از نالههای اندوهگین و سنگین او در شاهکارهای تیرهوتار گروه بلک سبث (Black Sabbath) در دههی ۷۰، تا طنز تلخ و خودآگاهی هنرمندانهاش در آلبومهای انفرادی پرفروش، سبک خوانندگی آزی آزبورن تأثیری عمیق بر نسلهای پیاپی از خوانندگان هوی متال گذاشته است.
بلک سبث: Snowblind ۱۹۷۲
صدای آزی آزبورن (Ozzy Osbourne) احتمالاً در دوران طلایی آلبومهای اوایل دهه ۷۰ گروه بلک سبث (Black Sabbath) در اوج قدرت و خاص بودن خودش بود؛ قبل از آنکه سالها مصرف مواد و الکل تأثیر خود را بگذارد. آن زمان، نالههای پرحس و غمزدهاش هم قدرت داشت، هم گسترهی بالا و پایین، و هم اندوهی عمیق. این لحن دقیقاً با حالوهوای این قطعهی تاریک و ویرانگر دربارهی کوکائین جور بود (آلبوم Vol 4 بهطعنه به “شرکت بزرگ COKE-Cola لسآنجلس” تقدیم شده بود). آزبورن در این قطعه مثل کسی بهنظر میرسد که از درون تهی شده؛ هم از مواد میترسد و هم درگیر وسوسهاش شده: «خورشید دیگه آزادم نمیکنه / حس میکنم دونههای برف دارن منو منجمد میکنن.» در روزگاری که کوکائین هنوز به چشم یه مادهی تفریحی دیده میشد، شور و حرارتی که آزبورن در تحسین این اسارت از خودش نشون میده، بهشدت نگرانکنندهست – انگار با همان بیاخلاقی و ایمان کور به مواد میخونه که Lou Reed در قطعهی Heroin خونده بود.
بلک سبث: Sabbath Bloody Sabbath ۱۹۷۳
تقریباً غیرممکنه بخوای صدای آزی آزبورن رو جدا از خودِ گروه سبث در نظر بگیری؛ در اوجشون، این چهار نفر انگار یک موجود چهارسر بودن با یک ارادهی موسیقایی – شاید اولین گروهی که واقعاً صدایی یکپارچه و سهمگین داشتن. بنابراین هرچقدر گروه بهتر عمل میکرد، صدای آزی هم بهتر شنیده میشد. و خدای من، آیا هیچوقت این چهار نفر بهاندازهی Sabbath Bloody Sabbath در هماهنگی کامل بودن؟
بهویژه در بخش «رویاها به کابوس تبدیل میشن»، جایی که آزبورن در بالاترین حد وسعت صداش میخونه، در حالی که تونی آیومی (Tony Iommi) در پایینترین نُتها ریفی میزنه که حتی بعد از ۵۲ سال هم انگار از دل گلولای آغاز آفرینش بیرون کشیده شده، نه از سیمهای گیتار. در قسمتهای آکوستیکتر هم آزی بهشکلی فوقالعاده از خشم به نرمی گذر میکنه. همهچیز درخشان و بینقصه.
بلک سبث: Hole in the Sky ۱۹۷۵
آلبومSabotage شاید بهترین اثر بلک سبث بود؛ هم بهشدت سنگین و کوبنده، و هم در عین حال عجیب و تجربی. با این حال، Hole in the Sky نمایندهی وجوه سنتیتر و ابتداییتر گروه است: یک بوگی عظیم و غلتان که بر پایهی درامهای پرتحرک بیل وارد (Bill Ward) شکل گرفته و با ریف بیرحمانهی تونی آیومی اوج میگیره. آزبورن – مثلSnowblind – در اوج صدای خود، حالتی از خلسهی پوچ و ترسناک دارد، انگار رهبر یک فرقه است. یا شاید دقیقتر، یکی از پیروانش: با لذتی عجیب میخونه: «دارم از یه سوراخ توی آسمون نگاه میکنم / دارم هیچی رو از چشم یه دروغ میبینم.» تضاد بین جیغهای آزبورن و تلاطم سنگین آیومی یکی از اجزای کلیدی صدای بلک سبث بود – چون وقتی آیومی سولو نمیزد، معمولاً صدای آزی تنها صدای زیر در کل قطعه بود. شاید هیچوقت کسی بهخاطر هنرنماییهای خارقالعادهی وکالی سراغ آزبورن نمیرفت، اما نقش او در شکلگیری موسیقی بلک سبث حیاتی بود. فقط کافیه به یکی از گروههای دوم با خوانندهای با صدای غرّان گوش بدی تا متوجه بشی صدای آزی چه تفاوتی ایجاد میکرد.
بلک سبث: Symptom of the Universe ۱۹۷۵
یکی از بهترین قطعات تاریخ هوی متال – از اون آهنگها که میتونی صدای جرقهی خلاقیت رو تو ذهن یه نسل از نوازندهها بشنوی. شهرت این قطعه بیشتر مدیون ریف قدرتمند و وزن کوبندهاشه، اما این آزبورنه که بهش جان میده. در اینجا، صدای او تهاجمی و به مرز جنون نزدیکه؛ فریادهای «yeah»اش بهتدریج کش میاد و خراشیده میشه تا محو بشه. موفقیت Symptom of the Universe کاملاً وابسته به تعهد آزیه، چون متن ترانهی گیزر باتلر (Geezer Butler) – راستش رو بخوای – یه جور شلختگی بیهدفه. اما آزی با خلوص نیت و ارادهی خالص، به ترانه اعتبار میده. و در بخش پایانی – با گیتارهای آکوستیک، شِیکرها و ریتمهای لاتین – اون استیصال خشمگین تبدیل میشه به مقاومت و اراده، و ناگهان آزی مثل یه خوانندهی تنها ظاهر میشه. همونطور که گفته شد: این واقعاً آلبومی عجیبه.
بلک سبث: The Writ ۱۹۷۵
قطعه با یک خط باس قلقلزن شروع میشه و اولش ممکنه فکر کنی آهنگی گمشده از گروه The Cure پیدا کردی. اما وقتی گیتار و وکال وارد میشن، مسیر قطعه کاملاً غافلگیرکنندهست. در طول ۹ دقیقه، The Writ موفق میشه ترکیبی از سبکهای مختلف باشه: از حالوهوای گوتیک اولیه گرفته تا انفجارهای شبیه Led Zeppelin، با لحظاتی بلوزی از آیومی، راک حماسی مخصوص سالنهای بزرگ، پارتهایی سایکدلیک و خشن که پیشدرآمدی بر نویز راک دههی بعد در آمریکا بودن، تا بخشهایی شبیه بالاد با هارپسیکورد. و در تمام این پیچوتابها، صدای آزی کاملاً سر جای خودش میشینه. درسته که بعضی وقتها صداش یکنواخت بهنظر میرسید، اما همین یکنواختی باعث میشد کوچکترین تغییرات و ظرافتهای احساسی در صدا برجستهتر شنیده بشن. اهمیت صدای او در صدای کل سبث اونقدر زیاد بود که وقتی گروه با Ronnie James Dio ادامه داد، مجبور شدن کل ساختار موسیقیشون رو تغییر بدن.
آزی آزبورن: Crazy Train ۱۹۸۱
وقتی از بلک سبث اخراج شد، اوضاع آزی بهنظر از کنترل خارج شده بود. کسی فکر نمیکرد بشه روش حتی برای یه لطف کوچک حساب کرد. برای همین شروع دوران انفرادیاش باید کوبنده و متفاوت میبود؛ چیزی فراتر از «سبث شمارهی دو» اما بدون اینکه ضعیفتر بهنظر برسه. پاسخش رو در یک گیتاریست جوان و بلوند از کالیفرنیا به نام رندی رودز (Randy Rhoads) پیدا کرد؛ کسی که با گروه Quiet Riot در لسآنجلس مینواخت. رودز – که در ۱۹۸۲ درگذشت – نقشی کلیدی در بازتعریف شخصیت موسیقایی آزی داشت، و خود آزی هم همیشه این رو پذیرفته. تن صدای رودز شفاف و درخشان بود، درست در نقطهی مقابل آیومی، و با جسارت و درخشش خاصی گیتار میزد – این صدای نسل جدید گیتار راک بود و نشانهی جدایی کامل آزی از گذشته. در اولین تکآهنگ مشترکشون، رودز ریفی قدرتمند آورد، و باب دیزلی (Bob Daisley) هم ترانهای بهشدت خودآگاهانه برای آزی نوشت تا نگاه عمومی به خودش رو بهچالش بکشه: «دارم از ریل خارج میشم، سوار یه قطار دیوونهام.»
آزی آزبورن: Mr Crowley ۱۹۸۰
یکی از قطعات شاخص اولین آلبوم انفرادی آزی، Blizzard of Ozz، آهنگی بود با موضوعی که دقیقاً به هدف زده بود؛ یعنی اثبات به طرفدارهای قدیمی بلک سبث که قهرمانشون هنوز اونقدرها هم از مسیرش منحرف نشده. بالاخره کسی که بخواد نشون بده راهش رو از گذشتهی شیطانی جدا کرده، آهنگی دربارهی مشهورترین شیطانپرست بریتانیا – الیستر کرولی – منتشر نمیکنه. نسخهی استودیویی آهنگ یهجورهایی سنگین و زمخت بود، و شاید همین باعث شد که نسخهی زندهاش برای تکآهنگ انتخاب بشه.
اجرای آزی خوبه، اما کسی تظاهر نمیکنه که ستارهی واقعی این قطعه کسی غیر از رندی رودز بوده. بعد از مقدمهی کیبورد ترسناک دان ایری (Don Airey)، این رودزه که ریف کوبندهی آهنگ رو ارائه میده – دقیقاً بهقدر کافی شیطانی، بدون اینکه تقلیدی از سبث باشه – و اون هم کسیه که با دو سولوی درخشان، شهرت جهانی خودش رو تثبیت کرد. رودز در نوازندگی گیتار سرعت داشت، اما مهمتر اینکه با ملودی کار میکرد – فقط نُت پشت نُت نمیزد، بلکه به اون نُتها معنا میداد؛ چیزی که بسیاری از گیتاریستهای هارد راک حتی بهش فکر هم نمیکردن.
آزی آزبورن: Diary of a Madman ۱۹۸۱
شاید درخشانترین لحظهی دوران حرفهای رودز همین قطعه باشه؛ آهنگی که ثابت میکنه خیلی قبلتر از اینکه سبک متال تجربی باب بشه، این ژانر از تخیل خالی نبوده.
Diary of a Madman – که باز هم عنوانش خیلی رک و مستقیمه – قطعهای بینظیر با فضایی چندلایه و متغیره؛ آزی در اون شعری میخونه که بههیچوجه فانتزی یا کارتونی نیست، بلکه توصیفی تاریک و همدلانه از وضعیت یک فرد مبتلا به بیماری روانیست، کسی که در ناامیدی خودش به دام افتاده. یه خوانندهی تکنیکیتر ممکن بود وسوسه بشه که بیش از حد احساساتی اجرا کنه، اما آزی حالوهوای قطعه رو حفظ میکنه و اجازه میده موسیقی – که در پایان به کُرهای اپرایی میرسه – بار درام رو به دوش بکشه، در حالی که خودش فقط حس رو منتقل میکنه.
آزی آزبورن: Mr Tinkertrain ۱۹۹۱
آزی در دههی ۸۰ به موفقیت تجاری زیادی رسید، ولی هیچوقت به سطح درخشان دو آلبومی که با رودز ساخت نرسید. البته لحظات درخشان هم داشت، اما در کنارش مقدار زیادی هم از متالِ سطحی و بدترکیبِ آن دوران پیدا میشد. خود آزی بارها آلبوم The Ultimate Sin در سال ۱۹۸۶ رو بدترین کارش دونسته، حتی با وجود اینکه در آمریکا دابل پلاتینیوم شد .اما آلبوم No More Tears قویترین و تأثیرگذارترین آلبوم او در این دهه بود. گیتاریست زک وایلد (Zakk Wylde) و تهیهکنندهها دواین بارون (Duane Baron) و جان پوردل (John Purdell) پشتیبانی کاملاً هماهنگی براش فراهم کردن. و آهنگ آغازین آلبوم، Mr Tinkertrain، تصویر تازهای از آزی بهعنوان موجودی ترسناک ارائه داد – اما این بار نه با رنگولعاب شیطانی گذشته، بلکه با تاریکی واقعگرایانهتری. متن آهنگ از زبان یک کودکآزار نوشته شده؛ ترانهای با فضایی بیمارگونه که بهدقت روی مرز ترس و بینزاکتی حرکت میکنه، بدون اینکه به ورطهی ابتذال بیفته.
آزی آزبورن: No More Tears ۱۹۹۱
قطعهی هفتدقیقهای و عنواندار این آلبوم، نمونهای عالی از متال تجاریه: باشکوه، حماسی و پرقدرت، بدون اینکه سنگین یا بیش از حد اغراقآمیز باشه. و چون با آزی طرفیم، آهنگ از زبان یک قاتل زنجیرهای روایت میشه. باز هم اجرای گروه باعث میشه آزی در بهترین فرم خودش بدرخشه: صدایش قویتر از سالهای گذشتهست و این بار واقعاً عجیب و ترسناکه – نه اینکه فقط نمایشی از ترس و جنون ارائه بده.
در بخش قبل از کُر، وقتی آزی کلمات رو کش میده و عقبتر از ضرب میخونه، حس تهدید و ناامنی کاملاً حس میشه. حتی در سال انتشار Nevermind از گروه نیروانا ، آزی هنوز هم نیرویی غیرقابلچشمپوشی در متال بود. No More Tears در نهایت چهار برابر پلاتینیوم شد – دومین آلبوم موفقش بعد از اولین اثر انفرادیاش. و شایستهاش هم بود؛ این بهترین آلبومش از زمان همون آغاز بود.
ترجمه: امید برمی
منبع: گاردین


