Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نقد و نظریه ادبی ادبیات

    بررسی اساطیری منشأ نابرابری نژادی و طبقاتی

    دی اِل اَلیشمندی اِل اَلیشمن۲۹ اسفند , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    نابرابری
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    ترجمۀ افشین رضاپور

    اسطوره‌ها و افسانه‌هایی که نابرابری موروثی طبقه‌ی اجتماعی را توجیه یا مدون ‌می‌کنند با تعداد بی‌شماری از قصه‌های عامیانه که فقر را الزاماً چیز بدی نمی‌دانند، تکمیل ‌می‌گردند.

    کارکرد اصلی اسطوره‌ها در همه‌ی فرهنگ‌ها توضیح و توجیه وجود اشیا و پدیده‌های قابل‌رؤیت است. در میان این پدیده‌ها ‌می‌توان از تفاوت در زبان، ظاهر، توانایی‌های ملموس و موقعیت اجتماعی انسان‌ها نام برد. داستان‌های حاصل از این تفاوت‌ها سبک و اهداف گسترده‌ای را دربرمی‌گیرند. بعضی از این داستان‌ها‌ شأن و منزلتی مقدس دارند و مستلزم اعتقاد و تبعیت هستند، در حالی که برخی دیگر همچون لطیفه‌هایی سطحی روایت ‌می‌شوند که هدفی جدی اما پنهان را در پس ردای کنایه و تناقض‌گویی دنبال ‌می‌کنند. بعضی از داستان‌ها نیز امر متعالی و موضوعی مهمل را در هم ‌می‌آمیزند و به خدایان، قدیسان و شمن‌ها نقش‌های خنده‌دار ‌می‌دهند.

    یکی از این داستان‌ها قصه‌ی هایمدال، خدای نورس، است که در «ریگشفیلا» (داستان منظوم ریگ) ، یکی از جذاب‌ترین داستان‌های اِدای منظوم، ثبت شده است. آن‌گونه که داستان ‌می‌گوید، هایمدال، که نام مستعار ریگ را بر خود نهاده، با هویت جعلی به خانه‌های مزارع سر ‌می‌زند و بر اساس آداب باستانی مهمان‌نوازی، نه تنها به او غذا و سرپناه ‌می‌دهند، بلکه جایی در اختیارش قرار ‌می‌گیرد تا در کنار همسر میزبان بخوابد. در خانه‌ی اول، غذا نان خشک نامرغوب و آبگوشت است. پسری که نطفه‌اش در طول اقامت ریگ بسته ‌می‌شود تبدیل به پسری سیه‌چرده ‌می‌گردد به نام ترال، با چشمان کدر، پوست پرچین‌و‌چروک، بند انگشتان پرگره و پشتِ گنده. فرزندان او همه برده و خدمتکارند («خاستگاه بردگان»). در خانه‌ی بعدی، به ریگ گوشت آب‌پز گوساله و دیگر غذاهای لذیذ داده ‌می‌شود. نام بچه‌ای که نطفه‌اش در این جا بسته ‌می‌شود کارل است و از این پسرکِ سرخ‌وسفید، که چشمان درخشان دارد، مردمی عادی اما آزاد به دنیا ‌می‌آیند: دهقانان، صنعت‌گران، و کشاورزان («خاستگاه دهقانان»). در خانه‌ی سوم، ریگ با نان سفید، ژامبون، کباب پرنده و شراب مورد پذیرایی قرار ‌می‌گیرد. نام پسری که نطفه‌اش در این جا بسته ‌می‌شود اِرل است و این پسرک زیبا نیای نجیب‌زادگان و شاهان ‌می‌گردد («خاستگاه نجیب‌زادگان»). به یکی از پسران اِرل توجه خاصی ‌می‌شود. نام او کُن و به معنای «پادشاه» است. کُن استاد سنت‌های رونی[1] ‌می‌گردد. بنابراین، تقسیم‌بندی اصلی اجتماعی از نزدیکی نامشروع خداوند با زنان گوناگون ناشی ‌می‌شود.

    یک داستان رایج در سنت یهودی-مسیحی که توضیح ساده‌ای ‌می‌دهد «فرزندان نابرابر حوا» است که روایت برادران گریم از روی آن نمونه‌برداری شده است. در این‌جا خدا اعلام ‌می‌کند که او خودش از اهالی خانه‌ی آدم و حوا بازدید خواهد کرد. حوا، شرمنده از فرزندان نه‌چندان زیبایش، آن‌ها را در کنج‌ها و سوراخ‌های مختلف پنهان ‌می‌کند و فقط فرزندان زیبایش را نشان خداوند ‌می‌دهد. خدا برای بچه‌های زیبا دعا ‌می‌کند که اولادشان شاه، شاه‌زاده، کنت، شوالیه، نجیب‌زاده، شهرنشین، بازرگان و دانش‌مند شوند. اما به فرزندان زشت و پنهان‌شده وعده داده ‌می‌شود که اولادشان دهقان، ماهی‌گیر، آهن‌گر، دباغ، نساج، کفاش، خیاط، سفال‌گر، چوپان، ملوان، قاصد و نوکر و کلفت خواهند بود. وقتی حوا از دعای ناعادلانه‌ی خداوند شکایت ‌می‌کند، او پاسخ ‌می‌دهد: «حوا، تو نمی‌فهمی. حق و ضرورت ایجاب ‌می‌کند که فرزندان تو به کل جهان خدمت کنند. اگر همه شاه و شاه‌زاده باشند، چه کسی دانه بکارد، خرمن‌کوبی کند، آسیاب کند و نان بپزد؟چه کسی آهن را بکوبد، پارچه ببافد، خانه بسازد، بذر بیفشاند، نهر بکند، و دوخت‌ودوز کند؟ هر یک از فرزندان‌ات باید در جایگاه خود قرار بگیرند تا یکدیگر را یاری کنند و همه همچون اعضای یک بدن عمل کنند.» بدین ترتیب، ساختار طبقاتی انعطاف‌‌ناپذیری شرح داده ‌می‌شود و اعتباری شبه‌توراتی ‌می‌یابد.

    در «داستان آفرینش» مشابهی در زبان تاگالوگ[2]  اولین زن و مرد روی زمین فرزندان فراوانی دارند «و از آن‌ها نژادهای مختلف مردم به وجود آمد.» اما خانه‌ی آن‌ها به‌زودی چنان پرجمعیت ‌می‌شود که پدر، در اوج استیصال، فرزندان‌اش را با چوب ‌می‌زند و باعث ‌می‌شود که هر یک به سویی بگریزند. آن‌هایی که در اتاق‌های خانه پناه ‌می‌گیرند رئیس ‌می‌شوند. آن‌هایی که خود را در لابه‌لای دیوارها مخفی ‌می‌کنند برده ‌می‌گردند. بچه‌هایی که در اجاق پنهان ‌می‌شوند سیاهان را تشکیل ‌می‌دهند و آن‌هایی که از خانه بیرون ‌می‌زنند تبدیل به انسان‌های آزاد ‌می‌شوند. بچه‌هایی که به دریا ‌می‌گریزند و ناپدید ‌می‌شوند سال‌ها بعد به عنوان سفیدپوستان بازمی‌گردند. در این‌جا، بر خلاف روایت برادران گریم، موقعیت اجتماعی مؤلفه‌ای نژادی دارد.

    داستان‌های دیگری نیز با فرجامی متناوب روایت ‌می‌شوند، مثلاً قصه‌ی ایسلندی «پیدایش مردم پنهان‌شده». در این‌جا، به جای این که بچه‌های پنهان‌شده‌ی حوا طبقات اجتماعی فرودست را تشکیل دهند، فرزندان‌شان انسانیت خود را تماماً از دست ‌می‌دهند و به ترول[3]، جن، پری، و دیگر «انسان‌های پنهان» از این قماش تبدیل ‌می‌شوند.

    یک توضیح اسطوره‌شناختی کم‌تر بازی‌گوشانه، که نابرابری اجتماعی را مسئله‌ای نژادی ‌می‌داند، از دو متن اسرارآمیز در سفر پیدایش ناشی ‌می‌شود. یکی از این متون از علامتی نهاده‌شده بر بدن قابیل سخن ‌می‌گوید تا، بعد از قتل هابیل، خودسران از کشتن او اجتناب کنند (۴: ۱۵). گرچه این علامت تشریح نشده و فقط به عنوان علامت محافظت، و نه لعن، از آن نام برده ‌می‌شود، بسیاری از نسل‌های متکلمین جداگری‌خواه آن را با پوست تیره برابر دانسته و ادعا کرده‌اند که اخلاف قابیل، که همگی چنین علامتی دارند، به لحاظ معنوی پست‌تر از فرزندانی هستند که خود را از دودمان شیث[4] می‌دانند، پسری که بعد از برادرکشی قابیل از آدم و حوا به وجود آمد‌.

    سنت‌های دیگر حتی مبالغه آمیزترند. مثلاً در بیوولف[5] (سطرهای ۱۰۲-۱۱۴) در ‌می‌یابیم که گرندل، هیولای شرور، یکی از «خویشاوندان قابیل» است. نیای او با نیای فتنه‌گران یکی است: «هر چیز نفرت‌انگیزی از او (قابیل) بیرون جست، هیولاها، جن‌ها و مردگان متحرک، و نیز دیوهایی که بارها با خداوند جنگیدند.» نمونه‌ی دیگری از ظاهر بی‌تناسب اخلاف قابیل را ‌می‌توان در قصه‌ی عامیانه‌ی یهودی «مردی با دو سر» یافت که در آن به ما گفته ‌می‌شود اخلاف قابیل اکنون نژادی از انسان‌های دوسر را تشکیل ‌می‌دهند و در مرکز زمین زندگی ‌می‌کنند.

    واقعه‌ی دیگر توراتی که به‌طور سنتی برای توضیح و توجیه تفکیک نژادی و بردگی مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد، نفرین حام و کنعان است (سفر پیدایش ۹: ۱۸-۲۷). این روایت، که ایجازی دوپهلو دارد، حکایت ‌می‌کند که چگونه حام، پدرش نوح را مست و برهنه در چادرش ‌می‌بیند. حام ماجرا را با برادران‌اش سام و یافث در میان ‌می‌گذارد و آن‌ها به چادر پدرشان بازمی‌گردند و بدن او را ‌می‌پوشانند تا برهنه دیده نشود. وقتی نوح از کاری که حام کرده آگاه ‌می‌شود، کنعان، پسر حام، را نفرین ‌می‌کند: «کنعان ملعون باد! برادران خود را بنده‌ی بندگان باشد.»[1] یک توضیح فولکلوریک یهودی از نفرین کنعان این است که نوح، در حالت مستی، تهدید ‌می‌کند که دوباره ازدواج کرده و نژاد جدیدی را بنیان خواهد نهاد. برای پیش‌گیری از این اتفاق، نوه‌اش، کنعان «زخم وحشتناکی بر تن او وارد [می آورد]» که به خاطر آن نوح، او و اخلاف‌اش را نفرین ‌می‌کند که تا ابد برده باشند.

    بر اساس سنت طولانی، سام، حام و یافث بنیان‌گذاران سه نژاد اصلی زمین به شمار ‌می‌روند و اخلاف حام که از کنعان به وجود ‌می‌آیند سیاه‌پوستانی هستند که به دلیل نفرین نوح مقدر است تا ابد برده باشند، سیاه‌پوستانی که حاصل نفرین نوح بر حام هستند، چرا که حام بر برهنگی نوح خندیده است. سال‌های طولانی، بهره‌برداری بی‌شرمانه از این دیدگاه‌ها، که هنوز در برخی از محافل جریان دارد، اعتباری مذهبی برای برده‌داری، نابرابری و جداسازی نژاد بنیاد فراهم کرده است.

    توضیحات غیرتوراتی فراوانی برای تفاوت‌های جسمی و اجتماعی، بر مبنای نژاد، وجود دارد. مثلاً بر اساس افسانه‌ی قوم سِمینول در آغاز مردم از کوه زاده شدند. سرخ‌پوستان اول از همه بیرون آمدند. مردی سیاه آخر از همه آمد. او آن‌قدر در میان گِل ماند که، وقتی بیرون آمد، مثل زغال سیاه بود.

    بر اساس مجموعه‌ی عمو رمو[6] اثر جوئل چاندلر هریس، در بخش «چرا کاکاسیاه سیاه است»، گفته شده: «در گذشته‌های دور» همه‌ی انسان‌ها سیاه بودند. اما آن‌ها برکه‌ای را پیدا ‌می‌کنند که آب‌اش ‌می‌تواند انسان‌ها را بشوید و سفید کند. همه به برکه هجوم ‌می‌برند و اولین کسانی که ‌می‌رسند بیش‌تر آب را مصرف ‌می‌کنند و خود را ‌می‌شویند و سفید ‌می‌شوند. گروه دوم که آب کم‌تری برایشان مانده با شستن خود به رنگ سیاه‌پوستان دورگه، چینی‌ها و سرخ‌پوستان در ‌می‌آیند. وقتی کندروترین گروه از راه ‌می‌رسد، آب تقریباً تمام شده، بنابراین آن‌ها کف دست‌ها و پاهایشان را به آب ‌می‌زنند و باقی بدن‌شان سیاه ‌می‌ماند. اجماعی کلی وجود دارد که داستان‌های عمو رموی هریس، مخصوصاً داستان‌های نخستین، بر اساس قصه‌های عامیانه‌ی شفاهی آفریقایی‌-‌آمریکایی معتبری بودند که در قرن نوزدهم در مناطق روستایی جورجیا رواج داشتند.

    یک توضیح نیمه‌اسطوره‌شناختی در مورد این که چرا کار سخت نوکرمآبانه به‌ناحق نصیب سیاه‌پوستان شد، در قصه‌ی عامیانه‌ی آفریقایی‌-‌آمریکایی «چرا سیاهان کار ‌می‌کنند» ارائه ‌می‌گردد . این قصه بارها گردآوری شده است. نسخه‌ای که کریول از لوئیزانا آورده نمونه‌ی بارزی است با این عنوان «پیرمردی سیاه و پیرمردی سفید مسابقه دادند». مردی سیاه و مردی سفید در مسابقه‌ای شرکت ‌می‌کنند و برنده باید به عنوان ‌جایزه یکی از دو کیسه‌ی دربسته را انتخاب کند، کیسه‌ای بزرگ و کیسه‌ای کوچک. مرد سیاه مسابقه را ‌می‌برد و کیسه‌ی بزرگ را انتخاب ‌می‌کند. در درون کیسه، خیش و کج‌بیل و دیگر ابزارهای سنگین قرار گرفته است. کیسه‌ی کوچکی که نصیب مرد سفید ‌می‌شود حاوی کتاب و مداد است. بدین ترتیب مرد سفید خواندن و نوشتن ‌می‌آموزد و مرد سیاه باید روی زمین کار کند و در سراسر زندگی‌اش مفلوک باشد. این داستان به عنوان لطیفه تعریف ‌می‌شود اما اندیشه‌ای جدی و طعنه‌آمیز در پس طنز آن پنهان است. [2]

    دیگر گروه‌های محرومْ توضیحات مشابهی برای وضعیت خود دارند و دوباره این سؤال مطرح ‌می‌شود که آیا چنین قصه‌هایی عقده‌ی حقارت را بیان ‌می‌کنند یا طنز سیاه نیش‌داری هستند که به قربانی اجازه ‌می‌دهند با خندیدن بر مصیبت خود امتیازی روانی در برابر ستم‌گرش کسب کند. مثلاً بر اساس یک اسطوره‌ی سرخ‌پوستان یاروروی اهل ونزوئلا،  کمی بعد از آفرینش زمین، به مردم یارورو اسب‌هایی داده ‌می‌شود، اما آن‌ها از بزرگی اسب‌ها ‌می‌ترسند. سفیدپوستان از اسب‌ها نمی‌ترسند. به مردم یارورو بلال‌های بزرگ، بوته‌های تنباکو و درختان موز نیز داده ‌می‌شود. هنگام برداشت اولین محصول، یاروروها بوته و درختچه‌ها را ‌می‌بُرند و نادانسته باعث ‌می‌شوند که قسمت‌های بالایی گیاهان که حاوی همه‌ی دانه‌هاست، در زمین سفیدپوستان بیفتد. بدین ترتیب سفیدپوستان اکنون اسب و کشت‌زارهای موز و ذرت و تنباکو دارند اما یاروروها هیچ کدام از این‌ها را ندارند.

    افسانه‌های سبب‌شناسانه‌ی کولی‌ها نمونه‌های مشابهی را در اختیار ‌می‌گذارند. بر اساس یکی از این قصه‌های اسپانیایی، قبل از این که مردم بر روی کره‌ی زمین اسکان داده شوند، خداوند اعلام ‌می‌کند که همه گرد آیند تا موقعیت افراد را در زندگی تعیین کند. او اخطار ‌می‌کند: «هر کسی که دیر برسد، هیچ موقعیتی نصیب‌اش نخواهد شد.» دو کولی دعوت‌شده بسیار تنبل هستند و هنگامی به جلسه ‌می‌رسند که سرنوشت هر کسی معلوم شده است، بنابراین خدا به آن‌ها ‌می‌گوید: «شما هر طور که بخواهید ‌می‌توانید ادامه بدهید.» بدین ترتیب کولی‌ها مجبورند با هوش و درایت خود زندگی کنند و هیچ موقعیتی در جهان نصیب‌شان نشده است («خاستگاه کولی‌ها»). داستان‌های دیگری که خود کولی‌ها روایت کرده‌اند، توضیح ‌می‌دهند که چرا این قوم در سراسر زمین پخش شدند ، چگونه نوازنده شدند  و چرا صاحب الفبا نیستند.

    البته همه‌ی افسانه‌های خاستگاهی روایت اول‌شخص ندارند. این افسانه‌ها را اغلب قبایل رقیب روایت ‌می‌کنند و در چنین مواردی به‌ندرت خیرخواهانه هستند. افسانه‌ای درباره‌ی خاستگاه ترک‌ها که تا سال ۱۹۷۰ در مصر رواج داشت  و در حکم حقیقت روایت ‌می‌شود، نه داستان، توضیح ‌می‌دهد که چگونه اسکندر کبیر با دیواری قوم شرور یأجوج و مأجوج را جدا ‌می‌کند و فقط عده‌ی کمی، که رفته‌اند تا احشام‌شان را جمع کنند، از این دیوار ‌می‌گریزند. ترک‌ها فرزندان این گردآورندگان احشام هستند و نام‌شان، بر اساس ریشه‌شناسی عامیانه، به معنای «کسانی است که از نظر دور ماندند».

     به همین ترتیب، فرهنگ‌هایی که صاحب برده یا کاست‌های نجس هستند، اغلب افسانه‌هایی دارند که خاستگاه بردگان یا طبقات نجس را توضیح ‌می‌دهند. در روایتی از این نوع در سری‌لانکا با عنوان «چگونه طبقه‌ی رودیا زاده شد»، پادشاهی متوجه ‌می‌شود که قبیله‌ای از شکارچیان برای آشپزخانه‌ی سلطنتی او گوشت انسان تهیه ‌می‌کند و دخترش از راز وحشتناک آن‌ها اطلاع دارد اما چیزی نگفته است چرا که به مزه‌ی چنین گوشتی عادت کرده است. پادشاه فرمان ‌می‌دهد که دخترش و شکارچیان تا ابد طبقه‌ای نجس به شمار روند. و آن‌گونه که داستان ‌می‌گوید، «تا به امروز آن‌ها قبیله‌ی سرگردان جزیره هستند. آن‌ها با رقصیدن، آوازخواندن و شعبده‌بازی گدایی ‌می‌کنند و کسی به کار نمی‌گیردشان.»

    وجود طبقه‌ی بردگان در هاوایی باستان با عواقب رابطه‌ی زناشویی پرتنش بین دو تن از مهم‌ترین خدایان پولینزیایی بیان ‌می‌گردد. طبق روایت‌ها، واکی و زن‌اش، پاپا، دختری به نام هوئوهوکو دارند که تبدیل به زن زیبایی ‌می‌شود. واکی میلی تنانه به دخترش پیدا ‌می‌کند اما در ‌می‌یابد که اگر از دختر خود کام بگیرد، حسادت پاپا را برانگیخته است. او با راهنمایی کاهنی به پاپا ‌می‌گوید که در شب‌های خاصی هم‌خوابگی زن و شوهر ممنوع اعلام شده است. پاپا ممنوعیت را ‌می‌پذیرد و به شوهرش این آزادی را ‌می‌دهد تا با هوئوهوکو هم‌بستر گردد. اما به رغم دوراندیشی‌های واکی، پاپا از نیرنگ او مطلع ‌می‌گردد و آن دو از هم جدا ‌می‌شوند. سپس واکی رابطه با دخترش را به رخ او ‌می‌کشد و پاپای طردشده وارد رابطه‌ی نامشروعی با یکی از بردگان پیشین شوهرش ‌می‌گردد تا از واکی انتقام بگیرد. از این رابطه پسری به نام کِکو متولد ‌می‌شود و از او قبیله‌ی بردگان پدید ‌می‌آیند و چنان قانون سخت‌گیرانه‌ای بر آن‌ها حکم‌فرما است که اگر عضوی از هر طبقه‌‌ی اجتماعی از فرزندان کِکو باردار شود، کودک‌اش تبدیل به برده خواهد شد .

    اسطوره‌ها و افسانه‌هایی که نابرابری موروثی طبقه‌ی اجتماعی را توجیه یا مدون ‌می‌کنند با تعداد بی‌شماری از قصه‌های عامیانه، که فقر را الزاماً چیز بدی نمی‌دانند، تکمیل ‌می‌گردند. نمونه‌ی بارز چنین توجیهی داستان رایج «پیراهن مرد خوش‌بخت» است که در آن پادشاه یا مرد ثروت‌مندی بیمار ‌می‌شود و به او ‌می‌گویند در صورتی بهبود خواهد یافت که پیراهن مرد واقعاً خوش‌بختی را به تن کند. بعد از جست‌وجویی طولانی، پادشاه چنین مردی را پیدا ‌می‌کند اما در ‌می‌یابد که او هیچ چیز، حتی پیراهنی هم، ندارد. به همین ترتیب، قصه‌ی عامیانه‌ی یونانی «مرد فقیر و پول»  همسایه‌ای ثروت‌مند به مرد فقیر اما خوش‌بختی مقداری پول ‌می‌دهد اما ثروت جدید برای صاحب جدیدش فقط نگرانی و دردسر به ارمغان ‌می‌آورد. او، که علت بدبختی خود را ‌می‌فهمد، هدیه را پس ‌می‌دهد و دوباره خوش‌بختی پیشین خود را به دست ‌می‌آورد.

    قصه‌ی هندی «نابرابری کمتر از آن چیزی است که انسان‌ها فکر ‌می‌کنند»، هم در عنوان و هم در طرح خود، فلسفه‌ی عذرآورانه‌ی فولکلور در این بخش را خلاصه ‌می‌کند. در این جا راجه‌ای شکایت ‌می‌کند که اغلب بیمار است در حالی که چوپان فقیر آشنایش، به رغم این که همواره با باران و سرما دست‌و‌پنجه نرم ‌می‌کند، سالم و سر حال به نظر ‌می‌رسد. راجه دست به آزمایشی ‌می‌زند، چوپان را به قصر خود ‌می‌آورد و او را از هر مشقتی دور نگه ‌می‌دارد. چوپان، پس از این که ماه‌ها مورد مراقبت قرار ‌می‌گیرد، روزی پای خود را کمی به آب ‌می‌زند، سرما ‌می‌خورد و ‌می‌میرد. وزیر راجه نتیجه ‌می‌گیرد: «اکنون ‌می‌بینی که ما با خطراتی مواجهیم که فقرا از آن‌ها معاف‌اند. طبیعت بدین شکل بهترین هدایای خود را مساوی تقسیم ‌می‌کند. ثروت و بهره‌مندی غالباً مایه‌ی نابودی سلامت ‌می‌گردند و زندگی را کوتاه ‌می‌کنند، گرچه تا وقتی که هستند، لذت و شادی فراوانی به زندگی ‌می‌بخشند.»


    [1]. runic

    [2]. Tegalog: زبانی باستانی که بیش‌تر مردم فیلیپین با آن سخن می‌گویند ــ م.

    [3]. Troll: موجودی افسانه‌ای در باور مردم اسکاندیناوی ــ م.

    [4]. Seth

    [5]. Beowulf

    [6]. Uncle Remus


    [1] نفرین بر کنعان! از برای برادران خود، بنده‌ی بندگان باشد!» عهد جدید جلد اول، ترجمه‌ی پیروز سیار،‌ ص ۱۶۵

    [2] For additional tales explaining or reflecting the social differences

    between blacks and other ethnic and racial groups—including whites,

    Jews, Mexicans, and Chinese—see Dorson (1967, 171–186) and Dance (1977,

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلینمایش فیلم مهیج سیاسی در تورنتو – ۱۸ آگوست در سینمای یورک
    مقاله بعدی بحران نقد فیلم | آیا منتقد خوب، منتقد مرده است؟
    دی اِل اَلیشمن

    مطالب مرتبط

    جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

    آرتیست ریدر
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.