Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

    حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

    «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

      ۲ شهریور , ۱۴۰۵

      زنی که مثل هیچکس نیست | تحلیلی بر شخصیت حمیرا در فیلم بی داد

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      «سکوت»؛ آخرالزمان همین امروز است

      ۱۸ مرداد , ۱۴۰۵

      «اودیسه» نولان؛ گذشته‌ای که بیش از اندازه شبیه ما شده است

      ۸ مرداد , ۱۴۰۵

      سینمای هنری اروپا در اوج | گزارشی از جشنواره‌ی کن ۲۰۲۶

      ۶ خرداد , ۱۴۰۵

      مرور فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره کن: یک دور کامل

      ۴ خرداد , ۱۴۰۵

      روایتی از مقاومت در برابر فاشیسم | نگاهی به فیلم «زمین و آزادی» ساختۀ کن لوچ

      ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

      ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی سینما به دست کسانی می‌افتد که سینما را نمی‌شناسند |  بازخوانی «آرزوی بزرگ» خسرو شجاعی

      ۳۰ مرداد , ۱۴۰۵

      تنش مینمیال | یادداشتی بر فیلم دعوت (The Invite) به کارگردانی اولویا وایلد

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      این‌قدر که ما مندرسیم | تحلیلی بر فیلم توقیفی «بی داد»

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      برادری از معشوقۀ دیگر | یادداشتی بر مینی‌سریال نیمه‌مرد (Half Man) به کارگردانی ریچارد گد

      ۱۱ مرداد , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      «بی‌عاطفه»؛ کارخانه‌ای برای تولید مردانی که تنها بهانه و  راز زندگی‌شان زن است

      ۷ تیر , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دمکراسی قابل صدور نیست |  نگاهی به فیلم مستند «جنگ علیه دمکراسی» جان پیلجر

      ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

      شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

      ۲ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

      ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی سینما به دست کسانی می‌افتد که سینما را نمی‌شناسند |  بازخوانی «آرزوی بزرگ» خسرو شجاعی

      ۳۰ مرداد , ۱۴۰۵

      شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

      ۲ شهریور , ۱۴۰۵

      «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

      ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی سینما به دست کسانی می‌افتد که سینما را نمی‌شناسند |  بازخوانی «آرزوی بزرگ» خسرو شجاعی

      ۳۰ مرداد , ۱۴۰۵

      ایرانِ حاتمی؛ میان خاطره و خیال | زیبایی‌شناسی ایرانی در سینمای علی حاتمی

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      یادداشتی بر رمان «مای نِیم ایز لیلا» نوشته‌ی بی‌تا ملکوتی

      ۱۹ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      «گام جهان»؛ وقتی رقصنده‌ها پرواز می‌کنند

      ۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      میانِ خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش دوم

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵

      میانِ خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش اول

      ۶ مرداد , ۱۴۰۵

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش پایانی

      ۲۳ تیر , ۱۴۰۵

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش اول

      ۹ تیر , ۱۴۰۵

      سازه‌ها و حافظه‌ی جمعی | روایتی در حاشیه‌ی انفجار پل B1

      ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵

      تحلیلی بر تروما در حکومت­‌های تمامیت­‌خواه با نگاهی به سرزمین­ گوجه­‌های سبز اثر هرتا مولر

      ۲۴ خرداد , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما نقد فیلم

    شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

    پرویز جاهدپرویز جاهد۲ شهریور , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    فیلم «بد حرف نزن»
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    فیلم «بد حرف نزن» (Speak No Evil) یا «مهمانان» (Gæsterne) ساختۀ کریستین تافدروپ، فیلمساز دانمارکی است که در سال 2022 ساخته شد. بعد از موفقیت جهانی فیلم، جیمز واتکینز، کارگردان آمریکایی نیز در سال 2024 نسخه دیگری بر اساس آن ساخت. من نسخه آمریکایی را ندیدم و این مطلب را دربارۀ نسخه دانمارکی فیلم نوشتم.

    بیورن و لوئیز، یک زوج دانمارکی‌اند که برای تعطیلات آخر هفته با دختر خود اَگنِس به خانهٔ روستایی پاتریک و کارین، یک خانوادهٔ هلندی دعوت می‌شوند. ابتدا همه چیز عادی است اما به تدریج رفتار میزبانان تغییر کرده و اوضاع خانه، شکل ترسناکی به خود می‎‌گیرد.

    «بد حرف نزن»، درباره‌ی ترس، انفعال، مرزهای اخلاقی و بهایی است که آدم‌ها برای حفظ ادب و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی تثبیت شده و پرستیژ اجتماعی می‌پردازند. فیلم از همان ابتدا مخاطب را در وضعیتی از اضطراب و تعلیق دائم قرار می‌دهد، بی‌آنکه فوراً به عناصر متعارف ژانر وحشت متوسل شود. فیلم، بیش از آنکه درباره‌ی هیولاهای انسان‌نما باشد، درباره‌ی موقعیتی است که افراد احساس می‌کنند، نادرست و تهدیدکننده است و اتفاق خطرناکی ممکن است برایشان بیفتد اما روحیاتی مثل محافظه‌کاری، شرم، و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی مثل مودب بودن و رودربایستی داشتن، اجازه نمی‌دهد آن را جدی بگیرند یا بر زبان آورند.

    اتومبیلی، شبانه با چراغ‌های روشن در جاده‌ای تاریک و خلوت حرکت می‌کند و موسیقی ارکسترال سونه کولستر، فضایی ترسناک و تهدیدکننده می‌سازد. سپس وارد فضای آرام و روشن تعطیلات تابستانی می‌شویم، اما موسیقی و آن نمای آغازین اجازه نمی‌دهند این آرامش کاذب را باور کنیم. از اینجا به بعد، تعلیق فیلم بر اساس انتظار مخاطب شکل می‌گیرد. مخاطب دائماً منتظر است حادثه‌ای هولناک رخ دهد، اما فرم روایی فیلم، حادثه را به تاخیر می‌اندازد. این تأخیر، ریتم فیلم را به شکل خاصی سازمان می‌دهد. هر گفت‌وگو، هر سکوت، هر شوخی و هر حرکت کوچک پاتریک و کارین (میزبانان)، برای تماشاگر، نشانه‌ی تهدید و خطری قریب‌الوقوع است. از طرفی، آرامش، ساده‌لوحی و بی‌خیالی زوج مهمان نیز این وضعیت را تشدید کرده و به تعلیق فیلم دامن می‌زند. فیلم، به جای آنکه ترس را با حادثه‌های شوم متوالی تولید کند، آن را در فاصله‌ی میان حادثه‌ها نگه می‌دارد. به همین دلیل، بسیاری از رفتارهای ظاهراً معمولی زوج میزبان، به تدریج شکل تهدیدکننده‌ و دلهره‌آوری به خود می‌گیرد. رفتارهای پاتریک، بی‌ادبانه، خشن و آزاردهنده است؛ از بی‌توجهی به ناراحتی لوئیز و همسرش گرفته تا شیوه‌ی برخورد او با بچه خودشان (ابِل)، تجاوز به حریم خصوصی خانواده‌ی مهمان، و اصرار او بر اینکه دیگران باید با شرایط خانه‌ی او سازگار شوند. هر یک از این رفتارها در ابتدا ممکن است صرفاً بی‌ادبی یا تفاوت فرهنگی تلقی شود یا صرفاً نشانۀ عجیب‌وغریب‌ (فریک) بودن آنها باشد، اما فیلم آن‌ها را به حلقه‌هایی از یک زنجیر متصل تبدیل می‌کند.

    فیلم «بد حرف نزن»

    لوئیز در طول اقامت شان در خانه پاتریک و کارین، از رفتارهای بی‌ادبانه، گستاخانه و پرخاشگرانه پاتریک، از جمله نادیده‌گرفتن گیاه‌خواری‌اش از سوی پاتریک، آزار دادن پسر خودش آبل در صحنه‌ای که از او می‌خواهد با اگنس برقصد و ریتم رقص را رعایت کند، احساس ناراحتی می‌کند. صحنه‌های غذاخوردن آنها و نادیده‌گرفتن عمدی گیاه‌خواری لوئیز از سوی پاتریک، می‌تواند نوعی گمراه‌سازی عمدی ایجاد کند. تماشاگر ممکن است برای لحظه‌ای احتمال دهد پاتریک و کارین آدم‌خوارند، به‌ویژه چون پاتریک با اصرار، تکه‌ای گوشت شکار را به لوئیز می‌خوراند و بعد در رستوران هم با سفارش غذای گوشتی برای او، مرزهای شخصی و اخلاقی‌اش را زیر پا می‌گذارد. بااین‌حال، به نظر می‌رسد هدف اصلی کارگردان؛ ایجاد سوءظن درباره‌ی آدم‌خواری نیست، بلکه نشان‌دادن شیوه‌ای است که پاتریک از غذا به‌عنوان ابزار سلطه بر لوئیز و خانواده او استفاده می‌کند. او ابتدا از گیاه‌خواری لوئیز تعریف می‌کند، اما بعد همان اصل شخصی را به موضوعی برای تمسخر و فشار بر او تبدیل می‌کند؛ سپس با اشاره به اینکه لوئیز، ماهی می‌خورد، او را به تناقض اخلاقی در رفتار متهم می‌کند. پاتریک با گفتن اینکه اگر لوئیز ماهی می‌خورد پس گیاه‌خوار واقعی نیست، مرزهای اخلاقی او را نقض و بی‌اعتبار می‌کند؛ یعنی او را مجبور می‌کند از خود دفاع کند، درحالی‌که خودش متجاوز است.

    در واقع، هدف پاتریک دفاع از اخلاق زیست‌محیطی نیست بلکه او می‌خواهد لوئیز را وادار کند برای انتخاب‌هایش توضیح بدهد و در نهایت از مرز خودش عقب‌نشینی کند. از این نظر، گیاه‌خواری لوئیز چند کارکرد مهم دارد. نخست، این ویژگی به او هویتی اخلاقی و نوعی حساسیت نسبت به محیط زیست و حیوانات می‌دهد؛ بنابراین وقتی مجبور می‌شود از گوشت بخورد، مسئله فقط خوردن یک تکه غذا نیست، بلکه به معنی درهم شکستن اراده و هویت اوست. دوم، این صحنه، مقدمه‌ای بر خشونت‌های بعدی پاتریک است. او هنوز لوئیز را کتک نمی‌زند، اما به او اجازه نمی‌دهد نه بگوید. همین اجبار کوچک، نمونۀ کوچکی از آن چیزی است که بعداً در ابعاد هولناک‌تر رخ می‌دهد. تا نیمه اول فیلم، پاتریک، از زبانِ نرم و دوستانه برای پنهان‌کردن خشونت و هیولای درونش استفاده می‌کند. زبانِ پاتریک، ماهیت واقعی او را توضیح نمی‌دهد، بلکه آن را می‌پوشاند هرچند با پیشرفت روایت، زبان او نیز به تدریج تغییر کرده و صریح‌تر و خشن‌تر می‌شود.   

    فیلم «بد حرف نزن»

    از سوی دیگر، غذا در فیلم با مسئله‌ی بدن و انسان‌زدایی پیوند دارد. پاتریک، رفتاری غیرانسانی و قلدرمآبانه نسبت به لوئیز دارد. او می‌خواهد بدن او را تحت فرمان خود بگیرد. این رفتار با صحنۀ نهایی یعنی برهنه‌کردن و سنگسار کردن لوئیز و شوهرش هم مرتبط است. فیلمساز، آگاهانه، فضایی درنده‌خویانه می‌سازد و پاتریک را همچون موجودی نشان می‌دهد که دیگران را مصرف می‌کند. او گوشت انسان نمی‌خورد اما به شکل نمادینی آدم‌خوار است. او خانواده‌ها را به‌عنوان منابعی برای لذت، کنترل، شکنجه و قتل مصرف می‌کند. بنابراین، گیاه‌خواری لوئیز بیش از آنکه سرنخی روایی درباره‌ی آدم‌خواری باشد، ابزاری برای نشان‌دادن نخستین مرحله‌ی بلعیده‌شدن استقلال اوست؛ او ابتدا مجبور می‌شود برخلاف انتخابش غذا بخورد و در پایان، خود و خانواده‌اش به‌طور کامل در چرخه‌ی خشونت پاتریک و کارین بلعیده می‌شوند.

    تم اصلی فیلم، نقد شرم و ادب اجتماعیِ افراطی است. تافدروپ می‌خواهد نشان دهد که شر می‌تواند در یک محیط عادی، در یک مهمانی خانوادگی و دوستانه و در کنار میزبانانی مؤدب حاضر باشد و اینکه هنجارهای اجتماعی، غرایز طبیعی مثل تلاش برای حفظ جان را در آدم‌ها تضعیف می‌کند. بیورن و لوئیز احساس می‌کنند پاتریک و کارین، عجیب، آزاردهنده و خطرناک‌اند، اما هر بار احساس خود را کوچک شمرده و سرکوب می‌کنند. آن‌ها نمی‌خواهند بی‌ادب باشند و مهمان‌نوازی میزبان‌شان را زیر سؤال ببرند یا آدم‌های نمک‌نشناس و ناسپاس به نظر برسند.

    فیلمساز، یک موقعیت اجتماعی عادی و آشنا را به کابوسی هولناک تبدیل می‌کند. در فیلم‌های تیپیکال ژانر وحشت، معمولاً شخصیت‌ها مورد حمله نیروهای شر و شیطانی، ارواح خبیث، زامبی‌ها، هیولاها و موجودات ماورایی قرار می‌گیرند و برای نجات خود از دست آنها تلاش می‌کنند اما در این فیلم، آن‌ها ابتدا باید از عادت‌ها و الزام‌های اجتماعی خود فرار کنند. آنها گفتن جمله‌ ساده‌ای مثل “ما دیگر اینجا نمی‌مانیم.” عاجزند. پاتریک و کارین دقیقاً از همین نقطه ضعف آنها استفاده می‌کنند. آن‌ها برای اعمال قدرت خود به زنجیر و دیوار نیاز ندارند بلکه از شرمندگی، تعارف، احساس گناه و ترس از قضاوت دیگران استفاده می‌کنند. هر بار که خانواده‌ی دانمارکی جرات کرده و از رفتارمیزبانان انتقاد می کنند و می‌خواهند مرزی تعیین کنند، میزبانان با شوخی، توجیه یا عذرخواهی کوتاه، شرایط را به حالت عادی بازمی‌گردانند.

    فیلم «بد حرف نزن»

    در انتهای فیلم، وقتی بیورن از پاتریک می‌پرسد، چرا این کار را با آنها کرده او در جواب می‌گوید: “خودتان به ما اجازه دادید این کار را با شما بکنیم.” بیورن، پیچیده‌ترین شخصیت فیلم است. مشکل او نداشتن خشم نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل خشم به کنش است. او بیش از حد مودب، خجالتی و آرام است. همیشه لبخند می‌زند، عذرخواهی می‌کند، هیچ وقت معترض نیست و تقریباً همیشه می‌کوشد فضای اجتماعی را آرام نگه دارد. اما در گفت‌وگویش با پاتریک اعتراف می‌کند که در درون خود خشم و خشونتی سرکوب‌شده دارد.

    پاتریک او را تشویق می‌کند که وحشی باشد، اما این دعوت در واقع یک فریب است. پاتریک خود را به عنوان فردی آزادی، بی‌پروا و رها از قید وبندهای اجتماعی نشان می‌دهد، درعین ‌حال، خوی درنده، خشن و بی‌رحمی دارد. بیورن از پاتریک هم می‌ترسد و هم به نوعی به او غبطه می‌خورد، زیرا پاتریک آن چیزی را اجرا می‌کند که بیورن فقط در درون خود احساس می‌کند.

    در صحنه‌ای از فیلم پاتریک و بیورن سوار بر اتومبیل در جاده می‌رانند و پاتریک ترانه‌ی «It Never Ends» را برایش پخش می‌کند که دال بر چرخه‌ی بی‌پایان و تکرارشونده‌ی جنایت پاتریک و کارین است. صحنه‌ای که ابِل دهانش را باز می‌کند تا چیزی بگوید و بیورن می‌بیند که زبان ندارد، یکی از مهم‌ترین لحظات فیلم است. ابِل در آن لحظه سعی دارد رازی را برملا کند و بر حقیقتی شهادت دهد‌ اما امکان گفتار از او گرفته شده است.

    پاتریک به دروغ مدعی است که ابِل از بدو تولد زبان نداشته، اما رفتار کودک، حقیقت دیگری را نشان می‌دهد. زبان او بریده شده است تا نتواند درباره‌ی جنایت‌های پاتریک و کارین شهادت دهد. بنابراین بدن ابِل به سند جرم خانواده میزبان تبدیل می‌شود. او نمی‌تواند بگوید “این‌ها والدین من نیستند” یا “به من آسیب زده‌اند”، اما زبان قطع‌شده‌اش، نشانۀ همین حقیقت است. بیورن این نشانه را می‌بیند، اما آن را دریافت نمی‌کند و توضیح پاتریک را می پذیرد. بیورن با اینکه در خاموش‌کردن صدای ابِل نقش مستقیم ندارد، اما با قبول ادعای پاتریک و نادیده گرفتن زبان بریدۀ ابل، به تداوم سکوت و بی صدایی او کمک می‌کند.

    فیلم «بد حرف نزن»

    انفعال و عادی‌شدن شرِ

    می‌توان میان «بد حرف نزن» و مفهوم “ابتذال شر” هانا آرنت ارتباطی جدی برقرار کرد؛ هرچند فیلم، مستقیماً بازنمایی وضعیت آرنتیِ شر نیست. آرنت، این اصطلاح را برای توضیح شخصیت و شیوه‌ی عمل آیشمن به کار برد، نه برای بی‌اهمیت‌دانستن جنایت. منظور او این بود که شر می‌تواند از دلِ بی‌فکری، اطاعت کورکورانه، استفاده از کلیشه‌ها و ناتوانی در دیدن جهان از منظر دیگری پدید آید.

    همانطور که گفته شد، پاتریک و کارین، شبیه هیولاهای متعارف فیلم‌های وحشت نیستند. آن‌ها در آغاز، زوجی صمیمی، شوخ، مهمان‌نواز و حتی دوست‌داشتنی به نظر می‌رسند. جنایت آن‌ها در فضایی کاملاً عادی و روزمره و در حوزۀ مناسبات خانوادگی رخ می‌دهد. همین عادی‌بودنِ ظاهری، با برداشت آرنت از “ابتذال شر” نزدیکی دارد. اینکه شر لزوماً با چهره‌ای خشن و شیطانی و زبان جنون‌آمیز ظاهر نمی‌شود، بلکه می‌تواند در رفتارهای معمولی، لحن دوستانه و عادت‌های اجتماعی پنهان شود. آن‌ها آگاهانه نقشه می‌کشند، کودکان را می‌ربایند و والدین آنها را می‌کشند؛ بنابراین نمی‌توان گفت جنایت‌شان صرفاً حاصل بی‌فکری یا جهل است. شر آن‌ها بیش از آنکه بوروکراتیک باشد، حساب شده، دقیق و عامدانه است اما عادی‌سازی رفتار شرورانه، سکوت، توجیه و ناتوانی در قضاوت، کاملاً آرنتی است. بیورن و لوئیز، نشانه‌های خطر را می‌بینند، اما از کنار آن‌ها عبور می‌کنند. آن‌ها به جای پرسیدن اینکه “چه اتفاقی واقعاً در حال رخ‌دادن است؟”، درواقع دائماً از خود می‌پرسند؛ “نکند رفتار ما بی‌ادبانه و توهین‌آمیز باشد؟”، ” رفتار میزبان ما طبیعی نیست اما لابد مربوط به فرهنگ‌شان است.”، “آدم‌های مهمان‌نواز و خوبی‌اند”، “حتما منظوری ندارند.”، ” زشته که اعتراض کنیم.”  در نتیجه، قواعد اجتماعی جای داوری اخلاقی را می‌گیرد. آن‌ها به کلیشه‌هایی مثل “مهمان باید مؤدب و سپاسگزار باشد”، “نباید زود قضاوت کرد” و “نباید فضای دوستانه را خراب کرد” پناه می‌برند. این کلیشه‌ها در ظاهر متمدنانه‌اند، اما در موقعیتی که نیازمند قضاوت اخلاقی، تصمیم‌گیری و عمل است، به ابزار انفعال تبدیل می‌شوند.

    فیلم «بد حرف نزن»

    در «بد حرف نزن»، پاتریک و کارین، آگاهانه شر را انتخاب می‌کنند و از رنج قربانیان لذت می‌برند. اما فیلم نشان می‌دهد که چنین شرّ آگاهانه‌ای چگونه در محیطی از سکوت، ادب و عادی‌سازی امکان رشد پیدا می‌کند. بنابراین فیلم را می‌توان نه تصویری مستقیم از “ابتذال شر” آرنتی، بلکه روایتی دربارۀ شرِ عادی‌شده و شرایط اجتماعیِ شکل‌گیری آن دانست.

    جنبۀ آرنتی فیلم در این است که شر زمانی می‌تواند موفق ‌شود که انسان‌ها از اندیشیدن دربارۀ واقعیت و ارزیابی آن دست بکشند و وضعیت را عادی جلوه دهند. پاتریک و کارین با لبخند و زبان نرم و خیرخواهانه، خشونت خود را عادی جلوه می‌دهند و بیورن و لوئیز نیز با اتکا به ادب، تعارف و اخلاق مدرنیستی خود، این عادی بودن را پذیرفته و نشانه‌های شر را انکار می‌کنند. در چنین شرایطی، هیچ‌کس مجبور نیست در هر لحظه خود را شرور بداند؛ کافی است یکی دروغ بگوید، دیگری آن را بپذیرد، و قربانیان هم بیش از اندازه برای حفظ نظم اجتماعی سکوت کنند.

    «بد حرف نزن» نشان می دهد که شر فقط از اراده‌ی جنایتکاران پدید نمی‌آید، بلکه از انفعال، سکوت و بی‌فکری کسانی نیرو می‌گیرد که آن را می‌بینند اما حاضر نیستند در برابر آن بایستند و اعتراض کنند.

    حرکت تدریجی فیلم از تعطیلات دلپذیر به کابوسی هولناک، بی‌شباهت به فیلم «مید سومر» (Midsommar) آری استر نیست اما این شباهت بیشتر در ساختار دلهره‌آور و پر تعلیق و فضای به ظاهر آرام اما در درون ملتهبِ هر دو فیلم است تا در داستان، شخصیت‌پردازی و زمینه‌ها و باورهای فرهنگی و اسطوره‌ای‌. هر دو فیلم با دعوت و سفر و مهمان‌شدن در محیطی غریب آغاز شده و شخصیت‌ها وارد فضایی می‌شوند که ابتدا زیبا، آرام، دوستانه و صمیمی به نظر می‌رسد، اما به‌تدریج قوانین پنهان و خشونت‌بار آن آشکار می‌شود.

    هر دو فیلم با کلیشۀ وحشت در تاریکی فاصله می‌گیرند. بخش مهمی از «مید سومر» در روشنایی شدید روز، میان گل‌ها، مزارع و مناظر طبیعی سوئد رخ می‌دهد. در «بد حرف نزن» نیز خانه‌ی میزبانان، باغ، جاده و فضای روستایی، اغلب در نور روز و طبیعی دیده می‌شوند. در هر دو فیلم، روشنایی نه نشانه‌ی امنیت، بلکه پوششی برای اعمال خشونت و هیستری است. تفاوت مهم دو فیلم در این است که در «مید سومر»، فضای روایت، کیفیتی آیینی، اسطوره‌ای و وهمناک دارد، درحالی‌که در «بد حرف نزن»، فضا کاملاً رئالیستی، عادی و روزمره است. در «مید سومر»، دنی و دوستانش وارد جامعه‌ی هارگا می‌شوند؛ جامعه‌ای که قوانین مذهبی (کالت) و آیینی آن برای غریبه‌ها و مهمانان، ناشناخته است. در «بد حرف نزن» نیز مهمانان دانمارکی وارد فضای خانوادگی و صمیمی و قابل اعتماد می‌شوند، اما قواعد پنهان آن خانه و ماهیت واقعی میزبانان خود را نمی‌شناسند. بااین‌حال، تفاوت اساسی این است که هارگا یک جامعه‌ی سنتی با مناسبات آیینی کهنه و سازمان‌یافته است، درحالی‌که پاتریک و کارین، یک زوج جنایتکارند که خود را پشت ظواهر زندگی عادی و مدرن پنهان کرده‌اند. در «مید سومر»، مهمانان، به درون یک آیین و نظم فرهنگی ترسناک و ویرانگر دعوت می‌شوند اما در «بد حرف نزن»، قربانیان به درون یک تلۀ شخصی مخوف، سادیستی و جنایتکارانه کشیده می‌شوند.

    فیلم «بد حرف نزن»

    در هر دو فیلم، با اینکه شخصیت‌ها، نشانه‌های خطر را می‌بینند اما در تصمیم‌گیری بر سر ماندن یا رفتن مرددند و فوراً آنجا را ترک نمی‌کنند. در «مید سومر»، مرگ‌های هولناک و مراسم آیینی عجیب و غیرعادی یکی پس از دیگری رخ می‌دهند، اما مهمانان همچنان در محیط باقی می‌مانند. در «بد حرف نزن» نیز بیورن و لوئیز با اینکه بارها شاهد رفتار آزاردهندۀ میزبانان خود اند اما به آنها شک نمی‌کنند و به دلیل ادب، شرمندگی، رودربایستی و ترس از ایجاد تنش، در آنجا می‌مانند یا بعد از ترک خانۀ میزبان، دوباره به آنجا برمی‌گردند.

    در پایانِ «مید سومر»، دنی در جامعه‌ی هارگا پذیرفته می‌شود و کریستین قربانی آیین آن‌ها می‌گردد. فیلم، دربارۀ جذب‌شدن در یک جامعه‌ی آیینی و پیدا کردن تعلقی هولناک است که نوعی پیروزی روانی و عاطفی برای دنی به همراه دارد، در حالی‌که در «بد حرف نزن»، هیچ رستگاری یا پذیرفته شدنی در کار نیست. خانواده‌ی دانمارکی کاملاً نابود می‌شود. مراسم قتل آنها با اینکه در ظاهر شکل آیینی دارد اما برخلاف «مید سومر»، ریشۀ آیینی و اسطوره‌ای ندارد بلکه نمایشی نمادین و عریانِ از انفعال و تسلیم شدن محض قربانی‌ها در برابر خشونت و سادیسم است. پاتریک و کارین، چرخه‌ی جنایت خود را ادامه می‌دهند و اگنس به ابزار جذب قربانیان بعدی تبدیل می‌شود.

    هر دو فیلم نشان می‌دهند که محیط زیبا و روشن و فضایی به ظاهر دوستانه، صمیمانه و قابل اعتماد، اگر قواعد پنهانش را نشناسیم، می‌تواند از تاریک‌ترین مکان‌ها نیز وحشتناک‌تر باشد. در «مید سومر»، شر در قالب یک اجتماع کالت و نظام اعتقادی- آیینی ظاهر می‌شود. خشونت هارگا، بخشی از نظم اجتماعی و فرقه‌ای آنان است و با موسیقی، آیین، اسطوره و چرخه‌ی طبیعت توجیه می‌شود اما در «بد حرف نزن»، شر کاملاً فردی و سادیستیک است. پاتریک و کارین هیچ جهان‌بینی پیچیده‌ای ندارند بلکه سریال کیلرهایی بی‌رحم‌ و خون‌ریزند که از اعتماد و ساده‌لوحی افراد سوءاستفاده کرده و آنها را به دام خود افکنده و از شکنجه و کشتن آنها لذت می‌برند.

    «بد حرف نزن»، از نظر سبکی، لحنی سرد، واقع‌گرا و مینیمالیستی دارد. فیلم از همان نمای افتتاحیه، پیشاپیش وضعیت تهدیدکننده‌ای را به مخاطب اعلام می‌کند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سبکی فیلم این است که از کلیشه‌های ژانر وحشت پرهیز کرده و ترس را بدون توسل به عناصر آشنای این ژانر القا می‌کند. در این فیلم، خبری از خانه‌ی تاریک، زیرزمین، ارواح، زامبی‌ها، موجودات ماورایی، ومپایرها، جامپ‌اسکر یا صحنه‌های مداوم خون و خشونت نیست. همه چیز در محیط‌های آرام و عادی خانوادگی و فضاهای روشن‌ جریان دارد؛ خانه‌ای روستایی، اتاق غذاخوری، باغ، استخر، جاده‌ها و طبیعت زیبا. اما به تدریج همین فضاهای روشن و به ظاهر قابل اعتماد، به منبع اضطراب و ترس تبدیل می‌شود. تافدروپ نشان می‌دهد که شر الزاماً در تاریکی پنهان نیست بلکه گاهی در روشن‌ترین فضای روز، پشت چهره‌ی خندان و رفتار مؤدبانه‌ی آدم‌ها ظاهر می‌شود. خانه‌ی پاتریک و کارین، برخلاف خانه‌ی معمول در فیلم‌های وحشت، از ابتدا مکانی تاریک و متروک نیست بلکه آرامش و زیبایی ظاهری و فریبندۀ خانه به‌تدریج به پوششی برای اعمال خشونت و جنایت تبدیل می‌شود.

    برخلاف معمول فیلم‌های ژانر وحشت، از اغراق در نورپردازی یا طراحی صحنه خبری نیست و صحنه‌های داخلی بیشتر با نورپردازی طبیعی و به شیوه‌ای رئالیستی فیلم‌برداری شده و به‌جای ایجاد شوک و جامپ‌اسکر، مکالمه‌ها، سکوت‌ها و نگاه‌ها، آزاردهنده و اضطراب‌آورند. بنابراین وحشت در فیلم حاصل نورپردازی لو کی(low key lighting) و تصاویر تاریک نیست بلکه نتیجۀ انفعال و ناتوانی شخصیت‌ها (زوج مهمان) در درک موقعیت فریبنده و به ظاهر روشن اما درواقع تهدیدکننده و خطرناک است.

    فیلم «بد حرف نزن»

    موسیقی سونه کولستر نیز خصلتی پیش‌گویانه دارد و پیش از آنکه تصویر، دلیل مشخصی برای ترس و دلهره ارائه کند، خطر را به ما گوشزد می‌کند. ارکستراسیون پرتنش، سازهای بادی و ضربه‌های کوبه‌ای، به تنش حاکم برگفتگوها می‌افزاید و موقعیت را بحرانی می‌کند. در برخی صحنه‌های عادی، موسیقی شدت و حجمی دارد که با ظاهر ساده‌ی موقعیت تناسب ندارد. همین عدم تناسب به مخاطب می‌گوید که پشت این زندگی روزمره، چیزی خطرناک در حال شکل‌گیری است.

    از نظر تماتیک، انفعال خانواده‌ی دانمارکی قابل فهم است؛ اما از نظر شخصیت‌پردازی، فیلم در بعضی لحظه‌ها، باورپذیر نیست. بازگشت مهمانان به خانه‌ی میزبانان برای یافتن اسباب‌بازی اگنس، با وجود نشانه‌های متعدد بر وجود خطر در آن خانه، تصمیمی غیرمنطقی و بسیار ضعیف است. همچنین بیورن نیز پس از پی بردن به حقیقت و کشف هویت واقعی میزبانان، هنگام فرار، موضوع را با همسرش در میان نمی‌گذارد. این مشکل در پایان فیلم به اوج می‌رسد. پدر و مادر تقریباً هیچ مقاومت جدی در برابر ربوده‌شدن و شکنجه‌ی فرزندشان نشان نمی‌دهند. این انفعال که ادامه‌ی همان سکوت و اطاعت اجتماعی آنهاست، از نظر نمادین، شاید معنی داشته باشد اما از نظر روان‌شناختی، بسیار دشوار است باور کنیم که والدین در چنین موقعیتی کاملاً منفعل عمل کرده و از غریزه‌ی دفاعی خود تهی شوند.

    فیلم می‌توانست همان معنای تلخ را با مقاومتی هرچند ناکام از سوی بیورن و همسرش نشان دهد. اگر بیورن به پاتریک حمله می‌کرد یا لوئیز برای نجات اگنس مبارزه می‌کرد و آن‌ها پس از تلاشی واقعی شکست می‌خوردند، پایان هم دردناک‌تر و هم باورپذیرتر می‌شد. در شکل کنونی، فیلم، شخصیت‌ها را نه به‌عنوان انسان‌های واقعی و باورپذیر، بلکه به‌عنوان فیگورهای نمادین ادب، شرم، انفعال و تسلیم شدن محض در برابر نیروی شر، به‌ویژه در مواجهه با خطر مستقیم علیه فرزندشان به کار می‌گیرد.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیحق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

    مینا ایران‌فدا

    وقتی سینما به دست کسانی می‌افتد که سینما را نمی‌شناسند |  بازخوانی «آرزوی بزرگ» خسرو شجاعی

    امید فاخر

    ایرانِ حاتمی؛ میان خاطره و خیال | زیبایی‌شناسی ایرانی در سینمای علی حاتمی

    رضا‍ صائمی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

    حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

    «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.