Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نقد فیلم سینما

    رئالیسم اجتماعی یا موعظه‌گری در مذمت فلاکت | نگاهی به فیلم «رها»

    پرویز جاهدپرویز جاهد۱۰ اردیبهشت , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    فیلم رها
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    «رها» ساخته حسام فرهمند، جزو آن دسته از فیلم‌هایی است که به ژانر سینمای اجتماعی معروف است. فیلمی با درونمایه‌ای اجتماعی و تلخ و تراژیک. فیلم از خلال داستان یک خانواده فقیر در تهران، تصویری نسبتاً واقع‌گرایانه از تاثیرات ویرانگر فقر اقتصادی، بی‌عدالتی اجتماعی و شکاف طبقاتی بر زندگی فردی و خانوادگی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه فقر می‌تواند زندگی یک خانواده ضعیف از نظر مالی را نابود کند.

    «رها» از نظر تماتیک و پلات، با برخی آثار نئورئالیستی (دزد دوچرخه) و نیز فیلم‌های کن لوچ، به‌ویژه «بارش سنگ‌ها» و «من، دنیل بلیک»، اشتراکاتی دارد و همانند این آثار، بر شکاف طبقاتی، بحران‌های اقتصادی و فقر تمرکز می‌کند، اما این بحران‌ها را به‌طور عمیق و شکافنده در بستر جامعه ایرانی بازتاب نمی‌دهد. احساس بی‌پناهی شخصیت‌ها و استیصال و درماندگی آنها به دلیل فقر و تراژدی ناگزیر زندگی آنها، از وجوه پررنگ تماتیک در فیلم «رها» است. «رها» با اینکه سعی می‌کند فیلمی در نقد وضعیت اجتماعی جامعۀ امروز ایران باشد اما توانایی این نقد را ندارد و به جای نقد ساختاری و پرداختن به ریشه‌های این وضعیت نابسامان اجتماعی، به نقد اخلاقی رفتارهای اجتماعی بسنده می‌کند، به همین دلیل فاقد ویژگی‌های یک فیلم رئالیستی انتقادی است. یکی از تفاوت‌های اساسی میان سنت رئالیسم انتقادی اجتماعی بریتانیا (سنتی که در سینمای بریتانیا با کارگردانانی چون کن لوچ، مایک لی و آلن کلارک شناخته می‌شود)، و ژانر موسوم به سینمای اجتماعی ایران، در نحوه‌ی نگاه آنها به فقر، شکاف طبقاتی و بحران‌های اجتماعی است. به عنوان مثال در آثار کن لوچ، فقر و فلاکت انسان‌ها به شکلی مستقیم به ساختارها و نهادهای اجتماعی، سیاست‌های اقتصادی و بی‌عدالتی‌های سیستماتیک نسبت داده می‌شود. کن لوچ با نگاهی عمیق و رادیکال، ریشه مشکلات را در سیاست‌های رفاهی غیرعادلانه، سیستم‌های درمانی ناکارآمد، بازار کار بی‌رحم و فروپاشی نهادهای حمایتی می‌بیند. در روایت‌های او، شخصیت‌ها، قربانیان ساختارهایی‌اند که فرصت‌های برابر را از آن‌ها سلب کرده و در چرخه‌ای از فقر و محرومیت گرفتار شده‌اند.

    از منظر میزانسن و سبک هم این تفاوت قابل مشاهده است. در آثار کن لوچ، دوربین به شیوه‌ای مستندگونه و بی‌واسطه، فضای کار، خیابان، بیمارستان، اداره‌های بوروکراتیک و خانه‌های فرسوده کارگری را ثبت می‌کند، تا ریشه‌های ساختاری رنج شخصیت‌ها را به تصویر بکشد. اما در در مقابل، در فیلم‌های شبه اجتماعی ایرانی، مکان‌ها اغلب محدود به خانه‌های فقیرانه یا برخوردهای شخصی با طبقه مرفه‌اند و کمتر تلاشی برای نمایش مکانیزم‌های بزرگ‌تر و پنهان اجتماعی دیده می‌شود. فیلم‌های اجتماعی مانند «رها»، هرچند در ظاهر به آسیب‌های اجتماعی، اختلاف طبقاتی و فروپاشی خانواده می‌پردازند، اما عموماً نگاهی سطحی، اخلاقی‌، موعظه‌گر و فردمحور به بحران‌ها دارند. این فیلم‌ها به جای کالبدشکافی ساختارهای کلان اجتماعی ـ اقتصادی که فقر و نابرابری را بازتولید می‌کنند، بیشتر تمرکزشان بر ویژگی‌های منفی طبقه ثروتمند و مرفه ـ همچون بی‌دردی، فساد، سوءاستفاده، بی‌مسئولیتی یا عیاشی ـ معطوف است. در این نگاه، منبع اصلی فلاکت، نه نظام‌های اقتصادی و سیاسی، بلکه اخلاقیات افراد متمول معرفی می‌شود؛ گویی اگر طبقه ثروتمند رفتار بهتری با افراد فقیر و تنگدست داشت یا انسانی‌تر بود، مشکلات اجتماعی خودبه‌خود حل می‌شد. این نوع رویکرد، عملاً نقد اجتماعی را به نقد اخلاقی تقلیل می‌دهد. در نتیجه، به‌جای تحلیل ریشه‌ای نابرابری‌ها، نوعی اخلاق‌گرایی سطحی شکل می‌گیرد که با نشان دادن آدم‌های بد و خبیث از طبقات بالا، تلاش می‌کند برای بحران‌های عمیق اجتماعی، پاسخ‌هایی ساده و شخصی ارائه دهد. در پایان فیلم «رها»، پدر رها، دوست پولدار دخترش را در اتاق حبس کرده و با لحنی موعظه‌گر و توام با خشونت، او را به خاطر رفتار نادرست و سوء‌استفاده‌گرانه اش با رها، مورد مواخذه قرار می‌دهد.  از طرفی، توحید(شهاب حسینی) و فرزندانش وقتی در مقابل برادر متکبر و قلدرمآب دختری که لپ تاپش را دزدیده‌اند قرار می‌گیرند، همۀ خشم و عقدۀ طبقاتی‌شان را سر او خالی می‌کنند. این در حالی است که در سنت رئالیسم اجتماعی- انتقادی بریتانیا، بحران‌ها به عنوان پیامدهای طبیعی و اجتناب‌ناپذیر سازوکارهای سیستماتیک سرمایه‌داری نئولیبرال، خصوصی‌سازی گسترده، شکست خدمات اجتماعی و ناکارآمدی حکومت در حل بحران‌های اجتماعی و رفع شکاف طبقاتی تحلیل می‌شوند.

    در «رها»، دزدیده‌شدن لپ تاپ رها و نیاز عاجل او به داشتن یک لپ تاپ برای انجام پروژه‌های حرفه‌ای اش، عامل ایجاد بحران در خانوادۀ فقیر و تنگدست توحید می شود؛ پدری که بیکار و مستاصل است و قدرت خرید لپ تاپ برای دخترش را ندارد. در فیلم «بارش سنگ‌ها»ی کن لوچ نیز یک کارگر ساده، قدرت خرید یک دست لباس مخصوص دانش آموزی برای شرکت در مراسم ویژۀ مدرسه را ندارد و مجبور به دزدی می‌شود. اما برخلاف کارگردان فیلم «رها»، کن لوچ به جای گرفتن یقه افراد پولدار؛ به سیستم‌ها و نهادهای اجتماعی جامعه انگلیس مثل آموزش و پرورش، قوه قضاییه و دادگستری حمله کرده و آنها را مسئول بوجود آمدن این وضعیت معرفی می‌کند.

    «رها» از نظر شیوۀ روایت و شخصیت پردازی، ضعف‌های اساسی دارد. توحید(شهاب حسینی)، مردی مهربان و خانواده دوست اما ناتوان در اداره زندگی است. او قبلا راننده لوکوموتیو در مترو بوده که به خاطر خودکشی یک دختر در مسیر حرکت واگن او، از این کار دست کشیده و به کارهای پیش پا اقتاده‌ای مثل تعمیر وسایل اسقاطی برقی پرداخته اما مهارتی در انجام این کار ندارد و اغلب گند می‌زند و به همین دلیل همیشه مورد شماتت اعضای خانواده است. به هر حال او در فیلم به عنوان مردی صادق و درستکار معرفی می‌شود اما در صحنه‌ای از فیلم وقتی همراه با دخترش برای چک کردن لپ تاپ‌های سرقتی کشف شده به انبار پلیس می‌رود، به دخترش توصیه می‌کند که یکی از لپ تاپ‌ها را بردارد، چون از دید او آنها صاحب ندارند. این عمل او در تضاد با شخصیتی است که فیلمساز از او ساخته و به ما نشان داده. همینطور رفتار ماموران پلیس و شیوۀ برخورد آنها با جرم و مجرمین، ناشیانه و غیرواقعی است. آنها به همراه شاکی وارد خانه متهم می‌شوند و بعد از اینکه لپ تاپ سرقتی را از رها می‌گیرند، آن را به دست شاکی می‌دهند در حالی که این کار وظیفۀ قوه قضاییه است و پروسۀ قضایی و کیفری طولانی دارد(من شخصاً به عنوان کسی که لپ تاپش در تهران به سرقت رفته و بعد سارق آن پیدا شده، این پروسه طاقت فرسای اداری را طی کرده‌ام.) به علاوه، این موضوع که ماموران پلیس در جریان بازجویی‌ها و نیز در تعمیرگاه لپ تاپ، حتی حدس نزنند که ممکن است لپ تاپِ دست دومِ دزدی‌ئی که توحید از بازار دستفروشان خریده با لپ تاپ مشابه دیگری (لپ تاپ دختری که خفت شده و در بیمارستان در وضعیت کُما به سر می برد) جابجا شده باشد، باورپذیر نیست.  

    روایت فیلم، یک نوع روایت دایره‌ای (circular narrative) است که از نقطه‌ای آغاز شده و در انتها به همان نقطه می رسد که در ظاهر شبیه موقعیت آغازین است اما ماهیتا با آن تفاوت دارد. فیلمساز؛ بازی جالبی با موی زن راه انداخته است. ایده فروش موی رها، تا حدی شبیه فیلم ترکی «مو» (Hair) ساختۀ پیر سلیم اوغلو است. در آن فیلم هم زنی وجود دارد که برای تامین معاش خود مجبور می‌شود موهایش را قطع کرده و بفروشد. اما با توجه به اینکه نمایش موی زن هنوز در سینمای ایران یک تابو محسوب می‌شود، این کار فیلمساز؛ جسورانه و تابوشکنانه است.  در آغاز فیلم، رها در نمایی نزدیک روی کاناپه؛ کنار پدرش دراز کشیده و موهای او تمام قاب را پوشانده است. فیلم؛ با نمایی مشابه بسته می‌شود در حالی که رها در این قاب نیست و توحید (پدر) که سوگوار از دست دادن رها است؛ سرگرم نوازش کردن موهای بریده شده اوست. با همان نمای اول، فیلمساز رابطه عاطفی عمیقی بین پدر و دختر ساخته که در سینمای پدرسالار ایران که عموماً پدران را افرادی مستبد و خشن و بی‌عاطفه تصویر کرده، کم نظیر است. بازی گرم و احساسی، ضحا اسماعیلی، بازیگر نقش رها نیز این رابطه عاطفی را تقویت کرده است. هرچند از منظر روانکاویِ فیلم می‌توان، این رابطه را فرویدی و ادیپی هم تحلیل کرد و بر مبنای مقاله «ماتم و مالیخولیا»ی فروید، ماتم توحید در نمای نهایی را به عنوان سوگی برای ابژۀ از دست رفته درنظر گرفت.

    فیلمساز با حذف برخی اطلاعات روایی و پنهان کردن آنها از دید تماشاگر؛ مثل ابهام درباره لپ‌تاپی که توحید به خانه می‌آورد و معلوم نیست آن را خریده یا دزدیده؛ و یا موضوع خفت کردن دختر پولدار و سرقت لپ تاپ او که تا اواخر نیمه دوم فیلم هم ماهیت مجرم مشخص نمی‌شود؛ تعلیق خوبی ایجاد می‌کند اما چرخشی (twist) که در اواخر فیلم در روایت اتفاق می‌افتد(معرفی سهیل ؛ برادر رها به عنوان خفت گیر و ضارب دختری که در وضعیت کُما است)، مسیر روایت را عوض کرده و فاجعه دیگری را برای این خانواده رقم می‌زند. ضمن اینکه شخصیت پردازی سهیل به گونه ای است که نمی‌توانیم قبول کنیم او همان مرد خفت گیر و ضارب دختر مجروح باشد. از طرف دیگر، این کار رها که برای یافتن رسیدِ تعمیرگاه لپ تاپ، از راه کانال کولر بخواهد وارد خانۀ دخترک به کُما رفته شود، غیرمنطقی و غیر قابل باور است. رها چرا باید دست به چنین کار احمقانه‌ای بزند و جانش را به خطر بیندازد. تازه از کجا معلوم که او بتواند بعد از ورود دزدکی به خانه دختر، رسید را در جیب لباس‌هایش پیدا کند (ترفند مادر رها که بعد از مرگ دخترش، برای پیدا کردن رسید لپ تاپ به عنوان نماینده خیریه وارد خانه آنها می‌شود قابل قبول‌تر است هرچند این نوع صحنه سازی‌ها و ساختن موقعیت، بیشتر به درد فیلم‌های کمدی وودی النی می‌خورد تا فیلمی جدی مثل «رها»).

    تاثیرپذیری کارگردان از سینمای اصغر فرهادی  از نظر تماتیک و سبکی آشکار است به ویژه در نمایش دروغ و تاثیر آن بر زندگی شخصیت‌های فیلم با این تفاوت که در فیلم های فرهادی، دروغ‌ها بر بستری از تنش‌های طبقاتی، اخلاقی و فرهنگی چندلایه سوار می‌شوند و پیچیدگی روابط انسانی را بازتاب می‌دهند در حالی که در فیلم«رها» و فیلم های مشابه متاثر از سینمای فرهادی، این لایه‌های پنهان چندان عمق نمی‌یابند و بیشتر به عنوان مکانیزم ساده‌ای برای پیشبرد داستان عمل می‌کنند. تفاوت دیگر اینکه فرهادی، آدم های خود را قضاوت نمی کند بلکه این قضاوت را به عهده تماشاگر می‌گذارد اما در «رها»، فیلمساز دائما درحال قضاوت افراد است.

    از نظر سبکی، چیدمان فضای داخلی خانه، قاب بندی‌های تنگ و قرار دادن آدم‌ها در فضاهای بسته و میزانسن‌هایی با تاکید بر نمایش روزمرگی و فضای زندگی طبقات فرودست، همه نشانه‌هایی از تاثیرپذیری از سینمای فرهادی است. دوربین معمولاً در فاصله‌ای نزدیک به شخصیت‌ها حرکت می‌کند، کادرها ساده و بدون تزئین است و تدوین نیز تمایل دارد که وقایع را در امتداد زمان واقعی نمایش دهد. این ویژگی‌ها را در فیلم‌های «درباره الی» و  «جدایی نادر از سیمین» هم دیده‌ایم. در «رها»، فیلمساز سعی کرده با استفاده از نور طبیعی و حرکت های نرم دوربین، حسی از بی واسطگی و واقع گرایی را القا کند و با این کار بیننده را مستقیما در دل بحران‌ها قرار ‌دهد و به اعتقاد من تا حد زیادی در این کار موفق بوده. تمرکز بر جزئیات روزمره زندگی توحید، استفاده از سکوت‌ها، مکث‌ها، دیالوگ‌های کوتاه و ظاهراً بی‌اهمیت که بار روانی شدیدی حمل می‌کنند، از امتیازات فیلم است.

    از منظر تماتیک نیز، تأثیر فرهادی مشهود است، به‌ویژه در شیوه‌ی نمایش دروغ و پیامدهای آن بر زندگی شخصیت‌ها. همانند روایت‌های فرهادی که دروغ‌های کوچک و به ظاهر بی‌اهمیت، به سلسله‌ای از بحران‌های اخلاقی و اجتماعی دامن می‌زنند (جدایی نادر از سیمین، درباره الی)، در رها نیز دروغ و پنهانکاری یکی از محرک‌های اصلی فاجعه است. اما تفاوت در اینجاست که در آثار فرهادی، دروغ‌ها بر بستری از تنش‌های طبقاتی، اخلاقی و فرهنگی چندلایه سوار می‌شوند و پیچیدگی روابط انسانی را بازتاب می‌دهند؛ در حالی که در رها و فیلم‌های مشابه، این لایه‌های پنهان چندان عمق نمی‌یابند و بیشتر به عنوان مکانیزم ساده‌ای برای پیشبرد داستان عمل می‌کنند.

    به اعتقاد من اگر چه فیلم‌هایی مانند «رها» دغدغه‌های مهمی مانند فقر، اختلاف طبقاتی و بحران خانواده را مطرح می‌کنند، اما به دلیل فقدان رویکرد انتقادی و تحلیل ساختاریِ عمیق، تک بعدی بودن و فردی‌سازی علت مشکلات، نمی‌توانند به قدرت و ژرفایی برسند که آثار رئالیسم اجتماعی بریتانیا، به‌ویژه فیلم‌های کن لوچ، ارائه می‌دهند. این احساس بی پناهی افراد و قرار گرفتن آنها در یک وضعیت بغرنج و حل نشدنی و آوار کردن حوادث مهیب بر سر آنها، دردناک و تاثیرگذار است و همدلی تماشاگر را برمی انگیزد. با اینکه فیلمساز تا حدی سعی کرده از اغراق و ملودراماتیک شدن روایت پرهیز کند اما با ریختن دهها مصیبت بر سر یک خانواده در یک فاصله زمانی محدود، بیشتر گرفتار سانتی مانتالیسم و واقع‌گرایی اخلاقی-احساسی شده و با گروگان گرفتن احساسات بیننده، نتیجه زحمات خود را برباد داده است.

    سینمای ایران
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیداستان‌های فینیکس | ۱۴- نمایش افسانه‌ای برای وقتی دیگر
    مقاله بعدی مروری بر کارنامه یک فیلمساز | مانی حقیقی
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.