توجه به فیلمهای “کالت” (cult film) در مطالعات سینمایی، به ویژه در محافل دانشگاهی، به طور روزافزون افزایش یافته است. این گرایش به دلیل ویژگیهای خاص این فیلمها که معمولاً خارج از جریان اصلی سینما و با رویکردهای متفاوت ساخته میشوند، اهمیت یافته است. با این حال، لازم است نگاهی محتاطانه و دقیقتر به گفتمان جاری درباره فیلمهای “کالت” داشته باشیم. به جای ستایش صرف و بزرگداشت این نوع فیلمها، باید به تحلیل ابعاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آنها نیز پرداخت و نقاط ضعف و چالشهایشان را بررسی کرد. فیلم “کالت”، پدیدهای پیچیده و چندوجهی است که هم ظرفیت ایجاد تغییرات فرهنگی و سیاسی را دارند و هم ممکن است به مانعی برای توسعه تفکر انتقادی جدی درباره سینما تبدیل شوند. سینمای “کالت” به عنوان پدیدهای خارج از جریان اصلی سینما، فضایی برای بیان اعتراضات فرهنگی و سیاسی فراهم کرده اما نباید فراموش کنیم که بدون تحلیلهای انتقادی عمیقتر، این نوع سینما میتواند به بازتولید وضعیت موجود کمک کند و از تحول واقعی باز بماند.
بر اساس دیدگاه فردریک جیمسون، مطالعات فیلم باید نگاهی عمیقاً سیاسی به همه انواع فیلمها داشته باشد. به اعتقاد جیمسون، هر فرهنگ و هر اثر فرهنگی، بیشترین معنا و فهم خود را زمانی به دست میآورد که به عنوان بیان “ناخودآگاه سیاسی” زمینه اجتماعی و تاریخی که در آن خلق شده، تحلیل شود (جیمسون، ۱۹۸۹: ۲۰). این رویکرد مستلزم “برملاکردن آثار فرهنگی به عنوان کنشهای نمادین اجتماعی” است که میتواند به فهم عمیقتری از جایگاه فیلم در جامعه کمک کند. اما در این میان، مفهوم “کالت” به عنوان یک برچسب انتقادی و سیاسی، گاهی بسیار ضعیف ظاهر میشود؛ زیرا بیش از حد بر لذت فردی و ذهنیت مخاطب تکیه دارد و کمتر توانایی ارائه فهمی منسجم و فراگیر از فیلم به عنوان پدیدهای سیاسی و اجتماعی را پیدا میکند. تاثیر فیلم کالت فقط در حوزه سینما نیست بلکه این تاثیر را در حوزههای دیگر جمله گرافیک، تلویزیون، تئاتر، پوشاک، و از همه مهمتر در سبک زندگی مدرن شهری نیز می توان دید.
گرچه هنوز تعریف واحد و پذیرفتهشدهای برای فیلمهای “کالت” در مطالعات سینمایی وجود ندارد، اما میتوان این دسته از آثار را به طور کلی چنین توصیف کرد: فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که عمدتا خارج از قواعد ژانر ساخته شده و معمولاً موضوعی جنجالی، متفاوت یا هیجانی دارند. فیلمهایی که معمولاً در زمان اکران اولیه با شکست تجاری یا بیتوجهی مواجه میشوند، اما بهمرور زمان از طریق بازنمایی فرهنگی، تماشاگران وفادار و افراطی، بازبینیهای مکرر، و گفتوگوهای خردهفرهنگی، به جایگاهی ویژه در حافظه سینمایی دست مییابند. بهگفته اندرو هایسن، فیلم “کالت” اغلب برخلاف جریان اصلی فرهنگی عمل میکند و شکلگیری هویت تماشاگر را از طریق احساس تعلق به یک گروه خاص فرهنگی یا سبکی ممکن میسازد. این فیلمها غالباً با بودجهای کم و کیفیت تولید پایین و عمدتاً برای گروه خاصی از مخاطبان تولید شدهاند. فیلمهای “کالت” بهواسطهی ویژگیهای غیرمتعارفشان، چه از نظر سبک یا مضمون یا ساختار تولیدی، مورد توجه مخاطبانی خاص قرار میگیرند. این مخاطبان از طریق نمایشهای نیمهشبانه، گردهماییهای آنلاین یا نوستالژیهای جمعی، فیلم را به تجربهای فراتر از تماشای صرف تبدیل میکنند.
فیلمهای “کالت”، گاهی در زمان خود برای مخاطب عام ساخته شدهاند اما پس از مدتی به فراموشی سپرده شده و تنها توسط عدهای محدود اما وفادار به یاد آورده شده و ارزشگذاری میشوند. همینطور برخی فیلمهای جریان مسلط هالیوودی که محبوبیت آنها در طول زمان افزایش پیدا کرده و هواداران افراطی و دوآتشهای دارند مثل «کازابلانکا» (۱۹۴۲) ساخته مایکل کورتیس یا «فایت کلاب» (۱۹۹۹) دیوید فینچر، نیز جزو فیلمهای “کالت” دسته بندی میشوند. همینطور فیلمهای مستقلی مثل «ایزی رایدر» (۱۹۶۹) ساخته دنیس هاپر و «فرشتگان وحشی» (۱۹۶۶) ساختۀ راجر کورمن نام برد که به عنوان نمادهایی از جریان ضدفرهنگ (کانتر کالچر) و اعتراضات اجتماعی آن دوره شناخته شدهاند. فیلمی مثل «فایت کلاب» (۱۹۹۹) ساختۀ دیوید فینچر که نقدی بر مصرفگرایی در جامعه مدرن است یا «لبوفسکی بزرگ» ساختۀ برادران کوئن که ارزشهای فرهنگی و اجتماعی جامعه آمریکا را زیر سوال میبرد، نمونههای شاخص فیلمهای “کالت” با محبوبیت گسترده است. در دسته تولیدات کم خرج (لوباجت) فیلم “کالت” که مخاطب نسبتاً محدودی داشتهاند، میتوان برای مثال به فیلمهای بی مووی و ترسناک دهه پنجاه مثل «یک سطل خون» (راجر کورمن، ۱۹۵۹) اشاره کرد و در دسته تولیدات فراموششده اما به یادمانده کالت که در ابتدا جزو فیلمهای جریان اصلی بودند، میتوان به سیتکامهای تلویزیونی دهه پنجاه مثل «من عاشق لوسیام» یا برخی “بی مووی”های نوآر مثل «بیراهه» (ادگار جی اولمر، ۱۹۴۵) یا “هارور”های پرطرفداری مثل « راکی هارور پیکچر شو» (جیم شارمن، ۱۹۷۵) اشاره کرد.
به طور کلی، فیلم “کالت”، فیلمی است که طرفدارانی اندک اما شیفته، افراطی و متعصب دارد. اغلب فیلمهای “کالت”، جز در خارج از حلقه طرفداران افراطیشان، شهرت و محبوبیت چندانی ندارند اما برخی از آنها مثل «فایت کلاب»، «پرتقال کوکی»، «کله پاک کن»، و «بلید رانر» هواداران زیادی دارند. اگرچه اغلب هیچ دو فهرستی از فیلمها و برنامههای تلویزیونی کالت کاملاً مشابه همدیگر نیست، اما بیشتر این آثار برای مخاطبان امروزی فیلمهایی ضعیف، بدساخت، تاریخگذشته، کیچ و یا بسیار مبتذل به نظر میرسند طوری که جوآن هاوکینز، آن را هم رده “فیلمهای آشغال” (trash movies) میداند. به گفته هاوکینز، چیزی که طرفداران این نوع فیلمها را جذب میکند این است که «آنقدر بد هستند که خوب به نظر میرسند» (هاوکینز، ۲۰۰۰: ۱۴). اما در مطالعات دانشگاهی اخیر درباره فیلمهای “کالت” و تولیدات مشابه دیگر، مرز بین طرفداری و تفکر انتقادی به شکل خطرناکی مبهم شده است. مفهوم فیلم “کالت”، چه با همان واژه “کالت” و چه با اصطلاحاتی نظیر “کمپ”، “کیچ”، “آشغال” یا “پارا سینما” مطرح شود، تهدیدی برای ورود مطالعات فیلم به یک بنبست انتقادی و سیاسی است. افزایش محبوبیت فیلمهایی که “کالت” خوانده میشوند را میتوان به عنوان بازتاب نوعی احساس نیاز از سوی برخی طرفداران و پژوهشگران فیلمِ ناراضی از وضعیت موجود سینمای جهان درنظر گرفت که میخواهند فضایی آلترناتیو و متضاد با جریان اصلی سینما ایجاد کنند. در این مورد، احساس حمایت از فیلم “کالت”، کاملا قابل درک و پذیرفتنی به نظر میرسد. ایجاد فضای آلترناتیو، چالش ارزشها و هنجارهای مسلط و خلاقیت و نوآوری، برخی از دلایل موفقیت و محبوبیت فیلمهای “کالت” نزد شیفتگان آنهاست. این فیلمها اغلب به عنوان جایگزینی برای سینمای جریان اصلی دیده میشوند که معمولاً ساختاری کلیشهای و درونمایهای محافظهکارانه دارند و کاملاً با ارزشهای فرهنگی و اخلاقی زمانه همسو اند. فیلمهای “کالت” با هجو، دست انداختن و انتقاد از فرهنگ و ارزشهای غالب، مخاطبان را به تفکر و بازاندیشی وامیدارند. برای مثال فیلم کالتی مثل «پرتقال کوکی»، بیانگر نقد تند استنلی کوبریک از خشونت، ناهنجاریهای رفتاری در جامعه و سیستم تنبیه و کنترل اجتماعی است. از طرفی بسیاری از فیلمهای “کالت” با بودجههای محدود ساخته شدهاند، اما همین محدودیت باعث شده که فیلمساز، خلاقیت و جسارت بیشتری در روایت و فرم فیلم نشان دهد. خیلی از فیلمهای “کالت” نسبت به فیلمهای جریان مسلط سینما، دارای فرم های تازه و جسورانه و ساختاری غیر متعارف و گاه شگفتانگیزند و میتوانند در میان طیف وسیعی از تماشاگران محبوب واقع شوند. با این حال، نباید از تاثیرات منفی فیلمهای “کالت” غافل بود. همانطور که بالاتر گفته شد، تأکید بیش از حد بر ارزشهای “کالت” ممکن است باعث شود مطالعات فیلم به یک بنبست انتقادی و سیاسی برسد و از پرداختن به تحلیلهای عمیق اجتماعی سیاسی بازبماند. به علاوه، فیلمهای “کالت” اغلب بر لذتهای خاص و تجربیات شخصی مخاطبانشان تکیه میکنند و این موضوع میتواند مانع ایجاد یک فهم عمومی و اجتماعی از سینما شود. این رویکرد ممکن است باعث شود تحلیلهای انتقادی سطحی و بیش از حد محدود به دنیای کوچک طرفداران شود. از طرفی، بسیاری از فیلمهای کالت به دلیل سبک و کیفیت پایینشان، از نظر سینمایی ضعیف تلقی میشوند. روایتهای ساده و کلیشهای، شخصیتهای سطحی و تکبعدی، تصنع و نورپردازیهای اغراق آمیز، دکورهای قلابی و مضحک، زوم های تند، بازیهای بد و دیالوگهای پیش پا افتاده برخی از ویژگیهای سبکی مشترک فیلمهای “کالت”اند. این ویژگیها باعث شده که بسیاری از فیلمهای “کالت” به عنوان نمونههای واقعی هنر سینما پذیرفته نشوند و از سوی منتقدان جدی سینما نادیده گرفته شوند.
به طور کلی ما در دورانی از سینما زندگی میکنیم که عملاً مرز بین سینمای هنری و روشنفکرانه و سینمای عامهپسند و تجاری مخدوش شده، جایی که به سختی میتوان از مستقل بودن یک فیلم حرف زد و مفهوم “سینمای مستقل” به طور فزایندهای بخشی از سیستم مسلط تولید به نظر میرسد؛ جایی که هر انگیزه تاریخی به سوی تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و سینمایی بنیادین، به ناچار مستعد جذب جریان مسلط و بیاثر شدن سریع است. در چنین شرایطی، به نظر میرسد، صحبت از فیلم “کالت” و حمایت از آن راهی برای فرار از فرهنگ غالب کسالتآور و بیروح یا نوعی عملکرد فرهنگی خارج از آن باشد. به هر حال فیلمهای “کالت” با فیلمهای جریان اصلی متفاوتاند، شیوه تولیدشان متفاوت است، مخاطبان متفاوتی دارند و به شکل متفاوتی مصرف میشوند و ارزشهایی که تبلیغ میکنند و راهبردهای رسمی که این ارزشها را بیان میکنند متفاوتاند. فیلمهای “کالت”، فرهنگ، اخلاق و ارزشهای مسلط را به چالش میکشند و به شکل طعنهآمیزی آنها را هجو میکنند یا دست به افشاگری میزنند و از این نظر ارزشمندند. کسانی که از فرهنگ فیلم “کالت” دفاع میکنند و کسانی که برخی فیلمهای خاص “کالت” را ستایش میکنند، واقعا به خوب بودن این فیلمها ایمان دارند. آنچه که مهم است این است که فیلمهای “کالت” اغلب از دل آثاری برمیآیند که در آغاز نادیده گرفته شدند. این فیلمها با بازنمایی نوعی مقاومت فرهنگی و زیباییشناختی در برابر کلیشهها، به بستری برای شکلگیری خردهفرهنگهای تماشاگرانه بدل میشوند. این نوع سینما، گاه موفقترین نمونه از پیوند سینما با فرهنگ انتقادی، هویتیابی جمعی و حافظهی تاریخی است.
منابع:
- Jameson, Fredric (1989) The Political Unconscious: Narrative as a Socially Symbolic Act. London and New York: Routledge.
- Hawkins, Joan (2000) Cutting Edge: Art-horror and the Horrific Avant-garde. Minneapolis: University of Minnesota Press.
- Higson, Andrew (2010), Film England: Culturally English Filmmaking Since the 1990s. London: I.B.Tauris.
- Mathijs, Ernest and Mendik, Xavier (2007), The Cult Film Reader, London: Open University Press.


