جشنواره آوینیون در جنوب فرانسه امسال هشتادمین سالش را پشت سر گذاشت، جشنوارهای که یک شهر زیبای تاریخی را به شهر نمایش بدل میکند و از بام تا شام میزبان هزاران اثر هنری است؛ برخی دعوت شده در بخش اصلی و بقیه در بخش آف که در آن همه گروههای تئاتری میتوانند با کرایه کردن یک تالار- یا حتی یک پارکینگ یا یک کلیسا- آثار خود را اجرا کنند و عجیب اینکه غالب نمایشها مملو از تماشاگر است و همه در حال جشن گرفتن هنرهای نمایشی.
امسال در مجموع سال پرباری نبود و اجراهای بخش اصلی آنچنان که باید و شاید مخاطب را راضی نمیکرد. انتظار تماشاگر از جشنوارهای چون آوینیون تماشای آثار بسیار برجسته و زبده در حد بهترینهای جهان در سال جدید است، اما در نهایت غالب نمایشهای منتخب بیآن که قدرت نمایشی تأثیرگذاری داشته باشند، به دلیل مضمونهای مد روز خود در جشنواره حاضرند.
نگاهی داریم به چند اجرای بخش اصلی.
بتیر (Batir) |سلیم جعفری
یک مونولوگ شعاری و تکراری؛ سلیم جعفری رو به تماشاگر نزدیک به دو ساعت درباره والدینش و مهاجرتشان از الجزایر به فرانسه میگوید و اینکه چطور با تبعیض روبرو شدهاند و این تبعیض تا به امروز و حتی درباره او به عنوان فرزند یک خانواده مهاجر ادامه دارد. مضمون مد روز بدون هیچ نوع خلاقیت هنری. جعفری هیچ استفادهای از امکانات صحنه نمیکند و با لحنی یکنواخت تنها در حال حرف زدن است.
محاکمه؛ بعد از دشمن مردم (A Trial: After An Enemy of the People) | کریستین جاتاهی و واگنر مورا

کار جذابی از برزیل که در آن تماشاگران هم در اجرا دخیل میشوند به این شکل که تعداد قابل توجهی از آنها هیأت منصفهای را تشکیل میدهند که قرار است شخصیت اصلی را داوری کنند: آیا او دشمن مردم است یا نه؟ با اشارهای به «دشمن مردم» ایبسن که حالا داستان روستایی را میگوید که در آن یک نفر برای سلامت مردم باید در برابر همه بایستد در حالی که همه به خاطر مسائل مالی و تعطیل نشدن توریسم مخالف او هستند.
کاپرا (CAPRA) | جین کاندل

این اثر فرانسوی ملغمهای است از همه چیز و در نهایت هیچ. میخواهد اسطورههای تاریخی را با زندگی امروز بیامیزد اما در نهایت مجموعهای میشود از آواز خوانی و حرکات نمایشهای بازاری برای جلب توجه مردم که قرار است با هیاهو و باز پناه بردن به مضمون، خودش را جدی عنوان کند.
در ازای یک لیوان نوشیدنی، برایت کاملاً برهنه یک ترانه میخوانم (Je te chante une chanson toute nue en echange d’un verre) | وناسی خامفوممالا
همه چیز از همین عنوان آغاز میشود: برهنه آواز خواندن. هر بار نه نفر میتوانند داخل تالار شوند و روبروی او بنشینند تا برایشان آواز بخواند. ابتدا نام همه را میپرسد و کمی توضیح میدهد و بعد ترانهای که این نه نفر از بین ترانههای فهرست شده انتخاب کردهاند (از جمله «هاله لویا»ی لئونارد کوهن) برایشان میخواند، البته پس از درآوردن همه لباسهایش. برهنه شدن نوعی بیفاصله بودن و صمیمیت ایجاد میکند که مدنظر خالق اثر است؛ صمیمیتی که قرار است غم نهانی هنرمند را به مخاطبش منتقل کند، اما در نهایت این اثر کوتاه دوازده دقیقهای تأثیرگذار نیست و ره به جایی نمیبرد.
تزئوس و زندگی جدیدش (Thésée, sa vie nouvelle) | والری درویل، گای کاسیه

مرور تاریخ قرن بیستم از دل داستانی شخصی و خانوادگی. وقتی عکسها تمام صحنه را در برمیگیرند و زنی که اجرا را به عهده دارد میخواهد از خلال روایت تک نفرهاش داستان رنجها و مصیبتهای قرن را بگوید که بر اساس رمان کامیل دو تولدو شکل گرفتهاند، اما اجرا خیلی زود به تکرار میرسد و امکان استفاده از ابعاد صحنه بزرگش را ندارد.
یک، دو سه… پوکلن (1, 2, 3 Poquelin) | ت. ج. استن

استن از بلژیک پس از پوکلن یک و دو، حالا با این اثر بازگشته است که در مکان رویایی بولبون در میان صخرهها اجرا میشود، جایی که پیتر بروک برای اولین بار در آن اجرا کرد. اما این مکان شگفتانگیز چندان به کار این کمدی معمول نمیآید و مشخص نیست چرا اجرا در یک تالار معمولی برگزار نمیشود؛ ترکیب چند نمایشنامه مولیر- که نام خانوادگیاش پوکلن بود- با بازیهای عمدتاً خوب اما کماکان گرفتار در نوع تئاتر بسیار کلاسیک که حالا نمیتواند از این فضای باز فوقالعاده مدرن در دل نمایش استفاده کند.
درباره سه اثر دیگر آوینیون امسال اینجا بخوانید:


