Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نقد فیلم سینما پیشنهاد سردبیر

    روح سرگردان یک دیکتاتور | دربارۀ «کُنت» ساختۀ پابلو لارین

    پابلو لارین در فیلم «کُنت» نشان می‌دهد که نیروی شر پایدار است و می‌تواند مثل یک خون‌آشام خود را تغذیه کند تا زنده بماند. به عقیده او؛ تاریخ باید تکرار شود تا به همه ما یادآوری کند که چقدر می‌توانیم خطرناک، غیراخلاقی، فاسد و شیطانی باشیم.
    پرویز جاهدپرویز جاهد۵ آبان , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    فیلم کنت پابلو لرین
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    تاریخ معاصر؛ دلمشغولی اصلی پابلو لارین، فیلمساز شیلیایی است. او تا کنون شخصیت‌های تاریخی مثل ژاکلین کندی (جکی)، دایانا (اسپنسر) و نرودا را در فیلم‌هایش تصویر کرده. در «نرودا» که درباره پابلو نرودا، شاعر برجستۀ شیلیایی است، او واقعیت و خیال را در قالب یک درام جنایی درهم آمیخت. در «اسپنسر» نیز با اینکه در دنیای واقعی اتفاق می‌افتد، اما مثل داستان‌های پریان، شاهزاده خانم (دایانا) را به عنوان یک روح متحرک به تصویر کشید. ویژگی مشترک این فیلم‌ها، تنش بین زندگی عمومی و خصوصی چهره‌های مشهوری است که لارین زندگی آنها را روایت کرده است. لارین، پیش‌ از این در فیلم‌های «پس از مرگ» (Post Mortem) و «نَه» (No) به تاریخ معاصر شیلی بعد از کودتای پینوشه علیه سالوادور آلنده و نیز به ماجرای برکناری او از قدرت بعد از ۱۷ سال حکومت دیکتاتوری پرداخته بود و حالا در فیلم «ال کُنده» یا «کُنت» (El Conde) مستقیماً به سراغ پینوشه، دیکتاتور نفرت‌انگیز شیلی رفته اما آن را با لحنی طنزآمیز و گروتسک و آمیخته با وحشت روایت کرده است. «کُنت»؛ طنزی تلخ، سیاه و هذیانی است که از وحشتی واقعی ریشه گرفته است.

    پابلو لارین در گفتگو با نشریه تایم دربارۀ رویکرد تخیلی و فانتزی‌اش در به تصویرکشیدن یک شخصیت تاریخی گفته است: “ما قرار نیست یک داستان واقع‌گرایانه بسازیم، زیرا نسخه واقع‌گرایانه می‌تواند باعث همدلی شود و این بسیار خطرناک است.” از این رو، لارین دورانی از زندگی پینوشۀ خون‌آشام را روایت می‌کند که او از زندگی خسته شده و قصد نابودی خودش را دارد در حالی که همزمان، فرزندانش به دنبال کسب ثروت پدرند و همسرش به همراه نزدیکترین خدمتکارش به او خیانت می‌کنند. با این حال فیلم لارین، فاقد یک هسته احساسی است که بتواند واقعاً مخاطب را به آنچه روی پرده است متصل کند.

    لارین، پینوشه را در متن تاریخ خونبار انقلاب‌ها، کودتاها و کشتارهای خونین در جهان از فرانسه تا هائیتی و الجزایر و شیلی قرار می‌دهد. فیلم به شکل یک ماکیومنتری شروع می‌شود با صدای زنی که داستان خون‌آشام جوانی به نام کلود پینوشه را روایت می‌کند. به روایت راوی، کلود پینوشه، در اواخر دهه ۱۷۸۰ در جریان انقلاب فرانسه، یک سرباز سلطنت‌طلب فرانسوی است که شاهد اعدام ماری آنتوانت به دست انقلابیون فرانسوی است. او بعد از این واقعه، مرگ خود را جعل کرده و به خارج از کشور می‌گریزد و در هائیتی، روسیه و الجزایر علیه انقلابیون می‌جنگد و در آخر سر از شیلی درمی‌آورد و با نام آگوستو پینوشه به ارتش شیلی ملحق شده و به مقام ژنرالی می‌رسد. او در سال ۱۹۷۳ با کودتایی نظامی علیه دولت سوسیالیستی و دمکراتیک سالوادور آلنده، او را سرنگون کرده و به قدرت می‌رسد و مدت هفده سال با دیکتاتوری، ترور و وحشت بر شیلی حکومت می‌کند. لارین، پینوشه را به عنوان چهره‌ای مخوف و ابدی با روحی شیطانی و سرگردان نشان می‌دهد. کشتن آدم‌ها و درآوردن قلب‌ آنها و نوشیدن خون آنها با ولع، استعاره‌ای است از اعمال شرارت‌آمیز و پلید پینوشه در شیلی که لارین در قالب داستانی خیالی در ژانر وحشت با عناصر گروتسک ارائه می‌کند.

    فیلم کنت پابلو لرین

    پینوشه در روایت تخیلی و سورئال پابلو لارین، عمری طولانی دارد. او شاهد و عامل اتفاقات وحشتناکی در تاریخ بوده و به عنوان دیکتاتور خون آشام شیلی، در طی سال‌ها، ثروت زیادی برای خود و اعضای خانواده‌اش اندوخته است. روایت لارین؛ به رغم تخیلی بودن، مبتنی بر برخی اسناد و شواهد تاریخی دربارۀ فساد مالی و نقض حقوق بشر به وسیله دیکتاتور بدنام شیلی است که دست‌هایش آلوده به خون هزاران تن از مردم این کشور است. در فیلم؛ پینوشه بعد از ساقط شدن از حکومت، دوباره مرگ خود را جعل کرده و به مزرعه‌ای دورافتاده و متروک در سرزمین‌های یخ‌زده و بایر جنوب شیلی، در پاتاگونیا، پناه می‌برد. او بعد از ۲۵۰ سال زندگی، به تدریج خسته شده و میل به زندگی را از دست می‌دهد. به گفته لاخمن، صحنه اصلی فیلم در واقع یک مزرعه گوسفند در پاتاگونیا بود، اما او صحنه‌های داخلی مزرعه را در سانتیاگو فیلمبرداری کرده است.

    در «ال کُنده»؛ پینوشه که بارها مرگ خود را جعل کرد، این بار تصمیم گرفته که با گیاهخوار شدن و امتناع از خوردن خون، واقعاً با مرگ روبرو شود. پیشخدمت قدیمی او، فئودور، یک اشراف‌زاده یهودی روسی است که زمان انقلاب اکتبر در روسیه، علیه انقلابیون کمونیست فعالیت می‌کرد و بعد از فرار به شیلی، پینوشه به پاس قدردانی از خدماتش در دوران دیکتاتوری، او را به یک خون‌آشام تبدیل کرد. فئودور، لباس نظامی ژنرال را به تن می‌کند و به کشتار وحشتناکی برای یافتن و بلعیدن قلب انسان‌ها در سانتیاگو دست می‌زند که اطرافیان پینوشه و نیز ما به عنوان تماشاگر، آنها را کار پینوشه می دانیم هرچند در ادامۀ داستان، این موضوع برملا می‌شود. به عقیدۀ لارین؛ “پینوشه هرگز به خاطر جنایاتش محاکمه نشد. او ثروتمند و آزاد از جنایاتش علیه مردم شیلی درگذشت. افرادی که مستقیماً آسیب دیدند و خانواده‌هایشان هرگز عدالت یا آرامش نیافتند. بی‌عدالتی و درد ابدی است؛ برای همیشه است.” به گفتۀ لارین؛ «ال کُنده» درباره مصونیت از مجازات است، اینکه چگونه عدالت با اینکه یک خواست جمعی است، اما یک واقعیت نیست. اینکه چگونه عاملان جنایات وحشتناکی که در تاریخ رخ داده، از دست عدالت دررفته و مجازات نشده‌اند: “من باور ندارم که در نهایت مردم به عدالتی که شایسته آن هستند، برسند.” لارین می‌گوید که بعد از سقوط پینوشه، مردم شیلی نیازمند التیام بوده‌اند اما التیام واقعی پس از عدالت حاصل می‌شود” “ما هرگز نتوانستیم پینوشه را به دادگاه بکشانیم. او نه تنها یک میلیونر، بلکه آزاد مُرد. او همیشه در اطراف ما خواهد بود.”

    فیلم کنت پابلو لرین

    فرزندان فرصت‌طلب و میراث‌خوار پینوشه با این تصور که پدرشان می‌خواهد هنگام مرگ، ثروتش را بین آنها تقسیم کند، به مزرعه پدرشان می‌روند. آنها دختر جوانی به نام کارمن را استخدام می‌کنند تا ژنرال را تحت پوشش حسابرسی ثروت خانواده، جن‌گیری کرده و بکشد اما ژنرال، عاشق کارمن می‌شود. در واقع کارمن، راهبه‌ای است که از سوی کلیسای کاتولیک مامور شده تا خود را حسابدار جا بزند تا بتواند به حلقه داخلی دیکتاتور سابق شیلی نفوذ کند و سعی کند دیو درون او را بیرون کشیده و محل پنهان‌شدن ثروت‌هایش را پیدا کند. از طرفی ژنرال، متوجه رابطۀ پنهان فئودور با همسرش لوسیا می‌شود اما اهمیتی نمی‌دهد و به فئودور می‌گوید تو می‌توانی همسرم را تصاحب کنی اما کاری به ثروت من نداشته باشی. کارمن، تحقیقات درباره ثروت پینوشه را شروع کرده و شروع به جمع آوری اسناد و مدارک مالی او می‌کند. او سرانجام هویت واقعی خود را به عنوان یک راهبه به ژنرال فاش می‌کند و سعی می‌کند او را از شر ارواح خبیثه خلاص کند اما مقهور جاذبه و قدرت جنسی پینوشه شده و با او هم‌بستر می‌شود. پینوشه نیز با گاز گرفتن گلویش، او را به خون‌آشام تبدیل می‌کند. لارین، منتقد سرسخت کلیسا است و در فیلم «کلاب»، فساد اخلاقی درونی کلیسای کاتولیک شیلی را افشا کرده بود. در اینجا نیز او به شکل استعاری، به همدستی کلیسا و قدرت اشاره دارد و نشان می‌دهد که چگونه کلیسا با فرستادن یک راهبه به خانه پینوشه در قالب یک حسابدار، سعی دارد از طریق جن گیری و خارج کردن شر از بدن او، او را نجات دهد. مهمترین بخش تخیلی این روایت مربوط به رابطۀ پینوشه و مارگارت تاچر است که البته ریشه در واقعیت تاریخی دارد. تاچر کسی بود که بعد از دستگیری پینوشه در لندن به جرم نقض حقوق بشر، دستور آزادی او را داد، به این بهانه که ما حق نداریم پینوشه را به خاطر سرکوب مردم شیلی محاکمه کنیم و این کارِ خود مردم شیلی است.  تاچر که در فصل‌های اول فیلم به عنوان راوی فیلم و صدایی اکوسماتیک (بدون بدن) حضور دارد، در فصل آخر فیلم به عنوان مادر پینوشه وارد روایت می‌شود. فیلم نشان می‌دهد که تاچر در جوانی مورد تجاوز یک جوان خون‌آشام قرار گرفته و از او حامله می‌شود و کلود، فرزند آن جوان خون‌آشام است که در یک پرورشگاه به دنیا می‌آید و تاچر او را شبانه جلوی یک خانه بورژوایی رها می‌کند.

    در پایان فیلم، آگوستو پینوشه را می‌بینیم که با کشتن کارمن و خوردن قلب او تبدیل به یک پسربچه‌ شده که مادرش (مارگارت تاچر) او را به مدرسه‌ای در شیلی می‌فرستد. لارین این بخش را به صورت رنگی فیلمبرداری کرده و با این کار، نشان می‌دهد که خون‌آشام (دیکتاتور) به آسانی نمی‌میرد بلکه می‌تواند بارها در قالب‌های جدید احیا شود و به حیات خود ادامه دهد.

    خون‌آشام بودن یک دیکتاتور، هرچند ایده تازه‌ای نیست اما به عنوان یک استعارۀ قدرتمند برای توصیف میل سیری‌ناپذیر ژنرال به کشتار و خوردن خون مردمان عمل می‌کند. خون‌آشام‌ها(ومپایرها) در اساطیر و داستان‌های گوتیک اروپایی، چهره‌های بدنام و اغواگرند. اسطورۀ خون‌آشام‌ها، سال‌هاست که دلمشغولی و دغدغۀ بسیاری از نویسندگان و فیلمسازان بوده است از « دراکولا»ی برام استوکر گرفته تا «نوسفراتو»ی مورنائو. استفاده پابلو لارین از استعاره ومپایر (خون‌آشام)، این ایده را تقویت می‌کند که تاثیرات هولناک جنایات پینوشه در شیلی؛ برای همیشه مردم شیلی را آزار خواهد داد، چرا که دیکتاتور خون‌آشام شیلی، هرگز به دست عدالت سپرده نشد. در دوره ریاست جمهوری پینوشه بر شیلی که از کودتای نظامی در سال ۱۹۷۳ تا برکناری او در سال ۱۹۹۰ ادامه داشت، هزاران نفر در شیلی، تیرباران و ناپدید شده یا مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند. در فیلم، پینوشه را می‌بینیم که از همان دوران جوانی‌، تشنۀ خون است به ویژه خونِ خانواده سلطنتی فرانسه. بعد از قطع سر ماری آنتوانت با گیوتین در میدان کنکورد پاریس، او با لذت و شهوتی سادیستی؛ لبۀ تیز گیوتینِ آغشته به خون را در مقابل جمعیت انقلابی و خشمگین لیس می‌زند. در صحنه دیگری از فیلم، او می‌گوید که طعم خونِ عوام و خونِ مردم آمریکای لاتین برایش نفرت‌انگیز است. اوهمچنین نزد پیشخدمت‌اش فئودور، اعتراف می‌کند که عاشق کشتن است و از قتل آدم‌ها لذت می‌برد.

    ساختار روایی«ال کُنده»، تقریبا مشابه ساختار روایی «همشهری کین» است. لارین به سبک ولز در «همشهری کین» با نمایی از ژنرال که در تنهایی و در خانۀ بزرگ و خلوت‌اش، بر تخت دراز کشیده آغاز می‌کند و بعد از آن، همانند داستان زندگی چارلز فاستر کین، به گذشتۀ ژنرال نقب می‌زند. یک راوی زن به زبان انگلیسی، سرگذشت عجیب و افسانه‌ای پینوشه را در طی 250 سال زندگی او از عصر لویی شانزدهم تا دوران معاصر روایت می کند. وجود خدمتکار و کارمن که نقشی شبیه خبرنگار «همشهری کین» دارد و به جستجو در زندگی گذشتۀ دیکتاتور می‌پردازد، شباهت ساختاری فیلم لارین به «همشهری کین» را بیشتر می‌کند. روایت، با اینکه بین زندگی گذشته و حال ژنرال در دوره‌های مختلف تاریخی حرکت می‌کند اما کشش لازم را برای دنبال کردن ندارد و فاقد رمز و راز و پیچیدگی است.  انگیزه‌های افراد که به سرعت افشا می‌شود، هرگونه جذابیت روایی را از بین می‌برد. دیدگاه روایی فیلم نیز دوپاره است. فیلم با روایت زنی (به زبان انگلیسی) آغاز می‌شود که ماهیت او بر ما آشکار نیست و جایگاه راوی غیرداستانی را دارد اما در فصل پایانی فیلم، جایگاه این راوی و ماهیت او تغییر کرده و او در قالب مارگارت تاچر  به عنوان یک شخصیت داستانی (مادر پینوشه) وارد روایت می‌شود. این نوع افشاگری تمثیلی و نمایش پیوند خونی بین پینوشه و نخست وزیر سابق بریتانیا، اگرچه نقد صریحی به سیاست‌های دولت بریتانیا در قبال شیلی و حمایت‌اش از دیکتاتور این کشور است، اما ورود تاچر به داستان، تناسب ناهماهنگی با روایت خانوادگی زندگی پینوشه دارد.  

    فیلمبرداری سیاه و سفید و دیجیتال اد لاخمن؛ اگرچه اصالت فیلم‌های سیاه و سفید کلاسیک و قدیمی را ندارد اما ادای دینی به شاهکارهای اکسپرسیونیستی مثل «خون آشام» درایر، «نوسفراتو»ی مورنائو و «دراکولا»ی تاد برونینگ  است. لاخمن برای فیلمبرداری این فیلم، یک استراتژی زیبایی‌شناختی خلاقانه را در پیش می‌گیرد که به فیلم حس غریب و پررمز و راز داستان‌های گوتیگ و رئالیسم جادویی آمریکای لاتین را می‌دهد. استفاده از نورپردازی سقفی برای روشن کردن صحنه‌‌های داخلی به ویژه صحنه‌ای که پینوشه یونیفورم نظامی قدیمی خود را می‌پوشد و به شکار انسان می‌رود، ایده بسیار خلاقانه‌ای بود که لاخمن اجرا کرد. یکی از قوی‌ترین عناصر بصری در فیلم، نورپردازی آن است که فیلم را با طیف وسیعی از حس‌ها و لحن‌ها اشباع می‌کند. اگرچه لاخمن، برای فیلمبرداری این فیلم از منابع هنری متعددی الهام گرفته اما خود می‌گوید که در استراتژی نورپردازی فیلم، بیشتر تحت تاثیر سبک عکاسی انسل آدامز بوده است: “در فیلم «کُنت»، به عنوان فیلمبردار سیاه و سفید، احساس کردم مثل انسل آدامز هستم که نوردهی‌ام را برای طیف وسیعی از جزئیات در مناطق سایه روشن و روشن تنظیم می‌کنم و عرض جغرافیایی تصویر را تعریف می‌کنم.”

    یکی از ملاحظات کلیدی در فیلم‌های ژانر وحشت (به ویژه ساب ژانر ومپایرها)، خون است، اما از آنجا که «ال کُنده» سیاه و سفید بود، لاخمن مجبور شد از ماده‌ای به رنگ آبی برای نمایش خون استفاده کند: “ما آزمایش‌هایی با خون انجام دادیم و رنگ قرمز به زیبایی غنی و عمیق بود، اما وقتی رنگ آبی را امتحان کردیم، به خون، درخشندگی و شفافیتی بخشید که هرگز با رنگ قرمز به آن نمی‌رسیدم.” جادویی‌ترین و خیره‌کننده‌ترین صحنه‌های فیلم از نظر بصری، مربوط به صحنه‌هایی است که پینوشه و کارمن (راهبه جوان)، در اوج شور و سرمستی، به دلیل توانایی خون‌آشامی‌شان، مثل خفاش در هوا به پروازدرمی‌آیند.

    فیلم کنت پابلو لرین

    با اینکه «کُنت» دربارۀ نیروی شر و شیطانی است اما لارین، این شرارت و خشونت را به زیبایی تصویر می‌کند. درواقع خطرناک‌ترین ایده این است که شر می‌تواند عامل خلق زیبایی باشد. به عبارتی زیبایی می‌تواند حاصل شر باشد نه خیر. تاریخ هنر نشان داده که نیروی مرموزی در دل سیاهی و تاریکی وجود دارد که می‌تواند جذاب و خیره کننده باشد و این در همه هنرها هست از ادبیات گرفته تا نقاشی، تئاتر و سینما. کافی است به تابلوهای کرونوس اثر فرانسیسکو گویا، دانته و ویرژیل در دوزخ اثر ویلیام-آدولف بوگرو، «سرِ مدوسا» اثر پل روبنس، «باغ لذت‌های دنیوی» اثر هیرونیموس بوش و «بختک» اثر هنری فوزلی فکر کنید که چطور شر، خشونت و ترس را به صورت امری زیبا درآورده‌اند. همینطور فیلم‌های ژانر وحشت نیز می‌توانند زیبا باشند، و اغلب این زیبایی را از طریق ترکیبی از جلوه‌های بصری خیره‌کننده و عمق احساسی به دست می‌آورند. فیلمسازان این زیبایی را به کمک فیلمبرداری، نورپردازی، طراحی هنری و صحنه، لباس‌ها و جلوه‌های ویژه خلق می‌کنند. فیلم‌هایی چون «بیگناهان» ساختۀ جک کلیتون، «میدسومار» ساختۀ آری استر، «سالو» اثر پازولینی، «ساسپیریا» اثر داریو آرجنتو و «جن‌گیر» اثر ویلیام فریدکین، نمونه‌هایی از این دست‌اند.

    پابلو لارین در این باره می‌گوید: “من نمی‌گویم که کار کردن با این چهره‌ها آنها را رستگار می‌کند. من نمی‌خواهم این حرامزاده‌ها را رستگار کنم، می‌خواهم آنها را افشا کنم – و وقتی این کار را می‌کنید، شاید در آن زیبایی پیدا کنید، و شاید این تنها راهی باشد که می‌توانید احساس کنید، فقط با تلاش برای به تصویر کشیدن آنها. ما وقتی آنها را می‌بینیم و تجزیه و تحلیل می‌کنیم، در خودمان رستگاری پیدا می‌کنیم. وقتی به آنها نگاه می‌کنیم، درک می‌کنیم که چه کسی هستیم، و همچنین چرا اجازه دادیم این اتفاق بیفتد. ما نیز بخشی از آن هستیم.”

    با همه تلاشی که لارین برای نفرت‌انگیز نشان دادن پینوشه و خون‌آشامی او می‌کند اما نتیجۀ آن یاس‌آور است و او موفق نمی‌شود چهره منزجرکننده ای از این دیکتاتور سفاک ترسیم کند و به جای یک خون آشام وحشتناک، با پیرمردی مفلوک، درمانده و طمعکار مواجه‌ایم که اسیر شهوت و ثروت و تشنۀ خون است. از طرفی تاکید دوربین لارین روی کلوزآپ‌های چهره‌ ژنرال هنگام ارتکاب اعمال وحشیانه و خشونت‌آمیز مثل بریدن سر زنان یا دریدن شکم آنها و یا بیرون آوردن قلب آدمها و نوشیدن خون آنها به گونه ای است که انگار فیلمساز از نتیجه خشونت او لذت می‌برد. «کُنت» اگرچه هوشمندانه ساخته شده و طنز تلخی دارد اما به حد کافی گزنده نیست و جز برخی تصاویر چشمگیر آن که در ذهن تماشاگران می‌ماند، کل فیلم متاسفانه زود فراموش خواهد شد.

    مهمترین امتیاز «ال کُنده»، جذابیت‌های صوتی و تصویری آن است. لاخمن، فضاهای درونی عمارت دورافتاده پینوشه را با نورپردازی اکسپرسیونیستی که از پنجره‌های بلند و باز به داخل خانه می‌ریزد، روشن کرده و حس و حالی گوتیک به این محیط معمولی می‌دهد. صحنۀ ورود راهبه به خانه پینوشه و نحوۀ مواجهۀ او با ژنرال، صحنۀ ورود جاناتان به قصر کُنت دراکولا را تداعی می‌کند. طراحی بصری فیلم عملاً بر اساس پرتره‌ها و عکس‌های پینوشه صورت گرفته که در آن‌ها او با شنل نظامی خود به سبک کُنت دراکولا ظاهر می‌شود. پرواز پینوشه نیز استعاره‌ای از پروازهای مرگبار هلیکوپترهای رژیم اوست که به دستور او مخالفان سیاسی‌اش از بالا به زمین پرت می‌شدند. لارین، نشان می‌دهد که نیروی شر پایدار است و می‌تواند مثل یک خون‌آشام خود را تغذیه کند تا زنده بماند. به عقیده او؛ تاریخ باید تکرار شود تا به همه ما یادآوری کند که چقدر می‌توانیم خطرناک، غیراخلاقی، فاسد و شیطانی باشیم.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیکودکی که از کاج بالا رفت تا از لانه‌ی نور، جوجه را بردارد | به یاد و خاطره‌ی احمد احمدپور
    مقاله بعدی چرا اپوزیسیون ایران دو زار بیشتر نمی‌ارزد؟
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.