱۳۴۲). مجموعه اشعار. تدوینِ سیروس طاهباز، انتشارات فرانکلین.‏

    [8]. به یاد این لحظه از شعر «خانه‌ام ابری‌ست …» می‌افتم: «از فراز گردنه خُرد و خراب و مست/ باد می‌پیچد./ یکسره دنیا خراب از اوست».

    [9]. ترکیب «شبانی سنگین» در ابتدا خود را برای من به صورت سنگینیِ کار شُبانی (چوپانی) نمودار کرده بود. این‌گونه فکر می‌کردم که آوازهای آدمیان می‌تواند خود را در سنت آوازخوانی شُبانان هنگام چرای گله نشان دهد که تقریباً تمامی دامداران و گله‌داران در سراسر ایران ادبیاتی مختص به خود را در این زمینه پرورش داده‌اند. اما وقتی نیما می‌تواند به‌جای واژه‌ی «روزها» از «روزان» استفاده کند، طبیعی است که «شب‌ها» به «شبان» تغییر یابد. شب از کلیدواژه‌های مهم این شعر و در کل شعر نیماست و سنگینی شب به دلیل اندوه‌های راوی است، و گردش سنگین شُبانان در این شعر کارکردی ندارد

    [10]. البته شعر به «یک‌شب درون قایقِ دلتنگ/ خواندند آنچنان…» نیز راه می‌دهد. نکته اینجاست که در این صورت، تمرکز سطر بر قایق می‌افتد و این قایق است که دلتنگِ دریا خواهد بود، نه آوازهای آدمیان.

    [11]. بنابراین، من نمی‌توانم مانند آقای طبیب‌زاده بگویم: «آیا این ’ری‌را‘ی سوم همان شاعر است؟ قطعاً چنین است، اما فقط به او محدود نمی‌شود!» رجوع شود به طبیب‌زاده، امید (۱۳۹۹). وزن نونیمایی و تفسیر آن در «ری‌را». نشریه فرهنگ‎بان، شماره ۵، ص ۱۵۵. نباید از خاطر برد که ما در هرمنوتیک، اساساً قرار نیست برای رسیدن به واژه‌ای مانند «قطعاً چنین است» تلاش کنیم. این پیش‌فرض بنیادین که «فهم کثیر است»، این اجازه را به ما نمی‌دهد.

    [12]. از آقای نقی یوسف‌نژاد برای یادآوری این نکته سپاس‎گزارم.

    شعر نیما یوشیج
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیپنگوئنی پلاستیکی در برابر شاهینی آماده پرواز
    مقاله بعدی سینمای بومی و مسئله زبان فیلم | دربارۀ مرکزگریزی در فیلم‌سازی
    مازیار چابک

    مطالب مرتبط

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.