شب است. دختر جوانی وارد خانه میشود و مادرش را صدا میزند. جوابی نمیگیرد. شروع میکند به گشتن خانه به دنبال مادرش. تا اینکه مادرش را بیهوش در توالت پیدا میکند. ستی مادرش را به سختی و به زحمت روی زمین میکشد تا برسد به اتاق خواب و او را روی تختاش بخواباند. این سکانس تکان دهنده، شروع فیلم «بیداد» ساختهی سهیل بیرقی، فیلمساز جوان ایرانی است که در سال ۱۴۰۴ و در داخل ایران، اما بدون حجاب اجباری ساخته شده است. از همین سکانس آغازین، معلوم است، با فیلمی روبرو هستیم که شکستن خط قرمزاش تنها به نداشتن حجاب بر سر شخصیت زن ختم نمیشود، بلکه پا را فراتر گذاشته و سراغ موضوعاتی رفته که هر کدام تحت نظام حکوکت اسلامی، یک تابو محسوب میشوند.
اولین آنها حضور یک مادر الکلی در فیلم است که نقش آن را لیلی رشیدی بازی میکند. دورترین گزینهی ممکن در ذهن مخاطب ایرانی که لیلی رشیدی را با سریال «زیزیگولو» یا «قصههای تا به تا» می شناسد. بازیگر تئاتر و سینما و مدرس تئاتر کودکان، با چهره و صدایی معصوم و کودکانه. او در این فیلم نقش مادر «ستی» را بازی میکند. مادری مهربان و عاشق دخترش که وابسته به الکل است و آنقدر مشروب میخورد تا بیهوش شود. اما شخصیت محوری فیلم ستی است. دختری از نسل «زد» که عاشق خوانندگی است اما جایی نیست تا بتواند بخواند و هنرش را به مخاطب نشان دهد. او از یک سو با مادری افسرده و الکلی روبروست و از سوی دیگر با جامعهای تحت قوانینی بیرحم و ستمگر که تاب تحمل صدای زیبای او را ندارد. گرهی داستان از جایی شروع میشود که ستی پلکانی را در خیابانی پیدا میکند و فکر میکند جای مناسبی است تا برود پایین پلهها و در تاریکی آواز بخواند. او شبها میرود تا ته پلهها و شروع به آوزا خواندن میکند. کمکم آدمها میایستند و به صدای آواز خواندنش گوش میدهند. ویدئوهای او در شبکههای اجتماعی وایرال میشود و ستی از زیر زمین به روی زمین میاید و شروع به خواندن میکند. تصمیمی که منجر به درگیری او با مامورین انتظامی میشود. و اینجاست که «ببین» وارد روایت فیلم میشود.
«ببین» مرد جوانی است شاید با یک اختلاف ده ساله با ستی که او را از میان درگیری با ماموران انتظامی نجات میدهد و سوار ماشیناش میکند. ببین اسمی است که ستی روی او میگذارد، چون از همان ابتدا مرد جوان از گفتن نام واقعی خود طفره میرود. از ابتدا مشخص است که ببین شخصیتی متفاوت از دیگر مردان جوانی دارد که سالهاست در سینمای بدنهی ایران حضور دارند. او هم ظاهر متفاوتی دارد و هم شخصیتی منحصر به خودش. پسری که درخانهای بزرگ تنها زندگی میکند، آن هم در کنار گیاه علفی که خودش پروش داده و از محصولات آن هم خودش استفاده میکند. بدن عضلانی ببین پر از تتو است و سرش را کامل تراشیده. مدل خاصی حرف میزند. به همان اندازه که مشتاق وارد رابطه شدن با ستی است، محترم، و با ملاحظه است و برای رابطهی فیزیکی عجلهای ندارد. ساده اما در عین حال پیچیده و پر از دهلیزهای تودرتوی ذهنی است. سروین ضابطیان در نقش ستی، این نقش را روان و زلال و زیبا بازی میکند اما امیر جدیدی با ایفای نقش ببین، کارنامهی بازیگری خود را وارد سطح دیگری کرده است. بازی او پر از جزئیات خیره کننده، با بهره گیری هوشمندانه از بدن، بیان و چهره است. لیلی رشیدی نیز در ایفای نقش مادر الکی ستی که برای آزادی دخترش از بند، به هر خواری و خفتی تن درمیدهد، فراتر از حد انتظار ظاهر شده، مخصوصا در نقشی که برای او دور و ناشناخته به نظر میآمده. خانم رشیدی ابعاد دیگری از تواناییهای خود را در این فیلم به نمایش گذاشته است.
فیلم «بیداد» روایت بیداد، ظلم، بی عدالتی و نابرابری اجتماعی در ایران بعد از انقلاب است که بر چند نسل گذشته است. مادر که میتواند نماینده نسل دههی پنجاهی باشد، «ببین» که نسل دههی شصت را نمایندگی میکند و ستی که نمونهی مثال زدنی از نسل تازه وارد اجتماع شدهی «زد» است. هر سه نمادی از سوختگی و تباهی آرزوها و حسرتهای انسانی هستند. با این تفاوت که ستی از نسلی است که بیشتر از نسلهای پیشین خود، کنشگر و مطالبهگر است و کمتر از نسلهای قبلی از قدرت حاکمه میترسد. این نسل که تصوری از انقلاب، جنگ، و زیست در خفقان به سبک دههای قبل از خود را ندارد، و در ضمن به دنیای اطلاعات آزاد دسترسی دارد، برای گرفتم حقوق طبیعی و بشری خود مصمم است و حتی تهدید و سرکوب هم نمیتواند او را به عقب بازگرداند، همانطور که ستی فیلم بیداد که با وجود بازداشت و ضرب و شتم و زندان انفرادی و تهدید، تسلیم زور و قدرت حاکم نمیشود. صحنههای خارجی فیلم، همچنین پر از زنها و دخترانی است که بدون حجاب و با پوشش اختیاری در مکانهای عمومی رفت و آمد میکنند و به همهی این دلایل، گواهی است بر مبارزهی مدنی زنان ایرانی در این برهه از زمان. این فیلم شاهدی است از تاریخ معاصر ما برای آیندگان. شاهدی بر رنجها، خونها، اشکها و شاهدی بر ایثارها، مهربانیها و مقاومتها.
سهیل بیرقی پیش از این نیز با فیلمهایش نشان داده که دغدغهی حقوق پایمال شدهی زنان در ایران را دارد. زنانی که تحت قوانین نابرابر و تبعیض آمیز برآمده از شرع و عرف و دین و سنت، اجازهی یک زندگی حتی معمولی و ابتدایی هم از آنها گرفته شده. او و گروه فیلم بیداد، برای ساخت این فیلم، تحت پیگرد قانونی قرار گرفته و دادگاهی شدند. برای اتهاماتی مانند «تشویق مردم به فساد، تبلیغ علیه نظام، تهیهٔ محتوای مبتذل و ترغیب و تشویق به اعمال منافی عفت». آقای بیرقی و گروه در حالی به جریمهی نقدی و زندان محکوم شدند که در آن سوی آبها، فیلم «بیداد» توانست جایزهی ویژهی هیات داوران را در فستیوال فیلم معتبر«کارلوویواری» در جمهوری چک، دریافت کند. اتفاق مبارکی که قدرت سینمای مستقل ایران را در سطح بینالمللی، هر چه بیشتر نمایان میکند.
سهیل بیرقی با ساخت فیلم بیداد، شخصیتهایی خلق کرده است که در سینمای سالهای اخیر، کمتر نمونههایی از آنها دیدهایم. انسانهایی واقعی از دل جامعه که امکان نمایش بیفیلتر و بدون سانسور آنها میسر نیست، مگر در سینمای زیرزمینی و مستقل ایران که حالا هر روز بیشتر از روز قبل، جای پای خود را به عنوان سینمای حقیقی، قابل باور و شریف ایران، باز میکند.


