فیلم «تنگسیر» یک درام اقتباسی بر محور انتقام با قصهای سرراست است که قهرمان خود؛ زارممد را در مسیرِ صعبِ حقطلبی با تغییر و تحولات شخصیتی همراهی کرده و رستگاری او را در فینال نمادینِ دل به دریا زدن قاب میگیرد.
امیر نادری؛ فیلمساز خودآموخته و تجربهگرای موج نو سینمای ایران است که دهه ۴۰ به واسطه عکاسی وارد حیطه سینما شد. سال ۱۳۵۰ با ساخت فیلم «خداحافظ رفیق» گام به حیطه فیلمسازی گذاشت که سرآغاز رابطه پر تب و تاب او با سینما و جنون فیلمسازی بود.
سال ۱۳۵۲ برای نادری با ساخت ۳ فیلم مهم در کارنامه او و البته سینمای ایران رقم خورد که متعلق به گونههای مختلف بودند؛ از فیلم کودک و نوجوان «سازدهنی» تا درام خیابانی «تنگنا» و فیلم اقتباسی «تنگسیر» که مبارزه حقطلبانه با ظلم را در یک جامعه بومی به تصویر میکشید.
صادق چوبک؛ از جمله نویسندگانی است که به عنوان پیشروان داستاننویسی نوین ایرانی از آنها یاد میشود. نویسندهای واقعگرا که همواره رویکردی انتقادی به جامعه پیرامون خود و مردمان درگیر مذهب، خرافه، جهل و انفعال برآمده از این باورها داشت.
او که دستی بر نگارش نمایشنامه، داستان کوتاه، رمان و همچنین ترجمه داشت، سال ۱۳۴۲ رمان «تنگسیر» را به نگارش درآورد که به ۱۸ زبان دنیا ترجمه شد. ماجرای این کتاب که برگرفته از واقعیت و با تکیه بر اسامی واقعی است، در شهرستان تنگستان میگذرد که به اهالی آن تنگسیری یا تنگستانی میگویند.
نادری ۱۰ سال بعد از انتشار رمان چوبک، تصمیم به اقتباس از آن گرفت و فیلمنامه را خود به نگارش درآورد. اما برای بسط و گسترش داستان به جهان ذهنی خود؛ در درامپردازی و تصویرسازی، گام در مسیر تحقیق و پژوهش میدانی گذاشت. جالب اینکه او در یکی از جلسات نمایش فیلم درباره چرایی ساخت «تنگسیر» اشاره کرده که پدرش در کودکی زارممد را تفنگ به دست در کوچه دیده است.
با توجه به اینکه ماجرای واقعی حدود ۵۰ سال قبل (سال ۱۳۰۲) در بوشهر رخ داده بود، نادری با بازماندههای آن نسل و برخی شاهدان مصاحبه کرد و در نهایت با وفاداری به رمان چوبک تلاش کرد داستان را از فیلتر ایدههای ذهنی خود عبور داده و به نوعی خوانش شخصی خود را از جهان رمان و رویداد واقعی داشته باشد… به همین واسطه است که میتوان «تنگسیر» را نقطه تلاقیِ ماندگارِ تاریخ، ادبیات و سینما دانست.
فیلم با تهیهکنندگی علی عباسی، فیلمبرداری نعمت حقیقی، تدوین مهدی رجاییان و آهنگسازی لوریس چکناواریان، در جشنوارههای داخلی و خارجی خوش درخشید و موفق به کسب جایزه بهترین کارگردانی برای امیر نادری از ششمین جشنواره فیلم سپاس در سال ۱۳۵۳ شد. همچنین جایزه بهترین بازیگر مرد را برای بهروز وثوقی از جشنواره فیلم دهلی نو به دست آورد.
«تنگسیر» روایتی است خطی، ساده و سرراست از روال زندگی روزمره مردمانی بومی که خط داستانی یکی از آنها را پی میگیرد؛ زائرمحمد/ زارممد (بهروز وثوقی) که سرمایه تلاش و کار خود را به دست بزرگان شهر سپرده که با زورگویی و قلدری حاضر به پس دادن آن نیستند.
این موقعیت اولیه به واسطه تلنگری که در همان ابتدای کار به زارممد وارد میشود، درام را به حرکت واداشته و در مسیری چالش برانگیز پیش میبرد. تلنگری به عمق نهیب سکینه (مهری ودادیان) که زارممد برای رام کردن گاو یاغی او، به حیوان آسیب رسانده و حالا زن با تندی و تحقیر زارممد را سرزنش می کند که با این زور بازو، چرا طلبش را از کسانی که حقش را ضایع کرده اند، پس نمی گیرد؟!
به این ترتیب است که کاراکتر محوری در روند بازپسگیری طلب و حق خود ابتدا به گفتگو و تعامل متوسل شده، اما وقتی مورد تحقیر و توهین و حتی انکار قرار میگیرد از موقعیت انفعالی که گرفتارش شده، خارج میشود و به کنشمندی روی میآورد.
حرکتی نمادین که به شکل کلاسیک با دست بردن به اسلحه و تبر قدیمی نشانهگذاری شده و زارممد را به وداع با همسرش؛ شهرو (نوری کسرایی) و فرزندان واداشته و در مسیر انتقامی انتحاری با انگیزه شخصی پیش میبرد که با زنجیرهای از قتلهای خونین همراه است.
به این ترتیب با قهرمانی سر و کار داریم که در روند درام به واسطه بازخورد رویدادها و تعامل با کاراکترهای پیش رو، دچار تغییر و تحول شخصیتی شده و دست به عمل و حرکتی شخصی، فراتر از قانون میزند که او را در نگاه اول یک یاغی یا حتی دیوانه جلوه میدهد.
اما به تدریج مخاطب به واسطه این همراهی تنگاتنگ به اجتنابناپذیر بودن مسیر انتحاری که زارممد درپیش گرفته، پی برده و چاره کار را در تنها گزینه ممکن یعنی راه حل انتخابی قهرمانی میبیند که ناگزیر به این حرکت بوده است.
این همراهی و همدلی تدریجی در مردمان پیرامونی نیز به گونهای هوشمندانه ترسیم شده و زارممد در مسیر انتقامجویی شخصی و قتل چپاولگران، حتی به تقابل با مأموران حکومتی برمیآید و با لقب (شیرممد) از سوی مردم خطاب میشود.
در واقع همان مردمانی که روزگاری او را سرزنش میکردند، در مسیر پیشرفت درام تبدیل به حامیان و همراهان او برای کامل کردن زنجیره این انتقامجویی یا حقطلبی میشوند تا او بتواند کار نیمه تمام خود را کامل کرده و به انتها برساند… تا او بتواند از دست مأموران فرار کرده و دل به دریا بزند و به خانوادهاش ملحق شود… تا او بتواند با سپردن تفنگش به جوانی بومی این کنش یا چه بسا مسئولیت نمادین را به نسل پس از خود بسپارد!
به واسطه چنین رویکردی است که میتوان «تنگسیر» را روایتی گویا، ساده و روان از درامی مبتنی بر مفاهیم اصیل بدون تاریخ انقضا همچون حقخواهی، تهور، انتقام، کنشمندی، خانواده و… دانست که با تکیه بر سبک واقعگرا و تجربهگرای سینمای امیر نادری از حضور بازیگران چهره نیز حضوری متمایز ثبت کرده تا نقطهای تأملبرانگیز در کارنامه همه عوامل حرفهای و نامآشنای خود ثبت کند.


