دایان کیتون، بازیگر پرانرژی، گاه غیرمتعارف و همواره صادقانه فروتن که برای بازی در کمدی انی هال ساختهی وودی آلن برندهی اسکار شد و در حدود صد فیلم و مجموعهی تلویزیونی ایفای نقش کرد — در کمدیهایی چون خوابزده و باشگاه همسران اول و درامهایی مانند پدرخوانده و اتاق ماروین— درگذشت. او ۷۹ سال داشت.
خبر درگذشت او را «دوری راث»، تهیهکنندهی تعدادی از تازهترین فیلمهای کیتون، تأیید کرد؛ اما دربارهی زمان، مکان یا علت مرگ او جزئیاتی ارائه نکرد. کیتون در ۳۱ سالگی و پس از بازی در هشت فیلم (بیشترشان کمدی)، با نقشآفرینی در عنوان نقش اصلی انی هال، به شهرت جهانی رسید؛ زنی تنها در نیویورک با آرزوها، ناامنیها و سبک خاص خودش. «انی» زنی است با روحیهای شاد، بینشهای ناگهانی روانکاوانه، پوششهایی الهامگرفته از لباس مردانه، مهارت رانندگی نهچندان خوب، و نشانههایی از تربیتی بیشازحد سالم در خاستگاه میانهی آمریکا.
او در مراسم اسکار، با کت کتانی، دو دامن بلند کتانی، شالی روی پیراهن سفید، کراوات باریک مشکی و کفش پاشنهبلند همراه با جوراب ظاهر شد. کیتون سالها بعد در خاطراتش با عنوان دوباره همانطور (Then Again) که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد، آن لباس را با حسرت «آن پوشش چندلایهی ‘la-de-da’» توصیف کرد. فیلم انی هال که سه جایزهی اسکار دیگر از جمله بهترین فیلم را نیز دریافت کرد، برای کیتون بارانی از افتخارات به همراه آورد؛ از جمله جوایز بهترین بازیگر از «هیئت ملی بازبینی فیلم»، «انجمن ملی منتقدان فیلم»، «انجمن منتقدان نیویورک» و «آکادمی بریتانیا برای فیلم و تلویزیون».
نشریه هالیوود ریپورتر در نقد خود از این فیلم، کیتون را «بازیگر تمامعیار نسل ما» نامید و نوشت که او «جاذبه، گرما و خودانگیختگی» را به فیلم میافزاید، ویژگیهایی که انی هال را باورپذیر میکند. کیتون سه بار دیگر نیز نامزد دریافت اسکار شد؛ از جمله برای درام حماسی سرخها (۱۹۸۱) که خود برندهی چند جایزهی اسکار شد. او در آن فیلم نقش «لوئیز برایانت» را بازی کرد، نویسندهای پرشور از دههی ۱۹۱۰ که در میان سوسیالیستها و انقلابیون بلشویکِ گرینویچ ویلیج رفتوآمد داشت؛ از جمله روزنامهنگار و فعال سیاسی «جک رید» با بازی وارن بیتی، که خود کارگردانی فیلم را نیز برعهده داشت. دومین نامزدی اسکار دایان کیتون برای فیلم اتاق ماروین (۱۹۹۶) بود؛ درامی که در آن نقش دختری فداکار را بازی میکرد که از پدر بیمار و در حال مرگ و عمهی فراموشکارش مراقبت میکند، تا اینکه خودش مبتلا به لوسمی تشخیص داده میشود و نیاز به پیوند مغز استخوان پیدا میکند. در این فیلم، مریل استریپ، لئوناردو دیکاپریو و هیوم کرونین همبازی او بودند.
سومین نامزدی او برای فیلم یه چیزی باید بده (۲۰۰۳) رقم خورد؛ کمدیای دربارهی نمایشنامهنویسی موفق که پس از یک جدایی اشکبار، آن تجربه را به الهام تازهای برای نوشتن یک کمدی پرفروش تبدیل میکند. در طول داستان، او توجه پزشک جوان و خوشچهرهای (با بازی کیانو ریوز) را جلب میکند و همزمان مردی شصتساله و زنگریز (جک نیکلسون) را به عشقورزیدن به زنی همسن خودش ترغیب میکند. کیتون علاوه بر بازیگری، کارگردان هم بود. نخستین فیلمش بهشت (۱۹۸۷) بود، مستندی دربارهی باورها نسبت به جهان پس از مرگ. آخرین تجربهی کارگردانیاش نیز فیلم قطع تماس (۲۰۰۰) بود؛ درامی کمدی که در آن خودش در کنار مگ رایان و لیزا کودرو بازی کرد. این فیلم بر اساس رمانی از دلیا افرون ساخته شد.
نخستین تجربهی او در فیلم داستانی بهعنوان کارگردان، قهرمانان رهاشده (۱۹۹۵) بود؛ فیلمی با بازی اندی مکداول، جان تورتورو و مایکل ریچاردز که داستان دو عموی عجیبوغریب یک پسر نوجوان را روایت میکرد. این فیلم در بخش نگاهی دیگر جشنوارهی کن پذیرفته شد. مجلهی رولینگ استون دربارهاش نوشت: «فیلم مثل یک افسون عمل میکند»، و واشنگتن پست آن را «شیرینی جنونآمیز» و «داستانی لطیف دربارهی بلوغ» توصیف کرد. کیتون همواره بازی در سینما را هدف اصلی خود میدانست. او در برنامهی CBS Sunday Morning در سال ۲۰۱۰ دربارهی نداشتن علاقهاش به تئاتر گفت: «شببهشب، اجرای یک نمایش؟» و در حالیکه با خنده تظاهر به گذاشتن تفنگی خیالی روی شقیقهاش میکرد، افزود: «این برای من یعنی جهنم!»
دایان هال در ۵ ژانویه ۱۹۴۶ در لسآنجلس به دنیا آمد. او فرزند اول از چهار فرزند خانواده بود. پدرش، جان نیوتن ایگنیشس هال، معروف به جک، مهندس عمران بود و مادرش، دوروتی دین (کیتون) هال، عکاسی آماتور که در مسابقهی زیبایی مخصوص زنان خانهدار، عنوان «خانم لسآنجلس» را به دست آورده بود. دایان در کودکی از سوی پدرش لقب «پرکینز» گرفت و او اغلب او را «دایانی» صدا میزد؛ لقبی که بعدها الهامبخش نام هنری او، دایان کیتون، شد. او در سانتا آنا، نزدیک لسآنجلس، بزرگ شد و مدتی در کالجهای محلی از جمله سانتا آنا و اورنج کاست درس خواند، اما در ۱۹ سالگی درس را رها کرد و به نیویورک رفت تا در مدرسهی بازیگری Neighborhood Playhouse آموزش ببیند. کیتون نخستینبار در تئاتر موزیکال موفق مو (Hair) روی صحنهی برادوی ظاهر شد؛ ابتدا بهعنوان عضو گروه همخوان و سپس در نقش اصلی زن، «شیلا». (او از دریافت پاداش ۵۰ دلاری که به بازیگرانی داده میشد که حاضر به برهنگی در یکی از صحنهها بودند، خودداری کرد.)
فعالیت برادوی او ادامه یافت و همکاریاش با وودی آلن از نمایش دوباره بازیاش کن، سم (۱۹۶۹) آغاز شد؛ جایی که نقش زنی متأهل و جذاب را بازی میکرد که دوست مطلقهاش، با بازی آلن، عاشق او میشود. این نقش برایش نامزدی جایزهی تونی برای بهترین بازیگر زن مکمل در نمایشنامه را به ارمغان آورد. اولین حضورش در سینما در فیلم عاشقان و دیگر غریبهها (۱۹۷۰) بود؛ جایی که نقش همسری ناراضی در یک عروسی حومهی شهری را بازی کرد. پس از چند حضور کوتاه تلویزیونی، در فیلم پدرخوانده (۱۹۷۲) ساختهی فرانسیس فورد کاپولا، نقش «کی آدامز» را ایفا کرد؛ دختری غیرسیسیلی که به همسر وفادار مایکل کورلئونه (با بازی آل پاچینو) تبدیل میشود. (او و پاچینو در سال ۱۹۷۴، همزمان با اکران پدرخوانده: قسمت دوم، رابطهای عاشقانه را آغاز کردند).
با وجود تحسین گستردهی فیلم پدرخوانده، کیتون همواره با فروتنی نسبت به نقش خود دیدی انتقادی داشت. او بعدها در گفتوگو با نیویورک تایمز گفت: «از همان اول فکر میکردم برای این نقش مناسب نیستم. هنوز هم فیلم را کامل ندیدهام. تصمیم گرفتم خودم را از آن رنج خلاص کنم. چند صحنه را مجبور شدم برای دوبله ببینم و حتی تحمل دیدن خودم را نداشتم. فکر میکردم وحشتناک به نظر میرسم، مثل یک چوب خشک در لباسهای دههی ۴۰!»
سه سال بعد، در همان سالی که انی هال اکران شد، دایان کیتون در درام تکاندهندهی در جستوجوی آقای گودبار بازی کرد؛ فیلمی دربارهی معلم جوانی که تقریباً هر شب به بارهای مخصوص مجردها میرود. مالی هسکل، منتقد مجلهی نیویورک، بازی کیتون را «بهترین نقشآفرینی عمرش» و خود فیلم را «تکاندهنده، قدرتمند و هولناک» توصیف کرد. برخی معتقد بودند اگرچه کیتون جایزهی اسکار را برای انی هال برد، اما رأیدهندگان تا حد زیادی تحت تأثیر بازی در آقای گودبار بودند؛ فیلمی درخشان اما بهزعم بسیاری «بیش از حد تلخ و دشوار.»
کیتون بهطور منظم در فیلمهای وودی آلن ظاهر میشد: از نسخهی سینمایی دوباره بازیاش کن، سم (۱۹۷۲) گرفته تا خوابزده (۱۹۷۳)، کمدیای در آیندهای دیستوپیایی، و عشق و مرگ (۱۹۷۵) که در روسیهی تزاری میگذرد. او همچنین در دو فیلم جدیتر و معاصر آلن، یعنی فضاهای درونی(1978) و منهتن(1979) که برندهی چندین جایزه شد، نقشآفرینی کرد. با وجود آنکه علاقهاش به خوانندگی را بعدها «حماقت جوانی» توصیف کرد، در انی هال دو ترانه اجرا کرد و در فیلم روزهای رادیو (۱۹۸۷) آلن نیز در نقش خوانندهای از دههی ۱۹۴۰ حضوری کوتاه داشت. آخرین همکاریشان فیلم راز جنایت در منهتن (۱۹۹۳) بود.
گذشته از سرخها، اتاق ماروین و دنبالههای پدرخوانده، کیتون در چند درام دیگر نیز بازی کرد؛ برخی با مایههای طنز اجتماعی. از جمله شلیک به ماه (۱۹۸۲) در کنار آلبرت فینی، دربارهی زوجی ناراضی در کالیفرنیا که زندگیشان به طلاق میانجامد؛ جنایات دل (۱۹۸۶) نوشتهی بث هنلی، که در آن نقش خواهر مجرد جسیکا لَنگ و سیسی اسپیسک را بازی میکرد؛ و مینیسریال پاپ جوان (۲۰۱۶) که در آن در نقش راهبهای ظاهر شد که منشی و محرم اسرار پاپ (با بازی جود لا) است. اما استعداد کیتون در کمدیهای هوشمندانه هیچگاه نادیده گرفته نشد. پیش از فیلم یه چیزی باید بده (۲۰۰۳)، در چند کمدی دیگر به کارگردانی یا نویسندگی نانسی مایرز بازی کرده بود: نوزاد از آسمان رسیده (۱۹۸۷) در کنار سم شپرد، دربارهی زنی موفق در نیویورک که ناگهان سرپرستی نوزادی را برعهده میگیرد و به ورمانت نقل مکان میکند؛ و دو فیلم محبوب پدر عروس (۱۹۹۱) و دنبالهاش در سال ۱۹۹۵، در کنار استیو مارتین.
نانسی مایرز در جشنوارهی کمدی اَسپن در سال ۲۰۰۴، مهارت طنزآمیز کیتون را با دو ستارهی بزرگ نسلهای پیشین، کاترین هپبورن و جین آرتور، مقایسه کرد. وودی آلن نیز حتی پا را فراتر گذاشت و گفت: «بهنظر من، بهجز جودی هالیدی، هیچ کمدین زنی در تاریخ سینما به پای او نمیرسد. از دیگر کمدیهای او میتوان به هری و والتر به نیویورک میروند (۱۹۷۵) با جیمز کان و الیوت گولد، خانواده استون (۲۰۰۵) با حضور جمعی از ستارگان از جمله درموت مولرونی، سارا جسیکا پارکر و کریگ تی. نلسون، پنج طبقه بالا (۲۰۱۴) در کنار مورگان فریمن، و پامز (۲۰۱۹) دربارهی گروهی از زنان سالخوردهی تشویقگر اشاره کرد.
فیلم باشگاه همسران اول (۱۹۹۶) که کیتون در کنار گلدی هاون و بت میدلر در آن نقشآفرینی کرد، موفقیتی عظیم در گیشه به دست آورد — کمدیای دربارهی انتقام، یا شاید عدالت، بسته به دیدگاه تماشاگر. در این فیلم، شخصیت کیتون درمییابد رواندرمانی که به او اعتماد کرده، در واقع با همسر قبلیاش رابطه دارد. آخرین حضور سینمایی او در فیلم اردوگاه تابستانی (۲۰۲۴) بود؛ کمدیای دربارهی سه دوست قدیمی که در یک گردهمایی پرماجرا دوباره همدیگر را میبینند.
زندگی شخصی کیتون نیز گاهی سوژهی رسانهها میشد، بهویژه روابط عاشقانهاش با وارن بیتی، وودی آلن و آل پاچینو. او هرگز ازدواج نکرد و دو فرزند را به فرزندی پذیرفت: پسری به نام «دوک کیتون» و دختری به نام «دکستر کیتون». اطلاعات کامل دربارهی بازماندگانش هنوز اعلام نشده است. کیتون در گفتوگویی با مجلهی People در سال ۲۰۱۹، با همان طنز و خودانتقادی همیشگیاش گفت: «پیرتر شدن مرا عاقلتر نکرده. من هنوز هیچچیز نمیدانم و هیچ درسی نگرفتهام!»
با این حال، در طول سالها بیش از دوازده کتاب نوشت — دربارهی مد، هنر و معماری، و همچنین چند زندگینامهی شخصی. شیلا ولر در نقدی برای نیویورک تایمز بوک ریویو در سال ۲۰۱۴، خاطرات او با عنوان دوباره همانطور را «صادقانه و تحریکآمیز» توصیف کرد و کیتون را «با طعنه، گزنده، اما شجاع در نگاه به خود» دانست. کیتون در همان کتاب نوشته بود: «فهمیدم نمیتوانم دربارهی عشق نوری بتابانم، جز اینکه آمد و رفتش را حس کنم و سپاسگزار باشم.» او همچنین با نگاهی شوخطبعانه یکی از باورهای رایج را به چالش کشید و نوشت: «اگر زیبایی در چشم بیننده است، یعنی آینهها وقت تلف کردناند؟»
منبع: نیویورک تایمز
ترجمه: امید برمی


